در ظاهر اشیاء و اشخاص و امور
-(مثل ). الشاهنظیفهو الفیلجیفه. (گلستان:59) (پرهیز از قضاوت بر ظاهر.)
-(مثل نما). شنیدمگوسفندیرا بزرگی/ رهانیدازدهانودستگرگیشبانگهکاردبرحلقشبمالید/ روانگوسفندازویبنالید کهاز چنگالگرگمدرربودی/ چودیدمعاقبت،خود گرگبودی. (گلستان:100) (بر ظاهر امور نباید حکم کرد.)
-(مثل). هر بیشهگمانمبرکهخالیاست/ باشد کهپلنگخفتهباشد.(گلستان:59)(بر ظاهر اوضاع و آرامش احوال نمی‌توان حکم کرد و اعتماد نمود.)
- (حکمت). بسقامتخوشکهزیرچادرباشد / چونبازکنیمادرمادرباشد. (گلستان:177)(بر ظاهر افراد نباید اعتماد کرد و حکم داد.)
-(مثل). محقّقهمانبینداندرابل/ کهدرخوبرویانچینوچگل. .(بوستان:3227) (برای محقق همه چیز یکسان است برای زیبا دیدن باید عاشق بود.)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
-(حکمت). هانتاسپرنیفکنیازحملهیفصیح / کاوراجزاینمبالغهیمستعارنیست .(بوستان:1666) (فصحااندیشمندنیستند.)
(مثل).آتشازخانه‌یهمسايه‌يدرويشمخواه / كآنچهبر روزناومي‌گذرددوددلاست. (گلستان:1829 ) (فقرا، در ظاهر مانند دیگران هستند.)
-(مثل نما). شخصیهمهشببرسربیمارگریست/ چونروزآمد،بمردوبیماربزیست. (گلستان:93)(بر ظاهر احوال نباید حکم کرد.)
در ارزش اشیاء و اشخاص
-(مثل). آبگينههمهجاهستازآنقدرشنيست/لعلدشواربهدستآيدازآناستعزيز.(گلستان :176) ( هر چیز کمیاب ارزشمند است.)
-(مثل) اگرژالههرقطره‌ایدرشدی / چوخرمهرهبازارازاوپرشدی.( گلستان:167) (هر چیز کمیاب با ارزش است /هرچیز با ارزش کمیاب است.)
-(مثل). اگرهمهشب‌هاقدربودی،شبقدربی‌قدربودی. (گلستان: 177) (هرچیزکمیابباارزشاست / هرچیز با ارزشکمیاب است.)
-(مثل). اگرسنگهمهلعلبدخشانبودی / پسقیمتلعلوسنگیکسانبودی.( گلستان:177)(هرچیزکمیابباارزشاست / هرچیز باارزشکمیاباست.)
-(مثل نما). عالماندر میانجاهلرا/ مثلیگفته‌اندصدّیقان شاهدی استدرمیانکوران / مصحفیدرسرایزندیقان. (گلستان:180) (نکوهش جایگاه عالِم در میان عامّه)
- (مثل). سنگبدگوهراگرکاسه‌یزرّینبشکست / قیمتسنگنیفزایدوزرکمنشود. (گلستان:179) (شکستن چیزهای با ارزش، تأثیری در کاهش قیمت آن‌ها ندارد.)
- (مثل). مشکآناستکهخودببویدنهآنکهعطاربگوید . (گلستان:180) (در تعریف بی جا از چیزی)
-(مثل). اگربريانكندبهرامگوري / نهچونرانملخباشدزموري. (گلستان:99) (چه بسا تحفه‌ی ناچیز فقرا و ضعفا باارزش‌تر از هدیه‌ی توانگران و اقویاست.)
-(مثل نما). جوانمردیولطفاستآدمیّت/ همیننقشهیولانیمپندار
چو انسانرا نباشد فضلو احسان/ چهفرقیاز آدمیتا نقشدیوار؟ (گلستان:159)(ارزش انسان به جوانمردی و احسان اوست.)
-(مثل). شبهدرجوهریانجوینیارد. (گلستان:56) (هرچیز اصیل، با ارزش است.)
-(مثل). گر گلشکر خوریبهتکلّفزیانکند/ ورنانخشکدیرخوری، گلشکر بود. (گلستان:111)(تأثیر نیاز در ارزش چیزها)
-(مثل). جوهراگر در خلابافتد همچناننفیساستو غباراگربر فلکرسد همانخسیساست.(گلستان:179)
(فضیلت اصالت و نژادگی)
-(مثل نما). قدر عافیّتکسیداند کهبهمصیبتیگرفتارآید.(گلستان:65)
(وجود تضاد، ارزش اشیا و اوضاع و احوال را نمایان می‌سازد.)
-(مثل). اسبتازياگرضعيفبود/ همچناناز طويله‌ايخربه.( گلستان:59) (فضیلت اصالت / داشتن یک چیز با ارزش بهتر از داشتن چیزهای زیاد امّا بی‌ارزش است.)
- (مثل). اگرابلهیمشکراگندهگفت / تومجموعباشاوپراکندهگفت.(بوستان:2441) ( عدم آزردگی از نظریات ابلهان.)
- (حکمت). اگرزيردستيبيفتدرواست / زبردستافتادهمردخداست. .(بوستان:141) (در ارزش مهتران بر کهتران)
- (مثل). وگرمشکخالصتوداریمگوی / کهناچارمشهورگرددبهبوی .(بوستان: 2944)(تأکید بر عدم تعریف و توصیف ویژگی‌های مثبت خود)
- (مثل ). عصاییشنیدیکهعوجیبکشت ( جویبازداربلائیدرشت /… ) .(بوستان: 1570) (هرچیز هر چند ناچیز می‌تواند تحوّل ایجاد کند.)
علم و دانش
-( مثل نما). اگردانشبهروزیدرفزودی / زنادانتنگ‌روزی‌ترنبودی
بهنادانانچنانروزیرساند / کهصددانادرآنحیرانبماند. (گلستان:84) (دانش و ثروت با هم منافات دارند.)
هوا و هوس
-(حکمت). مراد هرکهبرآریمطیعامرتو شد/ خلافنفسکهفرماندهدچویافتمراد.(گلستان:62)
(در نکوهش پیروی از هواهای نفسانی)
-(مثل نما). لافسرپنچگیودعویبگذار/ عاجز نفسفرومایه،چهمردی،چهزنی،(گلستان:105)(در نکوهش پیروی از هواهای نفسانی)
- (مثل نما). درداکهطبیبصبرمیفرماید / ویننفسحریصراشکرمی‌یابد. (گلستان:134)(برای بهبود زندگی گاهی تحمل سختی‌ها لازم است)
- (مثل). شکمبنددستاستوزنجیرپای/ شکمبندهکمترپرستدخدای. .(بوستان:2768) (در نکوهش پیروی از هوا و هوس.)
در صرفه جویی
-(مثل). ابلهيكوروزروشنشمعكافورينهد/ زودباشدكشبهشبروغننبينيدرچراغ.( گلستان:68) (دراهمیّت صرفه‌جویی و تأکید بر استفاده‌ی صحیح)
خوردن
-(حکمت). اندرونازطعامخاليدار/ تادراونورمعرفتبيني.( گلستان:95) (تأکید بر بی توجّهی به تعلقات دنیوی برای رسیدن به معرفت حقیقی)
-(مثل نما). خوردناز بهر زیستنو ذکر کردناست/ تو معتقد کهزیستناز بهرخوردناست.(گلستان:111)(رعایت اعتدال در خوردن و دوری از پرخوری.)
-(مثل نما). چو کمخوردنطبیعتشد کسیرا/ چو سختیپیششآید سهلگیرد وگرتنپرورستاندرفراخی/ چو تنگیبیندازسختیبمیرد. (گلستان:111) (تأکید بر کم خوری و پرهیز از تن‌پروری)
-(حکمت). نهچندانبخور کزدهانتبرآید/ نهچندان،کهازضعفجانتبرآید. (گلستان:111)(تأکید بر اعتدال در خوردن)
-(مثل نما). تهیازحکمتیبهعلّتآن/ کهپریاز طعامتا بینی.(گلستان:95)(پرهیز از پرخوری/پرخوری نشانه نادانی است.)
اغتنام فرصت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...