پژوهش های انجام شده با موضوع نقش فضایل و رذائل در ادراک از منظر قرآن و سنت- فایل ۱۷ |
![]() |
)وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا([۳۶۲]
«آنان را که در راه ما تلاش کنند به راههای خود راهنمایی میکنیم.»
البته معنای مجاهده و زمینههای آن نیز توسعه دارد و شامل مجاهدت علمی نیز میگردد.
۲۸- اتباع حقّ، سبب کمال عقل
تبعیت و پیروی از حق یکی از چیزهایی است که عقل انسان را به مرحله کمال میرساند.
«لا یکمل العقل إلّا باتباع الحق»[۳۶۳]
«عقل، کامل نمیشود، مگر در پرتو پیروی از حق»
۲۹- غلبه بر هوا و هوس، سبب ظهور نیروی عقل
طبق روایات وارده کسی که بر شهوات و هواهای نفسانی خود غالب شود، عقل و خرد او ظاهر میگردد. علی۷: «من غلب شهوته ظهر عقله»[۳۶۴]
و همچنین فرمودند:
«کلمّا قویت الحکمه ضعفت الشهوه»[۳۶۵]
هر قدر حکمت و دانش انسان تقویت شود، شهوات و تمایلات سرکش او ضعیف میگردد.
آنچه از این دو روایت حاصل میشود این است که ارتباط و پیوند این دو، دوطرفه میباشد یعنی هرگاه حکمت تقویت شود و دانش بالا رود شهوات ضعیف شده و همچنین هرگاه بر شهوات، غلبه گردد عقل و حکمت ظهور پیدا می کند.
۳۰- خودشناسی و معرفت نفس باعث علم به دیگران
معرفت نفس که از فضائل شمرده میشود زمینه را برای معرفت و شناخت بهتر از دیگران فراهم میآورد.
حضرت علی۷ میفرماید: «هرکس نفس خویش را بشناسد دیگران را نیز بهتر خواهد شناخت، و هرکه نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به دیگران جاهلتر است.»[۳۶۶]
خودفراموشی و عدم شناخت از خود زمینه را برای جهل نسبت به دیگران مهیا میکند. چگونه انسانی که نتوانست خودش را بشناسد توان شناخت خارج از خودش را خواهد داشت.
در حدیثی دیگر فرمودهاند: «جاهل به نفس خود مباش، زیرا کسی که جاهل به نفس خود باشد در حقیقت به همه چیز جاهل است.»[۳۶۷]
۳۱- لقمه حلال سبب نور قلب
در روایات معصومین: درباره ارزش رزق حلال و اثرات آن در جان و روح و نسل انسان سخنان مهمی وارد شده است به گونهای که کسب حلال و غذای حلال را مایه نورانیّت قلب و نورانیّت قلب علّت هدایت دانسته شده است. پیامبر اسلام۶ فرمودند: «من اکل الحلال أربعین یوماً نوّرالله قلبه.»[۳۶۸] هرکس چهل روز غذای حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی میکند. لذا در اسلام بر اهمیّت ارتزاق و کسب حلال تأکید بسیاری شده است.
۳۲- گرسنگی و کمخوری علّت تابش نور حکمت بر قلب
اهل عرفان و سالکان طریق حق، در خصوص جوع و گرسنگی کشیدن، ترغیب بسیار نموده، فایدههای فراوانی برایش ذکر کردهاند، از جمله چنین فرمودهاند: کشف اسرار الهیه و رسیدن به مقامات عالیه، همانا به جوع و گرسنگی بستگی دارد. پیامبر اکرم۶ فرمودند:
«وضعت العلم فی الجوع و الجهد، و النّاس یطلبونه بالشبعه و الراحه فلا یجدونه.»[۳۶۹]
علم در گرسنگی و کوشش است ولی مردم در سیری و راحتی به دنبال علم میگردند و آن را نمییابند.
و نیز فرمودهاند:
«نور الحکمه الجوع و التّباعد من الله الشّبع…»[۳۷۰]
گرسنگی نور حکمت است و سیری مایه دوری از خداوند…
۳۳- حفظ زبان کلید حکمت
در احادیث معراجیه آمده است که خداوند فرمود:
«یا احمد، إنّ العبد إذا جاع بطنه و حفظ لسانه علّمته الحکمه و إن کان کافراً تکون حکمته حجّه علیه و وبالاً.»[۳۷۱]
«ای احمد، اگر بنده شکمش را گرسنه نگهدارد و زبانش را حفظ کند به او حکمت و علم میآموزد و اگر کافر باشد، علم و حکمتش حجّت بر او خواهد بود و مایه وبال و عذاب او خواهد شد.»
۳۴- عبودیت حق سبب رسیدن به مقام یقین
عبادت با معنای گستردهای که دارد آثار و پیامدهای زیبایی در زندگی انسان دارد و از جمله آثار آن این است که آدمی را به مقام یقین میرساند.
هر خلق و خویی که تخلّق انسان بدان توصیه شده و هر عملی که بر انسان واجب و مستحب گردید برای شکوفایی عقل و نیروی معرفت و ادراک آدمی است. تا جان او را بالا ببرد و به ملاقات خدای سبحان نائل گرداند.[۳۷۲]
قرآن میفرماید: )وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ([۳۷۳] «عبادت خداوند را بجای آور تا به مقام یقین برسی»
۳۵- حرکت بسوی خدا و توجه به دوستی خداوند باعث رفع حجوب
اگر توجّه انسان به سوی خداوند باشد و در اعمال و رفتار و حرکات و سکناتش محبت و دوستی خداوند را ملاک عمل خویش قرار دهد. خداوند حجاب بین خود و آن بنده را برطرف میکند تا با چشم دل به خداوند بنگرد.
در روایت داود آمده است:
«قل لعبادی المتوجّهین الی محبّتی، ما ضرکم إذ إحتحبتم عن خلقی اذ رفعت الحجاب فیما بینی و بینکم حتّی تنظروا الیّ بعیون قلوبکم…»[۳۷۴]
«به بندگان روی آورنده به دوستداری من بگو: ضرری نخواهید کرد، زمانیکه اگر از خلق من در پوشش باشید، چرا که پردهای را میان من و شماست، برداشتهام، تا به من با چشمهای قلوبتان بنگرید…»
۳۶- تفکّر باعث نورانیت
تفکّر اساس حیات بشر است، زیرا انسانیّت انسان و ادراک او از عالم و آدم و پروردگار عالمیان و اتّصالی که با حق برقرار میکند به نحوه تفکّر اوست. با تفکّر است که استعدادهای پنهان آدمی از قوّه به فعل درمیآید و زمینه حرکت کمالی او فراهم میشود، امام خمینی; میفرماید: «تفکّر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است و مقدمه لازمه حتمیّه سلوک انسانیت است.»[۳۷۵]
امام علی۷ در یکی از وصایای خویش به امام حسین۷ میفرماید:
«أی بنیّ، الفکره تورث نوراً و الغفله ظلمه.»[۳۷۶]
تفکر نورانیّت میبخشد و غفلت ظلمت و تاریکی.
جمعبندی
قرآن مجید که به عنوان حبلی محکم، انسان را با خالق متعال اتّصال میدهد در آیات بسیاری بر لزومِ معرفت تأکید فراوان نموده و سرزنشهای مکرّر خود را بر تارک تفکّر اعمال میدارد. و هدف از آفرینش جهان را علم و معرفت بشر میداند. تا آن جایی که دعوت اسلام با دعوت به علم و بینش آغاز شده است.
در فرهنگ اصیل قرآنی، علم، نور و روشنایی است و فقط بندگان خاصّ الهی که عالمان حقیقی میباشند به درک آن نور نائل میگردند.[۳۷۷]
خداوند خود را در قرآن به عنوان اوّلین معلّم معرفی فرموده[۳۷۸] و امتیاز انسان را نیز بر سایر موجودات، به علم و معرفت و نحوه ادراک او میداند. و درجات قرب بندگان به خداوند نیز متناسب با درجات معرفتِ انسان سنجیده میشود. و هدف از خلقت آدم نیز رسیدن به همان مقام و منزلت بالای اهل یقین که مرتبه اعلی و اتمّ معرفت و ادراک است میباشد.
﴿ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ﴾[۳۷۹] و ﴿وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ﴾.[۳۸۰]
چنانچه از مجموع این دو آیه به دست میآید هدف اصلی از خلقت انسان که گل سرسبد هستی و اشرف مخلوقات میباشد رسیدن به مقام ادراک ناب و معرفت تام و یقین میباشد.
قرآن و روایات وارده از سوی معصومین: که شرح و تفسیر آیات الهی میباشند، بر این نکته بسیار مهم و اساسی تأکید دارند که بشر برای رسیدن به این ادراک صحیح باید موانعی را که در جلوی دید او حائل میگردند کنار زده و راه صحیح رسیدنِ به آن نور حقیقی را بپیماید.
گناه یکی از موانع بسیار مهم ادراک است.
انسان که گذشته از صبغه تکوین، دارای جنبه تشریع هم میباشد گاهی بر اثر تبهکاری تشریعی به دام غفلت و کام خواب فرو میرود، لذا نه ندای رسالت تشریعی را با گوش ظاهر میشنود و نه هِتاف ولایت تکوینی را با سمع باطن مشاهده میکند، زیرا مَجاریِ ادراکیِ خود را با اموری باطل بسته است. این به معنای نداشتن ابزار ادراکی نیست، بلکه آنها را دارد ولی از بهرهوریشان محروم است. لذا تعبیر قرآن در موارد فراوان از این گروه، به صورت ایجاب عدولی است یعنی این که دارای قلب ناسودمندند.[۳۸۱]
بطور کلّی موانع ادراک را میشود در سه بخش تقسیم نمود.
دستهای از موانع که همه مبادی ادراک را دُچار نوعی بیتحرّکی و عدم کارکرد میکنند حتّی حواس ظاهری را از کار میاندازند. مانند حالت مستی که در آن حالت انسان حتّی درست نمیتواند از قوای ابتدایی ادراک خود استفاده نماید و ادراکی صحیح از اطراف خود داشته باشد. مثل اثری که مواد مخدّر بر قوای ادراکی انسان میگذارد که دیگر حتّی چشم و گوش ظاهری او ادراکی صحیح از اطراف به مغز مخابره نمیکنند. و آنچه که میبیند توهُمات و خیالاتی باطل است که با حقیقت فاصله دارد. (البته این دسته از موانع به طور طبیعی مانع از مراحل بالاتر و برتر ادراک نیز خواهند بود.)
دسته دیگری از موانع وجود دارند که شناختهای عقلی را مورد حمله قرار میدهند. مثلاً پرخوری، تعصّب، عجب و غرور، حبّ و بغض شدید (عشق و نفرت)،… که آدمی را از تشخیص درست حقایق عقلی بازمیدارد.
دسته سوّم موانع آنهایی هستند که راه دل انسان را مسدود نموده و او را از علم حقیقی و نور باطنی باز میدارند. این دسته از موانع، باعث زنگار دل و تیره و تار شدن آن و بیماری قلب میگردند. و انسان را از مدار هدایت الهی خارج نموده و در وادی گمراهی ابدی گرفتار میکنند و در برخی از موارد که حجابها ضخیم میگردد راه برگشت را بر انسان مسدود مینمایند. موانعی مانند ظلم، کفر، گناهان انباشته شده بدون توبه به درگاه الهی از این دسته موانع میباشند.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:24:00 ب.ظ ]
|