مطالب درباره : آسیب شناسی فرهنگ انتظار- فایل ۲۹ |
![]() |
اگر برخی فیلم های هالیوودی همچون «لژیون» و «آگوارا» با وقاحت و سطحی نگری به دین حمله می کنند، «کتاب ایلای» محترمانه و عمیق به این موضوع می پردازد. مواجهه غرب و در رأس آنها صهیونیست ها با ادیان و جنبش های مذهبی رهایی بخش فقط به صورت مقابله و نفی مستقیم ارزش های جریانات ضد سلطه نیست. بلکه جایگزینی ادیان نزدیک به آنها با دین انقلابی و حق طلبی همچون اسلام هم بخشی از مهندسی فرهنگی غرب است. یعنی القای مذاهبی اخته و خنثی که منافع نظام سرمایه داری جهانی را تأمین می کنند. این هم یکی دیگر از رسالت های سینمای غرب است که اگر نفی مذهب کارگر نشد، با بدل سازی و جایگزینی ساختارهای مذهبی بی خطر، موج اسلامگرایی خنثی شود. هالیوود هم مأمور است تا علاوه بر شکستن حریم مقدسات، تمایل انسان ها به معنویت را به سمت ادیان ساختگی، تحریف شده و یا نزدیک به غرب هدایت کند.
فیلم «کتاب ایلای» به کارگردانی برادران هیوز هم دارای همین هدف است. فیلمی که سعی دارد تا مخاطب حقیقت طلب و معنویت جو را به خود جلب کند و نسخه ای باب طبع آمریکا به او تحویل دهد. در این فیلم، مذهب، مسیحیت و انجیل تبلیغ می شود، اما تمام این موضوعات در واقع ابزاری برای تبلیغ آمریکا هستند.
«کتاب ایلای» نیز داستانی است درباره آخرالزمان. این فیلم روایت مردی است که از یک کتاب انجیل محافظت می کند. ایلای یک پیامبر بدلی است؛ شخصیتی که به عنوان منجی نسل انسان پس از ویرانی دنیا معرفی می شود و برای اجرای این هدف مأمور است تا کتاب مذکور را به نقطه ای خاص برساند.
این بار هم منجی یک آمریکایی و محل نجات بشریت آمریکا است. البته باز هم مثل همیشه کاراکترهای منفی هم یافت می شوند تا مانع کار منجی شوند. یکی از صحنه های کلیدی فیلم، بالاتر قراردادن کتاب انجیل در میان سایر کتاب های آسمانی است. حتی تورات نیز بالاتر از قرآن مجید قرار می گیرد. این صحنه چکیده ای از تمام فیلم است.
۲۹-آسیبشناسی فرهنگ انتظار در صدا و سیمای ایران
صدا و سیما در گذشته، با پخش نکردن برنامههای مربوط به مهدویت و مهدی باوری و یا پخش برنامههای فقط و احساسی آسیبی در فرهنگ انتظار است از حدود سال ۷۵-۷۴ برنامهای با عنوان «انتظار سبز» از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شد و برخی شبکههای رادیویی مانند رادیو جوان و معارف در سالهای اخیر برنامههایی در این زمینه تولید و پخش کردهاند اما در حوزه سیما این موضوع تأخیر بیشتری یافت تا آن که در سالهای اخیر شاهدیم که سیمای جمهوری اسلامی ایران به موضوع مهدویت و انتظار بیشتر از گذشته توجه نموده است. اولین و مؤثرترین اثر تلویزیونی مهدوی برنامه «به سوی ظهور» که به کسب دیپلم افتخار بهترین برنامه مذهبی سیما نیز نائل آمد و در سال ۸۱-۸۰ سری اول این برنامه به شکل ضبط شده پخش و تا سری چهارم ادامه پیدا کرد همچنین در سالهای اخیر برنامههایی مانند پایان دوران از شبکه اول، چهل وادی تماشا، سریال پرده عشق و مشق انتظار از شبکه دو، مجموعه ترکیبی موعود سپهری دیگر و صبح امید از شبکه چهار، مجموعه عطر عاشقی، برنامههای پرسش و پاسخ، میز گرد یا مجموعههای چند قسمتی در زمینه مهدویت و امام عصر ساخته و پخش شده است.
در حالی که در گذشته برنامههای اختصاصی درباره این موضوع کمتر ساخته میشد با این حال این برنامهها نیز مقطعی و مشابه هستند. برنامه به سوی ظهور در چهار دوره پخش اگر چه غیر قطعی، خاص و در قالبی متفاوت ارائه شده است اما تنها در ۱۹ درصد از آیتمهای خود به مبحث انتظار فعال پرداخته است، ۶۳ درصد شیوه و نحوه ارائه و ۵۶ درصد مباحث آیتمها عاطفی و احساسی است در حالی که در این برنامه سهم مباحث کلامی (اعتقادی)- تاریخی ۳/۱۳ درصد و مباحث اجتماعی- سیاسی ۱۲ درصد بوده است.
بیشتر مخاطبان ما به خصوص نسل جوان اطلاعات درستی در مورد امام عصر (عج) ندارند و پرداختن این گونه سیما بدین موضوع، سبب دامن زدن به بار احساسی و عاطفی موضوع مهدویت در جامعه میگردد و درک نادرستی را به مخاطب القا میکند. باید به این نکته توجه داشت که باور مهدوی در مخاطبان یک باور مستحکم است که رسانه با برنامههای تلویزیونی آن را میتواند تقویت کند و موجبات انس، شناخت و آگاهی بیشتر مخاطب را در زمینه مهدویت فراهم آورد.
سیمای جمهوری اسلامی و سازندگان این نوع برنامهها به جای پر رنگ و برجسته نمودن مباحث احساسی باید تلاش کنند سهم مباحث عقلی و اعتقادی را بالاتر ببرند و حتی این مباحث را با توجه به مدل آیینی با مخاطبان به چالش بکشند تا موضوع مهدویت از حالت نمادین، سنتی و احساسی صرف خارج شود و مخاطبان در زمینهی انتظار واقعی (انتظار فعال) به باور و اعتقاد مشترکی رسیده و بدین سبب این باور گسترش یافته و توسط رسانه بازنمایی شود؛ انتظار واقعیای که سبب شود مخاطبان در همهی ارکان زندگی خویش وجود امام u را شاهد و ناظر اعمال خود ببینند به نحوی که این باور و انتظار اصیل در همگی شئون اجتماعی، سیاسی و… تجلی یابد.[۲۷۱]
راهکارها و پیشنهادات
در این بخش راهکارها و پیشنهاداتی جهت هر چه بیشتر شدن و کاستن از این آسیبها ارائه میگردد. راهکارها در دو سطح کلان و خرده فرهنگها مطرح میشود که البته هر کدام زیر شاخههای مخصوص به خود دارد.
در سطح کلان
آموزه مهدویت انتظار در طول تاریخ فرهنگ اسلامی همواره مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده و هیچ آموزه دیگری به اندازه آن از اهمیت برخوردار نبوده است؛ اما علی رغم این اهمیت، متأسفانه به مثابه یک تئوری و راهکار مهم مورد توجه و دقت نظر قرار نگرفته است. از این رو بر اندیشمندان و فرهیختگان است که در این باره به ژرف اندیشی و فرهنگ سازی بپردازند تا مهدویت آنچنان که شایسته است و در متون دینی ما سفارش شده، مورد توجه قرار گیرد.
زیرا با این همه تهاجم گستردهای که به مهدی باوری در حوزهی اندیشه اسلامی از طرف برخی مدعیان و جریانهای روشنفکری در کشورهای اسلامی، و یا افراد لجوجی که با کثرت روایات مهدوی در سند و اعتبار آنها تشکیک میکنند و یا مستشرقینی که با قلم زدن در این عرصه درصدد نفی مهدویت در اسلام بودند و حتی دایره المعارفهای معروف دنیا نظیر دایره المعارف اسلام مکدونالد، و السیاده العربیه و الشیعه فان فلتون و دایره المعارف بریتانیکا که همه اینها به نوعی با مهدویت در تفکر اسلامی در ستیز هستند و به نوعی این ایده بلند و آرمانی اسلام را نفی میکنند. لازم میآید در مورد مهدویت و انتظار کار فرهنگی بسیار مهمی در عرصه کلان صورت گیرد.
. تعیین استراتژی انتظار
«استراتژی»؛ یعنی، «هنر توزیع و به کارگیری همه افراد و امکانات موجود برای نیل به هدفی کلان». این تعریف مسائل گوناگونی را در برمیگیرد؛ از سادهترین مسائل امنیتی گرفته تا تحقّق یک امپراطوری و حکومت یکپارچه جهانی.
نکات مهم طراحی استراتژی کلان
در طراحی استراتژی کلان برای مهدویت، باید به سه نکته مهم توجه کرد:
۱٫ نظر به «آینده»
نظر به «آینده» از جایگاهی مهم برخوردار است؛ زیرا مقصد همه را در نحوه بودن و زیستن در هیئت فردی و جمعی معلوم میسازد. بسیاری از نابهسامانیها و آشفتگیهای ملّتها، ناشی از گنگ و مبهم بودن همین موضوع است. وقتی آینده و مقصد نامعلوم باشد، بسیج و سازماندهی هیچ نیرویی امکان پذیر نیست.
۲٫ تعیین هدف
تعیین« نقطه مطلوب و مفروض» در دوردست که اولین گام واقعی در تدوین استراتژی است.
۳٫ پرهیز از طرحهای منفعلانه
هرگونه طرح و برنامه«منفعلانه» در تدوین استراتژی، ممنوع است. باید در تدوین «استراتژی انتظار» فعّال برخورد کرد؛ فعال بودن برنامهها و طرحها با مبانی اعتقادی ما در مهدویت سازگاری دارد و به هیچ وجه با طرحهای منفعلانه و غیرفعال نمیسازد.[۲۷۲]
اینجا یک سؤال جدی مطرح است که:
برای رسیدن به چنین استراتژی چه چیزهایی لازم است؟
اصول استراتژی انتظار
باید گفت، برای این استراتژی یا راهبرد نیاز به چند اصل داریم:
الف. شناسایی وضع موجود انسان معاصر
حاکمیت لیبرالیسم و سیطرهی فرد گرایی دست به دست یکدیگر داده و برای انسان متجدّد و معاصر، جهانی را به ارمغان آوردهاند که آکنده از بحرانها و نابسامانیهاست. این بحرانها و معضلات در جهان امروزه به اندازهای جدّی، عمیق و گسترده است که با نظر به آنها نمیتوان انسان متجدّد را سعادتمندتر و خوشبختتر از انسان سنّتی دانست، بلکه چه بسا قضیه بر عکس است، شاهد بر این مدّعا، چالشهای بزرگ فراروی انسان معاصر است.
تمدن نوین بسیاری از هنجارها و نگرشهای دنیای پیشین را که جزو هویت آدمی محسوب میشود را به چالش کشیده و تعارض، بخشی از عناصر تمدن جدید و مدرنیته در درون انسان بحران آفرین بوده به طوری که نتیجه آن چیزی جز گسترش تردید و نسبتگرایی مطلق در حوزه معرفت شناسی و اخلاق نبوده است. از طرفی سیطرهی ماشین و فن آوری موجود باعث نوعی از خود بیگانگی و دور افتادن انسان از فطرت ناب الهی و حاکمیت روح خشونت شده است. در کنار مسائل فوق، احساس نامنی از گسترش سلاحهای مخرب و کشتار جمعی مثل سلاحهای میکروبی، شیمیایی و هستهای و گسترش نزاعها و درگیریهای بین اقوام و ملتها و ناکارآمدی سازمانهای بین الملی در رفع تخاصم و جلوگیری از سلطه قدرتهای بزرگ بر منابع کشورهای ضعیف، تخریب محیط زیست انسانها، لگدمال شدن حرمت و کرامت انسانی و از بین بردن حقوق آنان با دستآویزهای غیر اخلاقی، … همه تابلویی از زشتیهای پدید آمده از رفتار و اندیشهی اومانیستی انسان متجدّد در جهان معاصر است. البته جا دارد تأکید کنیم که ما منکر پارهای دستاوردهای مثب مدنیت نوین نیستیم و لکن بر این باوریم که این تحولات کمک چندانی به انسان معاصر، برای پیشروی در مسیر کمال و سعادت انسانی نکرده است. انسان متجدّد در مقایسه با انسان سنّتی داناتر (به معنی دارنده اطلاعات بیشتر) و قدرتمندتر (به معنای توانایی بهرهگیری بیحدّ و حصر از طبیعت و ماشین) شده است، امّا این حقیقت لزوماً به معنای انسانتر شدن او نیست.
ب)تصویر صحیح از وضع مطلوب
با نگاهی به منابع مهدوی میتوان شاخصههای مهم جامعه عصر ظهور را بر اساس نیازهای بشری ترسیم کرد:
۱-تکامل عقلانی انسانها
امام باقر u میفرماید: «اذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ یَده عَلی رؤوس العبادِ فَجُمِعَ به عُقُولَهم و اکمَل به اخلاقَهم[۲۷۳]؛ هنگامی که قائم ما قیام کند دست خود را بر سر بندگان مینهد، پس عقلهای آنان جمع و متمرکز گردیده و اخلاق آنان کمال خواهد یافت.»
۲-توسعه علمی
از امام صادقu روایت شده که فرمودند: «اَلعلم سَبَعهُ و عِشرونَ حَرفاً، فَجمیعُ ما جائَت به الرُسل حَرفان فَلَم یَعرفُ الناس حتی الیومَ غَیر الحَرفینِ فاِذا قامَ قائمُنا اَخرَجَ الخمسهِ و العِشرین حرفاً فَبَثها فی الناسِ و ضَمَّ الیها الحرفینَ حتی یَبثُها سَبعهِ و عشرین حَرفا[۲۷۴]ً؛ علم ۲۷ بخش است و همه آن چه را که رسولان الهی آوردند دو بخش از آن بود پس مردم تا امروز جز این دو بخش را نشناختهاند ولی چون قائم ما قیام کند ۲۵ بخش را بیرون آورده و آشکار خواهد ساخت و در میان مردم منتشر خواهد فرمود و آن بخش را هم ضمیمه میگرداند و در نتیجه ۲۷ بخش علم را در میان مردم منتشر و پراکنده خواهد ساخت.»
۳-فقر زدایی از مردم
در روایتی از ناحیه معصوم u آمده است: «و لایَجدُ الرَجُلُ مِنکُم یَومِئِذ مَوضِعاً لِصِدیقتِه و لا لِبَره لِشمول الغَنی جَمیعِ المؤمنین؛[۲۷۵]«کسی از شما موردی را برای صدقه و احسان خود نمییابد و مستمندی را نمیبیند که به او صدقه بدهد و یا به او احسانی کند».
۴-رفاه کامل
از پیامبر اکرم e نقل شده: «تَتَنَعّم اُمتّی فی زَمَن المَهدی نِعمَهُ لم یَنعمُوا مِثلُها قَطٍ[۲۷۶]…؛امت من در زمان مهدی u آن چنان از نعمتها بهرهمند و برخوردار گردند که هرگز بدان گونه متنعّم و بهرهمند نشده باشند…»
۵-امنیت همه جانبه
قرآن کریم در این زمینه میفرماید: «… لَیُبَدِّلَنَّهُم مَن بَغدِخَوفِهِمِ أمَنا[۲۷۷]…» «خداوند بیم و خوفشان را (در عصر) تبدیل به ایمنی خواهد کرد…».
و دهها شاخصه دیگر که شما میتوانید آنها را در لابهلای آموزههای مهدی بیابید.[۲۷۸]
ج) مدیریت و برنامه ریزی برای گذر از وضع موجود به وضعیت مطلوب
«آموزه مهدویت، ظرفیت و توانایی فراوانی در برنامههای راهبردی (استراتژیک) دارد که ذیلاً به برخی از موارد تأثیر گذار آموزه مهدویت در برنامه ریزی اشاره میشود:
۱-برنامه ریزی یعنی طراحی فرایند سامانههای گذر از وضع موجود به وضع مطلوب و آرمان شهر مهدوی، یگانه هدف راهبردی ما از منظر تربیت، اخلاق، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… است.
۲-وظیفه حکومت اسلامی در عصر غیبت، زمینه سازی برای ظهور است. و این زمینه سازی باید در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … باشد.
۳-در برنامه ریزی باید توجه داشت محور در نظام اسلامی زمینه ساز ظهور «ولی فقیه» به عنوان نایب عام حضرت مطرح است. و بقیه ارکان نظام اعم از دولت، مجلس و قوه قضائیه در راستای منویات او باید حرکت کنند.
۴-مهندسی بلوغ اجتماعی در عصر غیبت بر اساس سه شاخص غیبت اجتماعی «انّا نرغب الیک فی دوله کریمه»، شکایت اجتماعی «اللهم انا نشکوا الیک فَقَد نَبیّنا و غَیبَه وَلیّنا» و استعانت اجتماعی «و اَعنِّا عَلی ذلک بفَتحٍ مِنکَ تُعجّلُه» صورت میپذیرد، با توجه به این شاخصها و محوریت امام موجود، «قلب»، «غرامت»، «فقر»، «عسر»، «بیآبرویی»، «اسارت» و… به وحدت، جمع، پیوند، کثرت، عزت، گشادهدستی، غنیمت، غنا، جبران، راحتی، وجاهت، آزادی و… تبدیل میشود و ناخدای کشتی، جامعه شیعی را به سلامت از گلوگاههای پریشانی، پراکندگی، شکاف و اسارت اجتماعی گذر داده و در این دریای پرآشوب، تنها کشتی نجات بشریت را در نهایت شکوه و اقتدار به ساحل امن و امان میرساند.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:51:00 ق.ظ ]
|