خودمختاری سرویس‌ها: هر سرویس برای خود دارای منطق کاری و داده‌هایی است که حوزه عملکرد آن را تعیین می‌کند، این حوزه کاملاً مشخص است. این اصل بر این موضوع تاکید دارد که یک سرویس باید بتواند چگونگی پیاده‌سازی داخلی خود را تغییر یا گسترش بدهد بدون اینکه برای این کار نیاز به اجازه یا تغییری در دیگر سرویس‌ها باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بی وضعیتی حالت سرویس‌ها: یعنی وضعیت فعلی فرایند نباید در آن‌ها ذخیره شود، چون سرویس‌ها متعلق به هیچ فرایند یا سرویس والدی نیستند، آن‌ها اجزاء خودمختار و مستقل هست ندو اصولا یک واحد قابل استفاده مجدد هستند که ممکن است همزمان توسط شرکاء مختلفی استفاده شده و یک عملیات مشخص را انجام می‌دهند. کنترل و ثبت حالت و توالی انجام کارها در جای دیگری مثلا هم نوا ساز مرکزی صورت می‌گیرد.
قابلیت شناسایی و کشف: قرارداد واسط استفاده از سرویس‌ها بایست توسط شرکاء و کلیه عواملی که مجاز به استفاده هستند، قابل شناسایی و کشف باشد. از مزایای معماری سرویس‌گرا قابلیت جستجو بین ارائه‌دهندگان مختلف برای یک سرویس معین و انتخاب بهترین ارائه دهنده بر طبق معیارهای کیفیت سرویس و دیگر شاخص‌ها می‌باشد که توسط این اصل محقق می‌شود.
۲-۴-۴- نکات مهم سرویس‌گرایی
۱-در این معماری ذینفعان با «چه چیز» سرو کار دارند و نه «چگونه». نگاه سرویس‌گرایی با جزئیات انجام فرایند توسط سرویس دهنده سر و کار ندارد، بلکه بر نتیجه سرویس (خروجی) تاکید دارد.۲-استاندارد و شفاف بودن ورودی و خروجی ۳-مخفی سازی پیچیدگی داخلی از دید ذینفعان، سرویس گیرندگان نباید درگیر پیچیدگی و جزئیات قوانین داخلی سازمان سرویس شوند.۴- سرویس گیرنده (ذینفع) بجای کنترل «مراحل و چگونگی» انجام کار، کیفیت نتیجه (خروجی) سرویس را کنترل می‌کند.۵- سرویس‌گیرنده باید امکان مقایسه و انتخاب بین سرویس دهندگان مختلف برای یک سرویس را داشته باشد.۶- سرویس می‌بایست با نگاه به استفاده در کاربردهای آتی و موقعیت‌های دیگر طراحی شود و قابلیت استفاده مجدد داشته باشد.۷- سرویس‌ها نه تنها توسط سرویس گیرندگان فراخوانی می‌شوند، بلکه سرویس گیرندگان باید بتوانند با فراخوانی چند سرویس و ترکیب آن‌ها، سرویس جدیدی را ارائه کنند و این معادل قابلیت ترکیب پذیری سرویس‌ها می‌باشد.۸-سرویس‌ها از طریق کانال‌های متنوع و به کمک فناوری‌های مختلفی ارائه می‌شوند، اما ذات و طراحی سرویس مستقل از فناوری و طریقه ارتباط است و باید بتواند با تغییر فناوری ها همچنان قابل استفاده و قابلیت فراخوانی توسط ذینفعان مختلف را داشته باشد. [۲۲]
۲-۴-۵-مزایای معماری سرویس‌گرا
امروزه اولویت‌های اصلی سازمان‌ها برای رقابتی شدن، افزایش کارایی عملیاتی، رشد درآمد و تولید بیشتر است. [۱۹]کارایی سازمان ارتباط مستقیم با چابکی و قدرت پاسخگویی سریع دارد. انعطاف‌پذیری عامل اصلی برای کاهش زمان بازار و واکنش سریع به تغییرات است. قابلیت انعطاف می‌بایست در همه زمینه‌های سازمانی، نقش‌ها، فرایندها، … به طور شفاف انجام شود. سرویس‌گرایی ایده ای است که کمک می‌کند تا سازمان بتواند در برابر تغییرات واکنش نشان دهد.در مقاله [۲۲] بین مزایای فنی و مزایای کسب و کار حاصل از سرویس‌گرایی تفاوت قائل شده است. با دست‌یابی به چند هدف مهم استراتژیک سرویس‌گرایی، فواید استراتژیکی مهمی برای سازمان حاصل می‌شود: ۱-افزایش قابلیت همکاری ذاتی [۲۸]، چون برنامه‌های نرم‌افزاری سرویس‌گرایی قابلیت تعامل پذیری بالایی دارند و به راحتی داده ها را به اشتراک می‌گذارند.البته برای رسیدن به این قابلیت حصول سه قابلیت سازگاری مفهومی [۲۹]،سازگاری فنی[۳۰] و سازگاری سازمانی [۳۱]مهم است.۲-افزایش فدرال [۳۲] بدین معنا که تا جایی که ممکن است منابع و برنامه‌های کاربردی، خودمختار و دارای حاکمیت مستقل بوده و با یکدیگر یکپارچه شوند.میزان فدرال بودن با تعداد حوزه سرویس گرای دارای سرویس‌های مستقل قابل اندازه‌گیری می‌باشد.۳-افزایش هم‌ترازی و کار و فناوری اطلاعات، هم ترازی بدین معنا که تا چه حد فناوری اطلاعات با نیازها،اهداف و استراتژی‌های کسب و کار به درستی و به موقع هماهنگ است. [۲۲]در واقع نقش کلیدی معماری سرویس‌گرا اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات است، بدین ترتیب فرآیندها می‌بایست از نگاه سرویس‌گرا دیده شوند و در سطح مدیریت حرفه پشتیبانی شوند. [۲۱]
با رسیدن به اهداف استراتژیکی سرویس‌گرایی زیر، مزایای استرتژیکی برای سازمان حاصل می‌شود:
۱-افزایش بازگشت سرمایه: برنامه‌های کاربردی سنتی در طول زمان توسعه می‌یابند اما پیچیدگی آن‌ها هم افزایش می‌یابد که باعث افزایش هزینه‌های مالکان هم می‌شود، اما از آنجا که سرویس‌ها قایلیت استفاده مجدد دارند در هنگام توسعه، پیچیدگی آن‌ها به اندازه برنامه‌های سنتی افزایش نمی‌یابد، در نتیجه سرویس‌ها برای اهداف بیشتری قابل استفاده‌اند و میزان بازگشت سرمایه هم افزایش می‌یابد [۲۲].
از طرفی معماری سرویس‌گرا مجموع هزینه صرف شده برای فناوری اطلاعات و سرویس‌های حرفه را به دو روش کاهش می‌دهد. اول با حذف هزینه‌های میان افزارها و فناوری‌های اختصاصی و جایگزین کردن آن با فناوری‌های استاندارد مانند وب سرویس و دوم با ترکیب کارکردهای حرفه در قالب سرویس هائی که توسط واحدهای مختلف قابل استفاده باشد. [۲۳]
۲-افزایش چابکی سازمان: چابکی به معنای کارایی سازمان در پاسخ به تغییرات تعریف می‌شود [۲۲] از طرفی معماری سرویس‌گرا شما را قادر می‌سازد تا به سرعت سیستم‌های خود را تغییر دهید. این چابکی هم از جهت کارکردهای سیستم و هم از جهت تغییر جغرافیائی یا ارتقاء سکوها و حتی تغییر تأمین کننده فناوری می‌تواند باشد. [۵]
۳-کاهش بار[۳۳] فناوری اطلاعات: با رویکرد سرویس‌گرایی در سازمان و کنترل یکنواخت فناوری اطلاعات هزینه‌های عملیاتی، ضایعات، افزونگی، کاهش می‌یابد. افزایش قابلیت استفاده مجدد، نگه داری راحت سرویس‌ها، تکامل مطبوع[۳۴] سرویس‌ها (بهبود تدریجی سرویس بدون داشتن اثری منفی در نحوه خروجی و عملکرد سرویس) و رویکرد تدریجی فرایندهای سرویس‌گرایی همگی باعث توسعه موثر و از طرفی کاهش بار فناوری اطلاعات می‌شود. [۲۲]
یکی دیگر از مزایای مهم آن توانایی قابلیت استفاده مجدد از سرویس‌های موجود می‌باشد؛ و این به نوبه خود موجب کاهش هزینه‌های توسعه و نگه‌داری و کاهش زمان توسعه و افزایش چابکی کسب و کار می‌شود.همچنین موارد دیگری از قبیل توسعه و اجرای تدریجی، یکپارچگی آسان با شرکاء داخلی و خارجی، استفاده مجدد از کد برنامه یا سیستم ها، عدم وابستگی سیستم ها و معماری به مکان فیزیکی، پشتیبانی از محصولات با طول عمر کوتاه (با وجود سرویس‌های خوش تعریف و قابلیت استفاده مجدد)، ایجاد منابع جدید درآمدی، هم‌سویی بهتر فناوری اطلاعات و کسب و کار و. از جمله مزایایی است که در سایر منابع اشاره شده است. [۴۵]
۲-۴-۶-لایه‌های معماری سرویس‌گرا
در ایجاد یک معماری سرویس­گرا در حوزه کسب و کار از رویکردهای مختلف کشف سرویس می‌توان استفاده کرد. در این مطالعه هدف پرداختن به جزئیات سرویس نسیت، بلکه آشنایی کلی با سرویس‌هاست. تعربف نهایی از سرویس‌ها و پیاده‌سازی شامل ارائه معماری‌های فنی و راه حل‌های طراحی و پیاده‌سازی می‌باشد. [۴۲]
متدولوژی‌های مختلفی برای تعریف سرویس‌ها وجود دارد و هر کدام می‌توانند مشخصه ها و کارهای گوناگونی را انجام دهند و و ارائه یک فرمول مشخص برای تعیین و تعریف سرویس‌ها غیرممکن است. تنوع فرایند ها و توابع کسب و کار زیاد است. سرویس‌ها مسئولیت‌های گوناگونی دارند.متدولوژی مراحل توسعه و جریان‌های کار مورد نیاز در طی ساخت یک برنامه را مشخص می‌کند. [۳۳]بهترین راه برای طبقه‌بندی سرویس‌ها، مطرح کردن لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا و مراحل توسعگان می‌باشد. در شکل (۲) لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا نشان داده شده است.
شکل (۲)-لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا [۲۲]
سه لایه اصلی در معماری سازمانی سرویس‌گرا شامل «کسب و کار»، «سرویس» و «سیستم‌های اطلاعاتی» می‌باشند. سرویس‌ها به سه نوع پایه، ترکیبی و فرایند تقسیم‌بندی می‌شوند. سرویس‌های ترکیبی، ترکیبی از سرویس‌های پای‌ها ندو در لایه هم نواسازی فعالیت می‌کنند. لایه هم نواسازی بین منطق برنامه‌های کاربردی (سرویس‌های پایه) و منطق کسب و کار (سرویس‌های فرایندی) ارتباط ایجاد می‌کند. سرویس‌های فرایندی شامل سرویس‌های ترکیبی‌اند و فرایندها توسط موتور فرایندی (کنترل کننده مرکزی) کنترل می‌شوند. کار برن‌هایی از طریق واسط‌های گرافیکی به فرایندها دسترسی دارد. [۲۲]
طبق تقسیم بندی انواع سرویس‌ها در این معماری می‌توان لایه‌های سرویس‌های فرآیندی، لایه سرویس‌های حرفه و لایه سرویس‌های نرم‌افزاری را برشمرد. در اینجا مختصری از وظایف هر لایه بیان می‌شود:
-۱لایه سرویس‌های فرآیندی: در لایه سرویس‌های فرآیندی که هم نوا ساز سرویس‌ها دران صورت می‌پذیرد می‌تواند منطق فرایند را به عملیات سرویس‌ها متصل کند، در اینجاست که فرآیندهای حرفه با سرویس‌ها متصل می‌شوند و به کمک هم نواسازی، جریان کار و محدودیت ها، شرط ها و قوانین مشخص حرفه از فعالیت‌ها جدا می‌شوند، ترتیب و جریان فراخوانی سرویس‌ها در هم نوا ساز اصلی در قالب زبان‌هایی چون BPEL پیاده‌سازی می‌شود، در عوض فعالیت‌های حرفه که اکنون به صورت سرویس‌ها پیاده‌سازی شده‌اند از منطق و حالت فرآیندها جدا شده‌اند و به صورت واحدهای خودمختار قابل فراخوانی در سطح سازمان و حتی خارج آن می‌شوند و این منطق به راحتی توسط ذینفعان قابل فهم است و طراح سرویس دغدغه ترتیب و روال اجرایی فرایند اصلی را ندارد. سرویس‌های حرفه سرویس‌های نرم‌افزاری را فراخوانی می‌کنند، همچنین سرویس‌های نرم‌افزاری مسئول پیاده‌سازی یک عملیات تعریف شده و مشخص هستند. هم نواسازی باعث می‌شود پیچیدگی ها و قوانین جزیی حرفه از دید ذینفعان این لایه مخفی شود و باعث انعطاف‌پذیری و چابکی تعریف و اصلاح مؤلفه‌های سازنده فرآیندها شده و جزییات روال ها و قوانین به لایه‌های پایین تر منتقل می‌شود.
-۲لایه سرویس‌های حرفه: سرویس‌های این لایه بر دارنده مؤلفه‌های اصلی انجام کسب و کار سازمان هستند. از نگاه لایه کسب و کار، معماری سرویس‌گرا کمک می‌کند اتصال بین فرآیندهای حرفه با فناوری اطلاعات منعطف باشد بطوری‌که با تغییر فرآیندها، فناوری نیز به آسانی هماهنگ شود. اتصال بین حرفه و فناوری از طریق تعیین سرویس‌ها محقق می‌شود که واسط بین این دو هستند. تفاوت این لایه با لایه قبل در اینجاست که ذینفع سرویس‌های این لایه، کارشناسان داخلی سازمان هستند در حالی که سرویس‌های لایه قبل با کاربران خارجی و مشتریان سروکار داشته و منطق حاکم بر آن سرویس‌ها از جنس قوانین و منطق قابل فهم برای شرکاء و مشتریان است. با هر پیکربندی معماری این لایه، میزان قابلیت استفاده مجدد، انعطاف‌پذیری و سایر معیارها متفاوت خواهد بود. چگونگی چیدمان و معماری این لایه از مهم‌ترین موضوعات موثر در موفقیت و کارایی معماری سرویس‌گرا بوده و از مهم‌ترین گام‌های تحلیل و طراحی سرویس‌گرا می‌باشد. این سرویس‌ها با منطق حرفه سر و کار دارد، این منطق می‌تواند شامل وظایف واحدها، ترتیب فعالیت ها، وابستگی بین فعالیت ها و منابع و به طور کلی بر دارنده کلیه روال ها و محدودیت‌های سازمان باشد… منطق این لایه از مدل فرآیندی سازمان و مصاحبه با کارشناسان خبره قابل استخراج است و معمولاً از خبرگان سازمان و مستندات مورد تایید استفاده می‌شود. این سرویس‌ها به دو دسته وظیفه محور و موجودیت محور طبقه بندی می‌شوند.
لایه سرویس‌های نرم‌افزاری: این لایه در سطح فناوری بوده و تشکیل دهنده سطح زیرین معماری سرویس‌گرا است. در این لایه بعضی از سرویس‌ها از نو طراحی و پیاده‌سازی می‌شوند ولی گروه دیگر بر روی نرم‌افزارهای موروثی عمل نموده و قابلیت‌های مورد نیاز را تحت شکل سرویس ارائه می‌دهند، با این روش کارکردهای یک نرم‌افزار کاربردی با هر سکو و فناوری که پیاده‌سازی شده باشد، قابل ارائه جهت استفاده سایر سرویس‌ها می‌باشد. کلیت منطقی (قوانین، توالی ها، محدودیت ها، انتخاب ها و.) توسط این سرویس‌ها نگهداری می‌شود در حد جزیی و تفصیلی است و متشکل از دو بخش مرتبط با حرفه و مرتبط با فناوری است. منطق حرفه می‌تواند شامل فرمول ها و قوانین تخصصی سازمان باشند، برای جمع آوری این اطلاعات، معمولاً از خبرگان سازمان، آیین نامه ها و دستورالعمل‌های مربوطه استفاده می‌شود.
نوع دیگری از منطق و قوانینی که در این سطح وجود دارد مربوط به سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری است، این قوانین ناظر بر چگونگی استفاده از منابع نرم‌افزاری و فناوری می‌باشد. طراح و پیاده سازان سیستم‌های اطلاعاتی و متخصصان فناوری مسئول کنترل و اعمال این نوع قوانین هستند.
از نگاه این لایه، هدف معماری سرویس‌گرا در نهایت حل معضل تعامل پذیری بین سیستم‌های اطلاعاتی با فناوری ها و سکوهای مختلف است و این امر با کمک تعریف پروتکل‌های مستقل از سکو و استاندارد و ایجاد سرویس‌های وب مهیا می‌شود.
۲-۴-۷-عوامل بحرانی موفقیت [۳۵]سرویس‌گرایی
برای حصول اطمینان رسیدن به اهداف سازمانی، در حوزه‌های تعریف شده هر یک از این عوامل بحرانی، داشتن کارائی خوب و بالا برای موفقیت‌آمیز بودن پیاده‌سازی سرویس‌گرا لازم است. بدین‌سان عوامل بحرانی موفقیت هم چون متغیرهای نهفته‌ای هستند که با تجزیه و تحلیل متغیرهای خاص سازمانی به دست می‌آیند. پیاده‌سازی سرویس‌گرا همانند یک پروژه فناوری اطلاعات است پس عوامل مدیرتی پروژه‌های فناوری اطلاعات مثل «شامل کردن تمامی ذی‌نفعان»، «طراحی خوب برای داشتن اساس و پایه قوی»، «اتخاذ[۳۶] رویکرد تدریجی»، «حمایت مدیریت ارشد و پشتیبانی قوی»، «آموزش کارکنان برای درک و یادگیری»، «برقرری اتصال مابین فناوری اطلاعات و کسب و و کار»، «موضوعات و مسائل امنیتی» و … همگی از موارد برشمرده شده بحرانی می‌باشند.
Vegter در [۲۲] طبقه‌بندی خود سه عامل «قابلیت استفاده مجدد سرویس‌ها»، «پیچیدگی سرویس‌گرایی»، «حاکمیت [۳۷]فرایندهای اتخاذ سرویس‌گرایی” را در صدر عوامل می‌داند. [۲۲]
۱-تمرکز روی قابلیت استفاده مجدد سرویس‌ها: این ویژگی منجر به افزایش چابکی و نرخ بازگشت سرمایه و صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود اما چون سرویس باید طوری ساخته شود که قابلیت استفاده مجدد داشته باشد، خیلی از شرکت‌ها موفق نمی‌شوند. [۲۲]
۲-تمرکز روی کاهش پیچیدگی: پیاده‌سازی سرویس‌گرایی به روش اشتباه موجب افزایش پیچیدگی سازمان می‌شود. برنامه‌های کاربردی سنتی شامل قطعاتی است که توسط سازندگان آن‌ها با اطمینان از درستی عملکرد نرم‌افزار به یکدیگر اتصال یافته است؛ اما در سرویس‌گرایی تمامی برنامه‌ها و برنامه‌های کاربردی کنترل و مدیریت داده [۳۸]،مجددا به هم اتصال می‌یابند[۳۹] تا آنجا که کلیه سرویس‌ها با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا برنامه‌های جدید را بسازند.از طرفی هر سرویس از لحاظ ” بارگذاری[۴۰]“،"زمان پاسخ‌گویی"،"ظرفیت [۴۱]سرویس” باید کنترل و نظارت شود. [۲۲]
۳- حاکمیت سرویس‌گرایی: حاکمیت بدین معناست که کار هر کسی با دیگران در ارتباط است و تلاش‌های جداگانه موثر نیست. حاکمیت سرویس‌گرایی بیشتر در ارتباط با مدیریت وابستگی‌های سازمان است. جا کمیت در مورد تصیمیم‌گیری نیست اما راهنمایی‌هایی در ارتباط با تصمیم‌گیرنده و انسجام تصمیم‌ها می‌دهد. سرویس‌گرایی رویکردی تدریجی است و تمامی مراحل آن باید نظارت و بازبینی شوند. حاکمیت در جهت هدایت تلاش‌های فناوری اطلاعات برای حصول اطمینان از تطبیق کارایی کسب و کار بر فناوری اطلاعات است. هم ترازی فناوری با کسب و کار باعث تحقق مزایای وعده داده شده، بهره‌برداری از فرصت ها و رسیدن به ماکزیم فواید سرویس‌گرایی می‌شود. حاکمیت همچون مکمل فناوری اطلاعات می‌باشد که رابطه‌ای فشرده مابین کسب و کار در جهت حمایت از مؤلفه‌ها و سرویس‌های فناوری ایجاد می‌کند. با در نظر گرفتن میزان توجه سازمان به مجموعه موارد زیر، میزان حاکمیت سازمان اندازه‌گیری می‌شود:
۱-داشتن یک معماری مرجع و تشریح دقیق لایه‌ها، به لاک‌های معماری و الگوهای تعاملی سرویس‌ها.۲-بیان دقیق نقش‌ها و مسئولیت‌ها و تدوین توافق‌نامه‌ها.۳-رسیدن به یک جامعیت در مورد واژگان تخصصی این حوزه ۴-مدیریت سرویس‌ها و قرارداد ها ۵-نظارت بر سرویس‌ها ۶-مدیریت پیکربندی و تغییرات سرویس‌ها. [۲۲]
۲-۴-۸-برخی چالش‌های مطرح در حوزه سرویس‌گرایی
معماری سرویس­گرا چالش‌های زیادی را در چگونگی استفاده از سرویس‌ها و تعامل آن‌ها با یکدیگر، پیچیدگی در مدیریت تغییر، تست و استقرار سرویس‌ها ایجاد می‌کند. موفقیت معماری سرویس­گرا وابستگی زیادی به توانایی سازمان در مدیریت پیچیدگی و رسیدن به بلوغ لازم و ایجاد زیرساخت مناسب در قالب مکانیزم‌های کنترلی و اجرای جهت نگهداری از محیط سرویس­گرایی دارد. [۴۴]
دنیای سرویس‌گرایی مبتنی بر سرویس‌هاست و محاسبات کامپیوتری هم به نیازهای عمکلردی و غیر عملکردی و تعامل با سرویس‌ها بستگی دارد. سرویس‌ها نمی‌توانند به طور خودکار با یکدیگر در ارتباط باشند و به مکانیزم‌هایی برای کشف، مذاکره، فراخوانی، ترکیب و نظارت … در معماری سرویس­گرا نیازمند هستند. از طرفی برنامه‌ها و واسط‌هایی باید برای برطرف کردن ناهماهنگی‌های موجود بین داده ها، پروتکل‌ها و فرایند ها برای برقراری تعامل بین سرویس‌ها وجود داشته باشد. در اینجا چند چالش به اختصار عنوان می‌شود.
۱-طراحی قابلیت استفاده مجدد سرویس با چالش‌هایی از قبیل زیر مواجه است:۱-از آنجا که سرویس در سایر فرایند ها استفاده می‌شود با تغییراتی در واسط‌ها همراه می‌باشد ۲-منبع داده سرویس‌ها معمولاً به اندازه کافی عام[۴۲] طراحی نمی‌شود ۳-نیازمندی‌های مرتبط با امنیت، یکپارچه‌سازی و کارائی ممکن است دست خوش تغییراتی شود.۴-از آنجا که سرویس‌ها مالکان متفاوتی دارند برای استفاده از سرویس آن‌ها باید از میزان کیفیت سرویس اطمینان حاصل کرد و حتی ممکن است نیاز به اعمال تغییرایت در سرویس داشته بام اما مالکان برای ایجاد تغییرات محدودیت‌هایی قائل باشد. از جمله راه‌ حل ‌های مواجه با این مشکلات وجود سه ویژگی زیر کمک زیادی به حل چالش‌ها می‌کند: قابلیت تعمیم[۴۳]، قابلیت پیکربندی[۴۴] و قابلیت توسعه[۴۵]. [۲۲]
با توجه به اینکه تا چه حد سازمان بر زیر عوامل زیر تمرکز می‌کند، قابلیت استفاده مجدد اندازه‌گیری می‌شود:۱-باید واژه‌نامه وسیع و گسترده‌ای در زمینه سرویس‌گرایی ایجاد شود ۲-یک مرکز تعالی عالی برای حاکمیت سرویس‌گرایی باشد ۳-یک متدولوژی خوش‌تعریف برای بهبود سرویس و جمع‌ آوری نیازهای کاربری، لازم است ۵-اولویت دادن به توسعه سرویس‌های قابل استفاده مجدد بر توسعه سرویس‌های انفرادی. [۲۲]
۲-برای رفع چالش‌ها در جهت تمرکز بر کاهش پیچیدگی سرویس‌گرایی عوامل زیر راه گشا می‌باشد: طبق پیشنهاد IBM باید منطق کسب و کار و پردازش جدا از [۴۶]ESB نگه داری شود بدین منظور سرویس‌ها از لحاظ “کارائی"،"مقیاس‌پذیری” و “پایداری[۴۷]” در سطح گسترده‌تری تست و آزمایش شوند.از طرفی شرکت ها باید استاندارد ها و مشخصات و ابزارهای مخصوص به خود را داشته باشند .میزان اندازه گیری پیچیدگی سازمان با توجه سازمان به زیر عوامل زیر قابل اندازه‌گیری است:۱-به دلیل گستردگی استانداردهای سرویس‌گرایی با توافق از استانداردهایی هم چون SOAP, WSDL , WS-I Basic UDDI, WS-Security ,WS-BPEL ,BPMN, WSRP ,XML Schema استفاده شود.۲-کنترل و نظارت بیشتر سرویس‌ها بر بارگذاری"،"زمان پاسخ‌گویی"،"ظرفیت سرویس‌ها۳-نگه‌داری منطق کسب و کار نرم‌افزار ها به طور مجزا از ESB4-استفاده از رویکرد سرویس‌گرایی فدرال چند دامنه [۴۸]در سازمان‌های بزرگ. [۲۲]
۲-۴-۹-گام‌های متدولوژی بهبود مداوم برای معماری سرویس‌گرا
در حین پیاده‌سازی معماری سرویس‌گرا در سازمان وضعیت فناوری اطلاعات سازمان و همچنین وضعیت سازمان هر دو تغییر می‌کند. [۲۲] معماری سرویس‌گرا هم اکنون دارای یک متدولوژی مدون و مورد قبول نبوده و آنچه هم اکنون تحت عنوان روش وجود دارد در حقیقت راهنمائی ها و تمرین‌هایی در این حوزه محسوب می‌شوند. نمونه‌ای از گام‌های متودولوژی همان طور که در شکل (۳) می‌بینیم در ادامه بیان‌شده است. [۱۹]
شکل (۳)-گام‌های متدولوژی بهبود مداوم برای معماری سرویس‌گرا [۱۹]
۱-تعریف و طراحی سرویس: این مهم‌ترین مرحله در متدولوژی بوده و نیازمندی‌های مربوط به آن از طریق مشتریان داخلی، صاحبان حرفه و شرکاء تجاری بد ست می‌آید. برای تعریف سرویس سه روش وجود دارد: تعریف و پیاده سازی سرویس‌های جدید بر اساس نیازمندی‌ها، تعریف سرویس‌های جدید بر اساس مؤلفه‌ها یا سیستم‌های اطلاعاتی موجود، تعریف سرویس‌ها با ترکیب سرویس‌های موجود. در این راستا طراح سرویس، مدلی را که شامل تعریف و توصیف سرویس‌های مورد نیازاست به کمک زبان‌های موجود مدل‌سازی می کند، وی همچنین باید طریقه پیاده‌سازی و چگونگی ایجاد این سرویس‌ها را تجزیه و تحلیل کند.
۲-طراحی کیفیت سرویس: در این گام بهترین سکو و فناوری برای پیاده‌سازی و استقرار سرویس‌ها مدنظر قرار می‌گیرد و شاخص‌هایی مانند قابلیت اطمینان، امنیت، در دسترس بودن و کارائی مورد بررسی قرار گرفته و روش تحقق شاخص‌های کیفیت سرویس را تعیین می کند.
۳-پیاده‌سازی و استقرار سرویس‌ها: در این گام بر حسب مدل‌های تهیه شده در گام‌های قبلی، سرویس‌ها پیاده‌سازی و مستقر می‌شوند. در پیاده‌سازی بایست به موضوعاتی چون پیکربندی، مدیریت نسخه ها و رضایتمندی از سرویس ها توجه شود. برآورده نمودن نیازهای کیفیت سرویس نظیر قابلیت اطمینان، امنیت و کارائی نیز از وظایف این فاز است، فعالیت‌های مربوط به تست قبل از استقرار سرویس‌ها ضروری است.
۴-هم نواسازی سرویس‌ها: اگرچه از نظر هزینه و زمان هم نواسازی سرویس‌ها بسیار مقرون به صرفه و مطلوب بوده و یکی از اهداف معماری سرویس‌گرا نیز ایجاد واحدهای قابل استفاده مجدد می‌باشد ولی این گونه سرویس‌های ترکیبی دارای مسائل خاص خود هستند چرا که دارای ارتباط و وابستگی محکمی با سایر سرویس‌ها بوده و می‌بایست موارد مهمی مد نظر قرار گیرد بطوریکه سرویس گیرنده تفاوتی بین این سرویس‌ها و سرویس‌های پایه احساس نکند.
۵-انتشار سرویس‌ها: سرویس‌ها در اختیار سرویس گیرندگان قرار می‌گیرد، توصیفات فنی و غیر فنی سرویس‌ها باید تعیین شود.
۶-معاهده سطح سرویس: شامل توافق‌های بین منتشرکنندگان و دریافت کنندگان سرویس است و جنبه‌های مختلفی از جمله قابلیت اطمینان، امنیت و کارائی را در بر می‌گیرد.
۷-مدیریت و دیده بانی سرویس‌ها: شامل مواردی چون کنترل و دیده بانی کارائی سرویس‌ها، تحلیل گزارشات و آمارها و هماهنگ کردن مستمر سرویس‌ها بر طبق معاهده سطح سرویس است.
۸-میزان کردن سرویس‌ها: این گام به تنظیم سرویس‌ها در راستای رفع نواقص و ارتقاء شاخص‌های کارائی اختصاص دارد، داده‌های مورد نیاز برای این منظور از گام قبل بد ست آورده می‌شود. [۱۹]
با توجه به نکات بیان‌شده معماری سرویس‌گرا، این معماری هم موضوعی فنی است و هم نوعی سبک تفکر، مبتنی بر اتصال سست است و از پیام رسانی استفاده می‌کند، قادر به ساخت سیستم‌های ترکیبی است، از مؤلفه‌های قابل استفاده مجدد (سرویس) تشکیل شده است. [۲۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...