راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی دوگانساختها در شاهنامهی فردوسی بر پایهی نظریهی تصویرگونگی- فایل 3 |
![]() |
1-2- علم صرف
هر فرد در طول روز سخنانی بر زبان میآورد تا نیازهایش را برآورده کند، نظر و احساس خودرا بیان کند، یا اطلاعاتی در اختیار دیگران بگذارد. او در تمام این موارد با عنصری موسوم به واژه سروکار دارد. با بهره گرفتن از واژهها به اشیاء، پدیدهها، حالات و اعمال واقعی، خیالی یا ذهنی نام میدهیم. گویشوران هر زبان واژهها را به منزلهی بخشی از دانش زبانی خود میشناسند، امّا نمیتوانند این واحدهای بنیادی و مهم زبانی را توصیف کنند یا توصیفی جامع و فراگیر از آن به دست دهند. از همین رو یکی از مطالبی که در مطالعات زبانی توجه اغلب محققان و پژوهشگران را به خود جلب نموده و تا به حال بحثها و مناقشههای بسیاری را برانگیخته، موضوع ساختمان واژه، شیوهی ساختن واژه در زبانها و مهمتر و دشوارتر از همه، هویّت خود واژه و تشخیص آن از دیگر عناصر یا سازههای زبان است. مطالبی از این قبیل توجه متخصصان صرف را به خود جلب میکنند.
صرف شاخهای از زبانشناسی است که به مطالعهی ساختمان درونی واژهها و روابط حاکم بر آنها میپردازد. هدف نهایی مطالعات صرفی دست یافتن به نظریهای است که دو منظور را برآورده سازد: نخست اینکه بتوان به کمک این نظریه ساختمان واژه در زبان مورد مطالعه را توصیف کرد و ابزاری برای شناسایی انواع واژه اعم از بسیط (غیر قابل تجزیه) و غیر بسیط (قابل تجزیه)، عناصر سازندهی واژههای غیر بسیط و همچنین قواعد ساخت واژه را فراهم آورد. علاوه بر این، چنین نظریهای باید بتواند موارد استثنایی و شرایط حاکم بر ساختهای رایج را نیز توصیف کند. دوم، هدف صرفیون یا کسانی که به طور اخص به مطالعه صرف میپردازند دست یافتن به نظریهای است که قدرت توصیف و تبیین حوزهی صرف دستور هستهای یا جهانی را داشته باشد؛ یعنی بتوان بر مبنای آن ساختارهای صرفی زبانها و وجوه اشتراک و افتراق آنها و انواع گوناگونیهای صرفی را بیان کرد.
مطالعهی ساختمان واژه را صرف مینامند. «صرف» مطالعهی صورتهای مختلف واژهها و چگونگی ساخته شدن آنها در زبان است. در گذشته مطالعهی زبان بیشتر به حوزهی فلسفه و ادبیات مربوط میشد و مفاهیمی چون فن بیان و خطابه، نظم و نثر و خصوصیات آنها مورد مطالعه و بررسی قرار میگرفت. برمبنای تاریخ مدون مطالعاتی که در دسترس بشر امروزی است، فیلسوفان ضمن طرح مبحث چیستی حیات، انسان و تفکر او به توصیف زبان نیز پرداخته و واژه را نیز به انواعی تقسیم کردهاند. این انواع، خود مبنای مطالعات بیشتری طی قرون گذشته بوده و همهی دستورهای امروزی بر بنیاد آن تقسیمبندیها شکل گرفتهاند. مطالعهی واژه در غرب از زمان افلاطون و ارسطو در میان فیلسوفان و دستوریان رواج داشته است.
به عقیده کاتامبا مطالعهی صرف تا قرن نوزدهم به منزلهی شاخهی مستقلی از مطالعات زبانی مطرح نشده بود. در اوایل قرن نوزدهم، بازسازی زبان هند و اروپایی در کانون توجه پژوهشگران قرار داشت و فرانتس بوپ در 1816 نتایج تحقیق خود را دربارهی مقایسهی پایانههای دستوری واژهها در زبانهای سانسکریت، لاتین، ژرمانی و فارسی منتشر و ادعای سرویلیام جونز را در مورد جد مشترک این زبانها تأیید کرد. کاتامبا به دستور زبان آلمانی گریم هم اشاره میکند که به تحلیل تطبیقی نظام آوایی و الگوهای واژهسازی آن زبان پرداخته است. در قرن بیستم، زبانشناسان ساختگرا صرف را روالی توصیفی و تحلیلی تلقی میکردند و میکوشیدند تا با مطالعهی سطوح زبانی به صورت مجزا و بدون استفاده از اطلاعات سطوح دیگر به تحلیل زبان بپردازند (کاتامبا، 1993).
1-3- طرح موضوع یا مساله تحقیق
یکی از اساسی ترین و مهم ترین بخشهای زبانشناسی، واژشناسی است. مورفولوژی یا واژشناسی دانشی است که از ساختمان واژه و تغییرات آن بحث میکند و دوگان سازی[1] یکی از فرایندهای رایج در واژشناسی میباشد که میزان بسامد آن در زبانها متفاوت است. دوگان سازی به فرایندی گفته میشود که تمام یا قسمتی از واژهی پایه تکرار شده و واژهی جدید با معنایی متفاوت از معنای پایه ساخته میشود.کلمهی مکرر مفاهیمی چون شدّت، تأکید، افزایش، تداوم، انبوهی، بی شماری و جنس را میرساند (کاتامبا، 2006).
به اعتقاد بسیاری از زبانشناسان، «ساخت دستوری زبان بازتاب تصویرگونهی ساخت مفهومی آن است» (نیومار،117-2000:114). در مفهوم زبانشناختی، تصویرگونگی[2] به انطباق بین معنای یک عبارت یا عنصر زبانی با ساختارصوری آن عبارت اشاره میکند (گلفام،111-1385:108). قائل شدن به این فرض که زبان محصول ذهن است و درواقع ذهن جایگاه زبان است ما را بدان سوی رهنمون میسازد که زبان باید همسو با ذهن و جهان خارج حرکت نماید (گلفام و بهرامی خورشید، 1388:145).
با توجه به اینکه یکی از امکانات زبان فارسی برای واژهسازی استفاده از دوگانسازی براساس الگوهای مشخص است و شعر نیز اندیشهای مبتنی بر تصاویر میباشد و از منابع قابل توجه برای استخراج دوگانساختها، متون ادبی زبان فارسی است. بنابراین در این پژوهش یکی از بزرگترین آثار ادبی جهان به نام شاهنامه اثر جاویدان فردوسی انتخاب گردیده تا با بررسی فرایند دوگانسازی قابلیّتهای عظیم این شاهکار ادبی در چگونگی ساخت انواع دوگانسازیها مشخص گردد و سپس با طبقهبندی معنایی آنها مفاهیم بکاررفته در دوگانساختها بیان گردد. به همین منظوردر این پژوهش از نظریهی تصویرگونگی که ارتباط نزدیکی با فرایند دوگانسازی دارد استفاده خواهد شد. رابطهی صورت و معنا در دوگانساختهای فارسی مانند اغلب زبانها در چارچوب نظریهی عام تصویرگونگی و اصل تصویرگونگی کمیّت[3]، به طور خاص تبیین پذیر است (گلفام و بهرامی خورشیدی،1390:168).
اغلب پژوهشگران حوزهی تصویرگونگی صرفی، اصل تصویرگونگی کمیّت را مؤثرترین انگیزه در فرایند دوگان سازی و شکلگیری دوگان ساختها میدانند. اصلی که قائل به وجود رابطهی مستقیم میان افزایش کمیّت صورت با افزایش کمیّت معناست (گلفام و قمشهای،1390:157).
در تصویرگونگی دوگان ساختها، دو وجه صوری و معنایی را میتوان مانند دو روی یک سکه در نظر گرفت؛ به گونهای که درجهی تصویرگونگی دوگانساخت میتواند تحت تأثیر هریک از دو وجه - صوری یا معنایی- به تنهایی ویا هر دو وجه به طورهم زمان تغییر کند. وجه صوری تصویرگونگی به درجهی همانندی پایه و عنصر افزوده (عنصر دوگانی) اشاره دارد. بالاترین درجهی تصویرگونگی صوری زمانی محقق میشود که پایه به طور کامل تکرار شود و هیچگونه تغییر صوری دیگری نیز رخ ندهد (مثل: پاره پاره، ذره ذره ). اما در فرایند دوگانسازی ناقص (مثل: کتاب متاب، سکه مکه ) فقط جزیی از پایه تکرار میشود؛ همچنین بروز برخی تغییرات صوری در پایه یا عنصر افزوده امکانپذیر است؛ تغییراتی که بر تفاوتهای صوری میان پایه و عنصر افزوده میافزاید و موجب کاهش درجهی شفافیّت صوری و به دنبال آن درجهی تصویرگونگی دوگانساختها میشود. به لحاظ وجه معنایی نیز زمانی دوگان ساخت از بالاترین درجهی تصویرگونگی برخوردار است که دربردارندهی این مفاهیم باشد:
1-فزونی/افزایش (مثال: خیل خیل، راه راه، سرتاسر)
2-تکرار/تداوم (مثال:یک یک، گونه گونه، نو به نو)
انعکاس مفاهیم متفاوت با مفاهیم یادشده (مفاهیمی که با ساخت صوری دوگانساخت همخوانی نداشته باشد) از درجهی تصویرگونگی دوگانساخت میکاهد (گلفام و قمشهای، 1390:158). از مطالعهی زبانهای مختلف دنیا، زبانشناسان دریافتهاند که فرایند تکرار علاوه بر انواع گوناگون، معانی و مفاهیم مختلفی نیز دربردارد. نمونههای بسیاری از دوگان ساختها در آثار مختلف زبانهای گوناگون نشان دهندهی تنوع مفاهیمی است که به کمک فرایند تکرار در زبانها بیان میشود.
1-4-اهميت و ضرورت تحقيق
زبان فارسی با توجه به یکی از اساسیترین ویژگیهای خود، یعنی ترکیبی بودن از ظرفیّت بالایی برای ساخت واژگان جدید از راه تکرار کلمات مشابه با اصول و قواعد تعیین شده برخوردار است و از این طریق میتواند غنای خود را بالا برد. طبعاُ بسیاری از واژگان ساخته شده از راه تکرار در تمام روشهای آن آفریده ضرورتهای زبانی در ادوار قدیم بوده است (وفایی و آلبوغبیش، 1390:15).
شاهنامه فردوسی شاهکار ادبی قرن چهارم هم از جهت کیفیّت و هم از لحاظ کمیّت در میان آثار برجسته زبان فارسی و ادبیات جهان مقامی شامخ دارد. با توجه به محتوای غنی شاهنامه از یکسو و اهمیّت آن برای زبان فارسی از سوی دیگر، و با در نظر گرفتن این که شاهنامه کهنترین اثر شعر فارسی است که به طور کامل به دست ما رسیده میتوان تأثیر بزرگ این کتاب را بر سراسر ادب فارسی حدس زد. از آنجا که متأسفانه چندان به فرایند دوگانسازی در مقام یکی از فرایندهای واژه سازی در زبان فارسی پرداخته نشده و به توانایی آن در ساخت واژگان جدید توجهی نشده است. لذا ضرورت و اهمیّت انتخاب این اثر به منظور بررسی فرایند دوگان سازی در زبان فارسی این است که متأخران بتوانند به این رویکرد توجه بیشتری مبذول دارند و با توجه به ضرورت های معنایی و محتوایی و قابلیّتهای ساختاری واژگان درشاهنامه از این راه، واژگانی جدید بسازند. همانگونه که واژگانی از قبیل خش خش و تلو تلو خوردن را متأخران خلق کرده اند. و یا میتوان لایهی معنایی جدیدی بر مکررهای کهن افزود و گسترهی معنایی آنها را توسعه داد و یا با بررسی بسامد، کاربرد انواع خاص دوگان ساخت ها را در این اثر ادبی توصیف و تببین نمود.
1-5-هدف تحقيق
واژهسازی نیاز همیشگی زبانهاست و این نیاز با پیشرفت علم بیشتر احساس میشود. زیرا به ازای یافتهها و مفاهیم نو باید لغات جدیدی خلق یا بار معنایی جدیدی به لغات افزوده شود. یکی از امکانات زبان فارسی برای واژهسازی استفاده از فرایند دوگانسازی واژگان بر اساس الگوهای مشخص است. فرایند دوگانسازی یکی از مهمترین بخشهای زبان است. بنابراین توجه به این بخش از زبان حائز اهمیّت میباشد. از منابع قابل توجه و مورد اعتماد برای استخراج فرایند دوگانسازی، متون زبان فارسی است؛ متونی که زادهی اندیشه و ذوق بزرگانی چون فردوسی میباشد.
جایگاه والای فردوسی و اثر جاودانه وی، شاهنامه در زبان و ادب فارسی بر همگان آشکار است. با توجه به این که شاهنامه گنجینهی بزرگی از واژگان زبان فارسی را در بردارد بنابراین هدف از این پژوهش آن است که با بررسی ویژگیهای دوگانساختها در شاهنامهی فردوسی و طبقهبندی آنها براساس ویژگیهای معناییشان در ارتباط با مفاهیمی همچون فزونی[4]، کثرت[5]، شدّت[6]، کمال[7]، تکرار[8]، تداوم[9]، توزیع[10] وغیره در چارچوب نظریهی تصویرگونگی و مشخص نمودن بسامد کاربرد انواع دوگانساختها در شاهنامه و همچنین بررسی همه جانبهی این فرایند دراین اثر ادبی به تعیین روند واژهسازی، تغییر و تکمیل شیوه و قالبهای آن پرداخته شود تا بدین وسیله توانمندی زبان فارسی را در ساخت واژگان دوگانسازی شده به منظور دستیابی به نتیجهای جامع در باب کاربرد این فرایند واژهسازی در شاهنامه بیشتر آشکار سازد.
1-6-سؤالات تحقيق
1- چگونه میتوان برپایهی نظریهی تصویرگونگی دوگانساختهای شاهنامه را در ارتباط با مفاهیمی چون افزایش، فزونی، تداوم، تکرار، توزیع و غیره طبقه بندی نمود؟
2-آیا بین بسامد انواع خاصی از دوگانساختهای شاهنامه و مفهوم حماسی آن رابطهی تصویرگونه وجود دارد؟
3-کاربرد کدام نوع از دوگانساختها در شاهنامهی فردوسی رواج بیشتری دارد؟
1-7-اجزاء پایاننامه
1-7-1-مقدمه
در فصل اول، به ترتیب به شرح و توصیف ویژگیهای ساختاری و معنایی شاهنامه وسپس علم صرف اشاره شده است. در ادامه طرح مسأله یا موضوع، اهمیت تحقیق، هدف و سوالات تحقیق بیان و در پایان در مورد اجزاء تشکیل دهندهی رساله توضیح داده شده است.
1-7-2- پیشینه تحقیق
در این فصل، پیشینهای از مطالعات انجام شده دربارهی آنچه در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته، ارائه شده است. مباحثی در مورد ویژگیهای دوگانساختها در زبانهای مختلف و به ویژه زبان فارسی و ارتباط اینگونه ساختها با مفاهیم تصویرگونه بیان شده است و سپس مروری اجمالی بر تحقیقات انجام گرفته در خارج و داخل ایران صورت گرفته است.
1-7-3-روش تحقیق
در این فصل، پیکره وشیوهی گردآوری دادههای تحقیق، چارچوب مورد نظر و روشی را که برای تحقیق پیش گرفته میشود و و الگوهایی که در مراحل تحقیق مورد استفاده قرار گرفته خواهد شد مشخص میگردد.
1-7-4-تجزیه و تحلیل دادهها
در این فصل به تجزیه و تحلیل شواهد به دست آمده از شاهنامه در باب انواع دوگانساختهای موجود در این اثر ادبی در راستای دستیابی به هدف تحقیق پرداخته میشود و نتایج به دست آمده در قالب جدولهایی ارائه میگردد.
1-7-5- خلاصه و نتایج تحقیق
در این فصل خلاصهای از فصلهای پیشین بیان شده است و در ادامه به بحث در مورد یافتهها و نتایج تحقیق پرداخته میشود و اینکه چه دستاوردی از این تحقیق داشتهایم. در نهایت پیشنهاداتی در جهت انجام تحقیقات دیگر ارائه میگردد.
فصل دوم
پيشينه تحقيق
2-1- مقدمه
دوگانسازی را برخی از پژوهشگران به عنوان فرایند و برخی به منزلهی وندافزایی تعریف کردهاند. در فرهنگ زبان و زبانشناسی راتلیج (1996) بیان شده است که دوگانسازی بر مبنای تکرار هجاهای نخست ریشه، با تغییر یا بدون تغییر در آواها، برای بیان مقولهای ساختواژی میباشد. از سوی دیگر پدیدهی دوگانسازی در رویکردهای مختلف زبانشناسی مورد توجه قرار گرفته است. و در هر رویکرد تحلیلها و تبیینهای مختلفی ارائه شده است. نتایج مطالعات انجام شده در باب ویژگیهای دوگانساختها در زبانهای مختلف مؤیّد تأثیر و نقش انگیزهی تصویرگونگی در تعیین معانی/ مفاهیم مرتبط با اینگونه ساختها بوده و نشان دادهاند چگونه دامنهی معانی اولیّهی مرتبط با دوگانساختها از طریق فرایند گسترش معنایی توسعه مییابند و معانی/ مفاهیم دیگری را دربرمیگیرند.
2-2- مطالعات داخلی
کلباسی (68-1371:66) به دوگانسازی توجه نشان داده است. او به دوگانسازی کامل با عنوان «مکرّر» اشاره کرده و در تعریف آن میگوید: «مکرّر به گروهی از کلمات گفته میشود که در آنها کلمهای با عنصر پیونده «و»/o/ یا بدون آن عیناً تکرار میگردد». وی همچنین در مورد اتباع که گونهای از دوگانسازی ناقص است میگوید: «اتباع به گروهی از کلمات مرکب گفته میشود که از دو جزء تشکیل شدهاند که یکی از آن اجزاء بدون معنی است و یا در غیر معنی اصلی خود به کار میرود. جزء اصلی را «پایه» وجزء بدون معنی را «تابع» مینامند. «اتباع» مخصوص زبان محاوره است و در دستورهای سنتی آن را «مهملات» ویا «ترکیب عامیانه» نامیدهاند.
حقشناس (1379) دوگانسازی را همانند وندی میداند که از تکرار بخشی از صورت زیرساختی حاصل میشود. او به ابعاد گوناگون دوگانسازی و اینکه صورت دوگانسازی شده ممکن است به شیوههای قابل پیش بینی با کلمهی زیرساختی تفاوت آوایی داشته باشد نیز اشاره میکند.
غنیآبادی، قمشهای و سادات تهرانی (2006) به مقولهی اتباع به عنوان یکی از انواع مختلف تکرار در زبان فارسی پرداختهاند و به این نتیجه رسیدهاند که این موارد، فرضیهی مضاعفسازی ساختواژی ارائه شده از سوی اینکلاس و زول (2005 و2000 )را تأیید میکنند. این تئوری بیان میکند تکرار، حالت ساختواژی دارد. به بیان دیگردر تکرار بحث معنایی مطرح است نه تکرار و یکسان بودن واجها.
وفایی (1387) با اشاره به پیشینه تکرار در زبان کهن فارسی و مقولههایی که از راه تکرار در متون کلاسیک فارسی ایجاد شده است، تکرار را به سه گونهی همسان یا متوالی، ناقص و متباین تقسیم کرده است. وی بیان میکند که مکرر، گاه به صورت اسم اسم (موج موج)، صفت صفت (پاره پاره)، فعل فعل (خیزخیز)، ضمیرضمیر (هیچ هیچ)، قیدقید (زود زود)، صوت صوت (تقتق)، شبهجمله شبهجمله (الله الله)و جمله جمله (آن خدای است آن خدای است) ظاهر میشود. درتکرار از نوع ناقص مانند «لنگ لنگان»، اغلب واژه نخستین یک تکواژ کمتر از واژه دومین دارد و هرکدام از دو واژه به تنهایی رسانندهی معنای خاصّی نیستند بلکه میبایست دو واژه را با همدیگر در نظرگرفت تا معنا و مفهومی از آنها حاصل شود. به هنگام تعیین نقش آنها در جمله به صورت یک بستهی نحوی محسوب میشوند. در مورد دو نوع دیگر تکرار؛ یعنی همسان و متباین نیز همین اصل مصداق مییابد. مانند نسلبرنسل که در گروه تکرار متباین قرار میگیرد و به عنوان یک کلمه از لحاظ معنایی و نحوی درنظرگرفته میشود.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:16:00 ق.ظ ]
|