• تبیین­های جامعه­شناختی

 

نظریه های جامعه شناسان کلاسیک و معاصر با رویکرد وفاق اجتماعی و تضاد بر نقش اساسی محیط اجتماعی در شکل گیری انحرافات اجتماعی تأکید نموده اند. نظریه های بی سازمانی اجتماعی[۱۳] نظیر نظریه آنومی[۱۴] دورکیم (Durkheim)، مرتن (Merton) و پارسونز (Parsons)و نظریه بو­شناختی[۱۵] پارک (Park)و برگس(Burgess)که با رویکرد وفاق اجتماعی به تبیین پدیده انحراف اجتماعی پرداخت هاند، به حفظ وضع موجود باور داشته و جامعه را نظامی متشکل از اجزای سازگار با یکدیگر و در حال نظم و تعادل می دانند. در این رویکرد، انحرافات اجتماعی در راستای بر هم خوردن نظم و تعادل اجتماعی و به عنوان تهدیدی برای ثبات و دوام نظام اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و برحسب نظم اجتماعی تبیین می گردد (احمدی، همان: ۴۸).
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    • نظریه­­های بوم­شناختی و جمعیتی

 

چارچوب نظری مورد استفاده قرار گرفته در این پژوهش عمدتاً براساس نظریه بوم شناختی و جمعیت شناختی مکتب شیکاگو [۱۶] است که توسط جامعه شناسانی چون پارک و برگس مطرح گردید. آن ها در تبیین انحرافات اجتماعی بر متغیرهایی که با پدیده شهرنشینی ارتباط داشت (نظیر زبان، قومیت، مهاجرت، حوزه های سکونتی و تراکم) جمعیت تمرکز نمودند. جامعه شناسان مکتب شیکاگو از آغاز قرن بیستم برخی از رفتارهای انحرافی نظیر خود کشی، طلاق و فحشاء را در شهر شیکاگو مورد بررسی قرار دادند و هد فشان درک تأثیر عوامل جمعیت­شناختی مانند سن، بعد خانوار، تراکم و مهاجرت و عوامل بوم شناختی نظیر قومیت، نژاد و محل سکونت بود. آن ها بر بی سازمانی اجتماعی تأکید نموده و جرم و بزهکاری را مورد مطالعه ویژه قرار دادند (احمدی، همان: ۶۳).
با توجه به تاکید عمده ایی که این نظریه ها بر مساله تراکم جمعیت، حجم جمعیت و عوامل بوم شناختی و تاثیر هر یک از آن ها بر میزان وقوع جرم و حتی نوع جرایم دارند، به روشنی می توان اذعان نمود که نزدیک ترین و مستقیم ترین نظریه ای که می تواند برای تبیین رابطه بین تراکم جمعیت با میزان و نوع جرم مورد استفاده قرار گیرد نظریات بوم شناختی و جمعیت شناختی مکتب شیکاگو می باشد.
برگس یکی از صاحب نظران اصلی این مکتب معتقد بود که توسعه شهر همانند دوایر متحدالمرکزی شکل می گیرد که در هر یک از این دایر هها فعالیت خاصی در جریان است. دایره ۱ محل فعالیت های تجاری منطقه ۲ تحت عنوان منطقه در حال تغییر و تبدیل نام گذاری شده و منطقه ای است که هسته اصلی شهر را احاطه کرده؛ منطقه ۳ محل سکونت کارگران و منطقه ۴ محل سکونت طبقه متوسط و منطقه ۵ محل سکونت طبقات مرفه جامعه می باشد که به شهر رفت و آمد دارند (ممتاز، ۱۳۸۱: ۸۵).
برگس بر این باور است که در منطقه انتقالی (منطقه ۲) به دلیل سطح بالای تحرک جمعیت، میزان بالای مهاجرت، ویرانی خانه ها و تراکم جمعیت، بالاترین میزان جرم و بزهکاری مشاهده می شود. این منطقه در یک دایره سکونتگاهی در مجاورت مرکز شهر که منطقه ای تجاری است قرار دارد. در مقابل، آخرین دایره سکونتگاهی کلان شهر که دایره پیرامون شهر می باشد با پایین ترین میزان جرم و بزهکاری مواجه است، عدم ثبات جمعیتی و بوم شناختی در منطقه انتقالی موجب تخریب توانایی کارکردهای نهادهای اجتماعی از قبیل خانواده و کنترل رفتار ساکنین می شود (احمدی، همان: ۶۲).
پارک معتقد است که نواحی شهری از پیشرفت و بهبود انگیزه های ساکنین جلوگیری نموده و باعث رواج انحرافات اجتماعی م یگردد. سازمان فیزیکی شهر تأثیری عمیق بر الگوهای فرهنگی اجتماعی زندگی شهری می گذارد (۳۸ Sucher, 1978:).
۲-۱-۳- مجرم
به کسی اطلاق می‌شود که مرتکب جنایت یا یکی از جرایم تصریح شده در قانون شود و به موجب مقررات برای آن عمل مجازات تعیین شده باشد به دیگر سخن انجام فعل یا ترک فعل مجرمانه موجب تولد مجرم می‌گردد (کلانتری، ۱۳۸۰: ۴۶ ).
۲-۱-۴ - جرم شناسی
علمی است که پدیده بزهکاری، عوامل یا اوضاع و احوال و مقتضیات فردی و اجتماعی (و محیطی) که در بروز رفتار جنایی و حالت عمومی تبهکاری اثر وابسته و یا در آن سیستم بوده است را بررسی می‌کند. همچنین در این علم جهت مبارزه علیه بزهکاری و پیشگیری از وقوع جرم راهکارهای علمی داده می‌شود . ضمناً بررسیهای مربوط به اصلاح قوانین آیین دادرسی، نوع مجازات و کیفیت اجرای آن و روش های درمان جرم قسمت دیگر این علم را تشکیل می‌دهد. همانگونه که از تعریف فوق استنباط می‌شود یکی از اهداف مصمم علم جرم‌شناسی مبارزه با بزهکاری، شناسایی عوامل جرم زا و به اصطلاح شرایطی است که مجرم را به سمت جرم و کجروی سوق می‌دهد (کلانتری، ۱۳۸۰: ۴۰ ).
۲ – ۱- ۵- میزان جرم[۱۷]
ثبت میزان تبهکاری شناخته شده در بین مردم و جغرافیایی معین. میزان ناخالص جرم (در هر هزار نفر جمعیت) را از میزان خالص آن(در هر هزار نفر که قادر به ارتکاب جنایت هستند و میزان خاص آن (مثلا بین ۱۹ – ۱۵ ساله­ها) متمایز می­سازد. همچنین احتساب کل تخلف ها در جامعه ای خاص و زمانی معین (n) برحسب تعداد کل جمعیت (N)، میزان تبهکاری نامیده می­ شود، که حاصل به­دست آمده معمولا در ۱۰۰ ضرب می­ شود (ساروخانی، ۱۳۷۵: ۱۶۲- ۱۶۴).
۲-۱-۶ – جرایم مرتبط با مواد مخدر
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی هرماده ای که پس از وارد شدن به درون بدن بتواند بر یک یا چند عملکرد بدن تاثیر بگذارد ماده مخدر است . از جرایم مواد مخدر می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

    • سوء مصرف مواد مخدر

 

مصرف هر نوع ماده مخدری است که زیان های جسمی ،روانی ،عاطفی واجتماعی به شخص مصرف کننده یا دیگران وارد می کند . به این ترتیب مصرف هر گونه ماده ممنوعه یا تحت کنترل ،بدون هدف درمانی ،سوء مصرف شمرده می شود.

 

    • اعتیاد به مواد مخدر

 

عبارتست از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت مصرف مداوم یک دارو،اعم از طبیعی یا ترکیبی ، ایجاد می شود وبه حال شخص واجتماع زیان آور می باشد .

 

    • قاچاق مواد مخدر

 

کشت، تولید، حمل و پخش و خرید و فروش و در اختیار داشتن مواد مخدر را به سبب ممنوع بودن آن قاچاق مواد مخدر می‌گویند (کلانتری، ۱۳۸۰: ۴۶ ).
۲ -۱- ۷ – موقعیت مکانی و جرم
از دیر باز شناسایی عوامل محیطی و مکانی بروز جرم و سعی در از بین بردن این عوامل و با کاهش تاثیرات آن مهم ترین راهکار افزایش ایمنی و پیشگیری از وقوع ناهنجاری ها شناخته شده است، چرا که ناهنجاری های اجتماعی به هر نحو که از انسان سر بزند دارای بستر و ظرف مکانی و زمانی است که این رفتارها را از یکدیگر متمایز می سازد. از این رو تفاوت در ساختار مکانی و خصوصیات رفتاری افراد در کنار عامل زمان موجب شکل گیری الگوهای فضایی، زمانی متفاوت جرایم در واحد مکان می گردد. بررسی ها نشان می دهد که برخی از فضاهای شهری به دلیل ویژگی های کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شان، میزان یا نرخ بزهکاری بیشتری دارند؛ و به عکس، برخی از فضاها مانع و بازدارنده ارتکاب جرایم در درون خود هستند. از طرفی نیز به تحقیق ثابت شده است که مجرمان در ارتکاب جرم اغلب دست به انتخاب های منطقی می زنند و به دنبال ساده ترین کم خطرترین و مناسب ترین فرصت ها و شرایط مکانی و زمانی برای ارتکاب جرم هستند. آنچه مسلم است، این که تمامی رفتارهای بشری در مقطع مکانی و زمانی خاصی رخ می دهند. از جمله این رفتارها کجروی ها اجتماعی است که در بستر مکانی و زمانی منحصر به فرد شکل می گیرد. نکته در خور اعهمیت اینکه توزیع جغرافیایی جرایم تحت تاثیر متغیرهای محل و زمان وقوع بزه، مرتکب جرم و قربانی بزه قرار دارد. تحقیقات نشان می دهد که در برخی از مکان های شهر به علت ساختار کالبدی ویژه و مشخصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهگی ساکنان و استفاده کنندگان این مکان ها، امکان و فرصت بزهکاری بیشتر است؛ و به عکس، در برخی از محدوده های شهری به دلیل وجود موانع و شرایط بازدارنده میزان بزهکاری اندک است ( کلانتری و همکاران، ۱۳۸۹: ۴۴-۴۳).
بدون شگ محیط جغرافیایی در ارتکاب جرم تاثیر دارد (Ferri, 1893: 138)، با وجود این نمی توان گفت که تنها ارتکاب جرم عوامل جغرافیایی است زیرا همه کسانی که در یک محیط جغرافیایی با شرایط مشابه قرار دارند مرتکب جرم نمی­شوند و فقط بعضی از آن­ها دست به ارتکاب جرم می­زنند. بنابراین باید گفت انسان در اعمال و رفتار خود نه آنچنان مجبور است که مانند ابزاری در دست کارگر باشد و نه آنچنان مستقل است که سایر عوامل طبیعی در آن هیچ گونه دخالتی نداشته باشد (جعفری، ۱۳۵۲: ۲۱۴؛ محقّق داماد، ۱۳۶۲: ۳۵؛ محمّدی ری­شهری، ۱۳۶۹: ۸۶؛ خسروی­نیا و موغلی، ۱۳۹۰: ۶۴).
۲ -۱ – ۷– ۱- جرایم شهری
افزایش بحران در شهرهای غربی و جهان سوم، اکولوژیستها را در تحقیق روی چند موضوع مصمم تر ساخته است که عبارتند از : فقر، جرم و جنایت، اعتیاد به مواد مخدر و ناآرامیهای اجتماعی. در مطالعه آسیب شناسی اجتماعی اغلب به این نتیجه رسیده اند که عامل فقر بیش از سایر عوامل در پیدایش و تشدید مسایل اجتماعی در شهرها موثر می افتد. از این رو در شناخت مناطق فقرآلود شهری ، معیارهایی نظیر میزان درآمد خانواده ، میزان مردان غیر ماهر در نیروی کار، میزان تحصیلات، میزان واحدهای مسکونی مخروبه و غیر بهداشتی بکار گرفته می­ شود (Smith, 1973: 44). در واقع شهرها نظام پویایی هستند که در طول زمان به صورت مستمر تغییر شکل و عملکرد می­ دهند. روند حاکم بر تحول شهرهای بزرگ که مکانهای زیست اکثریت جمعیت جهان در آینده خواهد بود گویای گسترش فقر ، خشونت، ناامنی و …. در آنهاست (اردشیری، ۱۳۸۰).
نظم و امنیت از نیازهای اولیه و حیاتی مهم شهروندان در شهر است. در واقع اساس زندگی شهری بر این دو محور قرار دارد. برخی از فضاهای شهری هستند که زمینه را برای بر هم خوردن نظم و امیت فراهم می کنند. فضا و جرم رابطه ای نزدیک با هم دارند. بنابراین شناخت این فضاها و تأثیر آن در کاهش امنیت و بر هم خوردن نظم شهری از نکات بسیار مهمی است که طراحان و برنامه­ ریزان شهری در مدیریت شهری باید به آنها توجه ویژه­ای داشته باشند. گفته می­ شود که جرم یکی از مسائل اصلی تهدیدکننده کیفیت زندگی شهری است. به همین دلیل افراد از مکان­هایی که توأم با خطر شخصی و جانی است دوری می جویند. جرایم شهری، آن بخش از ناهنجاری­ها، کجروی­ها و قانون­شکنی­های اجتماعی تعریف می­شوند که در نتیجه پیدایش شهرنشینی و تشدید مشکلات ناشی از آن در چارچوب ناشی از آن در چارچوب نظام­شهری و به عنوان مانعی در جهت تأمین انتظام و تعادل شهری، پدیدار می­گردند؛ به عبارت دیگر کجروی­های شهری همان ناهنجاری­هایی می­باشد که در سطوح خود موجب آسیب­های ساختاری،کارکردی و انتظامی برای جامعه شهری است. آنها بیش از آن که ماهیتی روان­شناسانه و یا فردی داشته باشند، به صورت متغیزهای اجتماعی و حسب علل و شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی ممکن است در بخش­های آسیب­پذیر اقشار شهرنشین تعمیم­یافته و موجبات اختلاف در روند طبیعی زندگی تمام مردم کردند. بدیهی است این دسته از ناهنجاری­های اجتماعی خود تابعی از یک سلسله عوامل فرضی است تا آنکه اخصاصات جغرافیایی و یا رفتاری بتواند آنها را تبیین کند (موسوی، ۱۳۸۵: ۱۱). همچنین جرایم شهری، آن نوع از جرایم هستند که در فضاهای عمومی شهری یا جاهایی که احتمال سرایت از فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی وجود دارد صورت می پذیرد. ویژگی دیگر جرایم شهری این است که افراد غریبه نسبت به هم به این کار مبادرت می­ورزند. به واقع گمنامی افراد سبب بروز جرایم و انحرافات در فضاهای شهری می شود. وقتی افراد نسبت به هم شناخت حاصل کرده باشند دیگر نمی توانند در فضاهای عمومی مرتکب جرم و انحراف شوند و این کار را در فضای خصوصی یا فضاهای خاص انجام می دهند به همین دلیل وجه فضایی و کالبدی شهر برای کاهش و تخفیف جرائم شهری اهمیت خاص دارد (رایان­پور، عماد، ۱۳۸۷: ۵۸) شهرداریها با دخالت در این وجه می توانند ضریب امنیتی شهری را بالا ببرند و از جرایم شهری بکاهند (طاهرخانی، ۱۳۸۱ : ۷). در بررسیهای جغرافیایی جرایم شهری به چهار عامل کلیدی قانون ، مجرم، بزه دیده (شی یا شخص) و مکان جرم ( محدوده خاص زمانی و مکانی که وقایع مجرمانه در آن اتفاق میافتد) بسیار تاکید می­ شود (کلانتری، ۱۳۸۰: ۶۴).
۲ -۱ – ۷ – ۲ - فضای شهر و جرم
شهر مجموعه ­ای از روایط متقابل ویژه­ای است که از نقش و بافت نهادهای درونی آن نشات می­گیرد. بنابراین بدون ارائه یک تعریف ذهنی، وجود شهر را بر پایه ویژگی­های عینی، یعنی کیفیت ساختار جامعه و نقش اقتصادی و اداری آن می­پذیریم نه صرفاً کمیت جمعیتی (شیخاوندی، ۱۳۸۴: ۳۱۷ - ۳۱۶). همچنین برخی از اندیشمندان تعریف قابل درکی از فضای شهری ارائه داده­اند «فضای شهری ساختاری سازمان­یافته، آراسته و واجد نظم به صورت کالبدی برای فعالیت­های انسانی است» (توسلی، ۱۳۷۱: ۱۸). بخش از اعمال و فعالیت­های انسانی در مکان و فضا اتفاق می­افتد و بنا به گفته آنتونی گیدنز « فضا مجموعه ­ای کالبدی برای تعاملات اجتماعی است» (Giddens, 1990: 243). فضا را براساس میزان « مهار تعاملات اجتماعی» به سه دسته تقسیم می­ کنند:
الف : فضا عمومی: فضایی است «دسترسی» به آن برای همه اعضای جامعه امکان­ پذیر است اما فرد در انجام اعمالش آزادی کامل ندارد و هنجارها و قوانین جامعه را در نظر می­گیرد.
ب : فضای نیمه عمومی یا نیمه خصوصی: فضایی است که برای استفاده عموم آزاد است اما به دلیل محدودیت در هدف و کاربری آن، استفاده­کنندگان خاص دارد.
ج : فضای خصوصی: فضایی است که به وسیله اشخاص اشغال می­ شود (Rapoport, 1977: 289). بررسی روابط میان شهر و شهرنشینی و بزهکاری در اواسط سده نوزدهم شدیداً موردتوجه واقع شد (کامیار، ۱۳۷۹: ۳۹).
همچنین فضا به طور اعم و فضای شهری به طور اخص مجموعه کاملی متشکل از سه عنصر یا سه محیط است: عنصر انسان که در شکل اجتماعی و جمعی خود با عنوان جمعیت تعریف می شود (محیط اجتماعی)؛ عنصر فعالیت که بازتاب نقش معیشتی و رفتار اقتصادی انسان در بستر محیط است (محیط اقتصادی)؛ و محیط طبیعی که از سازنده های مختلفی تشکیل شده و بستر کنش و واکنشها و میدان عمل فعالیت های انسانی است (علی­اکبری، ۱۳۸۱: ۶۱).
مردم در فضاهای شهری با انواع تهدیدها مانند جرم، تروریسم، آلودگی هوا و آب، زلزله و سیل، تداخل حرکت وسایل نقلیه و پیاده ها روبه رو هستند. کشورهای پیشرفته گرچه توانسته اند بسیاری از تهدیدهای طبیعی را کنترل کنند، ولی کنترل تهدیدهای انسانی در این کشورها رو به افزایش است. از این رو زوکین در کتاب فرهنگ شهرها می­گویند: «فضاهای شهری به اندازه کافی برای مردم امن نیستند تا آنها در خلق فرهنگ عمومی مشارکت داشته باشند» (مدیری، ۱۳۸۵: ۱۳؛ شاهیوندی و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۵۹). در واقع بررسی­ها نشان می­دهد که هرچه اندازه و جمعیت محیط­های زندگی بیشتر شود، عوامل زمینه­ ساز ایجاد کالبدهای شهری سیاه و جرم­خیز بیشتر می­ شود. به عقیده ورث، « شهرنشینی نتایجی از قبیل افزایش اندازه جمعیت را در پی دارد که خود باعث پیامدهای اجتماعی و روانشناسی در زندگی شهر می­ شود» (knox, 1993: 58). همچنین هال عقیده دارد که « انفجار جمعیت در شهرهای دنیا منجر به ایجاد چرخه­های رفتاری مخربی می­ شود که حتی از بمب هیدروژنی هم مهلک­تر است» (هال، ۱۳۷۶: ۲۲۷). علاوه بر آن با افزایش جمعیت، تنوع در فرهنگ پیش می ­آید و به تبع انسجام و توافق اجتماعی ­کم­رنگ­تر می­ شود (knox, 1993: 57). در چنین وضعیتی، تسلط تشکیلات و سازمان­های دولتی و نیروی انتظامی کاهش می­یابد، کنترل اجتماعی تضعیف می­گردد و در نتیجه بی­نظمی اجتماعی، قانون­شکنی و بی­احترامی به موازین و ضوابط جامعه افزایش می­یابد (سلطانی، ۱۳۷۴: ۱۲۰). مقایسه میزان وقوع جرایم در روستا و شهر مبین این واقعیت می­باشد که هرچه تعداد جمعیت یک ناحیه فزونی یابد، زمینه برای بروز و گسترش آسیب مستعد می­گردد. همانگونه که لی[۱۸]اظهار داشته است « در مناطق شهری دارای بیش از ۲۵۰ هزار نفر جمعیت نسبت به شهرهای کوچک، میزان قتل ۳ برابر، جرایم ملکی۵ برابر، جرایم خشونت ۱۰ برابر و دزدی ۴۰ برابر اتفاق می­افتد» (Walmsly, 1988: 140؛ میرکتولی و وطنی، ۱۳۸۸: ۱۷۱- ۱۷۰).
۲ -۱ – ۷ – ۳ - عوامل کالبدی و جرم
یکی دیگر از عوامل موثر در ایجاد امنیت در شهرها عوامل کالبدی است. یعنی پنجره طراحی شهرها، در افزایش یا کاهش امنیت، تاثیر زیادی دارد. طراحی شطرنجی شهرها یکی از عوامل تشدید وقوع جرم محسوب می شود و میزان امنیت را کاهش می دهد. این نوع طراحی، باعث ایجاد فضاهای فرار در شهرها می شود و میزان امنیت را کاهش می دهد. این نوع طراحی، باعث ایجاد فضاهای فرار در شهرها می شود. در ساختار جدید شهرنشینی و شیوه جدید اسکان و آپارتمان نشینی که در آن افراد نسبت به هم غریبه هستند و همدیگر را نمی شناسند، به همین دلیل مجرم به راحتی می تواند وارد این بافت های شطرنجی شود. جرم خود را انجام دهد و سپس از هر نقطه ای که دلش خواست خارج شود. از نظر ترافیکی هم، شبکه شطرنجی مشکل زاست و امنیت شهروندان را با خطر مواجه می سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...