بررسی زیبایی شناسی خطبه های طاووس، أشباح و قاصعه- فایل ... |
![]() |
«حَملِ شواهِقِ الجِبال الشُّمَّخِ البُذَّخ عَلَی أکتافِها، فجَّرَ یَنابیِعَ العُیُونِ من عرانِینِ أنُوافِها وَ فَرَّقَها فِی سُهُوب بیدِها وَ أخادِیدِها وَ عَدَّلَ حَرَکاتِها بالرّاسِیاتِ مِن جَلامِیدِها وَ ذَواتِ الَّناخِیب الشَّمِّ مِن صَیاخِیدها»
در قرآن هرگاه از جوشیدن آب از زمین سخن میآید از فعل «فجر» استفاده شده است امام(ع) نیز به تبعیت از قرآن از فعل «فجر» به همین معنا استفاده میکند. «وَ فَجَّرنا الأرضَ عُیوناً»(قمر۱۲) «و در زمین چشمهها جاری ساختیم.» امام نیز از فعل (فجر) برای جوشش آب از زمین استفاده کرده است. از نکات جالب این عبارت تشبیه بلندیهای کوههای زمین و نقاطی که دسترسی به آن مشکل است به بینی انسان است زیرا تقریباً آن هم در بالاترین قسمت بالای انسان قرار دارد و دسترسی به آن مشکل است و در قالب «عرانین أنوفها» به صورت تشخیص به کار رفته است.
میان واژههای «اکتافها» و «أنوفها» و «أخادِیدها» و «جَلامِیدها» و «صَیاخیدها» سجع مطرف وجود دارد.
«و لا تَجِدُ جداوِل الأنهَارِ ذِرِیعَه إلَی بُلُوغِهَا أنشألَهَا نَاشِئهَ سَحَابٍ تُحِی مَوَاتَهَا و تَستَخرِجُ نَبَاتَهَا» در این عبارت سر سبز شدن و روییدن گیاهان به زنده شدن (تُحی) تصویر شده است زیرا که نبود گیاه و سرسبزی موجب نابودی و از بین رفتن حیات انسان می شود و آشکار است که سر سبزی و رشد گیاهان سبب ادامه زندگی آدمی است و این تصویر زیبا به صورت استعاره مصرحه به کار رفته است. میان «تحی» و «موات» تضاد وجود دارد که این تضاد راهی برای رهاندن کلام از زبان روزمره و عادی است و موسیقی آن را افزایش میدهد.
«فَهِیَ تَبهَجُ بِزینَهِ رِیاضِهَا و تَزدَهِیَ بِمَا اُلبِسَتهُ مِن رَیطِ أزاهِیرها وَ حِلیَهِ مَا سُمِطَت بِهِ مِن نَاضِرِ أنوَارِهَا وَ جَعَلَ ذَلِک بُلاغاً لِلأنامِ وَ رِزقاً لِلأنعَامِ» در این تصویر زمین چون انسانی تصویر شده است که از داشتن باغهای زیبا شادمان گشته است که به صورت استعاره مکنیه به کار گرفته شده است و با آوردن فعل «تبتهج» نمود پیدا میکند میان واژههای «لِلأنام» و «لِلأنعَام» جناس مضارع به کار رفته است.
«وَ قَدَّرَ الأرزاقَ فَکَثَّرَهَا و قَلَّلَها وَ قَسَّمَهَا علی الضّیقِ و السِّعَه فَعَدل فِیها لِیَبتَلِی مَن أرَادَ بِمَیسُورِهَا وَ مَعسورِها و لِیَختَبِرَ بذلک الشُکرَ وَ الصَّبرَ مِن غَنِیِّها وَ فَقیرها.» در این عبارت حضرت در مورد خداوند سخن میگوید که روزی ها را تقسیم نموده و آدمی را به سختی و آسایش آزموده است تا آدمیان خود را بهتر بشناسند و ایشان برای آن که کلام خود را در جان مخاطب بنشاند از موسیقی استفاده میکند میبینیم که میان «کَثَّرَ» و «قَلَّلَ» و «ضَّیقِ» و «سِّعَه» و «مَیسُورها» و «مَعسُورها» و «غَنی» و «فقیر» تضاد وجود دارد و این بازی لفظی منجر به ایجاد نوعی نظم و تناسب در متن ادبی و پدیدار شدن پیوندهای مستحکم و موسیقی در بافت سخن میشود.
«وَ حَضَنَت عَلَیه أمواجِ البِحارِ وَ ما غُشیَنهُ شدفَهُ لَیلٍ أوذَرَّ عَلَیهِ شارِقُ نَهارِ»
انسان هرگاه به چیزی علاقه مند شود با جان و دل از آن محافظت میکند و آن را می پروراند خواه فرزند او باشد یا گیاه یا … امواج دریا چون انسانی تصویر شده است که موجودی را پرورش میدهد و «حَضَنَت» به عنوان ابزار مشبه به ذکر شده است که به صورت استعاره مکنیه به کار رفته است.
«وَ أثَرِ کِلِّ خُطوَهٍ و حِسهِ کِلِّ حَرَکَه وَ رَجعِ کُلِّ کَلمَهٍ و تَحرِیکَ کُلِّ شَفَهٍ وَ مُستَقَرِّ کُلِّ نَسَمَه وَ مِثقالِ کُلِّ ذَرِّهٍ وَ هَماهِمِ کِلِّ نَفسٍ هَامِّهٍ»
«اللَّهُمَّ أنت أهل الوَصِفِ الجَمیل و التَّعداد الکثَیر وَإن تُؤمَّل فَخَیرُ مُؤَمَّلٍ وَ إن تُرجَ فَأکرَمُ مَرجُوٍّ»
حضرت آنجا که در مورد خداوند و نعمتهای الهی سخن میگوید کلامش به نرمی و سهولت میگراید یعنی انتخاب واژهها با معنا هماهنگ است و آنگاه که مخاطب سرزنش میکند کلامش بوی تندی و خشونت میدهد. در این عبارت واژه «کل» و مضافالیههای آن هفت بار تکرار شده است ایجاد هیجان تنها با محتوا مضمون صورت نمیگیرد تکرار موجب جنب و جوش و تحرک بیشتر کلام میشود تکرار نه تنها عاملی برای افزایش موسیقی به شمار میرود بلکه موجب افزایش جنبههای عاطفی و تأثیرگذاری بیشتر آنها میشود.
در خطبه اشباح به موضوعهای زیر میپردازد.
۱- خداوند را با نعمتهای بیشمارش وصف می کند.
«وَلَو وَهَبَ ما تَنَفَّسَت عَنُه معادنُ الجبالِ وَ ضَجَکَت عَنهُ أصدافُ البِحارِ مِن فِلزِّ اللَّجینِ و العقیان و نَثارَهِ الدُّرِّ وَ حَصِیدِ المَرجانِ ما أثَّرَ ذلک فِی جُودِهِ»
«و اگر ببخشد آنچه را که معدنهای کوهها نفس زنان ظاهر میسازد و آنچه را که صدفهای دریاها خندهکنان آشکار نماید از قبیل نقره خالص تأثیری و طلای ناب و در و مروارید غلطان و خوشهی مرجان و بخشش او ندارد.»
۲-به چگونگی آفرینش آسمان میپردازد
«وَ نَظَمَ بِلا تَعلِیقٍ رَهَواتِ فَرَجِها وَلاحَمَ صَدوعَ انفُرِاجِها وَ وَشَّجَ بَینَهما وَ بَین أزواجِها»
«و راه های گشاده آسمان را بیآنکه آویخته باشد منظم و برقرار نمود و شگفتیهای وسیعش به هم پیوست و میان آن و مانندهایش را به هم ربط داد.»
۳- به چگونگی آفرینش فرشتگان و گونههای مختلف فرشتگان و صفات آنان میپردازد.
«ثُم خَلَقَ سبحانه لِإسکانِ سَمَواتِهِ وَ عِمارَهِ الصَّفیح الاعلَی مِن مَلَکوتِهِ خَلقاً بََدیعاً مِن مَلائکتِهِ وَ مَلَأبِهِم فروجَ فِجاجها وَ حَشَابِهِم فُتُوقَ أجوائها»
«خداوند سبحان پس از ایجاد آسمانها که از جمله ملکوت او هستند برای ساکن کردن در آنها و معمور ساختن قسمت اعلای آن جمعی از ملائکه را که مخلوق بدیع و شگفت میباشد آفرید و آنان را در راه های وسیع میانه آسمانها و گشادگیهای فضای آنها جای داد.»
۴- و به آفرینش زمین و شرایط آب و هوائی میپردازد.
«کَبَسَ الأرضَ عَلَی مَورِ أمواجِ مُستَفحِلَه . لُجَحِ بحِارٍ زاخِرَهٍ تَلتَطِمُ أواذِیُ أمواجِها»
«خداوند متعال زمین را فرو برد در جنبش موجها که مانند حیوان نر و ماده خود هنگام صولت و هیجان میباشد و دریاهای که مملو و پر از آب است در حالتی که موجهای با عظمت آن دریاها متلاطم بوده دیگری را از خود دفع می کند.»
«وَ فَسَحَ بَینَ الجَوِّ و بَینَها وَ أعَدَّ الهَواءَ مُتَنَسَّماً لِساکِنِها وَ أخرَجَ إلیها أهَلَها عَلَی تَمامِ مَرافِقِها»
«حق تعالی میان فضا و زمین را فراخ نموده هوا را برای تنفس ساکنین آن مهیا فرمود و اصل زمین را با جمیع به آن نیازمندند (برای زندگی به روی آن) بیافرید.»
اما در بررسی اندیشه امام(ع) کلام خود را با مدح و ستایش الهی شروع میکند و شاید بخواهد این اندیشه را برساند که آدمی به هر درجه از مقام سیاسی و علمی برسد همواره بنده خداوند است و وظیفه انسان سپاسگذاری از خداوند است و به آفرینش آسمانها میپردازد و قدرت نامنتها خداوند را مطرح میکند که چگونه آسمانها و فرشتگان و زمین را آفریده است و آن را تسخیر آدمیان در آورده است همه اینها را مطرح میکند تا شناخت آدمی را نسبت به خداوند بیشتر میکند و امام(ع) تمام فصاحت و بلاغت خود را به کار گیرد تا آدمی را به این اندیشه برساند که باید در برابر خداوند خضوع و خشوع داشته باشد.
۴-۳-خطبه قاصعه
اما در مورد علت صدور خطبه قاصعه گفتهاند در اواخر خلافت حضرت اهل کوفه به فتنه و فساد گرویده بودند بسیار اتفاق میافتاد که شخصی از سرزمین قبیلهی خود خارج شده و گزارش به قبیله دیگری میافتاد در این جا گاهی از بعضی افراد اندکی ناراحتی میدید در این هنگام با سروصدای زیاد و داد و فریاد قبیله خود را به مدد میطلبید. در این هنگام چند نفر از جوانان قبیله بیرون میریختند و اهل قبیله خود را صدا میزند، عدهی دیگر جمع میشدند پس از رد و بدل کردن سخنان زشت او را مجروح میکردند و به این سبب فتنه و آشوب برپا میشد و عدهای بیدلیل کشته میشدند و چون این عمل بارها تکرار شد امام علی(ع) به میان مردم آمدند و این خطبه را ایراد فرمودند. در دلیل نامگذاری این خطبه دو وجه تسمیه ذکر کردهاند ۱- مناسبترین دلیل آن است که حضرت هنگامی که این سخنان را بیان میفرماید سوار بر ناقهای بود که در حال نشخوار کردن بود. ۲- چون نصایح و امر و نهیها در این خطبه پشت سرهم و منظم به کار رفته و شباهت دارد به حالتی که شتر مرتب غذایی که خورده نشخوار میکند.
۳- به دلیل این که در این خطبه شیطان متکبر و هر ستمکاری در هم کوبیده و تحقیر شده است زیرا قصع به معنای توسری زدن و تحقیر کردن است. (ابن میثم، ۱۳۵۷، ۶۷۹)
و من الناس سمن یسمى هذه الخطبه بالقاصعه و هی تتضمن ذم إبلیس لعنه اللّه على استکباره و ترکه السجود لآدم علیهالسلام و إنه أول من أظهر العصبیه و تبع الحمیه و تحذیر الناس من سلوک طریقته اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی لَبِسَ اَلْعِزَّ وَ اَلْکِبْرِیَاءَ وَ اِخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًى وَ حَرَماً عَلَى غَیْرِهِ وَ اِصْطَفَاهُمَا لِجَلاَلِهِ وَ جَعَلَ اَللَّعْنَهَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ ثُمَّ اِخْتَبَرَ بِذَلِکَ مَلاَئِکَتَهُ اَلْمُقَرَّبِینَ لِیُمَیِّزَ اَلْمُتَوَاضِعِینَ مِنْهُمْ مِنَ اَلْمُسْتَکْبِرِینَ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ اَلْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ اَلْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ اَلْغُیُوبِ (إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ فَسَجَدَ اَلْمَلائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاَّ إِبْلِیسَ) اِعْتَرَضَتْهُ اَلْحَمِیَّهُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَیْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اَللَّهِ إِمَامُ اَلْمُتَعَصِّبِینَ وَ سَلَفُ اَلْمُسْتَکْبِرِینَ اَلَّذِی وَضَعَ أَسَاسَ اَلْعَصَبِیَّهِ وَ نَازَعَ اَللَّهَ رِدَاءَ اَلْجَبَرِیَّهِ وَ اِدَّرَعَ لِبَاسَ اَلتَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ اَلتَّذَلُّلِ أَلاَ تَرَوْنَ کَیْفَ صَغَّرَهُ اَللَّهُ بِتَکَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ اَللَّهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِی اَلدُّنْیَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِی اَلْآخِرَهِ سَعِیراً وَ لَوْ أَرَادَ اَللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ اَلْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ اَلْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ اَلْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ اَلْأَعْنَاقُ خَاضِعَهً وَ لَخَفَّتِ اَلْبَلْوَى فِیهِ عَلَى اَلْمَلاَئِکَهِ وَ لَکِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ اِبْتَلَی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْیِیزاً بِالاِخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلاِسْتِکْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلاَءِ مِنْهُمْ فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اَللَّهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ اَلطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ اَلْجَهِیدَ وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اَللَّهَ سِتَّهَ آلاَفِ سَنَهٍ لاَ یُدْرَى أَمِنْ سِنِی اَلدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی اَلْآخِرَهِ عَنْ کِبْرِ سَاعَهٍ وَاحِدَهٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اَللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ کَلاَّ مَا کَانَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِیُدْخِلَ اَلْجَنَّهَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَکاً إِنَّ حُکْمَهُ فِی أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ أَهْلِ اَلْأَرْضِ لَوَاحِدٌ وَ مَا بَیْنَ اَللَّهِ وَ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَهٌ فِی إِبَاحَهِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى اَلْعَالَمِینَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اَللَّهِ عَدُوَّ اَللَّهِ أَنْ یُعْدِیَکُمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ یَسْتَفِزَّکُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ یُجْلِبَ عَلَیْکُمْ بِخَیْلِهِ وَ رَجْلِهِ فَلَعَمْرِی لَقَدْ فَوَّقَ لَکُمْ سَهْمَ اَلْوَعِیدِ وَ أَغْرَقَ لَکُمْ بِالنَّزْعِ اَلشَّدِیدِ وَ رَمَاکُمْ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ وَ قَالَ (رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی اَلْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ) قَذْفاً بِغَیْبٍ بَعِیدٍ وَ رَجْماً بِظَنٍّ غَیْرِ مُصِیبٍ صَدَّقَهُ بِهِ أَبْنَاءُ اَلْحَمِیَّهِ وَ
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 02:52:00 ق.ظ ]
|