کیفی :
-
- مدل سلامت سازمانی مشتمل بر چه ابعاد، مولفهها و شاخصهایی می باشد؟
کمی :
-
- آیا مدل پیشنهادی سلامت سازمانی در سازمان فنی و حرفهای استان فارس براساس ابعاد، شاخص ها و مولفه های شناسایی شده دارای اعتبار و پایایی می باشد؟
-
- وضعیت موجود سلامت سازمانی در سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان فارس چگونه است؟
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه
در این فصل ابتدا مبانی نظری موجود در زمینهی سلامت سازمانی در حوزههای مختلفی از قبیل تعاریف، اهمیت و جایگاه آن در سازمان، سطوح، پیامد و تاثیرات این مقوله و همچنین رویکردها و مدلهای مطرح شده در خصوص این متغیر مطرح میشود و در ادامه پژوهشهای پیشین داخلی و خارجی بیان شده و در انتها نیز به جمع بندی مطالب ارائه شده پرداخته شده است.
۲-۱- مبانی نظری
۲-۱-۱- سلامت سازمانی
در عصر حاضر، پیشرفت سریع و همه جانبهی دانش و فنآوری موجب تغییرات شگرفی در سازمانها و ابعاد مختلف آنها شده است. این تغییر و تحولات پیچیده و پر برآیند سازمانها را در محیطی سرشار از تغییر، ابهام، نااطمینانی، پویایی و پیچیدگی قرار میدهد که اصطلاحاً محیط راهبردی نامیده میشود و آنها را ناچار میسازد تا برای تامین بقای معنادار خود در محیط حال و آینده به طور مستمر سازوکارهای خود را بهبود بخشند و پاسخگوی اقتضائات دورنی و بیرونی خویش باشند (ترکزاده، ۱۳۸۸). در محیط سازمانی متغیر امروز پاسخگویی[۱۷] یکی از مهمترین دغدغههای هر سازمانی به حساب میآید (وان باسل[۱۸]، ۲۰۱۲؛ ترکزاده و نکومند، ۱۳۹۳) و سلامت سازمانی یکی از بنیادیترین عواملی است که میتواند از طریق افزایش اثربخشی ، بهبود عملکرد سازمانی و سازگاری با محیط این مهم را محقق سازد (عباسپور، ۱۳۸۴).
۲-۱-۲- تعاریف سلامت سازمانی
سلامت سازمانی به مجموعه ای از خصایص نسبتاٌ پردوام اشاره میکند و به معنای دوام و بقای سازمان در محیط خود، سازگاری با آن و ارتقا وگسترش توانمندیهای سازمان برای سازگاری بیشتر با شرایط حاکم بر فعالیت های سازمان می باشد (جاهد، ۱۳۸۴). از نظر لایدن و کلینگل[۱۹] (۲۰۰۰) سلامت سازمانی یک مفهوم تقریباً تازهای است و شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر که خود موجب رشد و بهبود سازمان میگردد تعریف می شود. البته مفهوم سلامت سازمانی در آغاز برای فهم ماهیت تعاملهای میان کارکنان سازمان به طور کلی ابداع شده است (هوی و ولفوک[۲۰]، ۱۹۹۳). ولی بعداً توسعه سافته است و به صورت فراگیر درباره کل سازمان مطرح شده است. پارسونز در تعریف یک سازمان سالم میگوید: “همهی سیستمهای اجتماعی برای بقا و توسعه، باید خود را با محیط اطراف انطباق دهند، منابع مربوط را برای بدست آوردن مقاصد خود بسیج کنند، فعالیتهای خود را هماهنگ و همسان سازند، و در کارکنان خود ایجاد انگیزه نمایند. در این صورت سلامت آنها تضمین میگردد” (هوی و میسکل، ۲۰۱۳). همچنین سلامت سازمانی نشانه ای از کار در شرایط سالم و درباره به حداکثر رساندن سلامتی و رفاه کارکنان است. سلامت سازمانی کل نگر، جامع و استراتژیک است (براتون و گلد[۲۱]، ۲۰۰۳).
برای اینکه سازمانی بتواند به بقای خود ادامه دهد باید کارهای مفیدی را انجام دهد. هدفهای عمومی که به وسیله طراحان سازمان تعیین شده، باید منجر به تولید محصول یا خدماتی شود که برای اعضای آن سازمان یا سازمانهای دیگر یا عموم جامعه مفید باشد که از ویژگی های اثربخشی است. لازم به ذکر است اثربخشی را یکی از مهمترین ویژگیهای سازمانهای سالم میدانند. اثربخشی براساس درجه کسب هدف تعریف شده است. یک سازمان زمانی اثربخش بوده که نتایج قابل مشاهده فعالیتهای آن با اهداف سازمانی برابر بوده یا از آن بیشتر باشد (هوی، ۲۰۰۵). اثربخشی سازمانی عبارت از میزانی است که یک سازمان با بهره گرفتن از منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غیرضروری اعضا و جامعه خود، اهدافش را در واقع اثربخشی برآورده میکند (تیبودآس[۲۲]، ۱۹۹۶).
سازمانی که پیوسته غیر اثربخش است، احتمالاً از سلامت برخوردار نیست. در مجموع سلامت سازمانی، به طور ضمنی، بر حاصل جمع انجام کار اثربخش دلالت میکند، سازمانی که با پایین آوردن هزینهها یا با سرعت عمل، در کوتاه مدت به طور اثربخش عمل میکند، ممکن است به روحیه و رضایت کارکنان صدمه بزند. مثال کلاسیک آن نیل به کارایی از طریق کاستن هزینه میباشد که در درازمدت به نارضایتی کارکنان و ترک کار منتهی میشود (علاقهبند، ۱۳۸۵). هوی و میسکل (۲۰۱۳) معتقدند که هر سازمانی برای اینکه اثربخش باشد، قبل از هر چیز بایستی بتواند در شرایط بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی، بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهای تهدید کننده خارجی به طور موفقیتآمیز برخورد کند و نیروی آنها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ تواناییها و پایداری خود، آن را رشد و توسعه دهد و به تعبیری دیگر، از سلامت سازمانی برخوردار باشد.
سلامت سازمان چارچوبی جهت مفهومسازی جو عمومی سازمان نیز هست. مفهوم سلامتی مثبت توجه را به شرایطی جلب میکند که رشد و توسعه سازمان را تسهیل کرده و یا موجب پویایی سازمان میشود. سلامت سازمانی به وضعی فراتر از اثربخشی کوتاه مدت سازمان دلالت داشته و به مجموعه از خصایص سازمانی نسبتاً پردوام اشاره میکند. یک سازمان سالم به این معنا نه تنها در محیط خود پایداری میکند بلکه در دراز مدت قادر است به اندازه کافی با محیط خود سازگار شده و تواناییهای لازم را برای بقای خود پیوسته ایجاد کند و گسترش دهد (الوانی، ۱۳۷۹). در نهایت سازمانهای سالم و اثربخش از کارکنان خود تعهد زیاد و رفتار مناسب را انتظار دارند و شاخصهای اصلی در این گونه سازمانها که به حفظ و نگهداری نظام ارزشی اشاره دارد، شامل وفاداری و توجه به فعالیتهای سازمان، حس هویت مشترک با سازمان و انگیزههای فرد برای کارکردن میباشد (دیجوی[۲۳]، ۲۰۰۷). در یک جمع بندی می توان گفت سلامت سازمانی سازهای جامع و فراگیر است که به بهبود کیفیت تعاملات اجزای سازمان در سطوح فردی، گروهی، سازمانی و محیطی می پردازد و در نهایت به سازواری سازمان با محیط و ایجاد تغییرات جهت دار و مطلوب در سازمان و محیط منجر می گردد.
۲-۱-۳- تاثیرات و پیامدهای سلامت سازمانی
با توجه به ارتباط احتمالی دوسویه بین اثربخشی سازمان با سلامتی جو سازمان، به نظر میرسد فهم سلامت یک سازمان میتواند ما را در گزینش روشهای مدیریتی مناسب برای اثربخش تر ساختن آن یاری کند (هوی، ۲۰۰۵). از طرفی هر سازمانی برای اینکه اثربخش باشد قبل از هر چیز بایستی بتواند در موارد بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهای تهدیدکننده خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آنها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ تواناییهای بقای خود، آن را رشد و توسعه دهد (رضایی صوفی، دوستار و سعادت، ۱۳۹۱). بنابراین یکی از مهم ترین تاثیرات ایجاد مدل سلامت سازمانی می تواند تاثیر آن در رشد و حفظ توانایی بقای سازمان در شرایط در حال تغییر و تحول امروزی سازمانها باشد. از طرفی سنجش عملکرد یکی از مهمترین فرآیندهای راهبردی است که ضمن ارتقای پاسخگویی، میزان تحقق اهداف و برنامههای هر سازمان را مشخص می سازد. از این رو وجود مدل سلامت سازمانی به سنجش عملکرد نیز کمک می کند و میتواند مبنای برای بررسی ابعاد عملکرد سازمانها قرار بگیرد (ملکی و همکاران، ۱۳۸۷).
سلامت سازمانی بر نگرش های مثبت کاری کارکنان نیز دارای تاثیر مثبت می باشد و توجه به سلامت سازمانی به دلیل تأثیری که بر اعمال تلاش های کاری دارد، از اهمیت زیادی در سازمان برخوردار است (انصاری، استادی و جاوری، ۱۳۸۸). سلامت سازمانی باعث می شود در سازمانها سیاست بازی و سردرگمی کاهش یابد، روحیه و بهره وری رشد یابد و میزان جابه جایی نامطلوب نیروی کار نیز کمتر شود. در سازمانهای سالم در مقایسه با سازمان بیمار، هزینهی کمتری صرف گزینش می شود. لنچیونی برای سازمانهای سالم چهار اصل را مطرح می کند که شامل ایجاد و نگهداری یک تیم متحد برای رهبری؛ ایجاد شفافیت در سازمان؛ بازگویی اهمیت شفافیت سازمانی و تقویت شفافیت سازمانی به کمک تدبیرهای انسانی (لنچیونی[۲۴]، ۱۳۸۵؛ ص ۱۵۱). بنابراین سلامت سازمانی می تواند زمینه ساز تقویت مهارتهای رهبری شود و شفافیت سازمانی را نیز در ابعاد مختلف ارتقا بخشد.
از نظر پولانای[۲۵] (۲۰۰۴) نیز سلامت سازمانی باعث وضوح نقش و قابلیت دسترسی آن، ایجاد الزامات کاری معقول، کنترل شغل و حدود اختیارات در تصمیم گیری، حمایت اجتماعی محیط کار، رشد پاداشهای عادلانه و رفتارمنصفانه، توجه به در نظر گرفتن دستمزد کافی و ساعات کاری رضایت بخش، ایجاد امنیت شغلی، جو سازمانی امن و ترتیبات استخدامی سالم می گردد. سلامت سازمانی منجر می شود که یک سازمان نه فقط در محیط خود پایدار بماند، بلکه در دراز مدت قادر میشود به اندازه کافی با محیط خود سازگار شده، توانایی های لازم را برای بقای خود پیوسته ایجاد کند و گسترش دهد (خیاط جدیدی، ۱۳۸۱). در نتیجه ی این امر اثربخشی سازمان نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و تحقق مقاصد و اهداف سازمانی را نیز ارتقا می بخشد (طالب پور، رمضانی و هنری، ۱۳۹۲).
سلامت سازمانی یکی از مهم ترین نشانه های وجود روابط کاری مطلوب بین کارکنان در محیط کاری می باشد و می تواند از طریق تعیین ارزش های مشترک در بین کارکنان تضمین کننده ی موفقیت در محیط کاری سازمانها باشد (هوی و تارتر، ۱۹۹۷). لذا می توان از طریق توسعه ی ارزش ها و باورهای مشترک معنادار در بین کارکنان سلامت سازمانی را افزون ساخت و از تاثیرات مطلوب آن بهره جست. همچنین سلامت سازمانی از طریق توسعه ی جو سازمانی موثر و تاثیرگذاری بر جو سازمان تحقق ماموریتهای سازمان را نیز با مطلوبیت بیشتری فراهم نماید (ساواس و کاراکوس[۲۶]، ۲۰۱۲). از طرفی سلامت سازمانی منجر به ایجاد ارتباطات اثربخشی در بین کارکنان و رهبران سازمان می شود و کارکنان نیز از نوآوری و خلاقیت برخوردارند (هوی و فیلدمن، ۱۹۸۷). لذا سلامت سازمانی باعث اثرگذاری بر جوانب بسیاری از سازمان می گردد و پیامدهای سازمانی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو توسعه ی مدل سلامت سازمانی و همچنین توسعه ی جو سلامت در سازمان می تواند رهبری، ارتباطات، اثربخشی و کارایی، جو سازمان و فرهنگ آن را متاثر سازد و بقای سازمانها را در محیط سرشار ار عدم اطمینان تضمین نماید.
۲-۱-۴- مدلهای مطرح شده در زمینه سلامت سازمانی
در بررسی سلامت سازمانی مدلهای فراوانی وجود دارد که شامل مدل پارسونز (۱۹۶۷)، مدل مایلز (۱۹۶۹)، مدل کاپلان و کارواتا[۲۷] ( ۱۹۹۳)، مدل کریگر و هانسون[۲۸] (۱۹۹۹)، مدل هوی و فیلدمن[۲۹] (۱۹۹۹)؛ مدل لایدن و کلینگل[۳۰] (۲۰۰۰) و مدل هو (۲۰۰۰) اشاره نمود. هر یک از مدلهای حاضر در سالهای اخیر توسط پژوهشگران مختلف مورد استفاده قرار گرفته شده است. برای مثال در مدل پیشنهادی پارسونز، در هر زمانی سیستم اجتماعی برای ادامه حیات خود و یا به عبارتی برای تامین سلامتی و اثربخشی خود ضروری است که چهار مشکل اساسی یعنی انطباق، نیل به هدف، انسجام و یگانگی، و دوام (فرهنگ و ارزشها) خود را حل کند (یوسفوند، ۱۳۸۴). با بررسی این مدلها به نظر میرسد مدل لایدن و کلینگل (۲۰۰۰) از جامعیت و شرایط مناسبتری برخوردار میباشد. مدل لایدن و کلینگل (۲۰۰۰) سلامت سازمانی را در ۱۱ بعد شامل ارتباط، مشارکت و درگیر بودن در سازمان، وفاداری و تعهد، اعتبار یا شهرت سازمان، روحیه، اخلاقیات، شناسایی یا بازشناسی عملکرد، مسیر هدف، رهبری، بهبود یا توسعه کارایی کارکنان، و کاربرد منابع مورد بررسی قرار میدهد. در این بخش تعدادی از مهم ترین مدلهای سلامت سازمانی مورد بررسی قرار میگیرند:
۲-۱-۴-۱- مدل سلامت سازمانی هیوآنگ و رامی[۳۱] (۲۰۰۴)
هیوآنگ و رامی (۲۰۰۴) در مدل خود اثربخشی؛ کارایی گروه کاری و رهبری را مهم ترین ابعاد سلامت سازمانی می دانند. از این منظر اثربخشی شامل وظیفه مداری، نوآوری و مشارکت می باشد که علاوه بر تحقق وظایف شخصی و گروهی و سازمانی فعالیتهای همکارانه را نیز تشویق می کند. از طرفی کارایی گروه کاری نیز شامل شفافیت، فشار کار و انسجام بین همکاران می باشد و در نهایت رهبری در بردارنده ی حمایت ناظر، استقلال و کنترل است. در مبحث کارایی نیز همبستگی و تعهد افراد نسبت به کار گروهی عامل مهمی تلقی میشود و از طرفی رهبری نیز مهم ترین عامل کنترل و هدایت رفتار و فعالیتهای افراد به شمار میرود.
۲-۱-۴-۲- مدل سلامت سازمانی لیک و فریتلر[۳۲] (۲۰۱۲)
از دیدگاه لیک و فریتلر (۲۰۱۲) سلامت سازمانی تحت تاثیر سه دسته عوامل فردی، گروهی و سازمانی می باشد. این عوامل در کنار تمایزی که با هم دارند به صورت گروهی سلامت سازمانی را تحت تاثیر قرار میدهند. در این میان مهمترین عوامل فردی تاثیرگذار شامل عزت نفس کارکنان، رضایت شغلی، تلاش برای ماندن در سازمان، مهارتهای کنار آمدن با سایرین و آسیبهای روانی موجود می باشد.
از طرفی مهم ترین عوامل گروهی موثر بر سلامت سازمانی را نظارت، حمایت و مشارکت حرفه ای، انسجام گروهی، چشم انداز مشترک، جهتگیری حرفهای می دانند. در نهایت رهبری، محیط فیزیکی، کنترلهای فرهنگی، آمادگی برای تغییر، ادارک عمومی و منابع جامعه نیز مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر سلامت سازمانی می باشند.
۲-۱-۴-۳- مدل سلامت سازمانی هیل[۳۳] (۲۰۰۳)
هیل (۲۰۰۳) در زمینه ی سلامت سازمانی مدلی را مطرح می کند که دارای ابعاد .و عناصر متعدد و در عین حال متنوعی است. از این منظر سلامت سازمانی مولفه ای چند بعدی تلقی می شود که دستیابی به آن نیازمند تمرکز در سطوح مختلف سازمانی می باشد. در مدل سلامت سازمانی هیل (۲۰۰۳) ابعاد و عناصر زیر مورد توجه قرار گرفته اند:
-
- تمرکز هدف: توانایی بیان هدف روشن، قابل پذیرش، وجود حمایتهای لازم از اهداف
-
- ارتباطات شایسته و مناسب: برقراری روابط دو جانبه و باز
-
- تساوی قدرت: توانمندی توزیع برابر قدرت و تاثیرات اعضای گروه و رهبران آنها
-
- استفاده از منابع: توانمندی رهبر در استفاده از توانمندیهای اعضای تیم با حداقل استرس
-
- انسجام: روشن بودن ادراک افراد، گروه و سازمان از هویتشان
-
- روحیه: احساس کارکنان نسبت به نیکبودی و رضایتشان
-
- نوآوری: توانمندی داشتن خلاقیت، ریسک کردن، تنوع و ابتکار
-
- استقلال: آزادی فرد، گروه و سازمان در مدیریت مسائلی که باور دارند بر حیطهی فعالیتهای آنان تاثیر میگذارد.
-
- سازگاری: توانمندی تحمل استرس و نگه داشتن ثبات در حالی که با نیازمندیهای بیرونی کنار می آیند.
-
- حل مسالهی مناسب: توانمندی درک مشکلات و حل آنها با حداقل استفاده از انرژی
۲-۱-۴-۴- مدل سلامت سازمانی پولین و لکلرک[۳۴] (۲۰۰۶)
در مدل سلامت سازمانی پولین و لکلرک (۲۰۰۶) سلامت سازمانی دربردارنده ی ابعادی از قبیل منابع سازمانی، منابع انسانی، منابع مالی و منابع فیزیکی می باشد. بنابراین این چهار بعد هسته ی اصلی سلامت سازمانی را تشکیل می دهند که دربردارنده ی مهم ترین منابع هر سازمانی می باشد. از طرفی کیفیت هر یک از این منابع نیز عامل بسیار مهمی است که خود در بردارنده ی زیرساختارها و زیرمجموعه هایی میشود.
در این دسته بندی بیان چشم انداز و ماموریت، کیفیت رهبری، کارایی حیطه ی کنترل، روشن بودن اهداف راهبردی جهت حمایت از ماموریت و استقرار ساختار اداری به منظور دستیابی به تعهدات در بعد منابع سازمانی قرار می گیرند. از طرفی توسعه ی تخصص کارکنان و اهمیت سازگاری پاداش مدیریت و کارکنان فنی در حوزه ی منابع انسانی قرار دارد. منابع مالی نیز شامل ثبات مالی، ثبات و تنوع منابع درآمد و قضاوت صحیح جهت توزیع منابع می شود. در نهایت توزیع مناسب منابع فیزیکی مبتنی بر اصول مشخص نیز در بعد منابع فیزیکی قرار می گیرد.
۲-۱-۴-۵- مدل سازمان سلامت جهانی[۳۵] (۲۰۱۰)
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:51:00 ق.ظ ]
|