تجزیه و تحلیل یادگیری کودک؛ تعیین تئوری و چارچوب نظری که بر اساس آن تشخیص گر، کودک را مطالعه می کند، اثر مهمی در تحلیل نحوه یادگیری کودک خواهد داشت.
کشف مانع فراگیری
مقابله و تفسیر داده ها و تنظیم پیش فرض تشخیص
تهیه و تنظیم یک طرح آموزشی بر اساس پیش فرض
تشخیص امر مستمری است که به موازات کسب اطلاعات بیشتر در طی آموزش و تغییر وضع و شرایط کودک در جریان یادگیری مورد تجدید نظر و اصلاح قرار می گیرد، از این رو تشخیص نیازمند ارزیابی تازه و مداوم است(فریار و رخشان، ۱۳۷۹، ص ۷۴-۷۵).
در بساری از موراد، معلم نخستین فردی است که کودک با مشکل یادگیری را تشخیص می دهد. معلمان می توانند کار و رفتار یک کودک را با دیگر همکلاسی هایش مقایسه کنند و از این رو اغلب می توانند کودک با مشکلات یادگیری را قبل از تشخیص والدینش، تشخیص دهند. با این حال، گاهی اوقات والدین نخستین افرادی هستند که به مشکل فرزندشان پی می برند(سلیکووتیز، ۱۳۸۱، ص ۳۱).
۳- ۲- ویژگی های ناتوانی های یادگیری:
پژوهشگران از انواع مختلف طرح های طبقه بندی، برای رده بندی و مطالعه ی نمونه های متفاوت ناتوانی های یادگیری استفاده کرده اند برای مثال رده بندی بر اساس فرایندهای ویژه ای که به تصور آنها با یادگیری درگیر هستند؛ که شامل ادراک بینایی و شنوایی، پیگیری، هماهنگی دیداری حرکتی و فرایند حافظه هستند. برای رسیدن به وضوح در این بحث، ناتوانی های یادگیری را به دو گروه تقسیم می کنیم:
پایان نامه - مقاله - پروژه
آن دسته از ناتوانی های درگیر با فرایند شنوایی که سبب اختلال در خواندن و سایر مشکلات یادگیری می شوند که منشاء آن در زبان است.
و دسته ای که درگیر فرایندهای دیداری - حرکتی (غیر کلامی) هستند که منجر به بدخطی، مشکل در ریاضیات و نقص در مهارت های خاص اجتماعی می شوند.
۳- ۲- ناتوانی های خواندن و سایر ناتوانی هایی که اساس آن زبان است:
اختلال خواندن – که معمولا خوانش پریشی نامیده می شود- شایعترین اختلال یادگیری است. تعداد زیادی از کودکان مبتلا به این اختلال، به مراکز درمانی معرفی می شوند. آنها به دلیل پیامدهای فراگیر این اختلال (نسبت به سایر اختلالات یادگیری) دارای بیشترین مشکل نیز هستند(بارابارا و همکاران، ۱۳۸۱، ص ۴۶).
خط درهم و برهم، ضعف در ریاضیات، ناهماهنگی آزار دهنده در زندگی روزمره –بویژه در بزرگسالان- از جمله ی این دشواری هاست که بسیاری از افراد شایسته و موفق ممکن است حتی نتوانند تراز نامه ی حساب جاری خود را تنظیم کنند و یا یک توپ بیس بال را بگیرند، اما این نوع معلولیت ها در مجموع اثر بسیار اندکی بر کنش اجتماعی آنها دارد. از سوی دیگر، ضعف در توانایی خواندن می تواند سبب بروز دشواری های شایان توجهی شود. مهارت در خواندن در تمام دوران زندگی از اهمیت خاصی برخوردار است.اختلال در خواندن گرچه به طور قطعی نمی تواند مانع کسب پیروزی در بزرگسالی شود، ولی در بسیاری از زمینه های زندگی شخصی و اجتماعی، مشکل آفرین خواهد بود. نتیجه اینکه اختلالات مربوط به خواندن در مجموع اختلالات یادگیری، بیشترین بدفهمی ها را به دنبال داشته است(همان، ص ۴۶-۴۷).
۶- ۳- ۲- اختلالات یادگیری دیداری – حرکتی:
این گروه از ناتوانی های یادگیری شامل دشواری های ویژه در حساب و خط نویسی است و احتمالا ممکن است همراه با ناتوانی در خواندن باشد یا نباشد؛ همچنین ممکن است شامل زیر مجموعه ی ناتوانی های یادگیری دیداری – حرکتی و نقص در آکاهی و داوری اجتماعی باشد. از آنجا که طبیعت این مسائل بر اساس زبان استوار نیست، بنابراین به «ناتوانی های غیر کلامی یادگیری» نسبت داده می شوند. ناتوانی های غیر کلامی یادگیری،خیلی کمتر از ناتوانی های یادگیری (که ناشی از زبان است) رخ می دهد. مطالعات نشان داده اند، در میان کودکانی که به دلیل ناتوانی های یادگیری به درمانگاه ها مراجعه می کنند تنها ۱ تا ۱۰ درصد از آنها از ناتوانی های یادگیری غیر کلامی رنج می برند. ناتوانی های یادگیری غیر کلامی، گاه «ناتوانی های یادگیری نیمکره راست» نیز خوانده می شوند. از آنجا که پیچیدگی های بسیاری بین پیوند دو نیمکره ی راست و چپ مغز وجود دارد، ساده اندیشی است اگر گفته شود که حرف زدن تنها منحصر به نیمکره ای است که کاملا از دیگری جداست، اما در مجموع می توان گفت که سازمان مغز به گونه ای است که نیمکره چپ اختصاص به زبان دارد، در حالی که نیمکره راست کارش پردازش اطلاعات غیر کلامی است که شامل آگاهی فضایی، (یکپارچگی عناصر دیداری – حرکتی) است. از وظایف نیمکره ی راست، همچنین کشف تفاوت بین صداهاست و مسئولیت درک نوای موسیقی و آهنگ کلام های گوناگون و آواها نیز به عهده ی این قسمت است. با بالا رفتن سن، ضعف در حل مسائل غیر کلامی و درک اطلاعات در آنها بیشتر نمود می کند، گرچه در این کودکان ممکن است رشد حافظه ی کلامی خوب باشد؛ اما در سازگاری و هماهنگی با موقعیت های نو و پیچیده دشواری بسیار خواهند داشت(بارابارا و همکاران، ۱۳۸۱، ص ۵۴-۵۵).
۷-۳-۲- انواع اختلالات یادگیری:
ناتوانی های یادگیری به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: ۱) ناتوانی های یادگیری تحولی و ۲) ناتوانی های یادگیری تحصیلی. ناتوانی های یادگیری تحصیلی خود به سه دسته تقسیم می شوند: ناتوانی یادگیری ریاضیات؛ ناتوانی یادگیری خواندن (نارسا خوانی)؛ ناتوانی یادگیری نوشتن (نارسانویسی) و املا نویسی(شهنی و همکاران، ۱۳۸۳).
اختلال در ریاضی
حساب را زبان همگانی نامیده اند. حساب زبان نمادینی است که بشر را قادر می سازد درباره ی امور کمی بیندیشد، آنها را ثبت کند، اندیشه ها و مناسبات فیما بین کمیت ها را به هم ارتباط دهد.پهنه ی ریاضیات شامل شمارش، سنجش، حساب، محاسبات، هندسه و جبر است(فریار و رخشان، ۱۳۷۹، ص ۲۸۸). از میان تمام مشکلات یادگیری ریاضی از اهمیت بیشتری برخوردار است(خسروی، ۱۳۹۰ به نقل از ریون، ۲۰۰۶).
برخی از کودکان با اختلالات ویژه یادگیری، دشواری هایی در درک مسائل ریاضیات دارند. اصطلاحی که برای موارد شدید این حالت به کار می رود دیس کالکولی یا اختلال در محاسبه و کسب مفاهیم ریاضی است. این گروه از کودکان معمولا در زمینه ی درک روابط فضایی دچار مشکل شدید هستند. در بررسی دشواری های ریاضی این گروه از کودکان باید به مشکلات درک بینایی و تفکر این کودکان نیز توجه شود(نادری و نراقی، ۱۳۸۲، ص ۳۵). اکثر کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند، لزوما نمی توان گفت که در مفاهیم عددی نیز دچار اختلال هستند، در واقع بسیاری از کودکانی که ناتوانی شدید در خواندن داشته اند، دیده شده است که در مهارت های کلی بسیار قوی بوده اند. با این حال حساب جزو درس هایی است که برای دانش آموزان ضعیف همواره به عنوان حیطه ای از مشکل تحصیلی رخ نموده است(فریار و رخشان، ۱۳۷۹، ص ۲۸۸). مشکل حساب توجه بیشتری را به خود معطوف داشته است، این توجه ممکن است به این دلیل باشد که همه ی کودکان در سال های اولیه دبستان ملزم به انجام محاسبات حساب هستند، ولی موضوعات دیگر را بعدها می توانند انتخاب کنند. همچنین این نکته بیانگر این واقعیت است که محاسبات حساب نقش مهمی در زندگی روزمره ایفا می کنند. دلیل دیگر ممکن است این باشد که مشکل حساب متعاقب آسیب مغزی در بزرگسالی (محاسبه پریشی) یک مشکل شناخته شده و مطالعه شده است(سلیکووتیز، ۱۳۸۱، ص ۱۳۲).
کالکسی (۱۹۶۷) توجه داده است که بیشتر علائمی که کودکان ناتوان در یادگیری را مشخص می کند می توان به مشکلات حیطه حساب مربوط باشد. آشفتگی ادراک فضایی، نابهنجاری های ادراک بینایی، مداومت بی دلیل، دشواری در فهم نماد ها و اختلالات شناختی، همه ی پیامد های آشکار یادگیری عددی هستند.در مود تعدادی از کودکان، دشواری فهم روابط عددی از سال های اول زندگی شروع می شود. توانایی شمارش، درک واحد کمیت ها، جور کردن، سوا کردن و مقایسه اعداد همگی به تجارب کودک و دستکاری اشیاء وابسته است. کودکی که دقت محدود، ادراک نارسا و رشد حرکتی ضعیف دارد، محتملا تجربیات مطلوب در فعالیت هایی که به دخل و تصرف در اشیاء مربوط می شود ندارد. از این رو این آمادگی را هم نخواهد داشت که به درک واقعی روابط فضایی، شکل، نظم، زمان، بعد و کمیت دست یابد(فریار و رخشان، ۱۳۷۹، ص ۲۸۹). تدریس ریاضیات باید به گونه ای باشد که از حواس مختلف شاگرد استفاده کرده و او را ترغیب کند تا در فعالیت هایی نظیر: گوش دادن به صحبت معلم، استفاده از وسایل شنیداری، مطالعه نقشه های طبیعی، تعامل با همکلاسی ها، کار روی ایده های ریاضی و دست کاری علایم نوشتاری درگیر شود(برومز و همکاران، ۱۳۸۷، ص ۱۷). کاک کرافت (۱۹۸۲) پیشنهاد می کند ریاضیات باید به صورت یک موضوع کاربردی و لذت بخش تدریس شود(همان، ص ۱۹).
بعضی از مهارت های دخیل در حل مسائل حساب تنها برای چنین کنش هایی به کار می روند در حالی که سایر مهارت ها با سایر حوزه های یادگیری هم پوشی دارند.
مسائل حساب نیازمند مهارت های درک زبان (توانایی درک کلمات به کار رفته برای بیان مسئله) هستند و از این رو مشکل حساب ویژه ممکن است با اختلالات زبان مرتبط باشد.
توانایی خواندن مستلزم درک یک مسئله ی حساب کتبی است و از این رو با مشکل خواندن مرتبط است.
مشکل نوشتن ممکن است در توانایی نوشتن اعداد و نمادها اختلال ایجاد کند.
مسائل بازنمایی (به خاطر آوردن) اعداد ممکن است با مشکلات بازنمایی کلمات مربوط باشد و از این رو مشکل حساب ویژه ممکن است با مشکل املاء ارتباط داشته باشد.
در بعضی از کودکان، مشکل حساب ویژه ممکن است یک مشکل منفردی باشند که به علت مشکلات مربوط به مهارت های صرفا حسابی به وجود آمده باشد. مشکلاتی که چنین کودکانی دارند، بسیار و گوناگون می باشند. تعدادی از نقایص دخیل در این حوزه ها در زیر آمده است:
درک ریاضی، توانایی درک چیزی است که یک عدد نشان می دهد. برای نمونه، یک کودک با مشکلات این حوزه می تواند عدد هفت را بنویسد ولی نمی تواند درک کند که هفت قبل از هشت می آید.
کنش های عملیاتی، توانایی جمع، تفریق، ضرب یا تقسیم هستند. برای مثال، یک کودک با مشکلاتی در این حوزه برای محاسبات ساده، به انگشتان خود متکی است. چنین کودکانی برای غلبه بر مشکلشان ممکن است روش های شخصی برای محاسبات به وجود آورند.
فرایند انتخاب، توانایی انتخاب عملیات حساب مناسب برای حل یک مسئله است. کودکان با مشکل در این مهارت می توانند عملیاتی نظیر جمع یا تقسیم را در صورت مشخص بودن عملیات، انجام دهند، ولی زمانی که عملیات مناسب یک مسئله ی مشخص نیست، نمی توانند تصمیم بگیرند از کدام عملیات استفاده کنند.
حافظه ی زنجیره ای، توانایی به خاطر آوردن ترتیب عملیات مورد نیاز برای حل یک مسئله است.
سازماندهی زنجیره ای، توانایی مشخص کردن ترتیب اعداد است. کودکان با مشکل در این مهارت ممکن است در یادگیری جدول ضرب مشکلاتی داشته باشند. این مشکل ممکن است به سایر مشکلات در سازمان دهی زنجیره ای مربوط باشد.
بیان کلامی ریاضیات، توانایی بیان اصطلاحات و مفاهیم ریاضی است.
نمادگری انتزاعی، توانایی درک شکل اعداد به وسیله ی نمادهاست. کودک با مشکل در این حوزه مشکلات ویژه ای در جبر دارند.
تداعی های شنیداری – دیداری، توانایی مربوط به ساختن یک عدد با یک نماد کتبی است. کودکان با مشکل در این مهارت به خوبی می شمارند ولی نمی توانند اعداد را بخوانند.
خوشه کردن، توانایی تشخیص یا تعیین گروه هایی از اشیا (مجموعه ها) است.کودکان با مشکل در این مهارت مجبورند اشیا را تک تک بشمارند.
دستکاری عینی ریاضی، توانایی تخمین اندازه و تعداد اشیای واقعی نظیر مکعب ها و میله هاست. کودکان با مشکل در این مهارت، مشکلاتی را به هنگام انجام محاسبات عملی با این اشیا دارند. اغلب این موضوع غیرمنتظره است زیرا بیشتر مردم دستکاری عینی را آسان تر از دستکاری انتزاعی می دانند.
نگه داری کمیت، توانایی درک این است که کمیت با شکل تغییر نمی یابد
تشکیل تناظر یک به یک، این مورد توانایی توزیع نسبت های ثابت ریاضی است.
بازنمایی ترسیمی اعداد، توانایی به خاطر آوردن و نوشتن اعداد است.
تعبیر و تفسیر علائم پردازش، توانایی خواندن و درک نمادهای حساب نظیر «+» و «-» است. کودکان با مشکل در این حوزه ممکن است در درک منظور یک علامت کتبی، فوق العده کند باشند(سلیکووتیز، ۱۳۸۱، ص۱۳۴-۱۳۸).
مشکلات دانش آموزان با ناتوانی در یادگیری ریاضی
دانش آموزان با ناتوانی در یادگیری ریاضی از مشکلات زیر رنج می برند: ‌
در یادگیری ،‌ به خاطر سپردن و یادآوری اعداد مشکل دارند .
مفاهیم بنیادی اعداد را درک نمی کنند .
در محاسبه کند هستند .
‌مهارت های لازم را برای محاسبه ندارند یا در آنها ضعیف هستند .
این دانش آموزان در ۴ دسته از مهارت های اساسی یادگیری پیشرفت ضعیفی دارند :
الف )‌مهارت های زبانی ،‌ شامل :‌
-‌فهمیدن و نامیدن اصطلاحات ریاضی
‌-فهمیدن و نام بردن عمل ها و مفاهیم ریاضی
-تبدیل دستورات مکتوب به نمادهای ریاضی
ب ‌)‌مهارت های ادراکی شامل :‌

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...