چو بخت میر بلند و چو عزم میرقوی
چو خوی میر بدیع و چو لفظ او در خور(۳۵-۲۵۲۸)
خواب

 

    • با واژه‌ی خواب ۳ تصویر شامل ۱ تشبیه و ۲ کنایه ساخته شده است:

 

* مشبهٌ‌به نوک سنان ممدوح(محمد بن محمود بن ناصر الدین) از جهت تهی کردن:
به خواب ماند نوک سنان او گر خواب
چو در تن آید تن را ز جان کند عریان(۵۴۴۰)
*خواب نادیده؛ کنایه از نابالغ:
رید کان خواب نادیده مصاف اندر مصاف
مرکبان داغ نا کرده قطار اندر قطار(۳۵۳۲)
*خواب از دیده کسی ربودن؛کنایه از هراسناک و بی قرار کردن :
شهنشاهی که شاهان را از دیده خواب برباید
ز بیم نه منی گرزش به جابلقا و جابلسا(۱۳)
خواسته

 

    • با واژه‌ی خواسته ۱ تشخیص ساخته شده است:

 

*برخواسته بیداد و ستم کردن؛ کنایه از خزینه نکردن مال و خواسته و بخشیدن آن:
عادل است او به همه رویی و از دو کف او
روز وشب باشد برخواسته بیداد و ستم(۴۶۷۵)
خوان

 

    • با واژه‌ی خوان ۱ تصویر به صورت تشبیه ساخته شده است:

 

*خوان ابراهیم آزر؛ مشبهٌ‌به خوان ممدوح(خواجه ابو المظفر احمد بن مظفر والی چغانیان) از جهت همیشه نهاده و گسترده بودن:
همیشه خوان او باشد نهاده
چنان چون خوان ابراهیم آزر(۳۶۲۶)
خورشید
← آفتاب
خورنق

 

      • خورنق: کاخ با شکوه، قصری که نعمان بن امروالقیس برای یزدگرد اول توسط سمنار، معمار یونانی ساخت(دهخدا، ۱۳۹۰: ذیل خورنق). با واژه‌ی خورنق ۲ تصویر به صورت تشبیه ساخته شده است:

    مقاله - پروژه

 

* مشبهٌ‌به درون خیمه‌ها از جهت رنگارنگی:
از شاره ملون و پیرایه بزر
آنجا یکی خورنق و آنجا یکی ارم(۴۵۳۱)
* مشبهٌ‌به جهان از جهت زیبایی:
کار جهان به دست یکی کاردان سپرد
تا زو جهان همه چو خورنق شد و سدیر(۳۷۷۲)
خوشه

 

    • با واژه‌ی خوشه ۱ تشبیه ساخته شده است:

 

*خوشه‌ی عنب؛ مشبهٌ‌به زلف معشوق از جهت پیچیدن:
آن که زلفش چو خوشه‌ی عنب ست
لبش از رنگ هم چو آب عنب(۲۹۴)
خوشه(سنبله‌ی فلک)

 

    • با واژه‌ی خوشه(سنبله‌ی فلک)۱ استعاره ساخته شده است:

 

*خوشه‌ی فلک؛ استعاره از ستاره‌ی پروین:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...