با استناد به بند ب ماده ۸ پروتکل الحاقی اول سال ۱۹۷۷ منظور از کشتی­شکستگان و آسیب­دیدگان دریاها، نظامیان و غیرنظامیانی هستند که در دریاها و سایر آبراه­ها دچار سانحه می­شوند و یا کشتی حامل آن­ها دچار سانحه می­ شود و از شرکت در عملیات خصمانه خودداری می­نمایند. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۹۲)
احکام مربوط به زخمی­ها و بیماران در مضمون ماده ۸ نخستین پروتکل سال ۱۹۷۷ در بند الف این ماده آمده است: زخمی­ها و بیماران به اشخاص نظامی و غیرنظامی اطلاق می­ شود که به بیماری، شوکه شدن، آشفتگی و یا ناتوانی بدنی و عقلی دچار شده و به کمک و رسیدگی پزشکی نیاز دارند. این دو کلمه شامل حال نوزادان و شیرخواران و سایر افرادی می­ شود که به کمک و رسیدگی فوری نیاز دارند. مانند افراد معلول و عقب­مانده و زنان باردار که امکان ندارد در عملیات جنگی شرکت نمایند. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۹۱) ماده ۸ پروتکل الحاقی اول روشن می­سازد که از این پس مقررات مربوط به مجروحان و بیماران صرفاً نسبت به رزمندگان قابل اعمال نیست بلکه به غیرنظامیانی که در معرض صدمه یا بیماری مستلزم کمک و همکاری هستند نیز تأمین و تسری می­یابد. علاوه بر این زنان در حال زایمان و زنان حامله و همچنین نوزادان و افراد ناتوان و علیل مورد حمایت قرار دارند. از این رو نیاز به کمک پزشکی، معیار اساسی در اعمال واژه «مجروح» و «بیمار»
می­باشد.(فلک، ۱۳۸۷، ص ۳۱۰) در عمل همیشه تفکیک میان مناطق یا نواحی بیمارستانی و مناطق یا نواحی امن ممکن نیست، چون نظیر افراد مجروح به یک منطقه امن یا کودکان به یک منطقه بیمارستانی برده شده ­اند. این مسئله مشکلی ایجاد نمی­کند به شرط آن که اشخاص مورد حمایت در مخاصمات شرکت نکرده یا اینک شرکت ندارند یا اینکه بخاطر ضعف، خطری از جانب آن­ها متوجه دشمن نباشد که در این صورت آن­ها بدون قید و شرط مستحق حمایت و کمک هستند. پروتکل الحاقی اول هیچ تفکیکی میان وضعیت حقوقی مجروحان و بیماران غیرنظامی و رزمندگان مجروح و بیمار قائل نمی­ شود. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۳۰۱)
وظیفه جمع­آوری رزمندگان مجروح و بیمار در ماده ۱۰ پروتکل الحاقی اول تحت عنوانی کلی­تر یعنی «حمایت» از مجروحین، بیماران و کشتی­شکستگان تدوین شده است که به معنای «به دفاع از ایشان برخاستن، و کمک کردن و حمایت از ایشان» است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۷۶) تنها احترام به مجروحان کافی نیست باید از آن­ها مراقبت کرد احترام و حمایت در برابر همه آسیب­ها چرا که سرباز خارج از نبرد برای مبارزه با جراحت­ها یا بیماری­هایش تنها مانده است. او در معرض مرگ است. نکته مثبتی که وجود دارد تضمین مراقبت­هایی است که شرایط آن­ها اقتضا می­ کند. این اصل اساسی از سال ۱۸۴۶ بدون تغییر باقی مانده است.(ساندز و همکاران، ۱۹۸۶، ص ۱۴۹)[۹۶]
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
وظیفه ­ای که در اینجا به عهده افراد غیرنظامی نهاده شده محدود به محترم شمردن مجروحین، بیماران و
کشتی­شکستگان است و وظیفه حمایتی بر عهده ندارند. معهذا، بالاتر از همه این تعهد به عهده ایشان است که از اعمال هر گونه خشونت نسبت به مجروحین، یا سوء استفاده از شرایط ایشان اجتناب ورزند. غیرنظامیان تعهدی در راستای یاری دادن به اشخاص بر عهده ندارند ، لیکن امکان تحمیل چنین تعهدی از سوی قانونگذاران داخلی محتمل است، همچنانکه در برخی از کشورها طبق قانون کمک به افرادی که در معرض خطر هستند الزامی است و ضمانت اجرای آن نیز تحمیل رنج مجازات است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۸۸)
اصول ارائه شده در بند ۱ ماده ۱۱ پروتکل الحاقی اول به­ طور کلی کاملاً پذیرفته شده است و در موارد غیر از مخاصمات مسلحانه در حقوق بشر نیز وجود دارد. با این وجود اینکه کسی توسط پروتکل حمایت بشود یا نشود متفاوت است. سیستم کنترل و مجازات پروتکل دقیق­تر از سیستم حقوق بشر است. (ساندز و همکاران، ۱۹۸۶، ص ۱۵۶)
در موارد ضروری نیز چنانچه باعث بهتر شدن وضعیت سلامتی شخص باشد، این اعمال موجه است. «جز در مواردی که این اعمال بر اساس شرایط پیش ­بینی شده در بند ۱ موجه باشد».(ساندز و همکاران، ۱۹۸۶، ص ۱۵۹)
تعهد و الزام به انجام کلیه اقدامات ممکن در جهت جلوگیری از غارت مجروحین، بیماران و کشتی­شکستگان و ممنوعیت بدرفتاری با ایشان در درگیری­های مسلحانه غیربین­المللی در پروتکل دوم مقرر گردیده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۸۷)
برداشت موسع از ماده ۸ پروتکل اول این است که حمله به واحد­های پزشکی بدون توجه به ماهیت نظامی یا غیرنظامی آن­ها ممنوع است. کنوانسیون اول در مواد ۲۰ و ۲۱، کنوانسیون دوم در ماده ۲۸ و کنوانسیون چهارم در ماده ۲۱ بر این مسأله تأکید نموده ­اند. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۵۴)
رعایت حقوق بنیادین بنابر مواد ۴ و ۶ پروتکل دوم الحاقی ۱۹۷۷ در مخاصمات غیربین­المللی نیز الزامی است. (دلخوش، ۱۳۸۷) در تدوین پروتکل دوم دسته­ای از دولت­ها ابداً مایل نبودند که شورشیان بتوانند به لحاظ حقوقی هم­پایه مقامات حکومتی به حساب بیایند. این شد که ترجیح دادند هر نوع خطاب صریح به «طرف­های متخاصم» را از متن پروتکل قلم بگیرند؛ با این حال نبود چنین عبارتی در پروتکل دوم نباید به­معنای معافیت شورشیان از اجرای آن تعبیر شود. خود مقررات پروتکل دلیلی است بر تعهد طرف شورشی به رعایت آن. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۱۸)
در حال که مقررات لاهه «کشتن یا مجروح کردن خائنانه دشمن» را منع نموده است،‌پروتکل الحاقی اول با بیان اینکه «کشتن و یا مجروح کردن و یا دستگیری خائنانه دشمن ممنوع است» مسئله را بازتر می­ کند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۵۰) اجماع بر این است که تنها شدیداً مجروح کردن و کشتن با توسل به سوء استفاده از اعتماد دشمن جنایت جنگی محسوب می­ شود، هر چند که کسی که با چنین خدعه­ای و با تهدید به جرح و قتل زندانی می­گیرد، در هر حال عملی غیرقانونی انجام می­دهد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۵۱)
۲-۳-۲- پروتکل­های الحاقی ۱۹۷۷ و رسیدگی به سلامت غیرنظامیان
پروتکل اول لزوم تفکیک فرد از جمعیت غیرنظامی را برای تمامی اعضای نیروهای مسلح، اعم از اعضا منظم یا نامنظم، الزامی ساخته است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۶۲) این پروتکل در ماده ۴۸ به نحو بارزی نحوه و میزان حمایت از افراد عادی را گسترش داده، تأکید کرد هرکس رزمنده بودن او به اثبات نرسد در زمره افراد عادی خواهد بود. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۵۳)
پروتکل دوم الحاقی هیچ تعریفی از غیرنظامی یا جمعیت غیرنظامی ارائه نمی­دهد اگرچه این واژه در مقررات مختلف به­کار گرفته شده است. معاهدات بعدی قابل اعمال بر درگیری­های مسلحانه غیربین­المللی نیز واژه غیرنظامی و جمعیت غیرنظامی را بدون ارائه تعریف به­کاربرده است. (هنکرتز، ۲۰۰۵)
تعریف افراد غیرنظامی در درگیری­های مسلحانه غیربین­المللی از آن جهت که در آن درگیری­ها یک طرف، نیروی مسلح یک کشور می­باشد، تفاوتی با تعریف آنان در درگیری­های بین ­المللی ندارد اما از این جهت که طرف دیگر درگیری، با عنایت به مقررات پروتکل دوم الحاقی، قوای مسلح مخالف یا دیگر گروه ­های سازمان یافته مسلح (غیردولتی) است، با تعریف آنان در درگیری­های بین ­المللی متفاوت و حتی در مورد رزمنده یا غیرنظامی بودن آنان محل تردید و ابهام است. اما در مجموع چنین به نظر می­رسد که اگر آن افراد در یک درگیری مسلحانه غیربین­المللی مشارکت فعال و مستقیم داشته باشند، در اساس رزمنده محسوب می­شوند. (ضیایی بیگدلی، ۱۳۹۲، ص ۱۰۳ و ۱۰۴)
حمایت کلی از جمعیت غیرنظامی در برابر خطرات ناشی از عملیات نظامی در پروتکل دوم، منحصر است به بند ۲ ماده ۱۳ پروتکل[۹۷]. ماده ۱۳ پروتکل دوم[۹۸] که به مسئله حمایت از غیرنظامیان پرداخته است دو خلاء بزرگ دارد؛ الف- فقدان حمایت خاص از غیرنظامیان در برابر حملات نامشخص و نامتناسب؛ ب- فقدان حمایت خاص در خصوص استفاده از آن­ها به عنوان سپر انسانی. (شفیعی بافتی و هنجنی، ۱۳۹۲، ص ۱۰۱) در حوزه درگیری­های مسلحانه غیربین­المللی، پروتکل الحاقی دوم صریحاً به موضوع استفاده از سپر انسانی
نمی­پردازد، اما چنین اقدامی به واسطه این الزام که «جمعیت و افراد غیرنظامی در قبال خطرات ناشی از عملیات نظامی از حمایت کلی برخوردارند» ممنوع شده است.[۹۹] (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۹۹) در بند اول ماده ۵۷ پروتکل اول و ماده ۱۳ پروتکل دوم در هدایت عملیات نظامی باید این مراقبت دایمی به عمل آید تا جمعیت و افراد غیرنظامی محفوظ مانده و هدف حملات نظامی قرار نگیرند. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۸۰) حال آن­که ماده ۵۱ پروتکل اول به­ طور مفصل چگونگی حمایت کلی از جمعیت غیرنظامی را در برابر خطرات ناشی از عملیات نظامی بیان می­کندو انواع حمله­های کورکورانه را ممنوع می­ کند. در مخاصمات مسلحانه داخلی نیز باید ممنوعیت­ها و محدودیت­های مقرر در پروتکل اول را رعایت کرد و پروتکل دوم باید با نظر به پروتکل اول تفسیر شود. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۵۵)
به شیوه پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون­های چهارگانه ژنو، پروتکل دوم الحاقی نیز جمعیت غیرنظامی را تحت حمایتی کلی قرار می­دهد و برای خود جمعیت همان موجودیتی را در نظر می­گیرد که برای تک تک افراد غیرنظامی تشکیل دهنده آن. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۵۴)
بند ۳ ماده ۵۱ پروتکل اول مقرر می­دارد: غیرنظامیان از حمایت بهره­مند خواهند شد مگر زمانی که آن­ها در مخاصمات مشارکت مستقیم داشته باشند. همچنین حرف الف بند ۳ ماده ۸۵ پروتکل اول به این موضوع پرداخته است منتهی جهت تلقی نقض فاحش، لازم دانسته است که اعمال شمرده شده، منجر به مرگ یا صدمه شدید به جسم و سلامتی شوند، و این امر در نظر شعبه بدوی دیوان کیفری بین ­المللی برای یوگسلاوی سابق در قضیه بلاسکیچ تایید شده است. (عسکری و هنکرتز، ۱۳۹۰، ص ۱۳۵)
در کنفرانس دیپلماتیکی که منجر به تصویب پروتکل های الحاقی شد، کشور مکزیک اظهار داشت که مواد ۵۱ و ۵۲ از پروتکل الحاقی اول، آنچنان اهمیت اساسی دارند که «هیچ نوع قید تحفظی در مورد آنها قابل اعمال نیست، زیرا که هر نوع قید تحفظی با هدف و مقصود پروتکل الحاقی اول مغایرت داشته و بر مبنای آن خدشه وارد می آورد».(هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۳)
یکی دیگر از زمینه ­های ابهام که در مقررات درگیری­های مسلحانه بین ­المللی و غیربین­المللی تأثیر می­ گذارد نبود تعریف دقیق از واژه «مشارکت مستقیم در مخاصمات» است. هنگامی که یک غیرنظامی علیه اهداف انسانی یا مادی دشمن دست به سلاح یا سایر ابزارها برای ارتکاب اقدامات خشن می­برد، از دست دادن حمایت در مقابل حمله آشکار و بدون بحث است. اما رویه­هایی نیز وجود دارد که راهنمایی اندکی در مورد تفسیر عبارت «مشارکت مستقیم» به دست می­دهد. برای نمونه این گفته که باید ارزیابی مورد به مورد به عمل آید یا صرفاً تکرار قاعده کلی مبنی بر اینکه شرکت مستقیم در مخاصمات باعث از بین رفتن حمایت غیرنظامیان در مقابل حمله می­ شود. (هنکرتز، ۲۰۰۵)
با این وجود بند ۱ ماده ۴ پروتکل دوم موکداً از فرمان دادن به اینکه به هیچ جنبنده­ای رحم نشود، نهی می­ کند. مطابق این ماده «ممنوع است که فرمان داده شود هیچ­کس نباید زنده بماند». (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۵۳)
در پروتکل اول افرادی که درحال فرود با چترنجات هستند نیز «افراد خارج از صحنه نبرد» تلقی می­شوند.
می­توان این­گونه افراد را با اشخاص «کشتی­شکسته» مقایسه کرد. افراد کشتی­شکسته می­توانند به ساحل شنا کنند، توسط نیروهای خودی جمع‌ آوری شوند و دوباره نبرد را آغاز کنند. افرادی که از سر اضطرار با چتر نجات فرود می‌آیند نیز «کشتی­شکستگان هوایی» تلقی شده ­اند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۲۸۰)
بر طبق (ماده ۴۴(۳)) پروتکل الحاقی اول در شرایط درگیری مسلحانه که «به دلیل ماهیت درگیری­ها، رزمنده مسلح نمی­تواند … در موقع حمله یا در جریان عملیات نظامی برای آماده سازی حمله، خود را از جمعیت غیرنظامی تفکیک نمایند» در شرایط زیر وی همچنان از وضعیت رزمنده برخوردار خواهد بود، مشروط بدان که سلاح خود را در شرایط زیر علناً حمل نماید: الف- در جریان هر عملیات نظامی و ب- در موقعی که پیش از آغاز حمله­ای که وی قصد شرکت در آن را دارد و در صف نظامی قرار گرفته، در معرض دید طرف مقابل باشد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۵۶۵)
گرایش اصلی پروتکل دوم الحاقی این است که قواعد اصلی پروتکل اول در رابطه با حمایت از جمعیت غیرنظامی در مقابل تاًثیرات جنگ را به درگیری­های مسلحانه غیربین­المللی هم تسری بدهد. (کمیته بین ­المللی صلیب سرخ ۱۳۹۰، ص ۶۶)
در ماده ۵۱ پروتکل نخست الحاقی چنین منعکس شده است «حمله­ای که در آن گمان از بین رفتن توده عظیمی از مردم، مجروح ساختن افراد عادی و ویرانی متعلقات افراد عادی یا مجموعه ­ای از آن وجود دارد و یا ضربه ناشی از آن بر امتیاز نظامی پیش ­بینی شده سبقت گیرد باید لغو شود». (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، صص ۴۵۴ و ۴۵۵)
بند ۲ ماده ۵۱ پروتکل اول ژنو هدف حمله قرار دادن جمعیت غیرنظامی و انجام اعمالی را که هدف نخستین آن­ها گسترش ترس در بین این جمعیت باشد ممنوع می­ کند. (شافع، ۱۳۸۰)
در پروتکل دوم ممنوعیت مجازات­های دسته­جمعی، ممنوعیت اقدامات تروریستی، ممنوعیت غارت، ممنوعیت تهدید به ارتکاب هر یک از اعمال فوق قید شده در ماده ۱۳ نیز حمله مستقیم به افراد و جمعیت­های غیرنظامی ممنوع است و همچنین هدف حمله قرار دادن جمعیت غیرنظامی و اعمال خشونت­باری را که هدف عمده آن گسترش ترس و وحشت در میان جمعیت غیرنظامی باشد، ممنوع می­ کند. (دهقانی­پوده، ۱۳۸۷)
پروتکل اول ماده ۵۱ (۴)(ب) سلاح­هایی را که قادر نیستند هدف نظامی خاصی را مشخص کنند، ممنوع کرده است. ماده ۵۱ (۴)(ج) سلاحی را که طبق مفاد پروتکل اثرات آن محدود نباشد، ممنوع کرده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۷۹)
برخلاف پروتکل الحاقی اول که باذکر عنوان «حمایت از زنان» ماده ۷۶ را اختصاص به بیان حمایت­های ویژه از زنان داده است، در پروتکل دوم ماده­ای مختص زنان گنجانده نشده است. در نتیجه براساس اصل کلی بند ۱ ماده ۴ پروتکل دوم می­توان گفت که زنان نیز همانند همه افرادی که در منازعات شرکت ندارند، استحقاق رفتار انسانی را داشته و باید به شخصیت آن­ها احترام گذارد. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۲۹)
پروتکل ۲ بند ۲ ماده ۱۳: نه جمعیت غیرنظامی و نه افراد نظامی نباید هدف حمله واقع شوند. اعمال و تهدیدات خشونت­آمیزی که منظور اصلی از آن اشاعه ترس و وحشت بین غیرنظامیان است، ممنوع است. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۵۵)
لزوم رفتار انسانی نسبت به غیرنظامیان و افراد خارج از نبرد که در ماده ۳ مشترک کنوانسیون­های ژنو و همچنین در مقررات ویژه کنوانسیون­های چهارگانه مقرر شده است به منزله ضمانتی اساسی در هر دو پروتکل الحاقی اول و دوم به رسمیت شناخته شده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۵۶) برخی متون از رفتار انسانی به رعایت «کرامت» انسانی اشخاص یا منع «بدرفتاری» در این زمینه تعبیر کرده ­اند. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۵۷)
منع مجازات بدنی توسط پروتکل­های الحاقی یک و دو به عنوان ضمانتی اساسی برای غیرنظامیان و افراد خارج از صحنه نبرد نیز به رسمیت شناخته شده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۷۴)
پروتکل­های الحاقی اول و دوم موضوع منع گروگان­گیری را به عنوان یکی از ضمانت­های اساسی برای غیرنظامیان و افراد خارج از صحنه نبرد مورد شناسایی قرار داده­اند.[۱۰۰] (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۴۹۴)
در پروتکل دوم ماده­ای مخصوص راجع به حمایت از زنان وجود ندارد اما در بند ۲ ماده ۴ پروتکل دوم اعمالی ممنوع اعلام شده که بیشترین قربانی آن زنان هستند. و همینطور ماده ۵ در خصوص نگهداری زنان بازداشت شده جدا از مردان (دلخوش، ۱۳۸۷) در مخاصمات غیربین­المللی (ماده چهارم پروتکل دوم)، استخدام کودکان کمتر از پانزده سال در گروه ­های مسلح ممنوع می­باشد. این ممنوعیت شامل مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در جنگ می­باشد. اما در مخاصمات بین ­المللی[۱۰۱] این ممنوعیت تنها در مشارکت مستقیم کودکان وجود دارد. (دلخوش، ۱۳۸۷)
ماده ۷۷ پروتکل اول با عنوان «حمایت از کودکان» برای منع استخدام و مشارکت کودکان زیر ۱۵ سال در نبردها، تنها به این عبارت بسنده کرده است: «طرف­های مخاصمه همه گونه اقدامات ممکن را به عمل خواهند آورد، به­خصوص با اجتناب از استخدام در نیروهای مسلح، تا کودکان کمتر از ۱۵ سال به­ طور مستقیم در منازعات شرکت نکنند». بدین سان بر خلاف پروتکل دوم، ممنوعیت مذکور در پروتکل اول شرکت غیرمستقیم در نبردها را دربر نمی­گیرد. با وجود آن­که پروتکل دوم هرگونه استخدام کودکان زیر ۱۵ سال در نیروهای نظامی و هر نوع مشارکت آنان را در نبردها به­ طور کامل ممنوع می­ کند. در واقع تعهد مندرج در ماده ۴ پروتکل دوم تعهدی مطلق و ماهیتاً از نوع تعهد به نتیجه به­نظر می­رسد و نه تعهد به وسیله (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، صص ۱۲۴ و ۱۲۵)
کودکان یتیم و کودکانی که در نتیجه جنگ یا به هر دلیل دیگر از خانواده­های خود جدا شده ­اند نباید به حال خود رها شوند. این کودکان با رضایت دولت حامی می­توانند در طول مدت جنگ به یک کشور بی­طرف فرستاده شوند. به منظور اجتناب از انتنقال دائمی آن­ها به یک کشور خارجی (به منظور سوء استفاده)، که آثار آن به نفع کودک نیست، پروتکل اول الحاقی تنها در صورتی اجازه انتقال را می­دهد که موقتی بوده و به دلایل الزامی مرتبط با سلامت، درمان پزشکی، یا (جز در سرزمین اشغالی) امنیت کودکان ضروری باشد. همه تدابیر باید اتخاذ شوند تا بازگشت آن­ها را به کشورشان به محض آن­که شرایط ایجاب نماید امکان­ پذیر کند. بنابراین فرزندخواندگی آن کودکان اصولاً مجاز نیست. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۲۸۹)
تلافی جویی در راستای نابودی اهداف ضروری جهت بقاء جمعیت غیرنظامی[۱۰۲] به طور قطعی ممنوع شده است. (فلک، ۱۳۸۷، ص ۲۷۶)
ماده ۵۴(۲) تعرض به آنچه را برای بقاء غیرنظامیان طرف مخاصمه ضروری است، ممنوع می­دارد، به هر انگیزه­ای که می­خواهد باشد اعم از اینکه از بین بردن آنان با تحمیل گرسنگی مدنظر باشد و یا وادار ساختن آنان به تخلیه زمین و یا هر انگیزه و هدف دیگری. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۰۶)
در پروتکل دوم به طور کلی، اموالی که برای حیات و بقاء غیرنظامیان کشور ضروری است اموال غیرنظامی بوده و نبایستی به آن­ها حمله شود. این معنا در پروتکل دوم الحاقی مصرح است و یکی از زیرمجموعه­های قاعده منع گرسنگی دادن به غیرنظامیان در جنگ به شمار می­رود. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۰۷)
ممنوعیت تعرض به آنچه که برای حیات و بقاء غیرنظامیان ضرورت دارد، مشمول دو مورد استثناء می­باشد: استثناء نخست این است که آنچه برای حیات و بقاء غیرنظامیان ضرورت دارد در خدمت یک عملیات و هدف نظامی باشد. در پروتکل اول چنین استثنائی بدین­گونه توضیح داده شده که مثلاً اموال ضروری حیات و بقاء غیرنظامیان درواقع برای رزمندگان مصرف شده یا در خدمت یک هدف غایی نظامی باشد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۰۹)
استثناء دوم مربوط می­ شود به آنچه که به «سیاست زمین سوخته» شهرت دارد که برای دفاع از قلمرو ملی در برابر تهاجم صورت می­گیرد. در پروتکل اول چنین استثنائی ملحوظ شده است و «ضرورت غیرقابل اجتناب نظامی» چنین استثنائی را مجاز می­دارد. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، صص ۳۰۹ و ۳۱۰)
بند ۲ ماده ۱۸ پروتکل الحاقی دوم که کمک رسانی به سکنه غیرنظامی را موکول به رضایت دولت مربوط کرده باید با ماده ۱۴ همین پروتکل تلفیق کرد و خواند که ایجاد قحطی در بین افراد غیرنظامی را به عنوان یک روش جنگی منع می­ کند. (ممتاز و رنجبریان، ۱۳۸۷، ص ۱۴۲)
به موجب ماده ۱۴ پروتکل دوم به قحطی کشاندن جمعیت غیرنظامی ممنوع است. (کمیته بین ­المللی صلیب سرخ ۱۳۹۰، ص ۶۶) بند ۱ ماده ۱۴ پروتکل اول ۱۹۷۷ ، گرسنه نگه داشتن غیرنظامیان به عنوان یک روش جنگی را ممنوع دانسته است. (گروه نویسندگان، ۱۳۸۶، ص ۴۵۹) مفهوم و معنای معمول و متداول «گرسنگی دادن و گرسنگی کشیدن» چیزی ورای تحمل و یا تحمیل بی­غذایی و بی­آبی تا حد مرگ است و چیزهای دیگری را که برای حیات و بقاء ضروری است نیز دربرمی­گیرد. از جمله: دارو و در برخی موارد پتو. ذکر این نکته مهم است که در پروتکل­های الحاقی غذا و دارو جزء ضروریات حیات و بقاء قید شده، ولی در پروتکل الحاقی اول به پوشاک، وسایل خواب و تسلیحات برای سرپناه نیز به عنوان چنین ضروریاتی اشاره گردیده است. (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۳۱۰)
پروتکل الحاقی دوم مقرر می­دارد که حد تأمین نیازهای اولیه «همانی است که برای غیرنظامیان محلی قابل تأمین است». (هنکرتز و دوسوالدبک، ۱۳۸۷، ص ۶۱۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...