کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



بی من نبود اوج فلک سینه سای تو / پرواز پیش گیر که بال و پرت شدم
یک عمر همسر تو شدم، لیک در مجاز؛ / اینک حقیقت است اگر همسرت شدم
هم دوش نیز هستم و هم گام و هم طریق / تنها گمان مدار که هم بسترت شدم
بی من ترا، قسم به خدا، زندگی نبود / جان عزیز بودم و در پیکرت شدم
یک دست بوده ای تو و یک دست بی صداست / دست دگر به پیکر نام آورت شدم
بیرون ز خانه، همره و هم گام استوار / در خانه، غمگسار و نوازشگرت شدم
دیگر تو در مبارزه بی یار نیستی / یار ظریف و یاور سیمین برت شدم
( مجموعهی اشعار، مرمر، ای مرد، صفحه ۳۸۶ )
این شعر مبین نگاهی است که زن را همراه و هم تای مرد می داند و عامل موفقیت را برای مرد در همراهی با زن مطرح می کند. گریز از نگاه جنسی به زن اگر چه به عنوان یک امر طبیعی اشاره ای بدان شده است و اصرار بر نگاه مفید بودن و عامل محرک بودن به زن دراداره ی امور زندگی پا به پای مرد درون مایهی این غزل است؛ این ابیات اگرچه جنبهی تغزلی ندارند، اما زن در چشم مرد همه سویه و از آن یک سو محبوب بودن جلوه می دهد. که این مقوله در بیت:
پایان نامه - مقاله - پروژه
یک عمر همسر تو شدم، لیک در مجاز؛ / اینک حقیقت است اگر همسرت شدم
شاعر در بیتی اشاره به دوران معشوق بودن زن و عاشق بودن مرد دارد و خیالات سپری شده ای که اکنون به حقیقت پیوسه است. در بیت بعد تأکید می کند که مضاف بر نقش همبستری:
هم دوش نیز هستم و هم گام و هم طریق / تنها گمان مدار که همبسترت شدم
استفاده از ضرب المثل « یک دست صدا ندارد » برای تأکید بر همراهی و اتحاد، اشاره به کار بیرون منزل زن و نقش های خارج از خانواده سپس اشاره به وظایف درون خانه که غمگساری و نوازشگریست، آوردن تعابیری چون یار ظریف و یاور سیمین بر، نگاه ظریف زنانهی شاعر در بیان همراهی دو انسان را به خوبی نشان می دهد. از آرایه های بیانی نکتهی برجسته ای نیست که یادآور شویم جز تشبیه مرد به پرنده ای که اوج فلک بی حضور زن سینه سای او نبوده است در بلند پروازی و اوج و علت را بال و پر شدن زن برای اوج گیری بیان کرده است.
در شعر « سایهی دالان سمن ها » سیمین به توصیف فصل بهار پرداخته و در خلال آن رفتارهای عاشقانه را یادرآور شده، این خود تناسب جالب توجهی است؛ بهار فصل عاشق شدن و عشق ورزیدن است و شاعر در این ابیات به توصیف چنین حالات و رفتار هایی پرداخته است:
سایهی دالان سمن ها
خفتنی شد، به خدا، بستر سر سبز چمن ها / گفتنی شد، به خدا، با تو در آن سبزه سخن ها
خزه شد مخمل رنگین به گریبان طبیعت / لاله شد دکمهی یاقوت به سر دست دمن ها
وه، چه خوش وسوسهی بوسه و آغوش فزاید / مستیی عطر هوس پرور و نمناک گوَن ها!
خلوتی خواسته بودی که ببوسی لب ما را- / وعده، در سایهی دالان فلک فام سمن ها
باد، از برگ گل آن جا فکند روکش اطلس / تا به آسودگی آریم برون، جامه ز تن ها
مرغ سان، بر سر هر شاخه بر آریم نواها / قو صفت، در دل هر چشمه بشوییم بدن ها
به رسن های وفا، پای گریز تو ببندم / همچو تاکی که ز هر شاخهی او رُسته رسن ها
آه، سیمین! دل آن دوست به دست آر و مرنجان / زان که آمد ز همه خلق جهان، سوی تو تنها
( مجموعهی اشعار، رستاخیز، سایهی دالان سمن ها، صفحه ۴۲۹ )
تشبیه چمن ها به بستر در لطافت و نرمی، تشبیه خزه به مخمل با وجه شبه نرمی و لطافت که به گریبان طبیعت نشسته است، تشبیه لاله به دکمهی یاقوت فام و تصور لباسی که سردست دارد برای سمن ها و اشاره به مستی فزایی و نمناکی گون ها که وسوسه گر بوس و کنار است، تتابع اضافات در مصرع، « وعده، در سایهی دالان فلک فام سمنها » که خود تصویری رویایی را پرداخته است، یا تصویر مخیل این بیت:
باد، از برگ گل آنجا فکند روکش اطلس / تا به آسودگی آریم برون، جامه ز تن ها
تشبیه خود و معشوق به مرغ در نواخوانی و قو در پاکی، تشبیه شاخه ای تاک به رسن در پیچ و تاب هایی که دارد، تصویر های ساخته شده در این ابیات است.
در غزل « رگبار بوسه » تفاخر شاعر را به زن بودن خود می بینیم ابتدا غزل را بخوانیم:
رگبار بوسه
ای با تو در آمیخته چون جان، تنم امشب / لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب
مریم صفت از فیض تو- ای نخل برومند!- / آبستن رسواییی فردا، منم امشب
ای خشکیی پرهیز که جانم ز تو فرسود! / روشن شوَدَت چشم، که تر دامنم امشب
مهتابی و پاشیده شدی در شب جانم / از پرتو لطف تو چنین روشنم امشب
آن شمع فروزندهی عشقم که بَرَد رشک / پیراهن فانوس، به پیراهنم امشب
گلبرگ نیم، شبنم یک بوسه بَسَم نیست / رگبار پسندم، که ز گل خرمنم امشب
آتش نه، زنی گرم تر از آتشم ای دوست! / تنها نه به صورت، که به معنا زنم امشب
پیمانهی سیمین تنم، پُر مِی عشق است / زنهار ازین باده، که مرد افکنم امشب!…
( مجموعهی اشعار، رستاخیز، رگبار بوسه، صفحه ۴۳۲ )
مشخصه های بیانی موجود در این غزل را با استعاره بررسی می کنیم. « استعاره از تمام انواع مجازات لفظی، در شعر- و حتی در نثر ادبی- متداول تر است و هم چنین غنی تر و مطبوع تر. حتی از تشبیه رساتر یا دست کم موثر تر و قوی تر. شاعر بوسیلهی استعاره به همه چیز جان می بخشد، به همه چیز لطف و ظرافت عطا می کند، به حیوانات زبان و بیان نسبت می دهد و به اشیاء بی روح حس و حرکت. به هر حال فایدهی استعاره عبارتست از مبالغه و هم چنین تزئین کلام یا محسوس کردن آن چه از آن مخفی و نامرئی است.» ۱۰ در بیت نخست وجود دو واژهی « لعل » استعاره از لب و « گل مرجان » استعاره از بوسه، برای ساختن تصویر معاشقه به کار رفته است و این بیت را ظرافت هنری بخشیده و مزین کرده است. در بیت دوم شاهد تلمیح به داستان حضرت مریم در قرآن هستیم شاعر خود را در پاکی و بکری به مریم و معشوق را در بارور کردن او به نخل مانند کرده است و ضمن تلمیح تشبیه را توأمان به کار گرفته است. « تردامنی » کنایه از فاسق، گناهکار و آلوده به معصیت است. تشبیه معشوق به مهتاب و جان شاعر به شب که مهتاب در آن پاشیده شده، تشخیصی در تصور فانوس به انسانی که پیراهن به تن دارد و به پیراهن شاعر رشک می برد، تشبیه بوسه به شبنم و رگبار و در پایان تفاخر به زن بودن در دو بیت پایانی غزل که می گوید:
آتش نه، زنی گرم تر از آتشم ای دوست! / تنها نه به صورت، که به معنا زنم امشب
پیمانهی سیمین تنم، پُر مِی عشق است / زنهار ازین باده، که مرد افکنم امشب!…
و این تفاخر که هم به صورت است هم به معنا اشاره به ظاهر زنانه و نیز باطن زنانه دارد. شاعر وجود خویش را به پیمانهی می تشبیه می کند که لبریز شراب عشق است و چنان مستی فزاست که مردان را از پای می افکند.اشعاری نظیر دو شعر یاد شده ی اخیر ‘’ سایه دالان سمنها'’ و ‘’ رگبار بوسه ‘’ به تعبیر نگارندهی ‘’ گهوارهی سبز افرا ‘’ « عشق و اروتیسم ادبی را نمایش میدهد.» ۱۱
سیمین در غزل « شبی به امن حریم تو…» گفتگوی عاشقانهی زنی که خواسته های خود را با معشوق با بهره گرفتن از تعبیرات و تشبیهات و فنون بیانی ابراز می دارد به تصویر کشیده است.
شبی به امن حریم تو
شبی به امن حریم تو راه خواهم برد / به زینهار دو چشمت، پناه خواهم برد
بدین شکوه و نوازش که دیدگان تو راست / نیاز خویش بدان پیشگاه خواهم برد
به آستان تو با چشم شکوه گستر خویش / عریضه ای به دو سطری سیاه، خواهم برد
دو طاقهی اطلس سبز نگاه نرم تو را / به حجله خانه خورشید و ماه خواهم برد
ز طرفه های زمرّد در آن دو حقّه یشم / هزار نادره با یک نگاه خواهم برد
شبی کنار تو تا بامداد خواهم خفت / چنان برهنه، که شرم از پگاه خواهم برد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 05:55:00 ق.ظ ]




طبیعی می باشد. دروازه ی راه یابی به قلب قاره ی آسیا و وسعت و پهناوری بخش دیگری از ویژگی های کشور سودان به شمار می رود. همین امر سبب شده بود که استعمارگران چشم طمع به این کشور بدوزند. ( فرامرز یاوری ، بی تا ، ص ۱۴۲ )
۲ – ۱ – ۳ – ۲ – شمال و جنوب سودان
مهمترین مسئله یکپارچه سازی سودان از ناهماهنگی فرهنـگی و نـژادی آن منتـج مـی شـود.
گرچه شمال به طور اصولی عربی است ، ولی جنوب جزء آفریقای سیاه قرار گرفته است.
جمعیت به ۵۷۲ قبیله که به ۲۶ زبان عمده و ده ها لهجه تکلـم می کننـد ، تقسیـم می شـود .
عرب ها که بزرگترین گروه را تشکیل می دهند ، در حدود ۴۰ درصد کل جمعیت را شامل می شوند. تفاوتهای زبانی و نژادی با یک شکاف بزرگ مذهبی ترکیب می شود. شمالی ها مسلمان هستند و جنوبی ها از دو گروه مسیحی و روح پرست به وجود آمده اند.
به علت وضع طبیعی سودان ، سودان شمالی و جنوبی از تجربه های تاریخی جداگانه برخـوردار
بوده اند و توجیهات فضایی آنها هم متفاوت بوده است. در حالی که مناسبات فرهنگی اقتصادی و سیاسی شمال با خاور میانه و منطقه مدیترانه بوده ، تماس جنوب با آفریقای سیاه بوده است. کنش متقابل بین دو بخش تا دهه ۱۸۴۰ ، زمانی که عربها و سایر بیگانگان به منظور استثمار به داخل منطقه ساد نفوذ کرده و شروع به خارج کردن برده و عاج نمودند ، ناچیز بود.
انگلیسی ها که کشور را از ۱۸۹۹ تا ۱۹۵۶ تحت تسلط داشتنـد ، طرفـدار روش غیـر مستقـیم
بودند و تا ۱۹۴۷ با شمال و جنوب به صورت واحدهای کاملاً مجزا برخورد می کردند. برای سالیان دراز ، آنها فعالانه مانع از کنش متقابل بین دو ناحیه شدند. آنها ، همچنین ، با تشویق کوششهای تبشیری مسیحی و اتخاذ زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی فواصل فرهنگی و اجتماعی را وسعت بخشیدند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
انگلیسی ها برای توسعه اقتصادی یا اجتماعی جنـوب ، کـار چنـدانی نکـردند. در اواسـط دهـه
۱۹۴۰ ، از ۵۱۴ محصل مدارس متوسطه سودان ، ۴۸۳ نفر از شمالی ترین استانها آمده بودند. حتی در زمان استقلال ، در ۱۹۵۶ ، ۸۸ درصد همه دیپلمه های متوسطه ، شمالی بودند. این دو نتیجه عمده در برداشت : اول اینکه ، تعداد کمی از جنوبی ها می توانستند در ادارات محلی استخدام شوند به این ترتیب ، بعد از استقلال کلیه پستهای خالی انگلیسی ها به عربها داده می شد. دوم ، جنوب فاقد هر نوع تحصیل کرده ی محلی بود و به این ترتیب در سطح ملی ، عرب ها بودند که می توانستند حیات سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و فرهنگی را به انحصار خود درآورند. جنوبی های سیاه احساس عدم حضور و فراموش شدگی می کردند. حکومت مرکزی هم در برنامه های عمرانی بعد از استقلال ، کلیه سرمایه گذاری ها را در شمال متمرکز کرد و با وسیع کردن تفاوتهای ناحیه ای به انزجار سیاه پوستان دامن زد.
( درایسدل ، ۱۳۶۹ هـ . ش ، ص ۲۹۱ )
تاریخ کشمکشهای جنوب سودان از آغاز ، به جریان سیاست ملی در خرطوم وابسته بوده اسـت.
نخستین رژیم پارلمانی و دولت نظامی پس از آن ، در عین حمایت لفظی از نظریه خود مختاری محدود در جنوب ، هرگز دستخوش تغییر فکر اساسی ، که لازمه عملی ساختن آن نظریه است ، نشده بودند. آنها نه تنها به حفظ تمامیت ارضی معتقد بودند ، بلکه عقیده داشتند که آینده سودان به منزله بخشی از « خاور میانه مسلمان » است.
رئیس جمهور نمیری دریافت که جنگ بین شمال و جنـوب ، بـر باد دادن منابـع مالـی انـدک
سودان است و جنگی بی معنی است که هیچ یک از دو طرف نمی تواند برنده آن باشد. لذا باید به سمت وحدت رفت که در پی آن خودمختاری هایی نیز به جنوب داده شد که موجودیت کشور را استحکام بخشید. ( هالت ، ۱۳۶۶ هـ . ش ، ص ۲۲۰ )
۲ – ۱ – ۳ – ۳ – قبایل موجود در سودان
قبیله در آفریقا نقش بسیاری در ساختار اکثر دولتهای آفریقایی دارد و کشور سودان نیـز از این
اصل مستثنی نیست و قبیله پرستی همچون شعله ور کننده جنگ و درگیری در استان های جنوبی سودان بوده و همچنین باعث جنگهایی میان دو قبیله « الثور » و « الرزیقات » در سال ۱۹۶۶ و دو قبیله « الرزیقات » و « العالیه » در سال ۱۹۶۷ گردید. جنگ و کشتاری که قربانیان بسیاری را در پی داشت.
تعداد قبایل ساکن در سودان حدود ۵۹۷ قبیله بزرگ و کوچک است که ریشه تمام آنـها به ۵۶
مجموعه باز می گردد. گسترده ی وسیع این قبایل و نبودن وسایل ارتباطی و مواصلاتی و چندگانگی و خشونت طبیعت زیستی ، زمینه را برای رشد منش و عصبیت های قبیله ای فراهم ساخته است. « ترکیب مذهبی » در سودان عبارتست از ؛ ۸۰ تا ۸۵ درصد جمعیت را مسلمانان تشکیل می دهند ، ۳ درصد جمعیت مسیحی و بقیه بت پرست می باشند. مسیحیان و بت پرستان در جنوب این کشور مستقرند و در جنوب سودان ۶۵ درصد از جمعیت را بت پرستان ، ۱۸ درصد مسلمانان و ۱۷ درصد را مسیحیان تشکیل می دهند.
تعصب و وابستگی قبیله ای در سودان تا آنجا ریشه دوانده است که هر قبیله برای متمایز کردن
افراد قبیله از دیگران با ابزارهای بُرنده و تیز نشانه ی ویژه ی قبیله را بر چهره افراد و وابستگان به خود حک می کنند ، که محو نمودن این نشانه به هیچ عنوان ممکن نیست و با این نشانه افراد قبیله همدیگر را می شناسند. ( این سنت در عضر حاضر تا حدودی از بین رفته است ).
ادبیات و هنر سودان ، ادبیاتی است که سرشار از روح و سنتهای قبیله ای است ، به طور کلی با
نظری ژرف و عمیق به تاریخ سودان در می یابیم که قبیله یکی از مهمترین عوامل حرکت تاریخ در سودان به شمار می آید.
استعمارگران انگلیسی از این حقیقت بهره برداری بایسته ای انجام دادنـد و از قبیـله به عنـوان
کانال و اهرم فشار جهت نفوذ و گسترش سلطه و بهره برداری از آن در راستای منافع خود ، سود جستند. ( الطیب ، بی تا ، ص ۷۵ – ۷۸ )
قبایل معروف و بزرگ سودان
قبایل جنوب : دینکا ، دینکالیط ، الباری ، زاندی ، نویر ، شلک و انواک می باشند.
قبایل شمال : نوبیون ، بجا ، حدندوه ، بشاریون ، امـرأر ، بنی عامـر ، خـور قمـر ، مسـالیت ،
فلاته ، برنی ، زعاوه.
ساکنان شمال سـودان از نظـر وضعیـت اجتمـاعی ، تحصیـلات و شغلـی نسبـت بـه جنـوبیـها
پیشـرفته تر می باشند و معمولاً زمامداران حکومت مرکزی از عناصر شمالی می باشند. از جنوبیها به عنوان کارگران ساده بهره برداری می شود و نسبت بالای بی سوادی و عقب ماندگی در میان جنوبیها ، پراکندگی جمعیت ، مشکلات ناشی از ارتباطات ، غلبه زبانهای بومی و تحریک کشورهای استعمارگر همچون انگلیس در گذشته و استکبار جهانی درحال حاضر برای جدایی جنوب از شمال را می توان از عوامل این عقب ماندگی دانست. ( همان ، بی تا ، ص ۹۰ )
اقدامات انگلستان در مقابل قبایل
از اقدامات انگلستان برای جدا نمودن منطقه جنوب از شمال ، اعلام جنـوب به عنـوان مناطـق
بسته می باشد و این اقدام در راستای مبارزه با اسلام و زبان عربی و ایجاد اداره محلی برای جنوب انجام شده است و سیاست آموزش ویژه از دیگر اقدامات این کشور می باشد.
انگلستان نقشه خود را در سودان و به ویژه جنوب آن بر سه محور استوار کرد که تاکنون کـم و
بیش توسط قدرتهای خارجی به شیوه های متفاوت اعمال می شود ، سه محور فوق عبارتست از :
۱. سیاسی : جدا کردن جنوب از نظر اداری از کل سودان و اجرای سیاستی استعمارگرانه در این منطقه ، متفاوت با دیگر مناطق.
۲. مذهبی : دادن آزادی عمل به هیأتهای تبلیغی مسیحی و در اختیار گذاردن امکانات برای آنها و تحریک رؤسای قبایل بت پرست در جنوب جهت قتل عام مسلمانان ساکن در جنوب.
۳. فرهنگی : تحصیل زبان انگلیسی بر تمام بخشهای جنوب به عنوان زبان رسمی در ادارات و آموزش و پرورش و فعالیتهای مسیحی.
بنابراین به این شکل انگلستان مشکل جنوب را در درون سـودان بـه وجـود آورد و بـا اقدامـات
بعدی موفق شد که این مشکل را هرچه بیشتر توسعه و گسترش دهد. ( ملکی ، بی تا ، ص ۱۱۵ )
۲ – ۱ – ۴ – جغرافیای سیاسی سودان
سودان وسیع ترین کشور آفریقایی و عربی است کـه با ۹ کشـور آفریقـایی عـربی و غیـر عـربی
( مصرلیبی ، چاد ، زئیر ، آفریقای مرکزی ، کینا ، اتیوپی و اریتره ) هم مرز می باشد.
این کشور همچون گذرگاهی ارتباطی ، شمال آفریقا را به جنوب آن پیوند می زنـد . در صورتـی
که سودان در چنین موقعیت استراتژیکی ؛ نبود دو بخش قاره سیاه « شمال و جنوب » توسط صحرایی گسترده ولم یزرع از هم جدا می شد. موقعیت میانه و رابط سودان در قاره سیاه ، این کشور را همچون پل ارتباطی و مرکزیتی برای گسترش فرهنگ اسلامی به جنوب این قاره تبدیل کرده است.
کشور سودان بر کناره دریای سرخ واقع شده است و موقعیت استراتـژیک و مهـم ایـن دریـا بـر
اهمیت این کشور در صحنه بین المللی افزوده است. از طرفی سودان روابط تاریخی خود را با شرق اسلامی و به ویژه جزیره العرب از طریق همین دریا برقرار کرده است.( طلایه ، بی تا ،ص ۴ – ۵ )
این کشور یک میلیون مایل مربعی ، سرزمیـن وسیعـی اسـت که در آن ۵۹۷ قبیـله و بیـش از
۲۰۰ زبان و گویش محلی وجود دارد که نمایانگر عدم انسجام و نداشتن وحدت ملی در این سرزمین است ، لذا تنها رابط و پیوند دهنده و مشخصه وحدت این سرزمین ، اسلام و زبان عربی است.
سرزمین سودان مسکن اقوام مختلفی بوده و آنان تمدن هایی در این منطقه به وجود آوردند که

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:54:00 ق.ظ ]




۳- مشارکت و رهبری مدنی
۴- پیوندهای اجتماعی غیر رسمی
۵- بخشش و روحیه داوطلبی
۶- مشارکت مذهبی
۷- عدالت در مشارکت مدنی
۸- تنوع مشارکت ها و دوستی( غفاری، چلبی، ۱۳۸۴)
با مروری که بر پیمایش های انجام‌شده درزمینهی سنجش سرمایه اجتماعی صورت گرفته است می‌توان دریافت که فصل مشترک و بخش حائز اهمیت همه این پژوهش ها، استفاده از مؤلفه‌های اعتماد و مشارکت در سنجش سرمایه اجتماعی است.
۲-۶-۲- اعتماد
اعتماد را می توان یک نگرش مثبت و یا داشتن حسن ظن، نسبت به فرد، گروه، سازمان و یا امری خارجی دانست.
اعتماد اجتماعی، یکی از اجزاء اصلی سرمایه های اجتماعی است و معمولاً آن را به منزلۀ یکی از شاخص‌های کلیدی بررسی سرمایه های اجتماعی به کار می برند؛ حتی در مواقعی میتوان گفت که بهترین یا تنهاترین شاخص در زمینۀ بررسی سرمایه های اجتماعی است (Deihey, 2003).
درواقع یکی از اصلی ترین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی اعتماد است. ارتباط تنگاتنگ بین اعتماد و سرمایه اجتماعی را می‌توان از طریق سه حالت موردبررسی قرارداد.
حالت اول اعتماد سازنده سرمایه اجتماعی
عده ای از محققان حوزه سرمایه اجتماعی، اعتماد را بوجود آورنده سرمایه اجتماعی می‌دانند ازجمله پاتنام که عنوان می‌کند، ذخایر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، شبکه ها و هنجارها خود ضامن حسن اجرای خود هستند و انباشته می‌شوند. همکاری موفقیت آمیز در یک مورد، پیوند ها و اعتماد یعنی دارایی های اجتماعی را ایجاد می‌کند که همکاری های آتی در باره موضوعاتی که ارتباطی با آن مورد ندارند را تسهیل می‌کند (تاجبخش، ۱۳۸۹).
حالت دوم سرمایه اجتماعی سازنده اعتماد
عده ای دیگر از اندیشمندان این حوزه اعتماد را نتیجه سرمایه اجتماعی می‌دانند ازجمله فوکویاما که سرمایه اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کند. سرمایه اجتماعی شکل و نمونه ملموسی از یک هنجار اجتماعی غیر رسمی است که باعث ترویج همکاری بین دو یا چند فرد می‌شود. که بر مبنای این تعریف اعتماد، شبکه ها، جامعه مدنی محصول جانبی سرمایه اجتماعی است (همان).
حالت سوم ارتباط دوسویه سرمایه اجتماعی و اعتماد
پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می‌داند. ازنظر وی، اعتماد، همکاری را تسهیل می‌کند و هر چه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود (فوکویاما ۱۳۷۹).
گیدنز در کتاب خود تحت عنوان (پیامدهای مدرنیت) بحث مفصلی در خصوص اعتماد دارد. گیدنز در ابتدای بحث پیرامون اعتماد، به‌عنوان نقطه شروع، اعتماد را مطابق تعریفی که در فرهنگ آکسفورد تعریف شده است، تعریف می‌کند و می گوید این تعریف نقطه شروع مناسبی در تعریف اعتماد است. اعتماد در فرهنگ آکسفورد به‌عنوان ( اطمینان یا اتکاء بر کیفیت یا ویژگی یک شخص، یا چیز، یا حقیقت یک عبارت(گفته) توصیف می‌گردد) ازنظر گیدنز اطمینان و اعتماد تا اندازه ای با مفهوم ایمان، در ارتباط است.
گیدنز اعتماد را مقدمه و شالوده زندگی اجتماعی می‌داند، که بدون آن زندگی فردی و اجتماعی مشحون از نگرانی ها و اضطراب خواهد شد. وی معتقد است اگرچه اعتماد از جایگاه مهمی در عرصه تعاملات اجتماعی برخوردار بوده است، اما زمینه و عوامل اعتماد آفرین در تمامی ادوار یگانه و واحد نبوده است.
گیدنز مسئله اعتماد را با نگرش خود به مدرنیته و جهان ماقبل مدرنیت توضیح می‌دهد. اعتماد در جهان ماقبل مدرن نوعی اعتماد شخصی است که متاثر از ۴ عامل خویشاوندی، اجتماع محلی، مذهب و سنت است ولی در جامعه مدرن اعتماد بیش از هر عاملی متکی به نظام های انتزاعی است. او معتقد است که نهادهایی که در جامعه مدرن رشد و گسترش میابند میان اعتماد ریسک، امنیت و خطر نوعی تعادل برقرار می‌کنند.
گیدنز درباره نظام های انتزاعی (سازمان‌های تخصصی شده) اظهار می دارد اعتماد به نظام های انتزاعی هنگامی عینیت میابد که نظام ها بتوانند مدعیات و آنچه را که اعلام می‌کنند در تخصص و در توانایی آن‌هاست، عملی سازند. این اعتماد شامل نقش های تخصصی هم می‌شود ولی در ارتباط با افراد، اعتماد وجه دیگری دارد که گیدنز خود آن را بدین طریق بیان می‌کند: درمورد اشخاص بی اعتمادی، به معنای شک داشتن یا باور نداشتن به ادعاهای صادق بودن کسانی است که در کنش‌های آن‌ها نمایش و بروز می نماید.
لومان از دیدگاهی خاص اعتماد را موردبررسی قرار می‌دهدکه کمتر موردتوجه نظریه پردازان اعتماد قرارگرفته است. به این معنا که او کارکرد اعتماد را در درون نظام اجتماعی موردبررسی قرار می‌دهد و با کارکرد قانون در جامعه مقایسه می‌کند. به اعتقا وی کارکرد اعتماد در نظام اجتماعی این است که عدم تعین اجتماعی را کاهش و بدین ترتیب قابلیت پیش بینی رفتارها را افزایش دهد. اعتماد درواقع یک نوع مکانیسم اجتماعی است که در آن انتظارات، اعمال و رفتار افراد تنظیم و هدایت می‌شود.
لومان ضمن تأکید بر این ویژگی اعتماد، خطر ذاتی در آن را یادآور می‌شود و معتقد است هرچند که اعتماد انتظارات افراد را تنظیم می‌کند، با این وجود نباید این نکته را نادیده گرفت که احتمال تخطی از آن وجود دارد. به این معنا که همیشه فردی که مورد اعتماد قرار می‌گیرد، مطابق پیش بینی های فرد اعتماد کننده عمل نمی‌کند یا ممکن است عمل نکند. بنابراین لومان با طرح سرمایه گذاری مخاطره آمیز در اعتماد این‌سوال را مطرح می‌کند که آیا ابزاری وجود دارد که خطر ذاتی در اعتماد را کاهش دهد؟ پاسخ او مثبت است. لومان معتقد است قانون و اعمال قدرت مشروع ازجمله ابزار هایی هستند که این مهم را بر عهده‌دارند. قانون و قدرت مشروع نه از جهت تنبیه قانون شکنان یا حل اختلافات و کشمکش ها بلکه از طریق تقویت همکاری، خطر ذاتی در اعتماد را کاهش می‌دهد. قانون و قدرت مشروع دایره انتخاب افراد را با نشان دادن راه ها و امور ممنوع محدود می‌کند و درنتیجه دایره انتخاب افراد تنها به انجام امور قانونی محدود می‌شود و تصمیمات آن‌ها از طریق کانال قانونی اعمال می‌گردد. بنابراین به اعتقاد لومان اگر قانون دقیقا در جامعه اجرا شود و قدرت مشروع همانند اعمال گردد، موجب کاهش عدم تعین اجتماعی (موجب کاهش ابهام و شبهه می‌شود و کاهش شک و شبهه موجب شفاف شدن مواضع و روابط می‌گردد) می‌شود و کاهش عدم تعین اجتماعی موجب افزایش قابلیت پیش بینی رفتار ها به نوبه خود همکاری و مشارکت اعضای جامعه را تقویت می‌کند (امیر کافی، ۱۳۸۰:۲۰).
مقاله - پروژه
۲-۶-۳- مشارکت
مشارکت می‌تواند تعاریفی گسترده و محدود داشته باشد. مشارکت در ابعاد گسترده فرآیندی تعریف می‌شود که به‌واسطه آن، فرد نقش هایی در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورش ایفا می‌کند و جامعه را جهت نیل به اهدافش یاری می رساند. مفهوم محدودتر مشارکت بر اقداماتی متمرکز است که شهروندان باید انجام دهند تا از این طریق با مدیریت همکاری کنند، بر آن تأثیر بگذارند و درزمینهٔ برنامه ریزی و سیاست گذاری وتصمیم گیری با آن‌ها تعامل داشته باشند تا از یک سوبه نیاز ها و خواسته های خود برسند و از سوی دیگر منافع عمومی تأمین گردد.
مشارکت اجتماعی به ساده‌ترین و مستقیم ترین معنای آن شرکت فعالانه افراد در زندگی اجتماعی است. مشارکت نوعی کنش هدفمند و با قصد و نیت است که در فرایند آگاهانه تقسیم قدرت و منابع کمیاب و فراهم سازی فرصت برای رده های کنش متقابل بین انسان‌ها و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعریف و تعیین شده،نمود پیدا می‌کند. مشارکت اجتماعی در کل عبارت است از شرکت فعال و سازمان یافته افراد و گروه‌های اجتماعی در امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه به نحوی که :
۱- حداکثر قدرت جمعی از طریق بسیج همه امکانات و قوای جمع حاصل آید.
۲- از طریق مشارکت همه جانبه افراد و گروه‌های اجتماعی،پیوندها و انسجام اجتماعی استحکام یابد.
۳- امکان بلوغ و شکوفایی استعدادها و تکامل و توسعه فردی و اجتماعی فراهم آید (محسنی تبریزی، ۱۳۸۹).
برخی از کارکرد های مشارکت اجتماعی عبارت‌اند از:
۱- تقویت احساس هویت در جمع و درک هویت جمعی
۲- تقویت احساس اشتراک در ارزش ها، هنجارها و یگانگی فرد با دیگران
۳- تقویت اهداف جمعی و ایجاد احساس مسئولیت در تأمین مصالح و منافع مشترک
۴- تقویت روحیه تعاون و همیاری اجتماعی در سطح جامعه
۵- تقویت و آگاهی و حساسیت نسبت به مسائل و رخدادهای اجتماعی و تمایل به تأثیرگذاری برآن‌ها
۶- تقویت احساس اطمینان و اعتماد اجتماعی در سطح جامعه
۷- توزیع عادلانه قدرت، اطلاعات، فرصت ها، منزلت و مسئولیت در جامعه
۸- تقویت و توسعه نهادهای مشارکتی و کاهش میزان تصدی‌گری دولت
۹- توسعه اقتدار ملی از طریق تقویت انسجام اجتماعی (بیات، ۱۳۸۶:۳۱۹).
۲-۷- عوامل ارتقاء سرمایه اجتماعی
فراهم ساختن و تدارک سرمایه اجتماعی با واسطه و میانجی گری مجموعه‌ای از نهادهایی که تقریباً به وسعت و گستردگی خود جامعه هستند، انجام می‌پذیرد. خانواده ها، مدارس، کلیساها - در کشورمان مساجد و حسینیه ها- و انجمن های داوطلبانه، انجمن های تخصصی، فرهنگ عمومی و غیره از آن جمله است (فوکویاما، ۱۳۸۵).
چنانچه جیمز کلمن خاطر نشان ساخته است، سرمایه اجتماعی یک خیر همگانی است و بنابراین همه بازارها باید برای آن سرمایه گذاری کنند؛ اما بسیاری از مردم در جوامع کوچک خود برای آن سرمایه گذاری می‌کنند، اما به دلایلی عقلانی در خارج از جوامع خود حاضر نیستند برای افزایش آن سرمایه گذاری نمایند؛ درحالی که تقاضای آن در جامعه ما رو به فزونی و عرضه آن محدود شده است.
اینکه پایه های اعتماد چگونه شکل می‌گیرد و ارتقاء می‌یابد و انگیزه های مشارکت و همکاری در سطح ملی که اساس سرمایه اجتماعی در سطح ملی است چگونه به وجود می‌آید، موضوعی مهم است.
از دیدگاه نهادی، سرمایه اجتماعی یک متغیر وابسته است و ظرفیت گروه‌ها برای عمل کردن به خاطر نفع جمعی را وابسته به کیفیت نهادهای رسمی می‌داند و چگونگی عملکرد دولتها و بنگاه ها نیز به نوبه خود وابسته به انسجام درونی، اعتبار و صلاحیت درونی و پاسخگویی به جامعه است.
سرزندگی شبکه‌های اجتماعی عمدتاً محصول محیط سیاسی، قانونی و نهادی است. یک سری مطالعات گسترده درزمینهٔ سرمایه اجتماعی و توسعه انجام‌شده که روی هم رفته، پیام کلی آن‌ها روشن است: فساد فراگیر، کندی کار اداری، سرکوبی آزادی های مدنی، نابرابری گسترده، تنش های تفرقه انگیز قومی و تضمین نداشتن حقوق مالکیت، اصلی ترین موانع هستند) ولکاک و نارایان، ۱۳۸۵(.
تکیه بر نهادها راهی برای غلبه بر کمبود ساختاری اعتماد در همه ابعاد است. نهادهای همچون سنتها ضامن اجرای خود هستند و از طریق نظام هدایت و اصلاح خود را تصحیح می‌کنند. مثلاً مجبور نیستیم که به پزشک لزوماً به‌عنوان یک فرد اعتماد کنیم، کافی است که او از دانشگاه پزشکی معتبری - که تبدیل به نهاد با اعتباری شده- فارغ‌التحصیل شده باشد و از نهادهای مربوطه مجوز طبابت دریافت کرده باشد؛ که در آن صورت روابط اعتماد فردی را غیرضروری می‌سازد و از طرفی در دنیای امروز، روابط اعتماد فردی در سطح گسترده غیرممکن شده است. اگرچه در دنیای واقعی نهادهایی ایده‌آل با چنین خصوصیاتی چندان یافت نمی‌شوند (اُفه، ۱۳۸۴).
نهادها اعتماد را تعمیم می‌دهند.
ما به غریبه ها اعتماد می‌کنیم اگر در چارچوب درستکاری و اعتبار نهادی با آن‌ها مواجه شویم. حقیقت، ارزش اعتمادساز اصلی در بسیاری از الگوهای نهادی است؛ از مطبوعات گرفته تا احزاب، دادگاه ها و سازمان‌ها و دانشگاه ها. مشاهده، مستندسازی و محاکمه و اجرای وعده ها بر اساس حقیقت و ابراز بی طرفانه وقایع، اعتماد ایجاد می‌کند.
وفای به عهد به ویژه پایبندی به قراردادها نیز با حقیقت پیوند دارد. قراردادها را می‌توان به کمک نظام قضایی ضمانت بخشید. سیاستگذارانی که به دلیل فقدان تلاش یا انگیزه حتی ناشی از شرایطی که خارج از توان آنهاست، توان اجرای تعهدات و وعده های خود را نداشته باشند، سطح اعتماد عمومی را کاهش می‌دهند.
نهادهایی که عملکردی منصفانه و بی طرفانه دارند، به تعمیم اعتماد کمک می‌کنند.
برابری در مقابل قانون و مساوات در مشارکت سیاسی، نمونه های استاندارد هستند. برای گسترش اعتماد در میان غریبه ها، نظامی که این غریبه ها تابع آن هستند، باید فارغ از تعلقات گروهی، ترجیحات و پیش داوری ها باشند و دسترسی به آن برای همه به یک سان امکان پذیر باشد.
نظام نهادی، با رفع نابرابری فرصتهای زندگی که به افراد تحمیل شده، می‌تواند اعتماد را افزایش دهد. حذف حقوق اجتماعی فراتر از قانون و حمایت های گزینشی و ایجاد دسترسی یکسان به فرصتها، سنگ بنای اعتمادآفرینی و ایجاد همبستگی است. و ناتوانی نهادها در رعایت این معیارها، دلیل اصلی سلب اعتماد مردم است (مصطفوی، ۱۳۸۷).
۲-۷-۱- نهاد خانواده
خانواده واحدی است درون گروه، بین جمعی از بستگان و خویشان و نیز یک شبکه اجتماعی مردمی است که از طریق اجداد مشترک به هم پیوند یافته اند. اعضای یک خانواده، رابطه عمیق و عاطفی با یکدیگر دارند و نسبت به هم احساس دلبستگی دارند. درواقع، خانواده نخستین گروهی است که کودک در کنش متقابل با اعضای آن، اجتماعی شدن را - که سرمایه ای اجتماعی است- می آموزد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:54:00 ق.ظ ]




چارمیخ: نوعی شکنجه که چهار دست و پای کسی را به چهار میخ ببندند و شکنجه‌اش کنند (معین- ذیل چهار میخ). ظاهراً اینجا کنایه از تن و جسم مادی است.
هاتف سر: هاتف غیب: آواز دهنده غیبی (فرهنگنامه شعری)
بین چار، دو و ده تناسب وجود دارد.
معنی بیت: تو در تن خود محبوس هستی و با چار میخ تن شکنجه می‌شوی و گرنه هر لحظه و هر آن آواز دهنده‌ی غیبی بارها ترا ندا می دهد و می‌گوید که از چارمیخ تن به در آوری.
۹)ملک رجا طلبی بر خوف پای بنه کز خوف دید توان سرحدّ ملک رجا
خوف و رجا:  بیت ۱ همین قصیده
در این بیت صنعت ردالعجز علی الصدر و بین خوف و رجا تناسب وجود دارد.
معنی بیت: اگر طالب ملک رجایی و خواهان رجا و داشتن امید به نزدیکی خداوندی، به مرحله‌ی خوف قدم بگذار چرا که بیم و خوف مقدمه رسیدن به ملک رجاست (بیم و امید در حکم دو بال است که سالک به مدد آنها در فضای قرب می‌پرد).
۱۰)مهر از جهان مطلب زانکه بر عروس چنین باشد امید زهش در عقل عین خطا
جهان به عروس نازایی تشبیه شده است.
زهش: عمل زهیدن (معین)
معنی بیت: از این دنیا انتظار مهرورزی نداشته باش چرا که دنیا به منزله عروسی است که امیدوار بودن به زایش این عروس، خطای عقل محسوب می‌شود.
۱۱)زآب و گیاه جهان صورت چه می‌نگری تمساح خفته نگر در زیر آب و گیا
آب و گیا:  قصیده‌ی ۱ بیت ۱۲
تمساح: (اسم عربی) تیره‌ای از سوسماران آبی که به داشتن دندانهای قدامی فک پایین مشخص است. دندانهای خلفی جانور متناسب برای شناست (معین).
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
دهان تمساح یا سوسمار یا نهنگ، بسیار بزرگ و کثیف است و پرندگان فریب خورده به طمع طعمه به دهان او می روند. ظاهراً سوسمار از آنجا که در آب می‌زید می‌پنداشتند که چیزی نمی‌خورد (فرهنگ اشارات، ص ۲۸۲).
بین آب و تمساح تناسب وجود دارد.
در بیت آرایه ردالعجز علی الصدر وجود دارد.
معنی بیت: چرا فقط به صورت و ظاهر فریبنده‌ی طبیعت دنیا توجه داری. دیده بصیرت باز کن تا تحت این صورت فریبنده، خوی درندگی دنیا را ببینی که مانند تمساح خفته آماده بلعیدن طامعان طعمه است.
۱۲)از بس که خورد هوا خون تو شب همه شب غالب شود ز شفق خون بر مزاج هوا
هوا: فضا
شب همه شب: هر شب در تمام مدت شب (معین)
در بیت نوعی حسن تعلیل وجود دارد.
معنی بیت: ای انسان، از بس که فضای آسمان دنیای خون آشام، خون امثال تو را خورده از موقع غروب و شفق هر شب در تمام شب، خون بر طبع و مزاج فضا غلبه می‌کند و آسمان، سرخ و تیره و بالاخره تاریک می‌گردد.
۱۳)در زیر حقه چرخ ار بود مهره مهر از حقه دیده ببرکان مهره نیست بجا
حقه در مصرع دوم با ایهام به کار رفته است.
بین حقه و حقه، جناس تام وجود دارد.
مهره: شعبده بازان با مهره و حقه، تردستی و کارهای شگفت می‌کردند.
«منظور از مهره، مهره خاصی بوده است که شعبده بازان و حقه بازان و شب بازان و بلعجبان در برابر چشم تماشاگران آنها را ناپدید می‌کردند و گاه آنها را به اشکال و صورتهای گوناگون از میان حقه بیرون می‌آورده‌اند».
اثیر اخسیکتی گفته است:
یک مهره نامده‌ست برون مثل این جوان از زیر هفت حقّه این پیر بلعجب
(فرهنگ اشارات، ص ۱۰۶۷)
دیده ببریدن: کنایه از صرفنظر کردن
بین مهر و مهره، جناس زاید (مذیل) وجود دارد.
معنی بیت: اگر در زیر این فلک، حقه مهر و محبتی وجود داشته باشد، به آن حقه دلگرم مباش، چرا که در میان این حقه، مهره‌ای باقی نمانده است و این حقه مهره ندارد و پوچ است. (مهر و محبت حقیقی در این دنیا وجود ندارد).
۱۴)عزلت به نقد وجود از روزگار بخر ایرا خرد همه کس گوهر به نیم بها
نقد وجود: هستی چون زر و سیم سره و رایج، سرمایه زندگی. (اضافه تشبیهی)
خرد را به گوهر تشبیه کرده است (تشبیه مضمر)
بین نقد و بخر و خرد و گوهر و نیم بها تناسب وجود دارد.
معنی بیت: عزلت و گوشه‌گیری را به سرمایه هستی و زندگی از روزگار بخر. زیرا مسلماً همه آدمها وقتی که جواهر را به نیم بهای آن فروشند الساعه می‌خرند. (هستی و وجود در مقابل گنج عزلت چندان ارزش و بهایی ندارد).
۱۵)دل کن به دست نخست کاین صورتست نه دل بس هست بر من و تو صحرای چین و ختا
نزد قدما چین و ختا به داشتن زیباییهای طبیعی و زیبا رویان و کنیزان جمیل معروف بوده اند، چنانکه حافظ نیز گفته است:

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

معنی بیت: نخست قلب سلیم و دل بینا بدست آور، زیرا چیزی که بدست آورده‌ای، صورت بی معنی‌یی بیش نیست و بر آن نام دل منه. اگر در پی صورت هستی گشت و گذار در عالم مادی و صور ناپایدار جهان کفایت می کند.
۱۶)عیسی قدسی بدان رسی کزین و از آن کاینجا زرست و درم آنجا دمست و دوا
وزن مصراع اول مختل است.
در این و آن «تکرار» وجود دارد و بین عیسی و دم (دم عیسوی شفابخش است) تناسب هست.
معنی بیت: تو مانند عیسی از عالم قدسی، هنگامی به عالم پاک ملکوت می‌رسی که از عالم مادیات مانند عیسی مجرد شوی زیرا عالم صورت و ماده مانند زر و درم، فریبنده انسانهای مادی است. دم عیسی که شفابخش است موهبتی از عالم ملکوت است نه از عالم بی مقدار خاک.
۱۷)با عقل قاصر تو چه مه چه چنبر دف در بزم کودک چه ارغنون چه سه تا
چه…چه: حرف ربط برای تساوی است.
مصرع دوم اختلال وزن دارد.
چنبر: محیط دایره را گویند مطلقاً اعم از دف و چنبر گردن و افلاک و غیره (برهان).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:53:00 ق.ظ ]




۱-۲-۲-۱- مناطق خشک[۵]
برای طبقه ­بندی مناطق خشک نظر­های مختلفی وجود دارد که دارای نا­همخوانی فراوانی هستند. به عقیده بویک، ماه­خشک ماهی است که کمتر از ۱۰ میلیمتر بارندگی دارد. براین مبنا، منطقه­ای که بارش سالانه آن حداکثراز۱۲۰ میلی­متر کمتر باشد، منطقه خشک شناخته می­ شود ]۱۰[.
پایان نامه - مقاله - پروژه
به گمان گنسن، سرزمین­هایی که کمتر از ۳۵۰ میلی­متر بارندگی سالانه دارند خشک تلقی می­شوند و اگر مقدار بارندگی کمتر از ۱۲۵ میلی­متر باشد منطقه، کاملاً خشک و بیابانی است.به بیان هاگدون و همکاران، چنانچه بارندگی سالانه ۲۰-۰ میلی­متر باشد، بیابان بیش از حد­خشک، اگر ۵۰-۲۰ میلی­متر باشد منطقه بیابان فوق­العاده خشک، در صورتی که ۱۵۰-۵۰ میلی­متر باشد منطقه خشک و اگر ۲۵۰ – ۱۵۰ میلی­متر باشد منطقه مورد­نظر نیمه­خشک می­باشد ]۱۵[.
کیهان معتقد است اگر بارندگی ۲۵۰-۰ میلی­متر باشد منطقه مورد­مطالعه خشک است اما در صورتی که به ۴۵۰-۲۵۰ میلی­متر برسد منطقه نیمه­خشک محسوب می­ شود ]۳[.
جزیره­ای هم پیشنهاد نمود :
اگر بارندگی سالانه محلی تا ۱۰۰ میلی­ متر باشد، اقلیم فر­اخشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۱۰۰ تا ۲۵۰ میلی­متر باشد، اقلیم خشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلی­متر باشد، اقلیم نیمه­خشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی­متر باشد، اقلیم مرطوب است ]۱۱[.
با توجه به تعاریف مذکور که تنها گوشه ­ای از تعاریف ارائه شده در رابطه با مناطق­خشک می­باشد پس چاره­ای نبود جز اینکه تعریف دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان­زایی و تقلیل اثرات خشکسالی به لحاظ هماهنگ­سازی، انتخاب شود که به شرح زیر است:
بهتر است برای تعریف مناطق­خشک از شاخص­خشکی استفاده شود که از حاصل تقسیم میانگین بارندگی سالانه به تبخیر و تعرق پتانسیل سالانه محاسبه می­ شود در صورتی که این نسبت بین۲/۰- ۰۵/۰ باشد، آن منطقه دارای اقلیم خشک است (میدلتون و توماس۱ ۱۹۷۷) به طوری که در مجموع حدود ۲/۵ میلیارد هکتار یا نزدیک به ۳۰ درصد سطح کره زمین دارای اقلیم­خشک است ]۱۵[.
۱-۲-۲-۲- تخریب اراضی یا تخریب زمین
واژه تخریب­اراضی از دو کلمه تخریب (Degradation) و اراضی (Land) گرفته­شده است. در تعریف بیابان­زایی زمین شامل: کلیه منابع آب و خاک محلی، سطح زمین، پوشش­گیاهی و محصولات کشاورزی است. منظور از تخریب هم در این تعریف بروز کاهش در توان بالقوه منابع­زمینی بوده که ممکن است بوسیله یک فرایند یا ترکیبی از فرایند­ها حادث شود.
یونپ (۱۹۷۷) به کاهش بیوماس (زیست توده) در اکوسیستم­های مناطق­خشک، نیمه­خشک و خشک­ نیمه­مرطوب، بیابان­زایی و به کاهش استعداد و تخریب منابع­خاک به وسیله یک یا چند عامل فعال، تخریب­زمین اطلاق می­ شود ]۴۱[. این فرایند در مناطق­خشک دارای صور مختلفی است که در این پایان نامه، به عنوان فرایند و یا عوامل مؤثر در بیابان­زایی از آن یاد­شده که بیانگر نوعی بیابان­زایی است. از جمله این عوامل می­توان به تخریب پوشش­گیاهی، نقصان تولیدات زراعی، فرسایش­آبی، فرسایش­بادی، شور­شدن و قلیایی­شدن خاک، ماندابی­شدن زمین، سله­بستن خاک و … اشاره نمود.
گلاسود تخریب اراضی را به صورت زیر بیان می­ کند.
“تخریب زمین عبارت است از فرایند­ی که انسان در آن نقش داشته و موجب می­ شود تا پتانسیل تولید خاک کاهش یافته و یا در­آینده کاهش یابد. از نقاط ضعف این تعریف عدم اشاره به پوشش­گیاهی است ]۴۱[.
۱-۲-۳- عوامل مؤثر بیابان­زایی
به طور کلی علل بیابان­زایی ایران را می­توان در دو عامل اصلی خلاصه کرد: اول، عامل انسانی و دوم عامل محیطی.
پس محور­های بیابان­زایی به سه بخش تقسیم می­شوند:
۱-انسان
۲-عوامل زمینی
۳-اقلیم و آب و هوا
۱-۲ - ۳-۱-فعالیت­های انسان[۶]
این فعالیت­ها بسیار گسترده بوده به نحوی که قابل­شمارش نیستند و در اینجا به اختصار بیان می­شوند:
بیابان­زایی ناشی از تکنولوژی
بیابان­زایی ناشی از تغییر کاربری­اراضی
بیابان­زایی ناشی از فعالیت­های مرتعدار­ی و دامدار­ی
بیابان­زایی ناشی از گرم­شدن کره زمین به وسیله انسان
بیابان­زایی ناشی از فعالیت­های کشاورزی ]۲[.
۱-۲-۳-۲-عوامل اقلیمی
با وجود مطالعات گسترده اقلیم­شناسان در مورد شاخص آب و هوایی مناطق­بیابانی جهان، اختلاف نظر وجود دارد، به همین دلیل شاخص­ های اقلیمی متفاوتی ارائه شده است. برخی مانند آمبرژه مناطق بدون بارندگی را بیابان می­نامند و یا گوسن که بارندگی و دما را مبنا قرار داده است، تورنوایت تبخیر و تعرق بالقوه را معیار قرار داده و فائو به مناطقی که بارندگی سالانه آن کمتر از ۲۰۰ میلی­متر است بیابان اطلاق میکند ]۸[.
۱-۲-۳-۳-عوامل زمینی
خصوصیات زمین­ شناسی مختلفی به شرح زیر در گسترش بیابان­زایی در ایران نقش دارند:
فراوانی سازند­های مارنی نئوژن، تبخیر­ی و تخریبی، فراوانی گنبد­های نمکی و تکتونیک ایران. گنبد­های نمکی در مناطق مختلف ایران وجود دارد که به صورت منابع مجزا در تخریب منابع­طبیعی ایران عمل می­ کنند. مناطق اصلی تجمع این گنبد­های نمکی در ایران به شرح زیرند:
جنوب­کازرون، شمال­یزد، اردکان، شمال­کرمان، بندرعباس – سروستان، جنوب­سمنان- شمال­کویر بزرگ نمک. از نظر سنی گنبد­های نمکی ایران از پرکامبرین تا نئوژن متغیر می­باشند ]۲۷[.
سازند­های تخریبی - تبخیری مارنی به دو شکل موجب گسترش بیابان­ها می­شوند:

این رسوبات آبرفتی ناشی از آبها و سازند­های جوان زمین­ شناسی مانند سازند­های قدیمی آبشویی نشده­اند، به صورت منابع وسیع و گسترده باعث تغییر در کیفیت آبها می­شوند و منشا اولیه برای نمک کویر­های ایران می­باشند.
این سازند­ها تحت تأثیر فرسایش بادی – آبی قرار گرفته و برای ایجاد و توسعه ارگ (ناهمواری ماسه ای) منابعی بی ­پایان می­باشند.
پس با توجه به موارد فوق عوامل زمینی را می­توان به سه بخش مهم طبقه ­بندی کرد:
۱-زمین­ شناسی ۲- ژئومورفولوژی ۳- خاک
هر کدام از بخش­های­فوق در مناطق­خشک دارای یک سری ویژگی­های مختص خود می­باشند: مثلاً خاک مناطق­بیابانی می ­تواند شامل موارد زیر باشد:
-خاک­های تپه­های ماسه­ای و ماسه­ساحلی
خاک­های کویر­های نمکی و اراضی شور
خاک­های شوره­زار­ها و خاک­های باتلاقی شور
-خاک­های سایر مناطق ­یابانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:53:00 ق.ظ ]