انائی المقدسّ انحطم
یا لفظاعه الألم ( اغانی افریقیا ، ص ۱۸۵ )
یعنی : شب اشک ، شب ندامت میلیونها گلی که زیـر پـاها لـگد مـال شـده اند ، چـهره کشتـه
شده ای که تبسم برلب دارد. عذابی که با دلتنگی آمیخته است ، در لبها غل و زنجیر است و کسی نمی تواند صحبت کند و بر پیشانی ها تازیانه می زنند ، همه اینها نهایت عذاب و شکنجه ای است که یک ملت به آن دچارند.
۵ – ۱۵ – مقابله با ظلم و ستم
فیتوری در قصیده ای تحت عنوان « حصاد شعب » می گوید :
و لقد قدرنا ، و غمَ بطشِ الأجنبیّ ، المستبِد
و لقد هدمنا ، کل ما فی الأمسِ من سجنٍ و قیدٍ
و لقد هزمنا ، کل ما فی الأرض ، من ضعفٍ و حقد
و لقد عقدنا فی طریقِ نضالِنا اکلیلَ ورد
یا شعَبنا … و خطاک اعصار …
و صوتُک صوتُ دعدٍ
وَ بیارِقُ الشهداءِ فوقَ ثراکَ من جدٍّ لجد
و الشمسُ حانیهٌ علیک ، تطلُّ فی تیهٍ و وجد
ترنو الیک … وأنت ثورهُ ثأئرین لخیرٍ قصد
لحیاهِ شعبٍ … و انتفاضهِ أمهٍ … و بناءِ مجد
و لتصبح الحریهُ الکبری
طریقَک دونَ حدّ
یا ملهِمَ الشعراء أروعُ شعر هم یومَ التحدیِّ
ماذا أقّدمه إلیک ؟
و أنت کلُّ الشعرِ عندی ( اغانی افریقیا ، ص ۲۲۷ – ۲۲۸ )
یعنی : علی رغم هجوم دشمن مستبد توانستیم و زندان و قید و بند گذشـته را ویـران کردیـم و
ضعف و کینه را شکست دادیم . او می گوید ای ملت ها صـدای شـما همچـون صـدای رعـد است و
بیرق های شهیدان بر روی خاک سرزمین است و خورشید نظاره گر این قیام بزرگ برای کسب آزادی بزرگ است او وطن خود را الهام بخش شعر خود می داند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
فیتوری در ادامه فریادها و اشعارش در قصیـده ای دیگر تحت عنـوان « اَغـانی إفریقـیا » مجدداً
ملتها را دعوت به مبارزه با ظلم و ستم کرده و می گوید :
یا أخی فی الشرقِ ، فی کلِّ سَکَن
یا أخی فی الأرضِ ، فی کلّ وطن
أنا أدعوک
فهل تعرِفُنی ؟
یا أخاً أعرِفُه … رغمَ المِحَن
إنّنی مزّقُت أکفانَ الدُّجَی
إنّنی هدّمتُ جُدرانَ الوَهَن
لم أعُد مَقبرهً تَحکی البلی
لم أَعُد ساقیهً تَبکی الدّمَن
لم أعُد عبدَ قَیودِی ( اغانی افریقیا ، ص ۳۳ )
او با دعوت از همه مشرق زمین و همه مردم در هر جایی که باشند از آنها می خواهد که همچون او علیرغم همه مشکلات کفن های تاریکی را پاره کنند و از بند ظلم و ستم خارج شوند. او در ادامه می گوید :
أناحیٌّ خالدٌ رغمَ الرَّدی
أنا حرٌّ و غَم قضبانِ الزَّمن
فاستِمع لی … إستمع لی
إنّما أُذُن الجیفهِ صّماُء الأذن
او در ادامه می گوید من زنده و جاویدانم به من گوش دهید اما گوش مردارها کر است.
فیتوری با اشاره به رنج و سختی که با آن روبرو بوده اند می گوید :
إن نکن سِرنا علی الشوکِ سنینا
و لقینا من أذاه مالقینا
إن نکنِ بتنا عُراهً جائعینا
أو نکن عِشنا حفاهً بائسینا
ان تکن قد أوهت الفأسُ قُوانا
فَوَقفنا نتحدّی السافطینا
إن یَکُن سخرَنا جلادُنا
فبنینا لأمانینا سُجُونا
و رفعناهُ علی أعناقِنا
و لثمنا قَدَمَیهِ خاشعینا
وَ ملأنا کأسَهُ من دَمِنا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...