یکی از ویژگی های ورودی کلی دانش آموز که برای همه دروس آموزشگاهی مدنظر قرار گرفته است، هوش کلی است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
محققان با توجه به فرهنگ ها و میزان پیشرفت جوامع مختلف ملاک های مختلفی درباره موفقیت مطرح میکنند و مهارت های متفاوتی را معرف هوش میدانند. مثلا جامعه آمریکا بر توانایی های هوشی در زبان و ریاضی تاکید دارد، بنابراین کودکان و بزرگسالانی که این مهارت را دارا هستند، با هوش ترین شناخته می شوند. بینه در تعریف هوش به قضاوت درست اشاره دارد; روان شناسان دیگر هوش را توانایی فکر انتزاعی، توانایی یادگیری، قدرت حل مساله یا توانایی سازگاری با موقعیت های جدید می دانند.کسلر، هوش را به عنوان استعداد شخصی برای درک جهان و برآورد ساختن انتظارات آن تعریف میکند(حیدری، ۱۳۷۵). پیاژه می گوید: «هوش فعالیتی است که از فرد سر میزند و دائما در حال تغییر است» وی هوش را به عنوان کیفیتی نسبتا ثابت و قابل اندازه گیری، قبول ندارد و در این باره میگوید: من هوش را نه براساس ملا کی ایستا، که دیگران تعریف کرده اند، بلکه از لحاظ این که در حال تکامل است و سیر تکامل خود را طی می کند تعریف میکنم و هوش را به صورت تعادل یابی تعریف میکنم که تمام ساختهای شناختی یا طرح وارهها به سوی آن هدایت می  شنود». اگر چه در تعاریفی که توسط صاحب نظران علوم رفتاری از هوش ارائه شده است، توافق آشکاری به چشم نمی خورد اما همگی به نحوی به استعداد و توانایی حل مسائل اشاره دارند.روانشناسان و پژوهشگران تربیتی به اندازه های هوش عمومی به مثابه عوامل تعیین کننده یا محدوده کننده یادگیری کودکان توجه فراوانی مبذول داشته اند. لاوین در تحقیقی که به میزان همبستگی بین هوش و پیشرفت دروس مختلف پرداخته است، به این نتیجه رسیده است که میزان همبستگی بین آنها(۱۰+) ۵۰+ درصد است. البته ممکن است که این مقدار در دوره های دبیرستان و دانشگاه کاهش پیدا کند.به خاطر این که تغییرات و پراکندگی نمرات هوش افراد در آن دوره های تحصیلی محدودتر است و کاهش پیدا میکند.در یک مطالعه دیگر بررسی ارتباط بین آزمون هوش استنفورد- بینه و پیشرفت تحصیلی دروس مختلف صورت گرفته است و نتایج را به این صورت اعلا م نموده اند: هوشبهر با فهم خواندن ۷۳ درصد، سرعت خواندن ۴۳ درصد، زبان انگلیسی ۵۹ درصد، زیست شناسی ۵۴ درصد، تاریخ ۵۹ درصد و با هندسه ۴۸ درصد (بدری مقدم، ۱۳۶۴).
مبانی نظری مهارتهای ارتباطی:
شاید بتوان گفت که ارتباط ، یکی از قدیمی ترین و در عین حال، عالی ترین دستاوردهای بشر بوده است.ارتباط در گذشته و برای انسان اولیه، علاوه بر کارکردهایی که در جهت حفظ حیات و یاری گرفتن از دیگران داشته، زمینه ساز فعالیت های اجتماعی و سرآغازی بر زندگی اجتماعی نیز بوده است. در هر حال، هیچ نوع ارتباطی جز به دلیل نیاز احساس شدید انسان برای برقراری تعامل اجتماعی به وقوع نمی پیوندد.انسان برای برقراری رابطه با دیگران روش های مختلفی را پرورانده است، که رشد و تکامل زبان و شیوه های غیرکلامی مانند حالت چهره ، حالت کلی بدن یا وضعیت اندام ها و حرکات بیانگرو… را شامل می شود. هر یک از این شیوه ها میتوانند بخشی از اطلاعات و احساسات مورد نظر فرد در حال صحبت، یا گوینده، را به، فرد دیگر، یا شنونده، انتقال دهد (بولتن[۷۳] ۱۹۹۴.، ترجمه سهرابی ۱۳۸۴)
برقراری ارتباط میان فردی، زمانی صورت می گیرد که افراد با هم تعامل داشته باشند. ( ارتباط متقابل) هر ارتباطی یک تبادل است و حداقل دو نفر باید در آن شرکت داشته باشند. افراد به طرق گوناگون با یکدیگر صحبت می کنند، گوش می دهند، مشاهده می کنند و نسبت به هم واکنش نشان میدهند و اطلاعات بسیاری ردوبدل می کنند و این همان شیوه زندگی اجتماعی است. (شریفی، درآمدی و کامکاری۱۳۸۱)
ما تعداد بسیار زیادی از روابط را در زندگی مان تجربه می کنیم.برای بسیاری از ما، مهم ترین و اولین نوع رابطه، رابطه با والدین و دیگر بستگان نزدیک است. همانطور که بزرگ می شویم، روابط دیگری مهم می شوند: دوست پیدا کردن، سرکار رفتن، برقراری رابطه عاشقانه و… از جمله وقایع زندگی روزمره هستند که مشتمل بر تعاملات بین فردی بوده و تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی ما می گذارند. ما با بررسی پیوند جویی، یعنی نیاز اساسی ما به رابطه با دیگران، شروع کرده و سپس به برخی روابط خاص که ممکن است برای ما مهم باشد، توجه می کنیم. (وایر[۷۴] ۲۰۰۱ ترجمه بیابانگرد ۱۳۸۲)
با وجود آن که ارتباط بین فردی جزو بزرگترین پیشرفت های بشر به شمار می آید، اما انسان های معمولی قادر به برقراری یک ارتباط خوب و موثر نیستند(بولتن، ۱۹۹۴ .، ترجمه سهرابی۱۳۸۴)
روابط انسانی برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند. داشتن روابط مثبت و سالم با دیگران کلید رشد و کمال آدمی است. آن چه که امروز هستیم و آن چه در آینده خواهیم بود هر دو معلول رابطه ما با دیگران است. روابط ما رفتار ما را به صورت یک انسان اجتماعی شکل میدهند هم چنین در منحصر به فرد بودن شخصیت، هویت و مفهوم خویشتن ما نقش عمده دارند. (ثنایی، ۱۳۷۷)
بر اساس پژوهش های انجام شده عواملی نظیر عزت نفس، مهار تهای بین فردی ، برقراری ارتباط مطلوب، تعیین هدف، تصمیم گیری، حل مسئله، تعیین و شناسایی ارزش های فردی در پیشگیری و یا کاهش ابتلای نوجوانان به انواع ناهنجاری های رفتاری و اختلالات روانی و افزایش سطح سلامت روان آنان نقش موثری دارند. (طارمیان، ۱۳۷۸)
تعداد روزافزون افرادی که با دیگران مشکل دارند، افرادی که دستخوش ترس از برخوردهای اجتماعی و کم رویی اند، نوجوانانی که هنگام ورود به جمع نمی دانند چه بگویند و چگونه رفتار کنند و احساس ناتوانی برای گفت و گو با مردم و عدم همکاری با آنها دارند و نیز قادر به تصمیم گیری برای مسائل روزمره خود نیستند همه باعث شیوع انواع اختلالات هویتی در نوجوانان می شود. افراد از ابتدا کم رو یا اجتماعی متولد نمیشوند بلکه آنها را در طی زندگی آموزش های لازم میدهند. (لاول و باربارا[۷۵]، ۱۹۹۸)
به عنوان مثال، مدلین[۷۶] در تحقیقی که بر روی چند دانش آموز کم روی دبیرستانی انجام داد،نشان داد که مهارت های ارتباطی و اجتماعی ناکافی مسائل عمده ای را برای نوجوانان خجالتی ایجاد می کند. وی برنامهای که شامل مهارتهای ارتباطی و آموزش ابرازوجود باشد را بسیار سودمند میداند، وی اضافه می کند که مربیان و مشاوران لازم است که نوجوانان دبیرستانی را با مسائل کم رویی آشنا کرده و راه هایی را برای رفع این اختلال در اوایل نوجوانی جستجو کنند. شانت و مک فال[۷۷](۱۹۸۵) مهارت های ارتباطی را فرآیندهای چندگانه ای می دانند که فرد را قادر می سازد به گو نهای رفتار کند که دیگران او را باکفایت تلقی نمایند. (اسماعیلی، ۱۳۷۶)
میلر[۷۸] (۲۰۰۷) معتقد است، اضطراب اجتماعی ، به عنوان یک ترس مشخص و مزمن از یک یا چند موقعیت اجتماعی تعریف می شود که فرد خود را در معرض موشکافی به وسیله ی دیگران می بیند و می ترسد مبادا کاری انجام دهد که باعث خجالت باشد یا تحقیرآمیز به نظر آید. فردی که دچار اضطراب اجتماعی است، هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معمول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. (امالی، ۱۳۷۳)
معرفی و تاریخچه ارتباطات:
هنوز مدرک علمی و قابل استنادی یافت نشده است که نشان دهد نخستین ارتباط انسان با همنوع خود چه زمانی و در کدام مکان و با چه فرایندی برقرار شده است ولی بر اساس برخی مستندات قرآنی و تاریخی احتمالا با آفرینش انسان هنگامی که برای بر طرف کردن نیاز های روزمره خود با مشکلات روبر شد و به تنهایی نتوانست آنها را بر طرف کند ناگزیر از همنوع خود کمک گرفت این شاید ساده ترین مدل ارتباط اولیه انسانها است که دریافتند که می توانند با همکاری یکدیگر نیاز های مشترک خود را برطرف کنند.
از زمان برج بابل، بشر یک اثر ناپایدار از انتقال اطلاعات و عقاید از شخصی به شخص دیگر از خود به جای گذاشته است. ما حتی در صحنه پیشرفت تجارت امروزی اعتقاد نداریم که انسان ها ضرورتاً بطور موثری ارتباط بر قرار کنند. اعلام به عموم، سخنرانی عمومی یا سخنرانی ارتیاطی به طور کلی یک عمل عمومی قلمداد می گردد که عبارتند از یک مجموعه مرتبط یک تجربه شخصی یا جمعی برای پیشبرد مقاصد و منافع جامعه. (امین شایان جهرمی ،۱۳۸۸).
سازمان بهداشت جهانی(۱۹۸۴) ۱۰ مهارت را، به عنوان مهارت های اصلی زندگی، شامل مهارت تصمیم گیری مهارت حل مسأله ، مهارت تفکر خلاق ، تفکر نقاد ، توانایی برقراری ارتباط مؤثر ، مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی ،خودآگاهی ، مهارت همدلی کردن ، مهارت مقابله با هیجان ها و مهارت مقابله با فشار روانی معرفی نموده است. (فتحی و همکاران، ۱۳۸۵ )
مهارت های اصلی زندگی:
١.مهارت تصمیم گیری: در این مهارت افراد می آموزند که تصمیم گیری چیست و چه اهمیتی دارد آنها همچنین با انواع تصمیم گیری آشنا شده مراحل یک تصمیم گیری را گام به گام تمرین می کنند.
٢.مهارت حل مسئله : این مهارت عبارت است از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبرو است شناسایی و بررسی راه حل های موجود و برگزیدن و اجرای راه حل مناسب و ارزیابی فرایند حل مسئله بطوری که فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راه های غیر سالم برای حل مشکلات خویش استفاده نکند.
٣.مهارت تفکر خلاق : توانایی تفکر خلاق یک مهارت سازنده و پایه برای نیل به سایر مهارت های مرتبط با اندیشیدن است. در این مهارت افراد فرا می گیرند که به شیوه های متفاوت بیاندیشند و از تجربه های متعارف و معمولی خویش فراتر رفته راه حل هایی را خلق نمایند که خاص و ویژه خودشان است.
۴.مهارت تفکر نقاد : این مهارت عبارتست از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و شناسایی آثار نفوذی ارزش های اجتماعی ، همسانان و رسانه های گروهی بر رفتار فردی
۵.توانایی برقراری ارتباط موثر : این مهارت به معنای ابزار احساسات ، نیازها و نقطه نظرهای فردی به صورت کلاسی و غیر کلاسی است.
۶.مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی : مهارتی است جهت تعامل مثبت با افراد به ویژه اعضای خانواده در زندگی روزمره
٧.مهارت خودآگاهی : به معنی توانایی و ظرفیت فرد در شناخت و خویشتن و نیز شناسایی خواسته ها ، نیازها و احساسات خویش است. در این مهارت فرد همچنین می آموزد که چه شرایط یا موقعیت هایی برای وی فشارآور هستند.
٨.مهارت همدلی کردن : این مهارت عبارتست از فراگیری نحوه درک احساسات دیگران. در این مهارت فرد می آموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند تفاوتهای فردی را بپذیرد و روابط بین فردی خود را با افراد مختلف بهبود بخشد.
٩.مهارت مقابله با هیجانها : شناخت هیجانها و تاثیر آنها بر رفتار همچنین فراگیری نحوه اداره هیجانهای شدید و مشکل آفرین نظیر خشم مهارت مقابله با هیجانها نامیده می شود.
١٠ . مهارت مقابله با استرس : در این مهارت مخاطبین فرا می گیرند که چگونه با فشارها و نقش های ناشی از زندگی وهمچنین استرس های دیگر مقابله نمایند.
بنابر این یکی از مهارت های زندگی، مهارت ارتباطی می باشد که به شرح زیر بیان می شود.
ارتباطات و مهارت های ارتباطی
” امری” می گوید ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر. ارتباط یک عمل و یا نمونهای از انتقال و یا فرایند تبادل اطلاعات از فرستنده به دریافت کننده به طوری که اطلاعات برای فرستنده و گیرنده قابل درک مشابه باشد (استواری، ۱۳۸۸).
فرایند ارتباط
مفهوم از یک منبع (دهنده پیام ) به گیرنده به آن میرسد. این پیام به صورت رمز در میآید (شکل نمادین به خود می گیرد) به وسیله نوعی ابزار (کانال) به گیرنده پیام میرسد و او آن را به صورت پیام در میآورد (از رمز خارج میکند) که مقصود و مورد نظر دهنده پیام است. منبع پیام از طریق به رمز در آوردن یک فکر یا اندیشه به وجود میآید (مشکسار،۱۳۸۹).
پیام یک محصول فیزیکی و واقعی است که در سایه به رمز در آوردن منبع پیام به وجود می آید هنگامی که ما حرف می زنیم کلام همان پیام است و هنگامی که مینویسیم، نوشته چیزی جز پیام نیست. کانال وسیله ای است که پیام از آن عبور می کند. منبع پیام کانال را مشخص میکند و ما باید تعیین کنیم که آیا از یک کانال رسمی یا غیر رسمی استفاده میکنیم.
گیرنده پیام، موضوع یا کسی است که پیام به او داده میشود. ولی پیش از آنکه پیام دریافت شود باید نماد یا علائم موضوع در آن به گونه ای در آید که برای گیرنده پیام قابل درک باشد، این مرحله را از رمز خارج کردن پیام مینامند.از طریق بازخورد هم میتوان مشخص کرد که آیا گیرنده پیام آن را به درستی درک کرده است یا خیر
تعریف مهارت های ارتباطی:
شامل توانایی های گوش دادن فعالانه، مهار و نظم دهی به هیجان ها، دریافت و ارسال پیام های واضح و نیز کشف معنای حقیقی پیام های کلامی و غیر کلامی ، بینش نسبت به فرایند ارتباط و در نهایت قاطعیت در ارتباط می باشد (سیف و همکاران ۱۳۸۴).
مدل های ار تباطی:
۱- نظریه ارتباطی دیوید برلودر
دیوید برلودر نظریه ارتباطی خود در مورد ارتباطات انسانی چنین نقل می کند: مدل ارتباطی دارای ۴ عنصر است که
عبارت است از: منبع ، پیام ، کانال و گیرنده.که همه ارتباط انسانی دارای منبع و گیرنده و هر کدام دارای مهارت های
ارتباطی، نگرش، دانش و سیستم های اجتماعی و فرهنگی هستند. پیام نیز به رمز، محتوا، و نحوه ارائه و عناصر و
ساخت تقسیم شده است. کانال شامل دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن است. به این ترتیب اجزای مدل
ارتباطی برلو عبارت است از:
منبع ارتباط ۲- رمزگذاری ۳- پیام۴- کانال ۵- رمزخوان ۶- گیرنده ارتباط(محسنیان راد ۱۳۸۵ )
۲- مدل فراگرد ارتباطی کلامی
اندروش[۷۹] ، استتس[۸۰] و بوستروم[۸۱] مدلی را برای فراگرد ارتباط کلامی مطرح کرده اند که این مدل برای ارتباط چهره به
چهره و تا حدودی گروهی قابل استفاده است. آنها بیان می کنند که اکثر مدل های مطرح شده (مدل های برلو، شرام ،
وستلی و مک لین…) برای ساده ترین معنای ارتباط هستند و در حالی که آندروش، استتس و بوستروم در ارتباط
کلامی، میزان پیچیدگی بسیار زیادتری از یک فراگرد معمولی ارتباط در نظر گرفته اند. همچنین از نظر ایشان در یک
ارتباط کلامی هر یک از عناصر باید به شکل محتوا و شیوه های مؤثر جای بگیرد.
آنها در مدل خود به اصطلاح راهنمایی خاموش (ارتباط غیر کلامی) و راهنمایی شنیداری (ارتباط کلامی ) اشاره کرده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...