تشکیل خانواده های ازدواج مجدد بیشتر هنگامی رخ میدهد که کسی ازدواج قبلیش به مرگ یاطلاق منجرشده، تصمیم به ازدواج بافردی بگیرد که وی نیز قبلا” ازدواج کرده یا هرگز ازدواج نکرده است .نتیجهی آن، ترکیب جدیدی از افراد، گذشته ها، مشکلات وتعاملهاست که مختص این رابطه خاص است .از این پیوند پیچیده میان شخصیتها و خانواده ها، موقعیتها و شرایط بینظیری پدیدمیآید.
خانواده دارای ناپدری یا نامادری[۷۰]دارای ویژگیهای خاص خود هستند چون تعداد افراد بیشتری با هم در تعامل قرار میگیرند، خانواده دارای مشکلات بیشتری است (هترینگتون،۱۹۸۹رشک،۱۹۸۷؛نقل از بهاری، ۱۳۸۲).
زمانی که زن و مرد هر دو دارای فرزند هستند، روابط در خانواده جدید بسیار پیچیده میشود. معمولا پدر و خویشاوندان پدر در رابطه جدید حذف میشوند. و در این گونه موارد زوجین بایستی فشار زیادی را تحمل کنند (موسوی ،۱۳۸۴).
تشکیل خانواده های ازدواج مجدد بیشتر هنگامی رخ میدهد که کسی ازدواج قبلیش به مرگ یاطلاق منجرشده، تصمیم به ازدواج بافردی بگیرد که وی نیز قبلا” ازدواج کرده یا هرگز ازدواج نکرده است .نتیجهی آن، ترکیب جدیدی از افراد، گذشته ها، مشکلات وتعاملهاست که مختص این رابطه خاص است .از این پیوند پیچیده میان شخصیتها و خانواده ها، موقعیتها و شرایط بینظیری پدیدمیآید.
صرفنظر از اینکه نامادری چه اقداماتی برای برقراری رابطه صمیمانه ی والد –کودک انجام دهد، تلاشهای او احتمالا درکوتاه مدت محکوم به شکست است (برک،ترجمه سید محمدی ،۱۳۸۶).
پایان نامه - مقاله - پروژه
عموما ۳ تا ۵ سال طول میکشد تا خانواده های آمیخته، پیوند و آسایش خانواده های تنی دست نخورده را برقرار کنند (ای هینگر –تالمن و پسلی ،۱۹۹۷).
مزایای خانواده های دوباره ازدواج کرده
جنبه مثبت این نوع خانواده ها بر اساس یافته های مربوط به مطالعات زمینه یابی نشان میدهد که خانواده های جانشین در ارتیاطات خود آزادتر (بازتر) هستند، تمایل بیشتری دارند تا با تعارضها کنار بیایند و بیشتر عمل گرا وکمتر احساساتی هستند .ضمنا این خانواده ها زمینهی مراقبت از کودکان و وظایف خانه داری، مساوات طلبانه رفتار میکنند .جنبه منفی این خانواده ها درمقایسه با خانواده های «ازدواج اول»، به هم پیوستگی کمتر و شرایط استرس آوربیشتر است. روابط والد خوانده –کودک در خانواده های دست نخورده ازکشمکش بیشتری برخوردار است(موسوی،۱۳۸۳).
پیامدهای ازدواج مجدد
زوجهایی که ازدواج مجدد کرده اند، فشار بیشتری را از جانب خانواده خانواده ی خود تحمل میکنند (بری ،۱۹۹۹ ،گاتونگ وکلمن ،۱۹۹۴(.
بزرگسالان در خانواده های آمیخته، برای نحوه ی ارتباط برقرار کردن با خویشاوند خانواده ها، از جمله فرزند خواندههای خود رهنمودهای اجتماعی کمی دارند. روابط والد خوانده_فرزند خوانده ها، پیش بین قدرتمندی برای خشنودی زناشویی میباشد.
والدینی که هرگز ازدواج نکرده اند
مادری کردن بدون ازدواج در بین زنان کم درآمد پرهزینه است، زیرا زندگی کردن در خانواده ای که زن سرپرستی را برعهده دارد غلبه کردن بر فقر را دشوارتر میسازد.
مادران ازدواج نکرده به احتمال زیاد کمتر از مادران مطلقه برای بزرگ کردن فرزندانشان کمک مالی دریافت می کنند (هیل ،۱۹۹۷ ). چون فرزندان آنها از محبت و درگیری پدر بیبهره هستند، در مدرسه ضعیف عمل میکنند و بیشتر از کودکان خانواده های کم درآمد، رفتارهای ضد اجتماعی دارند .این مشکلات سازگاری زندگی را برای مادران آنها استرس زا تر میکنند (کولی،۱۹۹۸، فلورشیم، تولان،گرمن-اسمیت، ۱۹۹۸؛ نقل از سید محمدی،۱۳۸۶).
چه کسی و تحت چه شرایطی بیشتر از همه احساس تنهایی میکند ؟
بزرگسالانی که جدا شده، طلاق گرفته، یا بیوه شده اند، بیشتر از آنهایی که متاهل هستند، بدون ازدواج با هم زندگی میکنند، یا مجرد هستند، احساس تنهایی میکنند، بدین معنی که تنهایی به دنبال از دست دادن پیوندی صمیمی، شدیدتر است (روبنشتاین و شیور ،۱۹۸۲:استروب و همکاران ،۱۹۹۶)
مردان در صورتی که درگیر رابطه عاشقانه نباشند، بیشتر از زنان احساس تنهایی میکنند، شاید به این علت که برای ارضای نیاز های صمیمیت گزینه های کمتری دارند. زنان درزندگی مشترک، بیشتر ازشوهران احساس تنهایی میکنند، مخصوصا اگر شاغل نباشند، به تازگی نقل مکان کرده باشند، یا فرزندان کوچک داشته باشند، شرایطی که دسترسی آنها را به شبکه ی اجتماعی گسترده تر محدود میکند (فیشر و فیلیپس،۱۹۸۲؛نقل از سید محمدی،۱۳۸۶ )
ازدواج مجدد و وضعیت روانی زنان
بیوهگی در بین زنان در طول زندگی یکی از حوادث با احتمال بالا برای زنان۷۵ ساله و بالاتر است. برای مثال ۶۵% زنان دراین گروه سنی بیوه هستند ((OPCS,1990.
امروزه شاهد عده قابل توجهی از زنانی هستیم که شوهر خود را از دست داده اند و فاقد شوهر هستند. این میزان براساس آمار ۱۳۷۹ بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار نفر است (سالنامه آماری کشور، ۱۳۷۹).
فقدان شوهر به دلایل متعدد بروز میکند. فوت، شهادت و طلاق معمولترین آنهایند. شرایط افراد متعاقب از دست دادن شوهر متفاوت است: بعضی با از دست دادن همسر برای همیشه ناتوان میشوند و ممکن است نتوانند به زندگی ادامه دهند، بعضی امورات خود را انجام میدهند. ولی نه به خوشی آن ایام که شوهر در خانه حضور داشته، عده ای دیگر نخستین شغل زندگی خود را انتخاب میکنند و برخی دیگر تن به ازدواج مجدد میدهند.(هرلاک،۱۹۸۶).
واین بازتابها هم در انتظار زندگی بیشتر زنان میباشد و هم در گرایش آنان به ازدواج با مردان بزرگترازخودشان نقش بازی کرده است (بنت[۷۱]،۱۹۹۷).
ازدواج مجدد گروه اخیر، نوعی از خانواده ها را به وجود میآورد که به خانواده بازسازی شده معروف است. خانواده بازسازی شده، شکلهای متفاوتی دارد. مواردمرتبط با بحث عبارتند از : ازدواج زن بیوه با مرد طلاق گرفته، ازدواج زن بیوه با مرد مجرد، ازدواج زن مجرد با مرد طلاق گرفته، ازدواج زن بیوه با مرد بیوه و ازدواج زن طلاق گرفته با مرد بیوه (بارکر،۱۳۷۵). وضعیت خانواد ههای مخلوط وضعیت خاصی است. خانوادهای را مخلوط میگویند که حداقل یکی از زوجین تجربه ازدواج مخلوط را داشته باشد و احتمالاٌ فرزندانی را از ازدواج قبلی به همراه دارد. شروع زندگی برای تمامی خانواده های مخلوط با معایبی همراه است که اگر این معایب درک و فهمیده شوند میتوان آنها را برطرف کرد. البته این سخن بدین معنا نیست که خانواده های مخلوط مانعی برای گسترش یک زندگی خانوادگی خوب را در خود دارند، بلکه اتفاقاً بعضی از خانواده های مخلوط زندگی موفقی را هم به وجود آوردهاند .عوامل و نواقصی وجود دارد که میتوان از آنها برای رشد و پیشرفت یا بر عکس برای صدمه زدن به یکدیگر استفاده کرد و متاسفانه بسیاری از روابط در ازدواج مجدد که میتواند بالقوه رضایت بخش باشد به علت نیافتن راه های موفقیت آمیز مشکل ساز میشود(ویرجینا،۱۳۷۶).
اختلالات روان شناختی بیشتر در زنانی دیده میشود که متعاقب از دست دادن شوهر، ازدواج مجدد نداشته اند.
آن دسته از زنانی که شوهر خود را از دست داده و ازدواج مجدد نداشته اند معمولاٌ با ده عامل استرس زا مواجهند که عبارتند از : مالی و اقتصادی، احساس گناه، عدم ارضای نیاز های شخصی، عزت نفس پایین، فقدان نظم در زندگی، فقدان قواعد در اداره خانواده، مشکل در ارتباطات اجتماعی، فقدان تفریح سالم و مسئولیت سنگین (احمدی،۱۳۸۳).
در مجموع، مشکلات روانی – اجتماعی همسران شاهدی که ازدواج مجدد کرده اند، کمتر از آنهایی است که ازدواج مجدد نکردهاند (رسول زاده طباطبایی،۱۳۷۳).
عامل مهم دیگر که در موفقیت ازدواج دوم نقش دارد، انگیزه ازدواج است. متاسفانه بسیاری از ازدواج های دوم با انگیزه واقعی و به دلیل نفس ازدواج صورت نمیگیرد بلکه با انگیزه های مبهم و انگیزههای بیان نشده انجام میشود. این انگیزه ها به دلیل عدم وضوح و صراحت ممکن است هیچ وقت برآورده نشده، طرفین را به نارضایتی سوق دهند (احمدی،۱۳۸۳).
عدم رضایت ازشوهر دوم، منتهی به یک سلسله عوارض روانی –اجتماعی میشود که ازدواج را به سرعت به بن بست میکشاند (رسول زاده طباطبایی،۱۳۷۳).
درازدواج مجدد، ضرورت برقراری تطابق و سازگاری زناشویی بیشتر احساس میشود، زیرا سازگاری در ازدواج مجدد مستلزم شکستن عاداتی است که فرد در طی سالهای زندگی با آن خو گرفته است. تشکیل و تثبیت عادات جدید در ازدواج مجدد معمولا با مشکلاتی همراه است که از آن جمله میتوان به وجود کودکان، وابستگان و منسوبین ناشی ازازدواج اول اشاره کرد.
دراین مطالعه که با هدف ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی زنان ازدواج مجدد کرده و نکرده انجام گرفته سعی شده است که به این سوالات پاسخ گفته شود. با توجه به افزایش میزان زنانی که شوهر خود را از دست میدهند به ویژه میزان طلاق در جامعه نتایج حاصل از این پژوهش و پیشنهاد های ارائه شده می تواند در روشن شدن این مشکلات یاری دهنده باشد.
پیشینه تحقیق در پژوهش های خارجی
-باولینگ و ویندسور[۷۲](۲۰۰۱) برای بررسی اجزاء ذهنی و عینی و پیش بینی کنندههای کیفیت زندگی با بهره گرفتن از پرسشنامه ی ادراکات از زندگی با ۲۰۳۲ فرد سنین ۱۶ سال به بالا در بریتانیا که به طور تصادفی انتخاب شده بودند در خانه آنان مصاحبهیی انجام دادند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که واریانس نسبتاً اندکی در درجه بندیهای کلی کیفیت زندگی بوسیله ی شاخصهای عینی، اجتماعی- جمعیت شناختی توضیح داده میشود، و شاخص وضعیت سلامتی هیچ سهمی نداشته است. در حالیکه درجه بندیهای ذهنی زندگی که فرد پیشنهاد داده بود مهم بودند و با زمینههایی از قبیل : ارتباطات، مادیات، سلامتی خود فرد، سلامتی دیگران، کار و زندگی اجتماعی، بیشترین واریانس را توضیح میداد. این متغیر ها بیش از دو برابر متغیرهای عینی و وضعیت های سلامتی در کیفیت زندگی موثر بودند که این موضوع اهمیت نسبی زمینه هایی که خود فرد بیان میکرد که برایش حائز اهمیت است را نشان می دهد.
-باولینگ (۱۹۹۵) در یک بررسی که از یک نمونهی تصادفی بالای ۲۰۰۰ نفر در مرکز شبانه روزی انگلستان انجام داد سوال نمود که “چه زمینه هایی از زندگی شان حائز اهمیت است “، اکثر پاسخ دهندگان ارتباط باخانواده ،خویشاوندان، سلامتی شان، سلامتی دیگر نزدیکان، دارایی شان، زندگی اجتماعی و فعالیتهای اوقات فراغت را مهم میدانستند.
-منک و واگنر[۷۳] (۱۹۹۷ )مطالعهای در زمینه ی تجارب زنان سرپرست خانواده بی خانمان انجام دادند .۸۵%از خانواده های بی خانمان توسط زنان سرپرستی می شود.تعداد نمونه ۱۶ نفر بود جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه در قالب نوار صورت گرفت. نتایج بیانگر آن بود که این زنان احساس حقارت و احساس متفاوت بودن با دیگران را دارند و نیز احساس میکنندکه آزادی و استقلال فردی خود را از دست داده اندو مجبورند در نقش مادری خود باقی بمانند.
-در پژوهشی که توسط تریف وهمکاران (۲۰۰۲)با عنوان «تحلیل همه جانبه عوامل ارتباطات زناشویی و کیفیت زندگی در دیابتی ها » انجام گرفت. تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی و باتعداد نمونه ۷۸ نفر بزرگسال تحت درمان انسولین بودند که هر شرکت کننده دو پرسشنامه (مقیاس سازگاری دو گانه اسپانیر و ارزیابی شخصی صمیمیت در مقیاس ارتباط )را در آن زمان تکمیل کردند . دوسال بعد با ۶۱ تماس گرفته شد و چهار پرسشنامه ی(مقیاس کیفیت زندگی ویژه ی دیابتی ها ،کیفیت زندگی مربوط به سلامت، مقیاس هیجانات مثبت و منفی و مقیاس موارد مشکل در دیابتیها ) را تکمیل نمودند. نتایج به طور مؤثری نشان دادکه اشخاصی که به طور کلی سازگاری زناشویی بهتر و سطوح بالایی از صمیمیت زناشویی را گزارش کرده بودند، میزان درماندگی کمتری نسبت به دیابت و رضایت بیشتری با جنبه های مختلف سازگاری در دو سال اخیر نسبت به دیابت داشتند .این پژوهش شواهد کافی برای این فرضیه فراهم کرد که ارتباط زناشویی بهتر، سازگاری بالایی نسبت به دیابت و کیفیت زندگی مرتبط با دیابت را منجر میشود.
-بنت (۱۹۹۷) در پژوهشی تحت عنوان «مطالعه ی طولی بهزیستی در زنان بیوه » که به روش نمونه گیری تصادفی در طول مدت هشت سال در بین سه گروه ۱-زنانی که هرگز ازدواج نکرده بودند ۲-زنانی که هنوز ازدواج نکرده بودند و۳- بیوه ها انجام داد. نتایج، تاثیر سن را در کاهش سلامتی جسمی و روانی نشان داد. همچنین بیو ه ها روحیه ی پایین تری را در مقایسه با دو گروه نشان دادند. همچنین این مطالعه ارتباط سن را با کاهش سلامتی،روحیه،اضطراب و افسردگی را تایید نمود.
-ماسن و همکاران (۱۳۶۸ )دریافتند که مادرانی که ازدواج مجدد نموده اند در مقایسه با مادران بدون سرپرست، با فرزندان خود گرمتر رفتار میکنند و شوهر در حالی که بصورت تکیه گاهی اقتصادی و عاطفی برای مادر درمی آید، سبب می شود مسائل و مشکلات مالی مادر کمتر شده و از تنهایی به در آید. از این رو مادر ،وقت و انرژی بیشتری پیدا می کند تا صرف فرزندانش کند.
پیشینه تحقیق در پژوهش های داخلی
- مقدم طالمی(۱۳۸۳ )در تحقیقی تحت عنوان«بررسی کیفیت زندگی وعوامل مرتبط با آن در پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی بیمارستانهای دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران »با حجم نمونه۱۰۰ نفر به وسیله پرسشنامه محقق ساخته به نتایج زیررسید.۲۱%کیفیت زندگی متوسط ،۶۷%خوب و ۱۱% عالی را نشان دادند. همچنین بین تعداد افرادی که با فرد زندگی می کردند، وضعیت مسکن، نگرش مثبت اطرافیان،ابراز امنیت شغلی،احساس رضایت از ارتباط با همکاران و بیمار روانی و مسئولین با تمام هفت بعد کیفیت زندگی (جسمی، روانی، معنوی،اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی وتفریحی)رابطه معناداری بدست آمد. همچنین بین جنسیت، وضعیت تاهل، پست سازمانی، ساعات اضافه کاری، و حداقل یکی از ابعاد کیفیت زندگی رابطه بدست آمد.
-در پژوهشی که توسط تهرانی (۱۳۷۹ )باعنوان «بررسی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد »با حجم نمونهی ۱۵۰ نفر (۴۲ زن و ۱۰۸ مرد )مراجعه کننده به درمانگاههای قلب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران با محدوده سنی ۶۵-۳۵، با پرسشنامه کیفیت زندگی ۳۸ سوالی انجام شد. نتاج نشان داد که افراد مذکر و متاهل، افراد با تحصیلات بالاتر، آنهایی که باهمسر خود زندگی می کردند، افراد شاغل و بازنشسته، شاغلین عالی رتبه و کسانی که درآمد ماهیانه بیشتری داشتند از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار بودند. همچنین بین طول مدت بیماری و کیفیت زندگی ارتباط معنی داری وجود دارد.یعنی هر چه طول مدت بیماری ا فزایش یابد، کیفیت زندگی نیز افزایش مییابد. در این نمونه ۷/۱۲ % کیفیت زندگی خود را ضعیف،۷/۶۳ %متوسط و۲۰%کیفیت خود را خوب ارزیابی کردند.
-در پژوهشی که توسط بلداجی (۱۳۸۷ ) تحت عنوان «مقایسه کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی با زنان سرپرست خانوار شاغل شهر تهران » با نمونه ای به حجم ۱۲۰ نفر و به شکل نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودو جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و چک لیست اطلاعات دموگرافیک انجام گرفت. با بهره گرفتن از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه، ضریب همبستگی پیرسون و t تست تجزیه و تحلیل شد. بین ابعاد سلامت جسمانی ، روانی، روابط اجتماعی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده ارتباط داشته و این ابعاد در گروه زنان سرپرست خانوار شاغل خدماتی بهتراززنان سرپرست خانوار تحت پوشش بوده است. نتیجه اینکه شغل عامل موثری در بهبود کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار بوده و کیفیت زندگی این زنان را در ابعاد مورد بررسی ارتقاء داده است.
-در پژوهشی که توسط علیا (۱۳۸۰ )تحت عنوان «بررسی مقایسه ای عوامل استرس زا و رابطه آن با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده و زنان غیر سرپرست خانواده»انجام شد. نتایج نشان داد که بین میزان استرس و کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده ارتباط مستقیم وجود دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که تعدد نقش های زنان سرپرست خانوار یکی از عوامل استرس زای عمده است. و بین کیفیت زندگی و استرس هر دو گروه اززنان سرپرست خانواده و غیر سرپرست ارتباط وجود دارد. هرچه استرس بیشتر باشد، کیفیت زندگی کمتر میباشد. این پژوهش نشان داد که زنان سرپرست نسبت به زنان غیر سرپرست خانواده میزان استرس زیادی را در مسائل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، جسمی، روحی و خانوادگی متحمل می شوند که عمده ترین عوامل استرس زا زنان مسائل جسمی، روحی است.
-در پژوهشی که توسط احمدی (۱۳۸۳ ) تحت عنوان «بررسی مقایسه ای وضعیت ازدواج مجدد و آثار آن در بهداشت روانی همسران شهدا و و همسران متوفیان »به روش توصیفی وبا استفاده از ابزار های SCL90،رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه محقق ساخته و با حجم نمونه ای ۴۵۰ نفری از زنان فاقد همسر (۲۴۳ نفر از همسران شهدا و ۲۰۷ نفر ازهمسران متوفیان عادی )انجام گرفت. نتاج نشان داد که حدود ۵/۲۴ %از زنان فاقد همسر ازدواج مجدد داشتهاند واز این تعداد ۳۶ %دچار ناسازگاری زناشویی و ازدواج ۱۶%در حال انحلال بود.سن زنان به عنوان تنها متغیر مرتبط بامیزان سازگاری شناخته شد.و متغیر های چون شهید یا متوفی عادی بودن ،میزان تحصیلات ،نسبت فامیلی با همسر فعلی و وضعیت ازدواج شوهر فعلی ارتباط معناداری با میزان سازگاری زناشویی نداشت. همچنین تحقیق نشان داد که بیشترین علائم در بین زنان فاقد همسر در بر گیرنده اختلال بدنی شکل، وسواس، افسردگی، اضطراب و پارانوئید بود که این نسبت در بین همسران متوفیان عادی بیشتر از همسران شهدا دیده میشد.
-در تحقیقی که توسط عباسپور (۱۳۷۰ )بر روی نمونهای به حجم ۱۰۰ نفر از همسرانی که ازدواج مجدد کرده و ۱۰۰ نفر از همسرانی که ازدواج مجدد نکرده اند درتهران انجام شده مشاهده گردید که نتایج نشان داد که مشکلات روانی، اجتماعی همسرانی که ازدواج مجددکرده اند کمتر از کسانی است که ازدواج مجدد نکردهاند.
فصل سوم
روش پژوهش
روش پژوهش
با در نظرگرفتن هدف نهایی پژوهش که مقایسه کیفیت زندگی زنان ازدواج مجددکرده و ازدواج نکرده شاهد میباشد،نوع پژوهش بنیادی-کاربردی و روش تحقیق توصیفی،همبستگی و از نوع علی-مقایسه ای می باشد.
جامعه آماری
جامعه آماری در این پژوهش کلیه همسران شهید(زنان) استان کرمانشاه میباشد که آمار آنها بر اساس فرم مشکلات شایع سازمان ۲۰۰۰ نفر میباشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...