پژوهش های انجام شده در مورد مطالعه مقایسه ای ایدئولوژی در انقلاب فرانسه و انقلاب اسلامی ایران- ... |
![]() |
اما در انقلاب کبیرفرانسه بسیاری از تاریخدانان، بسیاری از خصوصیات حکومت پیشین را از دلایل انقلاب دانستهاند (جنگ های هفت ساله لوئی پانزدهم باهمسایگان، بدهی زیاد،کمبودشدید درآمد، هزینه زیاد دربار، قحطی وتهی شدن خزانه) وهمچنین از سال ۱۷۸۹ تا سال ۱۷۹۴، رخدادهای سیاسی و اجتماعی بسیاری در فرانسه رخ داد که بر ماهیت حکومت آینده در فرانسه و کل اروپا اثر گذاشت. در این ۵ سال اکثر مردم در امور سیاسی مشارکت داشتند و مورخان در معرفی انقلاب فرانسه بیش از همه به معرفی و بررسی این ۵ سال تأکید دارند. و از عوامل زمینه ساز دیگر می توان به انقلاب هایی که پیش از آن در سده شانزدهم انقلاب هلند، در سده هفدهم دو انقلاب انگلستان و در سده هجدهم انقلاب آمریکا راه را نشان داده بودند اشاره کرد و شاید یکی از مهم ترین دلایل هم زمانی این انقلاب با جنگ های داخلی در آمریکا بود که تعدادی از فرانسویان نظیر لافایت به آنجا رفته و مسیر ایجاد یک حکومت جمهوری را عملا مشاهده نمودند. این افراد بعد از بازگشت به فرانسه دانسته های خود را در اختیار تئوریسین های انقلاب قرار دادند و همین جرقه ای برای آغاز یا دگر دیسی تحولی عظیم در این کشور گردید .
در نتیجه گیری از مباحث بالا می توان عنوان کرد که خاستگاه انقلاب ایران در دخالت کشورهای غربی و توطئه برای برکناریی دولت پرطرفدار دکتر مصدق به وسیله دولت آمریکا و قرار دان دولت دست نشانده پهلوی به جای آن است و در انقلاب فرانسه خاستگاه را می توان در رکود اقتصادی دوران لوئی پانزدهم و انقلابات هم زمان دیگر منطقه دانست.
- مقایسه اندیشه های زمینه ای: ۱
پیش از وقوع انقلاب در ایران چهار گروه عمده وجود داشت، گروه های گوناگون چپ گرا، جبهه ملی که از ایدئولوژی ناسیونالیسم و لیبرالیسم (و مجموعه ای از گروه های محافظه کار و ناسیونالیست دموکرات)، و جنبش مذهبی که هر کدام به نحوه عملکرد دولت و شرایط اجتماعی معترض بودند اما در نهایت، جنبشی که به وضوح توانست توده ها را به حرکت درآورد، جنبش مذهبی بود که با بهره گرفتن از تفکرات شیعی که در جامعه ایران ریشه ای تاریخی عمیقی داشت توانست گروه ها و ایدئولوژی های رقیب را کنار بزند، و حرکت انقلابی و توده های مردم را به سمت ایدئولوژی دینی خود جذب کند و دلیلی آن هم گرایش و رواج مذهب شیعه که اکثریت جامعه ایران را تشکیل می داد و دین رسمی کشور بود توانست نظر مردم را جلب کند.
در فرانسه عده ای از نویسندگان و روشن فکران، از سال ها قبل از انقلاب، با نوع حکومت، به مقابله پرداخته، و انتقادهای زیادی از اوضاع اجتماعی و سیاسی آن کشور می کردند که از جمله آن ها «مونتسکیو»، «وُلتر» و «ژان ژاک روسو» بودند. به ویژه «روسو» را بنیان گذار فکری انقلاب فرانسه می دانند. این متفکران و سایر روشن فکرانِ دیگر قرن هجده فرانسه از حکومت مشروطه انگلستان تمجید کرده، افکار آزادی خواهی و لیبرالیستی خود را تبلیغ می کردند. انقلابیون فرانسه به خصوص نمایندگان اولین مجلس آن کشور، بعد از انقلاب از افکار و عقاید این متفکران استفاده کرده، ایدئولوژی لیبرالیسم و حکومت دمکراسی را بنا نهادند. از خصوصیات و ویژگی های این ایدئولوژی، انتقال حاکمیت از خدا به مردم، اصالت فرد و فرد گرایی، آزادی های فردی حمایت از بخش خصوصی و جدایی دین از سیاست است (محمدی،۱۳۷۴: ۱۱۷).
در هر دو کشور انقلاب زمینه های روشن فکرانه و لیبرالیستی و آزادی خواهانه داشته است، اما درانقلاب ایران در نهایت ایدئولوژی شیعی موفق به جذب اکثر توده های ناراضی شد و سایر گروه ها پس از انقلاب کنار گذاشته شدند.
۲- مقایسه ایدئولوگ های دو انقلاب
مهم ترین وتأثیرگذارترین ایدئولوگ های انقلاب ایران هر سه (دکتر شریعتی، امام خمینی، مطهری) در یک قالب فکری در جهت دادن به انقلاب ایران نقش داشتند و مبانی فکری آن ها اسلام شیعی بود و اکثرأ مباحث انقلابی خود را در قالب دین و مذهب برای طرفدارانشان تشریح می کردند و سعی در ترکیب اندیشه های نوین و مذهبی داشتند. حتی دکتر علی شریعتی که روشن فکری لیبرالیسم و آزادی خواه بود، بر احیای تفکر سیاسی شیعه تاثیری عمیق نهاده و تفسیری انقلابی از شیعه را به عنوان یک ایدئولوژی رهاییساز، در اذهان مردم به ویژه محصلان و دانشجویان بر جای گذاشت.
در انقلاب فرانسه در کل با توجه به اینکه خاستگاه ایدئولوژی فرانسه بر گرفته شده از اندیشه های زمینه ای مانند لیبرالیسم، ناسیونالیسم، سکورالیسم و اومانیسم می باشد و رویکردی متعارض و کشمکشانه با کلیسا و مذهب داشتند، به عنوان مثال، روسو به سبب مبارزه سیاسی علیه شاه و روحانیت مسیحی سال ها تحت تعقیب قرار گرفت و محکوم به زندان شد، و روبسپیر نیز تحت تاثیر نظرات روسو بود، و ولتر نیز به حکومت و کلیسا این دو متحد قدیمی حمله ور شد، و به پارهایی از قوانین کلیسا بی اعتنائی کرد و مورد غضب کلیسا قرار گرفت.
در نتیجه گیری از این قسمت، باید گفت، درست است که ایدئولوژی غالب انقلاب ایران، در ابتدا رویکردی روشن فکرانه ولیبرالیستی و در انتها، شدیدأ مذهبی بود، اما شعار های ایدئولوگ های دوانقلاب (تمام انسان ها برابر آفریده شده اند و توسط خالق شان از یک سری حقوق بهره مند شده اند، از جمله ی این حقوق: زندگی، آزادی و پی گیری سعادت و خوشبختی است و شعار آزادی، برابری، برادری و عدالت) در مراحل اولیه انقلاب برای جذب توده های مردم و نقد وضعیت حکومت و ساختن وضعیت مطلوب، یکسان و شبیه بوده است و همچنین کشته شدن رهبران انقلاب فرانسه به وسیله گروه های انقلابی دیگر و عدم تداوم رهبری آن ها و حضور و تداوم رهبران انقلابی ایران از جمله امام خمینی تفاوت ایدئولوگ های این دو انقلاب باشد.
۳- مقایسه شرایط اجتماعی و سیاسی
اقداماتی که در حکومت پهلوی صورت می گیرد تحت تاثیر تحت تاثیر مدرنسیم و رویکرد غرب گرایانه پهلوی اول و دوم بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، محمدرضا شاه به تثبیت قدرت خود پرداخت و طرح «انقلاب سفید»که محور اصلی آن اصلاحات ارضی بود، را به اجرا گذاشت. اجرای این طرحها و افزایش چند برابری درآمدهای نفتی، توسعه اقتصادی و دگرگونی ساختار اجتماعی ایران و در عین حال افزایش اختلاف طبقاتی و تنشهای اجتماعی و تغییرات و بحران های فرهنگی را در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در پی داشت. شاه با معطوف کردن اقدامات امنیتی و اطلاعاتی خویش بر سرکوب طبقه متوسط جدید و احزاب سکولار، خود را در مقابل روحانیون و تفکرات مبارز جدید اسلامی و گروه های مخالف، آسیپپذیر ساخت. اصلاحات شاه و نیز جانبداری مستقیم و غیر مستقیم او از دولت های آمریکا و اسرائیل، مورد مخالفت روحانیون به ویژه امام خمینی و مردم که دل خوشی از بیگانگان نداشتند واقع شد.
تنشها و نارضایتیهای مذکور، با بازتر شدن فضای سیاسی در سال ۱۳۵۶ که به دلیل فشارهای دولت آمریکا و نهادهای مدافع حقوق بشر صورت پذیرفته بود، خود را نشان داد و از همان سال به شکل تظاهرات خیابانی گسترش پیدا کرد. فروکش کردن نظارت ها و سختگیری ها، مخالفان را تشویق کرد تا با صدای بلندتری به اعتراض بپردازند (آبراهامیان،۱۳۸۷:۶۲۳-۶۲۴).
در توضیح بیش تر باید به نارضایتی از سلطنت محمدرضا شاه به ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که موجی از خفقان سیاسی سراسر کشور را فراگرفت اشاره کرد، که موجب سرکوبی مخالفین سیاسی شد. این نارضایتی که تنها در میان پاره ای از نخبگان روحانی و روشن فکر نمود داشت، در سال های پایانی حکومت پهلوی گسترش یافت و در آستانه وقوع انقلاب در بین همه اقشار جامعه فراگیر شد (انقلاب اسلامی، ۴۷:۱۳۸۴).
دلایل اجتماعی و سیاسی زیادی برای انقلاب ملت فرانسه وجود داشتند که بسیاری از آنها نتیجه برخاست ایدههای عصر روشن گری بودند مانند خشم بر حکومت استبدادی سلطنتی، خشم طبقه حرفهای و بازرگان بر امتیازات و تسلط اشرافان دور و بر زندگی روزمره، در حالی که با زندگی هم طبقههای خود در بریتانیای بزرگ و هلند آشنا بودند.
در انقلاب فرانسه، همچنین ناخشنودی کشاورزان حقوق گیران و طبقه متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان وخشم بر امتیازات روحانیون ضد روحانیت و آرزوی آزادی ادیان و گسترش آرزوی آزادی و جمهوریت و نارضایتی مردم بر علیه شاه به دلیل اخراج «جاکس نکلر» و «ترگت» مشاوران اقتصادی عموما به عنوان نمایندگان مردم دیده میشدند.
در این قسمت از پژوهش باید گفت، در هر دو انقلاب، بحران های اجتماعی که به انقلاب منجر شدند زاییده شورش توده مردم که ناشی از مشکلات، نابرابری ها، فشارها، ظلم و ستم و استبداد حکومت سلطنتی و اشراف و باز شدن فضای سیاسی بود هستیم. در فرانسه و ایران آن روز، مشکلاتی وجود داشت که به نارضایتی مردم و شروع اعتراضات منجر شد و تحول بزرگی در ساختار اجتماعی، سیاسی، هر دو کشور به وجود آورد.
۴- مقایسه شرایط اقتصادی
شکست اقتصادی شاه، در واقع ناپایداری رشد اقتصادی سالهای قبل از بحران اقتصادی ایران که ناشی از رشد بیرویه قیمت نفت بود را نشان میداد، حتی در طول برنامه پنجم ۱۳۵۷-۱۳۵۲ که به علت افزایش قیمت نفت رشد اقتصادی افزایش یافته بود میزان برخورداری از رشد اقتصادی برای همه یکسان نبود و این توسعه دوگانگی اقتصادی بین بخش سنتی و مدرن را افزایش داد. در بخشی از طرحهای این دوره تأسیسات صنعتی مدرن قرار داشت که در کنار بخش سنتی اقتصاد بنا شده بود. بحرانهای اقتصادی در اواخر رژیم شاه و مخصوصا به دنبال کاهش بهای نفت و ناکارآمدی دولت، زمینه سقوط آن را فراهم کرده بود. دولت برای تأمین بودجه برنامهها و طرحهای اقتصادی با مشکلات زیادی روبرو شد. تورم و کمبود بعضی از اقلام غذایی و رکود بیش تر بخش کشاورزی، رشد بیرویه قیمت خدمات شهری و افزایش هزینه زندگی که از پیامدهای تمرکز توسعه در شهرها و مهاجرت بیرویه و بحران اقتصادی بود و همچنین خرج های اشرافی موجبات نارضایتی بخشهای وسیعی از جامعه را فراهم کرد و سیاست رفاهی رژیم نیز با کاهش درآمدهای نفتی به بن بست رسیده بود.
در فرانسه نیز خرابی بیش از حد وضع تولیدات زراعی، شرایط نامساعدی را درسال ۱۷۸۸ به وجود آورد، به علاوه قیمت هایی که ثابت بودند به طور ناگهانی افزایش یافتند؛ افزایش قیمت در حد ۱۵۰ % امری استثنایی و نادر نبود. شهرها به آشوب کشیده شدند و در ماه آوریل ۱۷۸۹ در حومه شهر فوبرگ، آشوبی مردمی در یکی از محله های پاریس برپا شد و هم چنین در بسیاری از شهرهای دیگر ناآرامی هایی به وجود آمد.
همچنین از عوامل تأثیرگذار در وضعیت اقتصادی فرانسه این بود که لوئی پانزدهم جنگهای بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود و لویی شانزدهم نیز در زمان انقلاب آمریکایی از مستعمرهنشینها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمههای حاصل از جنگ، شامل بدهی سنگین سلطنت با شکستهای نظامی سنگین و کمبود خدمات برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد.
داشتن سیستم اقتصادی بیکفایت و منسوخ، هم نتیجه و عامل تشدید کنندهی آن «سیستم مالیاتی» ناتوان فرانسه بود. رعیت می بایست ۵۵ درصد عایداتش را بابت مالیات بزرگترین ملکدار کشورمی پرداخت. این سیستم مالیاتی،گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیش تر کرد (انقلاب اسلامی، ۸۹:۱۳۸۴).
در تاریخ فرانسه به خرجهای اشرافی و آشکار دربار لویی شانزدهم و ماری آنتوانت با وجود فشار مالی بر مردم، در آن زمان پریشانی و قحطی اشاره شده است (ملکوتیان،۱۳۷۶: ۲۹).
همچنین در فرانسه آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث می شد مقداری بیش تری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینه های اقتصادی نرسد. قحطی و سوتغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیش تر می کرد و به طور کلی، فقر عمومی به علاوه فساد محصول در اثر باد و باران و اینکه سال های ۱۷۸۸ و ۱۷۸۹ سال های کمی محصول بودند، و زمستان سخت سال ۱۷۸۹ افراد را برای شورش تحریک می نمود.
با توجه به مطالب بالا، ناپایداری و بحران اقتصادی و گسترش فقر و تورم و افزایش قیمت ها، عدم توجه به بخش کشاورزی و رکود اقتصادی و ناکارآمدی دولت وعدم توانایی حکومت برای پاسخ دادن و برآورده کردن نیازها و خواسته های مردم در شیوع و گسترش فضای انقلابی در هر دو انقلاب ایران و فرانسه نقش چشم گیر و مهمی داشته است.
۵- مقایسه عناصر تشکیل دهنده ایدئولوژی
استقلال و آزادی و جمهوریت / آزادی، برابری، برادری
با توجه به اینکه آزادی مادر وریشه تمام عوامل است واینکه ذاتأ انسان موجودی آزاد است، چه ازلحاظ عقیدتی ویا سیاسی و یا اجتماعی و آزادی منجر به رشد و خلق ایده ها و تفکرات می شود، چه بسا این خواسته در هر دو انقلاب در نقطه توجه شعارهای انقلابیون بوده است.
شعارآزادی در انقلاب ایران نیز نشان دهنده اشتیاق مردم به آزادی از استعمار و استبداد فردی داخلی و استبداد حکومت بر جامعه بود که در جریان نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت مطرح شد، در ایران، شعار «استقلال، آزادی» از یکدیگر تفکیک ناپذیرند است زیرا این بخش، آزادی از استعمار بیگانگان خارجی و استبداد فردی داخلی را بیان میکند. نیروهای آزادیخواه در جریان انقلاب مشروطه پیشرفت و تکامل ایران را در دو امر میدیدند؛ از یک سو، قطع ید اجانب از دست اندازیهایشان به منافع ملت ایران و همچنین، برچیدن بساط استبداد و قدرت بیحد و حصر فردی.
پس از پیروزی انقلابیون ایران آزادی این چنین تعریف شد: هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کم ترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
در فرانسه نیز اعلامیه حقوق بشر و شهروندی ۱۷۸۹ فرانسه، آزادی را چنین تعریف کردهاست: «آزادی را انجام هر عملی گویند، بدون آزار رسانیدن به دیگری. انجام حقوق طبیعی هیچ کس به هیچ وجه نمی تواند محدود شود، مگر هنگامی که با حقوق افراد دیگر جامعه تعارض پیدا کند. محدودیت مذکور فقط توسط قانون مشخص میگردد.» (یعنی در صورت عدم تصریح نص قانون، هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت). شعار دیگری که می تواند با مفهوم آزادی در ارتباط باشد «یا زندگی آزاد یا مرگ» است.
همچنین در دوران انقلاب فرانسه که با شعار برابری، برادری و آزادی برای همه شهروندان صرف نظر از تفاوت های قومی، نژادی و طبقاتی، جنسی و مذهبی بود. و قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر و شهروندی بر محور این اصول به تصویب رسید. این شعار ها باعث شد که مفهوم برادری در فرانسه تبدیل به قانون شود.
باید نتیجه گرفت شعار آزادی یکی از مهم ترین خواسته های مردم ایران و فرانسه در چند قرن اخیر بوده است و درجریان پیروزی این انقلاب ها مردم باز هم صدای رساتری آزادی و رهایی از بند نظام استبدادی را فریاد زدند. آزادی حقی است که به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی های طبیعی و خدادادی خود را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند که این تعریف و مفهوم در پیش از پیروزی انقلاب در میان معترض هر دو کشور مشابه بوده است و هر دو قانون را مشخص کننده محدوده آزادی می دانند.
همچنین جمهوری اسلامی که در شعارهایی مردم ایران نمود داشت، مدلی است از حکومت است که پس از انقلاب اسلامی در ایران حاکمیت یافت. «اصطلاح جمهوری اسلامی» ترکیبی از دو واژه «جمهوریت» و «اسلام» است. جمهوریت نشان گر مدل حکومت و اسلامیّت قیدی است که بیان گر محتوای آن است. حاکمیت و رهبری سیاسی جامعه را در قالب نظریه «ولایت فقیه»، که شکل تنزل یافته امامت است، مطرح کرد. جمهوری اسلامی مدلی از حکومت است که با بهره گرفتن از قوانین منشعب از آیین تشییع پس از انقلاب اسلامی در ایران حاکمیت یافت.
انقلاب فرانسه، دورهای از دگرگونیهای اجتماعی _ سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، پس از فراز و نشیبهای بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری لائیک در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.
باید گفت استفاده از شعار استقلال در انقلاب ایران نشان دهنده عواقب و ردپای استعمار و عدم احترام کشورهای غربی به تمامیت ارضی و منابع این کشور است. همچنین نقش آمریکا و انگلستان در کودتای ۲۸مرداد و اشغال کشور ایران در برهه های زمانی مختلف باعث بی اعتمادی مردم ایران به این کشورها شد و در انقلاب خود سعی کردند از وابستگی و نزدیکی به این کشورها پرهیز کنند. شعار جمهوری نیز راه و مسیری آرمانی بود که می توانست انقلابیون را به این خواسته ها برساند.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 07:32:00 ق.ظ ]
|