تحقیقات انجام شده درباره : بررسی تأثیر رسانه های دیداری بر بزهکاری و بزه دیدگی ... |
![]() |
فصل چهارم:
نقش انواع رسانه های دیداری در ایجاد زمینه بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان
۴-۱- نقش انواع رسانه های دیداری در ایجاد زمینه های بزهکاری و بزه دیدگی درکودکان
با توجه به اهمیت فوقالعاده رسانه های دیداری در زندگی امروزه بشر که ارسال، نقل و انتقال، ارتباط و دریافت اطلاعات را میسر میسازد و مهمترین ویژگی آنها عظمت نفوذ، گستردگی حوزه عمل و ماندگاری طولانی مدت اثرات آنها میباشد، رسانه های دیداری می توانند با توجه به کارکردها و اوصاف شایان ذکر خود تبیین قانون و مقررات، اجتماعی کردن افراد، اطلاعرسانی به آنها و پرکردن اوقات فراغتشان نقش بسیار مهمی را ایفاء کنند. یافته های این تحقیق نشان میدهد که اگر رسانه های دیداری در راستای اهداف متعالی زندگی بشری باشد میتوانند یکی از عوامل تأثیرگذار در جلوگیری از بزهکاری و بزه دیدگی کودکان باشند. ولی چنانچه برنامه این رسانه ها به این اهداف توجه کافی ننماید میتواند منجر به رواج انحراف، خشونت، جنایت، بزهکاری و بزه دیدگی در بین کودکان شود.
در فصل قبل رسانه های دیداری و تحریک و تسهیل بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان بررسی شد و در این فصل قصد داریم نقش انواع رسانه های دیداری در ایجاد زمینه بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان را بررسی کنیم.
۴-۱-۱ رابطه تلویزیون با کودکان
یکی از مسائلی که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه های گوناگون علوم انسانی را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایی این اندیشمندان شده، مسئله رابطه تلویزیون با کودکان است. تلویزیون پدیده ای است عجیب که چندی است وارد زندگی انسانها شده و به گونه ای معجزه آسا تقریباً همه خانهها را اشغال کرده است؛ چنان که توجه بیشتر اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. به همین دلیل، گروهی از پژوهشگران آن را وسیله ای برای نابودی جامعه انسانی میدانند. در مقابل، گروهی دیگر آن را وسیلهای برای سرعت بخشیدن و بالابردن توانمندی بشر محسوب میدارند (احمدی ۶،۱۳۹۲)
در ادامه کارکردهای تلویزیون و تأثیر آن بر کودکان و در آخر هم تأثیر آن بر ایجاد زمینه بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان را بررسی میکنیم.
۴-۱-۱-۱ کارکردهای تلویزیون و تأثیر آن برکودکان
در اینجا قصد داریم کارکرد های تلویزیون و تأثیراتی که این رسانه دیداری بر کودکان دارد را بررسی کنیم.
۴-۱-۱-۱-۱ ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون و تأثیرآن برکودکان
تلویزیون به عنوان وسیلهای برای شکل دادن افکار عمومی، با زیر پوشش قراردادن معضلات اجتماعی و مسائل مربوط به سیاست داخلی و خارجی و همچنین با عرضه برنامههای تفریحی و نمایشیاش برای بزرگسالان و کودکان تأثیر خود را مینمایاند، بدون توجه به نوع برنامهای که از آن پخش میشود؛ مجله های خبری، موسیقیها، مسابقه های تلویزیونی، نمایش مجموعه ها و مانند آن.
این وسیله ی ارتباطی در هر حال ، ملزم به ارائه یک پیام ایدئولوژیک است . تعدد و گوناگونی روش ها و فنونی که به وسیله برنامهسازان به کار گرفته میشود و در واقع بیانگر مجموعه ای از اصول و گرایشهای ایدولوژیک حاکم بر تلویزیون و یا به تعبیر دیگر، مبین آن وظایف اصلی است که در زمینه ایدولوژی از سوی طبقه حاکم بر تلویزیون تعیین میشود. این ایدئولوژی منعکس کننده وضع ملی، فرهنگی و سیاسی خاص هر کشور است (بیریوکف ۱۳۷۲، ۱۱۳).
برای مثال ایدئولوژی حاکم بر تلویزیونهای غرب، سرمایه داری است که آن را به عنوان یک نظام و روش زندگی ارج نهاده است و تمام فعالیتها، نه تنها تلویزیون بلکه تمام رسانه ها باید در این زمینه باشند. در تاریخ آمریکا، بارها مشاهده شده که کسانی که حتی کوچکترین بی توجهی به این ایدئولوژی حاکم داشته اند دچار ورشکستگی شدهاند. بنابراین این یک قانون کلی است. در کشور ما نیز ایدئولوژی حاکم برتلویزیون، باید از نظام حاکم یعنی نظام جمهوری اسلامی اتخاذ شده باشد و جهت گیری آن در راستای تقویت دین باشد. از این رو متولیان رسانه ها بخصوص تلویزیون باید تخصص، تعهد و تدین داشته باشند. چنانچه این ایدئولوژی دارای نظارت درست در حوزه اخلاقی، دینی، فرهنگی و غیره نباشد با مرور زمان تأثیرات سوء خود را بر کودکان می گذارد و باعث انحراف در آنان می شود که این انحراف زمینه ایجاد بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان را ایجاد میکند.
۴-۱-۱-۱-۲ قابلیتهای تلویزیون برکودکان
کسی نمی تواند مدعی شود که تلویزیون برای کودکان صرفاً خوب یا بد است. برای بعضی از کودکان در برخی شرایط، برخی برنامههای تلویزیونی زیان بخش است، برای سایر کودکان در همان شرایط یا برای همان کودکان در شرایط دیگر، تلویزیون می تواند سودمند باشد. البته برای بیشتر کودکان دراغلب شرایط، بیشتر برنامههای تلویزیون خنثی است و زیان و یا سود خاصی ندارد؛ زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشری کارکردهای سه گانه در دو بعد آشکار و نهان دارد:
کاردکردهای مثبت (نهان و آشکار)
کارکردهای منفی (نهان و آشکار)
کارکردهای خنثی (نهان و آشکار)
با توجه به این تقسیمبندی، تلویزیون نه صرفاً عاملی است که زندگی طبیعی انسانها را به خطر اندازد و نه وسیلهای است مطلقاً برای پیشبرد اهداف بشر.
در این زمینه، دیوید سالکید درگفت و گو با مجله لایف میگوید: من روشن فکری هستم که نگران تلویزیون است. برخی چیزهای خوب در آن است. این چیزهای خوب مثل جزایری مرجانی در اقیانوسی از زباله هستند. تلویزیون مرا دیوانه کرده است؛ چرا که واقعاً دوستش دارم، در حالی که چیز کثیفی است؛ مثل زن بسیار زیبایی که نفرت انگیز به نظر میرسد.
بنابراین می توان گفت تنها راه درست کردن تلویزیون تهذیب کردن گروهی است که آن را اداره میکنند تا از بیراهه رفتن آن جلوگیری کنند (شرام و لایل و بی پارکر ۱۳۷۷، ۵).
پس طبق این نظریه باید مدیران و دستندرکاران تلویزیون افرادی باشند که برنامههایی پخش کنند که تأثیرات مثبت یا حداقل خنثی برای کودکان داشته باشند تا آنها را به بیراهه و انحراف نکشانند.
۴-۱-۱-۱-۳ آگهی های تلویزیونی و تأثیرآن برکودکان
یکی دیگر از جنبه های تماشای تلویزیون که زیاد مورد توجه قرار گرفته، تأثیر منفی آگهی های تبلیغاتی بر نگرشها و علایق کودکان است. کودکان معمولا ًمیتوانند تفاوت بین برنامهها و تبلیغات تجاری را تشخیص دهند اما با این حال، کودکان تا ۸ سالگی از قصد تبلیغات تجاری به وضوح آگاه نیستند. کودکان معمولا ًاطمینان دارند که پیامهای بازرگانی دقیق و درست است. آنها معمولاً نمیتوانند انگیزه شرکتها را از تبلیغات به درستی درک کنند. از این رو، تبلیغاتی که مخاطبان آن کودکان هستند دست کم دو پیام منفی دارند:
نخست آنکه کودکان ممکن است با والدینشان بر سرخرید محصولاتی که تبلیغات آن را در تلویزیون دیده اند دچار تعارض شوند . به دلیل آنکه کودکان در مقایسه با بزرگترها آسان تر فریب میخورند، پذیرش قضاوت والدین درباره ارزش واقعی یک کالای تبلیغ شده برایشان دشوار است. این تعارض زمینه ایجاد تعارضات بعدی بین والدین و کودکان را فراهم میکند که همین در آینده برای کودک مشکلساز خواهد بود.
دومین پیامد منفی این گونه تبلیغات تلویزیونی، مصرف زیاد محصولاتی غذایی قندی مانند آب نبات و نوشیدنیهای شیرین میوهای است. جالب تر اینکه تبلیغ این محصولات قریب ۸۰ درصد تبلیغات تلویزیونی مربوط به کودکان راتشکیل میدهد. مشاهده این تبلیغات بر باورهای کودکان در خصوص تغذیه و نیز انتخاب آنها از مواد غذایی تأثیر میگذارد. کودکان نمیتوانند درک کنند که خوردن این گونه مواد غذایی دارای قند زیاد سبب افزایش وزن و پوسیدگی دندان هایشان میشود. وقتی کودکان در معرض تبلیغات مربوط به این مواد خوراکی قرارگرفته و قدرت انتخاب داشته باشند به احتمال زیاد آنها را انتخاب خواهند کرد، حتی اگر بدانند که میوه ها و سبزیجات خوراکیهای سالمتری هستند که البته این پیامد منفی به عنوان این تحقیق ارتباطی ندارد و ملاک پیامد اول که ایجاد تعارض بین والدین و کودک میکند در اینجا ملاک است اما همین هم می تواند باعث به اشتباه انداختن آنها در مسائل دیگر شود (بیابانگرد ۱۳۷۷، ۱۳۴).
۴-۱-۱-۲ تلویزیون وتأثیرآن برروابط بین کودکان با خانواده و همسالان
وقتی کودکی با خانواده و همسالان خود روابط رضایت بخشی ندارد، تمایل پیدا میکند که به تلویزیون رو کند و آنجا میتواند برای مدتی عرصه مسائل زندگی و احتمالاً تنش خود را کاهش دهد. در این حالت زمان استفاده کردن تلویزیون در این کودک افزایش پیدا میکند. اما گاهی در برخی از کودکان برخورد بیشتر موجب تماشای بیشتر تلویزیون نمیشود و باعث کاهش آنان در تماشا میشود. پس میتوان گفت این موضوع بین هر کودک میتواند متفاوت باشد. البته کیفیت روابط کودک با خانواده و گروه همسالان خود بدین ترتیب به تعیین میزان تماشای کودک کمک میکند. اما این کمک بسیار فراتر هم میرود، در حالی که به دلیل ناکامی در روابط خانوادگی یا روابط با دوستان میتواند از پرخاشگری آکنده باشد و این احتمالاً در جستجوی محتوای خشونت آمیز تلویزیون است و آن را به یاد میآورد.
همچنین اگر روابط اجتماعی کودک با خانواده و همسالان رضایت بخش نباشد احتمال دارد براساس خیال پردازی های حاصل از تلویزیون به خیالپردازی رو کند. اگر وی برای پاسخ به نیازهای اجتماعی خویش
در جستجوی خشونت برآید، احتمالاً آن خشونت را هنگامی که در زندگی واقعی نیاز به پرخاشگر بودن را حس کند، به یاد میآورد و آن را زنده می کند و همین باعث تأثیرات بدی بر کودک میشود (احمدی ۱۳۹۲، ۱۶).
بنابراین میتوان گفت تلویزیون در روابط بین کودک با خانواده و همسالان بسیار میتواند تأثیرگذار باشد و این تأثیر خوب و بد به روابط کودک با خانواده و همسالان مربوط میشود که اگر این روابط به صورت بدی باشد میتواند تأثیرات سوئی بر آینده کودک بگذارد.
۴-۱-۱-۳ خشونت در تلویزیون و تأثیرآن بر ایجاد زمینه بزهکاری و بزه دیدگی درکودکان
خشونت ابزار آشکار قدرت فیزیکی با سلاح یا بدون آن علیه خود یا دیگری، اقدام تحمیلی علیه خواست طرف مقابل ازترس صدمه دیدن یا کشته شدن و در واقع، صدمه زدن و کشتن است.
بنابراین بحث تلویزیون و خشونت در کودکان یکی از پر سر و صداترین موضوعات دنیای حاضر است، به گونهای که کمتر اندیشمندی را میتوان یافت که در این موضوع سخن نگفته باشد، به خصوص اگر اندیشمندی اجتماعی باشد به اجمال، نظری کوتاه به تأثیر تلویزیون بر میزان خشونت و تأتیر آن بر ایجاد زمینه بزهکاری و بزه دیدگی کودکان دارد. با نگاهی به دنیای اطراف خود، به روشنی در مییابیم که در دنیای امروز خشونت موج می زند و خشن بودن نشانه قدرت است و جذابیت زیادی دارد. در این دنیا، انسان ها در لحظاتی که تحت فشارند خشن میشوند و درست در همین لحظات، نوجوانان و بزرگسالان به باورهای قدیمی خود ، درباره نقش خشونت در جامعه و رفتارهای افراد رجوع میکنند؛ باورهایی که بخش عمده ای از آنها متأتر و برگرفته از تلویزیونی است که نمایانگر اوج خشونت در زیباترین و فریبندهترین جلوه هاست و امر مسلم و بدیهی است که کسی نمیتواند در آن شک کند (عرفانی ۱۳۷۷، ۲۰۰).
برخی از کودکان قوانین جهان خیال را با قوانین جهان واقعیت جا به جا میگیرند، کودکانی که هنگام تماشا، پرخاشگری را نیز به همراه میآورند و به احتمال زیاد اعمال پرخاشگرانه برنامههای تلویزیونی را به یاد میآورند. خشونت گری رفتاری های پیچیدهای هستند که معمولاً رشد آنها منبعث از چندین ریشه است. عمدهترین این ریشه ها معمولاً وجود نوعی فقدان بزرگ در زندگی کودک است که اغلب عبارت است از خانواده از هم پاشیده یا نوعی احساس مورد پذیرش واقع نشدن از طرف والدین یا گروه همسالان کودک و تلویزیون حداکثر یک علت جانبی است که داستانهای خشونتآمیز وحشتناک، مسائلی چون مناقشه، قدرت و همبستگی بشری را مطرح میسازند. خشونت و وحشت، جزئی از اسطوره، ادبیات و دیگر ابعاد فرهنگی محسوب میشوند. تلویزیون، وحشت و خشونت را سادهسازی و استاندارد کرده، سپس آنها را به عنوان بخشی از آداب و سنن روزمره وارد زندگی بسیاری از خانواده ها میکند. قرار گرفتن در معرض وحشت و خشونت از خردسالی و در طول زندگی ادامه مییابد. فرهنگ جدید از صحنههای خشونت و وحشت تولید شده از رسانه ها اشباع شده است و این امری است که گریز ناپذیر به نظر می رسد.
مطالعات انجام شده در زمینه قرارداشتن در معرض خشونت تلویزیون نشان میدهد که در این زمینه مسائل دیگری نیز مثل رواج خشونت و وحشت در موقعیت اجتماعی، اقتصادی، جنسیت و برخی از الگوهای گزینشی مؤثر هستند (جورج بی تا، ۱۵).
پژوهشها در زمینه تأثیر خشونت تلویزیونی بر رفتار کودکان نشان میدهد، این نوع مشاهدات به رفتار در خانواده، مدرسه و جامعه تعمیم مییابد. از جنبه کوتاه مدت تأثیر تحقیقات متعدد نشانگر این امر است که کودکان بلافاصله پس از دیدن برنامهای خشونت بار به همسالان خود در خانواده یا مدرسه تعرض میکنند و رفتار خشن بروز میدهند.
در رسانه های تصویری بخصوص تلویزیون، خشونت فراوان و تقریباً در همه جا دیده میشود. کودکان خشونت تلویزیون را به چند شکل دریافت میکنند خشونت جسمانی و خشونت کلامی.
خشونت جسمانی شامل ضربه زدن، چنگ زدن، لگدزدن، جنگ تن به تن، شلاق زدن و غیره و خشونت کلامی شامل تهدید کردن، متلک گفتن، نا سزاگویی و تحقیر است. البته از خشونت رمزی هم میتوان نام برد که حرکات و اعمالی مانند دنبال کردن کودک به قصد زدن یا تهدید دیگران برای اعمال خشونت بار توأم با فعالیتهای غیرکلامی را شامل میشود.
نکته جالب در خشونتهای تلویزیونی این است که عواقب این خشونتها و به ویژه درد و رنج مصائب و فاجعهای که ممکن است از آن حاصل شود ، به ندرت نشان داده میشود. کودکان کودکستانی که انواع رفتارهای پرخاشگرانه یک فرد بزرگسال را در برابر یک عروسک بادی بزرگ در تلویزیون دیده بودند، بعداً بسیاری از اعمال از جمله الگوهای نامتداول رفتار پرخاشگرانه، افزایش برانگیختگی، کاهش حساسیت پرخاشگری و کاهش قید و بندهای رفتاری را از آن تقلید کردند. برخی تحقیقات گویای آن است که فرستنده های تلویزیونی مستقرشده، آمار جرایم از این قبیل را به طور محسوسی نشان میدهد. در ارزیابی سه شبکه تلویزیونی آمریکا معلوم شده است که این شبکه ها در برنامههای خود در هفته ۹۲ مورد حمله با اسلحه گرم، ۱۱۳ صحنه تجاوز به عنف، ۹ فقره خفت کردن، ۱۲۸ فقره نزاع با مشت و لگد و ۱۷۹ مورد تخلف از قانون را نمایش میدهند. از سوی دیگر، هر کودک تا رسیدن به ۱۴ سالگی جمعاً ۱۳۰۰۰ مورد قتل و تجاوز را مشاهده میکند.
نگرانی از خشونت در برنامههای تلویزیونی به طور مشخص با زمینه رشد اخلاقی کودک مرتبط است. بیش از ۲۰ سال تحقیقات آزمایشگاهی، آزمایشهای میدانی و تجزیه و تحلیل رفتارهایی که به صورت طبیعی بروز میکنند، به این نتیجه گیری منجر شده که صحنههای خشونت آمیز تلویزیون بر رفتارها و باورهای کودکان پیامد منفی و قطعی دارد. زیرا بینندگان این رسانه، روابط متقابل شخصیتهای تلویزیونی و روش های حل مسائل مشاهده شده در تلویزیون را تقلید میکنند، بنابراین بسیار مفید خواهد بود که نمونههایی از رفتارهای مناسب اجتماعی، رفتارهای مفید و سازنده نشان داده شود و اکنون میتوان از نفوذ شدید و دقیق تلویزیون که تقریباً در دسترس اکثر خانوادههاست استفاده کرد و به کودکان فنون مدیریت، رهبری، مطالعه، آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی، انواع بازی های خلاق، کار با رایانه و غیره را یاد داد (بیابانگرد ۱۳۸۷، ۱۳).
نتایج پژوهشها و بررسیهای مکرر کوتاه مدت و دراز مدت نشان دهنده این واقعیت است که خشونت در تلویزیون به کودکان رفتار ضد اجتماعی می آموزد، از حساسیت آنها نسبت به اعمال خشن میکاهد، آنها را برای مضطرب شدن آماده میسازد، اختلال در خواب به وجود میآورد، علائم بعد از تنش ایجاد میکند، رفتار خشونت آمیز در آنها به وجود میآورد، این باورها را در آنها تقویت می کند که مسائل را با خشونت می توان حل کرد، آنان را نگران، ترسو و مضطرب به دنیای اطراف خود بار میآورد، حساسیت آنها نسبت به درد و رنج کودکان همسال خود کمتر میشود، بیشتر دست به کارهای خطرناک میزنند، از قواعد و قوانین سرپیچی و بحث و جدل بیشتری میکنند و رفتار معمولی آنان با دیگران معمولاً توام با پرخاشگری و آزار و تحقیر دیگران میشود و بنابراین طبق تمام بررسیهای صورت گرفته که در بالا بیان شد میتوان به این نتیجه رسید که تلویزیون میتواند زمینه ایجاد بزهکاری و بزه دیدگی در کودکان را ایجاد کنند که البته راهکارهایی هم برای مقابله با کارکردهای منفی تلویزیون وجود دارد که در ادامه به آن پرداخته میشود.
۴-۱-۱-۴ راه های مقابله با کارکردهای منفی تلویزیون
گرچه به صفر رساندن کارکردهای منفی تلویزیون امکان پذیر نیست، ولی نباید نسبت به آنها بی تفاوت بود. از این رو، باید تمام توان خود را به کار بست تا این کارکردهای منفی به حداقل ممکن برسند.
به دلیل آنکه تلویزیون در کشور ما رسانه ملی و دولتی است، کاهش کارکردهای منفی آن، همکاری همه جانبهای میطلبد که در یک سو ، مسؤلان و متولیان امر قرار دارند و در سوی دیگر، خانواده ها و مددکاران اجتماعی که باید از همه آنها هر چند توان کمی داشته باشند به نحو شایسته استفاده کرد ؛ زیرا مسأله بسیار حائز اهمیت است.
در پایان، به برخی از این راه کارها اشاره میگردد:
۱-استفاده از تراشه رایانه ای که میتوان این وسیله را در دستگاه تلویزیون کار گذاشت تا والدین به کمک آن بتوانند در برنامههایی که تصور میکنند برای فرزندانشان مناسب نیست، اختلال ایجاد کنند.
۲- متولیان امر سعی کنند برنامههای مخصوص بزرگسالان را زمانی پخش کنند که تا حد امکان، کودکان موفق به دیدن آنها نشوند.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:07:00 ق.ظ ]
|