*توز کمان؛ مشبهٌ‌به روی مخالفان از جهت زردی:
روی چون توز کمان گردد مخالفان را به غرب
گر به شرق اندر کشد خسرو سوی مغرب کمان(۵۴۷۳)
*توزی(نوعی پارچه( اندر ماهتاب، تشبیه تمثیلی برای دل عاشق:
دانلود پایان نامه
این تنم از هجر تو چون برگ بید اندر خزان
این دلم در عشق تو چون توزی اندر ماهتاب(۱۳۱)
تهمتن
فرخی با واژه‌ی تهمتن ۱ تشبیه ساخته شده است:
*مشبهٌ‌به ممدوح از جهت دلاوری و مردانگی:
ای به مَیَزد اندرون هزار فریدون
ای به نبرد اندرون هزار تهمتن(۵۳۴۱)
تیر

 

    • با واژه‌ی تیر و مترادف آن خدنگ و خشت ۱۵ تصویر شامل ۱۳تشبیه، ۱ استعاره و ۱ تمثیل ساخته شده است:

 

*مشبهٌ‌به مژگان معشوق از جهت تیزی و نفوذ پذیری:
به تیر مژگان ز آهن فرو چکاند خون
چنان که میر به پولاد سنگ از دل سنگ(۴۲۲۸)
*مشبهٌ‌به قد و بالای معشوق از جهت راستی:
من آن تیر بالا نگارم که هرگز
چو ابروی من کس نبیند کمانی(۷۷۶۴)
و نیز نک ابیات: ۴۳۰۰، ۴۲۹۹، ۸۱۰۸ و ۵۳۷۵
*مشبهٌ‌به کار از جهت راستی:
کاری که چون کمان به زه خم گرفته بود
اکنون شود به رای و تدبیر او چو تیر(۳۷۸۵)
*مشبه به آز از جهت کشندگی:
ای گه انداختن تیر آز
زر تو اندر کف زایر مجن(۶۴۱۹)
*مشبهٌ‌به خارهای طریق گنگ از جهت تیزی و برندگی:
چه خارهایی کاندر سرین‌های ستور
فرو شدی چو به برگ اندر آهنین مسمار
به گونه‌ی شل افغانیان دو پره و تیز
چو دسته بسته به هم تیرهای بی سوفار(۳-۱۱۷۲)
*مشبه به حادثه از جهت نابود کردن:
از تیرهای حادثات جهان
دولت گرفته پیش رویت مجن(۶۳۸۰)
*تیر شاه جهان با مخالفان؛ مشبه به غمزه‌ی معشوق از جهت کشندگی و نفوذ پدیری:
به تیر نرگس تو با دل من آن کرده ست
که تیر شاه جهان با مخالفان لعین(۵۸۵۸)
*تیر کمان؛ مشبهٌ‌به عالمی همچون کمان از جهت راستی:
عالمی همچو کمانی به کفش داد
رای او کرد به آسانی چون تیر کمان(۶۱۲۸)
*به تیر دوختن مخالفان ؛ مشبهٌ‌به به تیر دوختن ددان در صیدگاه:
پیش خسرو بتان آهو چشم
یک به یک را بدوختند جگر
راست گفتی مخالفان بودند
پیش گردنکشان این لشکر(۷-۱۹۴۶)
*نوک خدنگ؛ مشبهٌ‌به گیاه از جهت تیزی و خلندگی:
گهی گیاهی پیش آمدی چو نوک خدنگ
گهی زمینی پیش آمدی چو روی تبر(۱۲۹۹)
*خشت؛ مشبهٌ‌به دست راد خواجه از جهت آشکار کردن و شهرت داشتن:
آشکارا کرد دست راد خواجه جود را

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...