۳-۸- رابطه ایران و مصر بعد از انقلاب مصر

 

قیام مردم مصر در ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۴ بهمن ۱۳۸۹)بر علیه حکومت حسنی مبارک آغاز شد. در روز ۱۵ بهمن آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی مردم مصر را دعوت به مقاومت کردند که پیام ایشان ۷ بار در میدان التحریر قاهره پخش شد و در روز ۲۲ بهمن خبر استعفای مبارک نیز به انتشار در آمد.

 

سخنرانی دکتر احمدی نژاد در اولین کنفرانس مطبوعاتی در سال ۹۰ به روابط ایران و مصر و نیز چشم اندازهای این روابط مربوط می شد که از سوی خبرنگاران نیز مورد توجه قرار گرفت که نشان دهنده تمایل ایران برای از سرگیری روابط با مصر بود.

پایان نامه - مقاله - پروژه
 

مدتی بعد طی توافقی که بین مصر و ایران صورت گرفت دو ناو نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی از کانال سوئز برای رسیدن به سواحل سوریه استفاده کرد. این اقدام نیز نقطه امیدی در مورد چشم انداز روابط ایران و مصر به وجود آورد. این عمل از سوی برخی از ناظران بین المللی به عنوان نشانه ای از عادی سازی روابط دو کشور مطرح گشت. در نهایت وزیر امورخارجه مصر، نبییل العربی، در اولین نشست مطبوعاتی اش عنوان کرد دیگر ایران را دشمن خود نمی دانند و ابراز امیدواری کرد روابط دوجانبه از سر گرفته شود و حتی از تبادل سفیر سخن گفت.

 

به این ترتیب علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران هم از علاقه ایران برای برقراری روابط برادرانه با مصر سخن گفت و پیش از آن مجتبی امانی رئیس دفتر حفاظت از منافع ایران در قاهره پیام دعوت صالحی برای سفر به تهران را به همتای مصری اش تسلیم کرد.

 

بعد از آن محمد ططاوی رئیس شورای عالی نظامی مصر در مصاحبه با نشریه اشپیگل آلمان عنوان کرد که ایران دشمن مصر نیست و در مورد برقراری رابطه با ایران اظهار امیدواری کرد.

 

محمد خزاعی، نماینده ایران در سازمان ملل، بعد از این اظهارات به مصر سفر کرد. این سفر با توجه به تحولات سیاسی منطقه و اظهار نظرات دو طرف، امید ها برای عادی سازی روابط را افزایش داد.

 

بعد از این موارد کشورهای حاشیه خلیج فارس از این روابط اظهار نگرانی کردند اما منحه باخوم سخنگوی رسمی دولت مصر اعلام کرد: هم اکنون تماس های دیپلماتیک بین تهران و قاهره برقرار است. (جام جم، ۱۳۹۰)

 

صالحی در آخرین واکنش خود در گردهمایی منطقه ای روسای نمایندگی های سیاسی ایران با اشاره به تحولات اخیر در مورد روابط اظهار امیدواری کرد تا هر چه سریع تر این ارتباط میان تهران و قاهره برقرار شود و ارتقا یابد. او هم چنین گفت: ما آمادگی خود را اعلام کردیم و می دانیم که فشارهایی اعمال می شود اما عزیزان در مصر پاسخ این فشارها و استدلال های نابجای دیگران را دادند. صالحی در ادامه اظهار کرد که مصر از جایگاه ویژه ای در منطقه و جهان اسلام برخوردار است و ایران مصر دو رکن عمده جهان اسلام و مکمل همدیگرند. او در ادامه افزود:

 

تعامل بین این دو کشور در عرصه های مختلف به صلح، ثبات و امنیت منطقه ای کمک شایانی خواهد کرد. (جام جم، ۱۳۹۰)

 

۳-۹-رابطه ایران و مصر و تحولات مصر بعد از مبارک

انقلاب ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ در مصر در حالی اتفاق افتاد که گروه‌های مختلف، از سکولار و لیبرال و ملی‌گرا تا اخوانی و سلفی و قبطی و شیعه، هم‌صدا با یکدیگر خواهان حق تعیین سرنوشت خود شدند. با پیروزی انقلاب و سقوط حسنی مبارک، مردم مصر در کنار رهبران گروه‌های مختلف، مقدمات برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری را آماده کردند و این انتخابات، بعد از کش‌وقوس‌های فراوان، با پیروزی محمد مرسی، نماینده‌ی اخوان‌المسلمین، برگزار شد.اما ظاهراً انتخابات پایان کار انقلاب مصر نبود و درست یک سال بعد از آن، در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳، مردم مصر با برگزاری رفراندوم غیررسمی (جمع‌ آوری بیش از ۱۵ میلیون امضا)، خواهان برکناری رئیس‌جمهوری شدند که خود انتخاب کرده بودند.
مردم مصر محمد مرسی، رئیس‌جمهور قانونی این کشور رابه کمک ارتش و در حالی که تنها یک سال از به قدرت رسیدن وی می‌گذشت با تشکیل جنبش «تمرد» برکنار کردند. ارتش با یک کودتای نرم و پس از تصرف مراکز حساس مثل رادیو تلویزیون و با حمایت مردم این بار علیه مرسی انقلابی، انقلاب کردند.
فروپاشی رژیم مبارک، در نتیجه‌ی خیزش مردمی سال ٢٠١١، مصر را وارد مرحله‌ی جدیدی از حیات سیاسی و اجتماعی خود کرده است. مرحله‌ی جدیدی که می‌توان آن را دوره‌ی پس از مبارک یا دوره‌ی پس از انقلاب محسوب کرد که باعث تغییرات سیاسی جدی در این کشور شده است. هرچند که انقلاب مصر باعث ورود گروه‌های مردمی و احزاب و جریان‌های سیاسی مختلف در عرصه‌ی سیاسی و تلاش بسیاری از گروه‌ها برای کسب سهم مهمی از قدرت شد و همچنین در دوره‌ای، به صورت محسوس، نقش‌آفرینی ارتش را بسیار افزایش داد؛ اما در این میان، شاید بتوان اصلی‌ترین تحول را کنار رفتن مبارک و ریاست‌جمهوری محمد مرسی در این کشور دانست.
در حالی که هنوز برخی از ساختارهای سیاسی و نظامی‌امنیتی و حتی شخصیت‌های رژیم سابق در مصر به حیات و فعالیت خود ادامه می‌دهند، به قدرت رسیدن محمد مرسی کانونی‌ترین دگرگونی در مصر بوده است که خود، حاصل رقابت‌ها و منازعه‌ی قدرت گسترده در این کشور و برآیند روند تحولات و تلاش‌های گروه‌های مختلف در دوره‌ی جدید مصر بوده است.
بعد از پیروزی محمد مرسی در انتخابات مصر، مخالفانی که سالیان متمادی در رنج و سختی و زندان به سر می بردند به قدرت رسیدند.
امریکایی ها پس از انتخاب مرسی بلا فاصله با تدارک سفر به مصر تلاش کردند که هم پیمان خود را در منطقه از دست ندهند. هیاتی عالی رتبه و در راس آن وزیر خارجه آمریکا را به مصر فرستاده شد تا هم اوضاع مصر را از نزدیک رصد و برآورد کند و هم بتواند مصر را مانند گذشته هم پیمان و در جهت خواست منافع آمریکا نگه دارد. این سفر نشان دادکه مصر، مصر سابق نیست که روسا و مسئولین آن تابع امریکا باشند چرا که رئیس جمهور مصر به صورت دیپلماتیک و رسمی با وزیر خارجه امریکا برخورد داشت و حتی برای استقبال رسمی خود به سمت فرودگاه نرفت بلکه وزیر خارجه مصر مراسم استقبال را در فرودگاه قاهره اجرا نمود.
پس از انتخاب مرسی به عنوان رئیس جمهور مصر همگان چه در داخل و چه در خارج منتظر بودند ببینند روابط میان مصر و فلسطینی ها به کجا می انجامد و نیز با گذشت چند ماه از انتخاب مرسی شاهد اعزام گروه های فلسطینی به مصر درقالب رسمی نظیر سفر اسماعیل هنیه با چند تن از وزرای خود به مصر، سفر خالد مشعل (دبیر کل جبهه حماس) و ابو مازن (رئیس تشکیلات خودگردان به مصر ) بودیم. دیدارهای صورت گرفته میان طرفهای فلسطینی و مصری حول محورهای زیر بود:
ضرورت تسریع در تحقق آشتی فلسطینیان به منظور یکی کردن صفوف و گروه ها برای یاری فلسطین.
مطرح شدن قضیه فلسطین به عنوان یک قضیه محوری برای اخوان المسلمین از زمان تاسیس این جماعت.
دستیابی ملت فلسطین به حقوق مشروع خود از جمله تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف.
ارائه راهکارها برای برداشتن محاصره غزه و پایان دادن به درد و رنج مردم غزه، تسهیل تردد فلسطینیان در گذرگاه رفح بر اساس قوانین و ضوابط مربوط به ویزاها به منظور کاهش مشکلات شهروندان فلسطینی
پرداختن به موضوع سوخت برای کاهش حجم بحران سوخت و برق غزه.
کسب نتایج مثبت به ویژه در موضوع آزادی تردد مسافران نوار غزه از طریق گذرگاه رفح و ارائه تسهیلات جدید برای تردد مسافران.
همه این موارد حاکی از آن است که مرسی و اخوان المسلمین به دنبال نزدیک شدن هرچه بیشتر به فلسطینی ها و فاصله گرفتن از رژیم صهیونیستی می باشند. که البته این امر موجبات خشنودی اسلامی ها و انقلابی ها در داخل مصر و ناخرسندی جبهه های مخالف به ویژه کسانی که مخالف کمک مصر به فلسطین در داخل می باشند( ازجمله شورای نظامی و بازماندگان رژیم سابق می گردد و در خارج نیز رژیم صهیونیستی و همپیمانان او در منطقه به ویژه امریکا و غرب) را فراهم می سازد .
پیروزی آقای محمد مرسی را می توان بعد از سقوط مبارک در ردیف اتفاقات بزرگی دانست که در تحولات داخلی و روابط خارجی این کشور تأثیرگذار بود. ایران مشکلات زیادی را در روابط با مصر در زمان حسنی مبارک داشته است . ولی به نظر می رسید که روابط مصر با ایران در شرایط اخیر تغییر خواهد کرد و البته این تغییرات بستگی به مولفه های مختلفی نیز داشت:
الف) آمریکایی ها از طریق نظامی ها در تلاش بودند که همه ابزارها از دست شان خارج نشود و از این جهت آنها علاقه ای به عادی سازی روابط بین دو کشور ایران و مصر نشان نمی دادند.
ب) تعدادی از کشورهای عربی به دنبال این بودند که روابط ایران و مصر وضعیتی عادی پیدا نکند.
ج) رژیم صهیونیستی مانع دیگر بود . این رژیم اگر در هر صورت حتی اگر نمی توانست مستقیما روی عملکرد اخوان تاثیر بگذارد از طریق غیر مستقیم تلاش می کرد.
د) مانع دیگر سلفی ها بودند که در داخل پارلمان مصر بعد از اخوانی ها دارای بیشترین نفوذ و آراء بوده و به شدت هم متاثر از عربستان سعودی هستند.
مجموعه موارد ذکر شده را باید مزاحمت هایی دانست که همواره بر سر راه بر قراری روابط ایران و مصر وجود دارد، البته عوامل مثبتی را هم برای بهبود روابط فی مابین می توان نام برد.
الف) مردم کشور مصر را می توان یکی از عوامل مثبت مهم دانست که همواره علاقه مند به برقراری روابط کشورشان با جمهوری اسلامی ایران هستند.
ب) از سوی دیگر باید به بزرگان اخوان المسلمین اشاره کرد که البته دارای تفاوت دیدگاه بسیاری با سلفی ها هستند و اساسا اخوانی ها نگاهشان به روابط با ایران و روابط خارجی نگاه متعادلی بود. سفر محمد مرسی به ایران و شرکت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد نیز در این راستا قابل ارزیابی است.
یکی از مهمترین مسائل تنش‌زا میان دو کشور ایران و مصر را غلبه نگاه امنیتی و اطلاعاتی مقامات دو کشور در رابطه با از سر گیری روابط با یکدیگر است. به عنوان مثال، ماجرای بازداشت “محمد قاسم الحسینی” دیپلمات ایرانی در قاهره که به اتهام جاسوسی از سوی نیروهای امنیتی انجام گرفت، مانع بزرگی در مسیر توسعه روابط فیمابین گردید. این در حالی بود که مجتبی امانی کاردار [دفتر حافظ منافع] ایران در قاهره ضمن تاکید بر عدم صحت اخبار منتشر شده در این ماجرا اذعان داشت: هدف از این اقدامات در شرایط کنونی تخریب چهره هیئت دیپلماسی مردمی مصر و بی‌نتیجه نمودن دستاوردهای سفر آنها است. در نهایت دولت مصر اقدام به اخراج دیپلمات ایرانی با هواپیمای حامل هیئت دیپلماسی مردمی مصر به تهران نمود.
علاوه بر این، به اعتقاد دولتمردان ایرانی تداوم سیاست‌های آمریکا بر دولتمردان مصری از دیگر موانع از سرگیری روابط میان دو کشور محسوب می‌گردد. این بدان معناست که تداوم فشارهای غربی بر دولتمردان مصری باعث افزایش حمایت‌های امنیتی از رژیم صهیونیستی به ویژه در سایه استمرار نا‌امنی‌های داخلی در مصر و انتقال آن به صحرای سیناء، به مثابه نقطه ثقل سیاست‌های راهبردی ایالات متحده آمریکا در برقراری توازن نظامی میان مصر و رژیم صهیونیستی، می‌گردد. از این‌رو، سیاستمداران ایرانی مصادره انقلاب مصر توسط مقامات آمریکایی را خطری جدی برای آینده روابط “تهران – قاهره” قلمداد می‌نمایند.
همچنین، فقدان مدیریت مستقل دولت مصر در از سرگیری روابط میان دو کشور از دیگر عوامل عدم توسعه روابط فیما بین محسوب می‌گردد.
یکی از مسائل دیگر که باعث دور شدن

۳-۱۰- رابطه ایران و مصر در دوران محمد مرسی

با پیروزی انقلاب مردم مصر و سپس واگذاری قدرت به محمد مرسی که یکی از اعضای اخوان‌المسلمین مصر می‌باشد، خیلی‌ها انتظار داشتند روابط ایران و مصر که با پیروزی انقلاب اسلامی قطع شده بود رو به بهبودی گذارده و روابط دیپلماتیک از سر گرفته شود.
محمد مرسی دیدگاه خود را در مورد برقراری رابطه با ایران این گونه توصیف می کند:
« این سیاست به برقراری رابطه با تمام کشور‌ها از جمله کشورهای منطقه و به خصوص جمهوری اسلامی ایران استوار است.
وی تاکید می‌کند که روابط ایران و مصر در دوران حاکمیت سه دهه‌ای حسنی مبارک، رئیس مخلوع مصر دچار بحران و مشکل شد اما به اعتقاد من این روابط و به ویژه روابط دیپلماتیک و استراتژیک با ایران و تمام کشورهای اسلامی در سراسر جهان باید دوباره از سرگرفته شود. »
به اعتقاد مرسی، سیاست خارجی مصر دوران مبارک سیاست بیمارگونه‌ای بوده است که برپایه تامین منافع اسرائیل و آمریکا متمرکز بوده است، به همین منظور تاکید دارد که باید در روابط خارجی و سیاست خارجی مصر پس از انقلاب به طورکلی تجدید نظر کرد.
وی احتمال اجرای سناریوی حمله نظامی به ایران و سوریه توسط آمریکا، انگلیس و اسرائیل را با توجه به شرایط حساسی که منطقه با آن مواجه است را بعید دانسته و تاکید می‌کند که ایران کشور قدرتمندی است که در برابر این اقدامات دست بسته نخواهد بود و همین موجب می‌شود تا غرب در عملی کردن این سناریو تامل بسیار داشته باشند.
مرسی با بیان اینکه خواهان روابط گسترده و متمایزی با ایران است، می‌گوید: در این راه تلاش می‌کنیم، روابط خوبی با ایران و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز داشته باشیم.[۱۱]
آمریکایی ها در این دوران و بعد از پیروزی مرسی در پی حفظ جایگاه خود و جلوگیری از، از دست دادن موقعیت خود در این کشور بودند و رابطه با ایران می توانست منافع آن ها را تهدید کند. به همین دلیل تلاش کردند تا در این دوران با نزدیکی بیش از پیش به مرسی مانع از این ارتباط شوند.
یکی از مواردی که سبب شد این نزدیکی آن چنان که انتظار می رفت پیش نرود مسئله رابطه مرسی با اسرائیل بود. وزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی اعلام کرد: اسرائیل به چهار علت مختلف از برکناری “محمد مرسی” رئیس جمهور سابق مصر خشمگین و ناراضی بوده است.
بنابراین گزارش، با روی کارآمدن مرسی همگان فکر می کردند وی سیاستهای ضدصهیونیستی دارد، اما وی با تقویت روابط تل آویو - قاهره در طول مدت ریاست جمهوری خود، تمام شک و شبهات در این باره را از بین برد.
نخست اینکه مرسی پایبندی کامل خود را به پیمان کمپ دیوید اعلام کرد و تلاشی در جهت تعدیل آن انجام نداد. دوم اینکه با توجه به روابط خوب خود با اخوان المسلمین از پرتاب موشکهای حماس به اراضی اشغالی جلوگیری به عمل آورد. سوم اینکه دولت مرسی اکثر تونلهای زیرزمینی میان شبه جزیره سینا و غزه را منهدم کرد که این مسئله سبب توقف قاچاق سلاح برای گروه های فلسطینی شد و چهارمین و مهمترین مسئله هم تقویت اختلافات میان شیعیان و اهل سنت در خاورمیانه توسط مرسی با حمله به محور مقاومت در منطقه بود.[۱۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...