در تحقیقی که جعفر هزار جریبی و فیروزه علیزاده اقدم(۱۳۹۱) با عنوان نقش تعیین کننده سرمایه اقتصادی و اجتماعی در ناامنی غذایی شهروندان مطالعه­ موردی: شهروندان تبریزی بر روی ۳۸۵ نفر انجام دادند به این نتایج رسیدند که بین ناامنی غذایی و ابعاد حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی سرمایه اجتماعی رابطه معنی دار و معکوس وجود دارد در حالی که بین اعتماد اجتماعی و ناامنی غذایی رابطه معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین سرمایه اقتصادی و ناامنی اقتصادی رابطه ای معنی دار و بین دسترسی به غذا و کفایت غذایی رابطه معنی دار و معکوس ولی بین سرمایه اقتصادی و کیفیت غذایی رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد.ناامنی غذایی شهروندان بر حسب مقطع تحصیلی و نوع شغل افراد متفاوت است(هزارجریبی و علیزاده اقدم،۱۳۹۱).
تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر اختلالات تغذیه­ای زنان عنوان تحقیقی است کهمحمدعباس زاده،علیرضا استاد رحیمی، فریبا غنی افشرد،پروین علی پور(۱۳۹۱) انجام داده اند. روش کار پیمایشی بوده و ابزار پرسشنامه استاندارد شده بومی شده می باشد.حجم نمونه ۴۰۰نفر از زنان و دختران ۴۹-۱۵ ساله شهر تبریز می باشد.نتایج تحقیق نشان می دهدکه از بین متغیرهای مستقل(تاثیر خانواده،همسالان،رسانه ها،میزان دینداری و تاثیر مقایسه های اجتماعی) متغیر مقایسه ی اجتماعی بالاترین تاثیر را بر میزان اختلالات تغذیه­ای پاسخ گویان داشته است و متغیرهای مذکور ۳۴ درصد تغییرات متغیر وابسته(اختلال تغذیه­ای) را تبیین می­نمایند(استاد رحیمی و همکاران،۱۳۹۱).
نتایج تحقیق آرمان لطیفی و طاهره دهداری(۱۳۸۸) که به بررسی رفتارهای تغذیه ای دانشجویان دختر خوابگاه علوم پزشکی شهید بهشتی پرداختندنشان داد که ۲درصد دانشجویان دارای رفتارهای تغذیه­ای در سطح ضعیف،۵۹درصد در سطح متوسط و ۸/۴۰ درصد افراد دارای رفتارهای تغذیه­ای مناسب جهت پیشگیری از کم خونی و فقرآهن بودند(لطیفی و دهداری،۱۳۸۸).
مالک علی محمدی و همکارانش(۱۳۸۹) تحقیقی با عنوان آگاهی دستیاران(۷۰نفر) و کارورزان(۶۶) پزشکی در حال تحصیل از دانش تغذیه ای انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که سطح دانش ۳/۲۳ درصد شرکت کنندگان ضعیف۳/۶۱ درصد متوسط ۴/۱۳درصد خوب بوده است.ولی دانش تغذیه ای هیچ کس در حد خیلی خوب نبود و پاسخ صحیح به سوالات دانش تغذیه­ای ۵۰٫۲۸ درصد بوده است(علی محمدی وهمکاران ،۱۳۸۹).
نتایج تحقیق مهدی دلوریان زاده و همکارانش(۱۳۹۰) بر روی ۵۸۷ دانش آموز دختر در محدوده ی سنی۱۱ تا ۱۶ سال در شهر ملایر و شاهرود حاکی از این بود که اکثریت افراد دارای آگاهی متوسط۵/۵۹،نگرشخوب ۲/۵۵درصد،و عملکرد متوسط ۵۵/۵درصد بوده است(دلوریان زاده،۱۳۹۰).
پژوهشی که نسرین معصومی،شیرین جفرودی،عاطفه قنبری،احسان کاظم نژاد،فاطمهشجاعی وابوالحسن رفیعی(۱۳۹۱)تحت عنوان بررسی وضعیت تغذیه و عوامل مرتبط با آن در سالمندان شهر رشتبر روی ۱۹۴ نفر سالمند بازنشسته از موسسه های دولتی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که ۱/۸۷درصد سالمندانتغذیه طبیعی ۱۹/۱۲درصد امکان سوءتغذیه و ۴درصد سوءتغذیه دارند.وضعیت تغذیه نیز با سن ودرآمد ارتباط داشته و وضعیت تغذیه ی طبیعی در زنان و سالمندان با درآمد بیشتر افزایش می یابد(معصومی و همکاران،۱۳۹۱).
بررسی آگاهی،نگرش و عملکرد تغذیه­ای دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی ناحیه ی۴اصفهان(۱۳۸۷)تحقیقی استکه محمدمهدیهزاوه­ای،آسیه پیرزاد،محمدحسنانتظاری،اکبرحسن زاده و نیماه بحرینیانبر روی ۱۲۰ دانش آموز انجام دادند. یافته ها نشان داد که ۹۰درصد دانش آموزان عملکرد تغذیه ای نامطلوب و ۵/۳۷ درصد درمورد تغذیه ی سالم آگاهی ضعیف داشتند(هزاوه­ای و همکاران،۱۳۸۷).
زهرا کرم سلطانی،احمدرضا درستی،محمدرضا اشرافیان و ابوالقاسمجزایری(۱۳۸۶) پژوهشی با عنوان چاقی و امنیت غذایی در کودکان دبستانی شهر یزد بر روی ۱۸۷ دانش آموز ۱۱-۹ ساله ی چاق و غیرچاق انجام دادند.نتایج تحقیق آنان نشان داد که دریافت بالای انرژی- پروتئین و کربوهیدرات از عوامل غذایی مرتبط با چاقی در بین دانش آموزان دبستانی شهر یزد است. همچنین با کنترل چربی بین امنیت غذایی و چاقی ارتباط معناداری مشاهده شد(کرم سلطانی وهمکاران،۱۳۸۶).
بررسی میزان شیوع چاقی ، چاقی شکمی و رابطه­ آن با الگوی مصرف غذایی در نوجوانان پسر دبستانی شهرتبریز(۱۳۸۳) عنوان پژوهشی است که نوشین شهیدی،پروین میرمیران وفردینبر روی نمونه ی ۳۴۱ نفری نوجوانان ۱۶-۱۴ ساله­ی دبیرستانهای تبریز انجام دادند.نتایج بررسی حاکی از این بود که بسامد مصرف تنقلات و میوه ها در هفته در نمونه­های اضافه وزن بیشتر و چاق کمتر از سایر گروه های غذایی بود. پسران دارای وزن زیاد و چاق وعده­ی صبحانه را نیز به میزان بیشتری حذف کرده بودند(شهیدی و همکاران،۱۳۸۳).
تحقیقی با عنوان «ارتباط مصرف غذاهای آماده با سطح اضطراب در دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران» توسطمحمود بختیاری، الهام احرام پوش، رضا راست منش، علیدل پیشه، فرید زائری و رضا همایون فردر سال ۱۳۸۹ انجام گرفته است. نمونه آماری این تحقیق ۴۸۸ نفر (۲۰۴ پسر و ۲۸۴ دختر) از دانشجویان بومی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران می باشد که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب و وارد مطالعه گردیده­اند. هدف از انجام تحقیق، بررسی ارتباط مصرف غذاهای آماده با سطح اضطراب دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران بود. نتایج بدست آمده از تحقیق نشان داد که مصرف بالای غذاهای آماده در دانشجویان پسر تقریباً دو برابر دانشجویان دختر بود. به علاوه شانس قرار گرفتن دانشجویانی که اغلب اوقات غذاهای آماده مصرف می کنند در یکی از طبقات اضطراب تقریباً هفت برابر همین شانس برای دانشجویانی بوده است که کمتر غذای آماده مصرف می کرده ­اند. بنابراین براساس نتایج کلی تحقیق میزان اضطراب دانشجویان با افزایش مصرف غذاهای آماده افزایش می­یابد(بختیاری وهمکاران،۱۳۸۹).
پایان نامه - مقاله - پروژه
کوکبنمکین، غلامرضا شریف­زاده، حسن مجنونی، فرزاد فیروزی و محمد رضا لطیفی(۱۳۹۰) تحقیقی را با عنوان «شیوع سوء تغذیه در دانش آموزان مناطق محروم استان خراسان جنوبی» انجام داده اند. نمونه آماری تحقیق ۱۲۱۱ نفر از دانش آموز ۱۴-۷ ساله (مدارس ابتدایی و راهنمایی) مناطق محروم استان خراسان جنوبی می باشد که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از مناطق شهری و روستایی ۵ شهرستان تحت پوشش استان انتخاب شده بودند. براساس نتایج تحقیق، از ۱۲۱۱ دانش آموز ۷۰٫۶ درصد دانش آموزان کم وزن، ۷۰% کوتاه قد و ۲۰% لاغر بودند، بیشترین موارد کم وزنی، کوتاه قدی و لاغری از نوع خفیف و کمترین موارد از نوع شدید بود، نتایج استنباطی حاکی از آن بود که شیوع کم وزنی و کوتاهی قد با افزایش سطح تحصیلات مادران به طور معناداری کاهش می یابد. در نتیجه درصد بالایی از دانش آموزان مناطق محروم از سوء تغذیه رنج می بردند(نمکین وهمکاران،۱۳۹۰).
براساس تحقیقی که توسط علی طریقت اسفنجانی، رضا مهدوی، جمال قائم مقامی وعبدالرسول صفائیان با عنوان مقایسه وضعیت تغذیه ای دانشجویان دختر خوابگاهی و غیرخوابگاهی دانشگاه علومپزشکی اردبیل در سال ۱۳۷۸ انجام گرفته است. نتایج حاصله نشان داد، با وجود نارسایی هایی در دریافت بعضی از ریز مغذی ها، وضعیت تغذیه ای دانشجویان غیرخوابگاهی مطلوبتر از دانشجویان خوابگاهی است(طریقت اسفنجانی و همکاران،۱۳۷۸).
فهیمه رمضانی تهرانی، مریم فرهمند، پریسا امیری، نیلوفر پیکری، فریدون عزیزی تحقیقی را با عنوان «تبیین موانع اصلاح الگوی غذایی و عوامل مؤثر بر آن، از زاویه نگاه زنان» در سال ۱۳۸۸ طراحی و اجرانموده اند. جامعه آماری مورد مطالعه زنان ۶۵-۲۵ ساله شرکت کننده در پژوهش قند و لیپید تهران بودند. یافته های پژوهش نشان داد، موانع تغذیه سالم از دیدگاه زنان مشارکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران، «آموزش و فرهنگ سازی نامناسب»، « فقدان دسترسی» و «نوع ذائقه و علاقه ی شخصی» است و می تواند به عنوان منبعی ارزشمند در طراحی برنامه های پیشگیری از بیماریهای غیر واگیر به کار آید(رمضانی تهرانی و همکاران،۱۳۸۸).
نتایج حاصل از تحقیق اعظم برزویی و لیلا آزاد بخت با عنوان «توصیف عادات غذایی دختران جوان اصفهانی، وضعیت دریافت چای، غذاهای آماده و چربی ها» نشان دادکه استفاده از غذاهای چرب و مصرف غذاهای آماده از عادات غذایی نادرست در دختران جوان بوده و بر این اساس، ضرورت اصلاح عادات غذایی و روش های پخت در قشر جوان کشور احساس می شود(برزویی و آزادبخت،۱۳۸۹).
تحقیقی با عنوان «میزان مصرف غذاهای آماده و نقش آن بر کیفیت رژیم غذایی و شاخص های تن سنجی» توسط مهدیه گل زرند، زهرا بهاداران، پروین میرمیران، فیروزه حسینیاصفهانی،فرهاد حسین پناه و فریدون عزیزی در سال ۱۳۹۰ انجام گرفته است. براساس نتایج بدست آمده از تحقیق مصرف بالای غذاهای آماده موجب افزایش دانستیه انرژی، افزایش دریافت چربی، چربی های اشباع، کلسترول و کاهش دریافت ریز مغذی های مورد نیاز بدن و همچنین افزایش خطر ابتلا به اضافه وزن و چاقی می گردد(گل زرند،۱۳۹۰).
در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی ارتباط بین سبک زندگی و پرفشاری خون اولیه در شهر سبزوار ” نجار(۱۳۸۳) به بررسی سبک زندگی در مبتلایان به پر فشاری خون اولیه پرداخته و مشخص شد که یکی از ابعاد سبک زندگی الگوی تغذیه می باشد.یافته های پژوهش در ارتباط با الگوی تغذیه بین گروه مبتلا به پرفشاری خون و گروه شاهد ، تفاوت معناداری را از نظر مقدار مصرف نمک ، نوع گوشت مصرفی ، استفاده از میوه و سبزیجات تازه و نوع روغن مصرفی نشان داد(نجار،۱۳۸۳).
فخرزاده و همکاران ( ۱۳۷۸ ) نیز در پژوهشی با عنوان مصرف ماهی و میزان فشار خون اعلام کردند که مصرف ماهی در کاهش فشار خون اولیه موثر است . همچنین نتیجه این تحقیقات ، خود تاثیر الگوی تغذیه و نوع مواد غذایی مصرفی بر سلامت و بالطبع در بر داشتن یک زندگی سالم و با نشاط را نشان می دهد(فخرزاده و همکاران،۱۳۸۷) .
در تحقیقی تحت عنوان ” تاثیر آموزشهای تغذیه و بهداشت به زنان عشایری در سلامت ایل و نقش زنان عشایری در گسترش فرهنگ تغذیه و بهداشت ” که صالحی بر روی زنان۱۴۱ خانوار از طایفه های ایل قشقایی به مدت یک سال انجام داد نشان می دهد که درصد سوء تغذیه کودکان زیر ۶سال عشایر مورد مطالعه، قبل و بعد از مداخله آموزشی
، اختلاف معناداری نشان می دهد . مردان سهم بیشتری از غذای روزانه خانوار عشایری دارند تا زنان. زنان روزانه به ۲۰۰۰ کالری نیاز دارند که از این مقدار فقط ۱۵۰۰ کالری دریافت می­ کنند . زنان به دلیل کمی درآمد وافزایش تلاش برای تامین حداقل نیاز فرزندان ، انرژی بیشتری مصرف می­ کنند و کاهش وزن دارند . با انجام آموزشهای تغذیه توسط مجری طرح، غذای مادران در این جامعه با وجود تداوم شرایط فقر از کیفیت بهتری برخوردار شد ، زیرا تغییرات لازم در روش های آماده سازی ، پخت و نگهداری مواد غذایی در عمل ، مورد قبول آن­ها واقع و اجرا شد . یافته ها حکایت از این داشت که آموزش بهداشت وتغذیه به مادران ، بدون همراه نمودن هزینه اضافی منجر به بهبود شاخص های رشد کودکان می گردد(صالحی،۱۳۸۲).
در نتایج تحقیقمرادی شهربابکی(۱۳۸۵)در مطالعه ای تحت عنوان “آگاهی ، نگرش وکاربست تغذیه ای مادران کودکان ۳۶- ۶ ماهه کرمان در سال ۱۳۸۲ ” چنین به دست آمد که : آگاهی ، نگرش و کاربست تغذیه ای مادر یکی از فاکتور های تاثیر گذار بر وضع تغذیه کودک می باشد . بین سواد مادر و آگاهی ، نگرش وکاربست تغذیه ای مادر رابطه معناداری وجود داشت . با توجه به وجود چنین رابطه­ای توصیه می­ شود که آموزش مادران در زمینه تغذیه کودک به صورت مداوم در مراکز بهداشت و توسط کارشناسان تغذیه اعمال گردد تا با ارتقا آگاهی تغذیه­ای مادران و ایجاد نگرش و عملکرد تغذیه­ای صحیح گامی در جهت بهبود وضع کودکان برداشته شودکه این امر خود نشان از اهمیت آگاهی و به کارگیری الگوی تغذیه ای مناسب از سوی زنان و مادران در خانواده می باشد. بررسی های انجام شده بر روی مصرف شیر در کشورهای مختلف بر روی نوجوانان دختر نشان داد در بنگلادشدرصد بالایی از دختران، شیر مصرف نمی کردند(مرادی،۱۳۸۵).
در مطالعه­ ای که میرمیران(۱۳۸۱)در خصوص عادات غذایی ساکنین منطقه ۱۳ تهران انجام دادنشان داد که میانگین مصرف گروه نان و غلات نزدیک به گروه سبزیجات و کمی بالاتر از گروه میوه جات و منطبق بر مقادیر توصیه شده هرم غذایی بوده است(میرمیران،۱۳۸۱) .
صادق بختیاری و زهرا حقی(۱۳۸۲)درتحقیقی که با عنوان بررسی امنیت غذایی و توسعه انسانی در کشورهای اسلامی انجام دادندمشاهده کردند که رابطه­ مثبت و معناداری بین توسعه ی انسانی و امنیت غذایی در کشورهای اسلامی وجود دارد و از آنجا که اغلب کشورهای اسلامی توسعه انسانی متوسط و پایین دارند این رابطه در سطوح متوسط و پایین قوی تر است. همچنین مشخص شد که تولید سرانه­ی غذا نسبت به سایر شاخصهای موجود تاثیر بیشتری بر امنیت غذایی دارد(بختیاری وحقی،۱۳۸۲).
یافته های پژوهش اسفندیار افشون،جان محمد ملک زاده و عزیزاللهگورمحمدی(۱۳۸۲تحت عنوان” امنیت تغذیه ای در الگوی دریافت مواد مغذی روزانه خانوارهای بویر احمد ” نشان دهنده ناامنی بعضی مواد غذایی مهم است. یکی از مهمترین دلایل این کمبود الگوی نامناسب غذایی است که مصرف غلات بالا و میزان پروتئین و چربی کم شده و همین امر باعث بهم خوردن تعادل ریز مغذی ها در رژیم غذایی خانوارها شده است که قطعاً عواقبی چون انواع سوءتغذیه و رشد ناکافی کودکان، کم خونی و کمبود مواد معدنی و ویتامین­ها از جمله پیامد های آن می باشد. بنابراین این امر بهبود الگوی مصرف مواد غذایی را طلب می­ کند(افشون وهمکاران،۱۳۸۲) .
۲-۳-ارزیابی مطالعات داخلی
محاسن و نقاط قوت:این تحقیقات زمینه را برای بررسی و پژوهش محققین بعدی فراهم می­ کنند و تجربیات و اطلاعات مفیدی را در اختیار آنان قرار می دهد و ایده ها و فرضیات جدیدی را پیش روی آنان قرار می دهند که در جهت تکامل دانش و توسعه انسانی جامعه مفید و موثر می باشد. از دیگر محاسن این پژوهش ها این است که در چارچوب ساختار فکری و ارزشی و مطابق با مقتضیات زمان فعلی صورت گرفته­اند و در نتیجه تا حدودی جوابگوی مشکلات فعلی و پیش گیری کننده ی مشکلات آینده می باشند. سرمایه اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،مدیریت بدن و … در رابطه با الگوی غذایی مورد بررسی قرار گرفته اند که قبلا مورد توجه نبودند. وجه تمایز تحقیق حاضر با تحقیقات قبلی در این است که متغیر الگوی غذایی علاوه بر نوع غذاهای مصرفی به نحوه طبخ آنان نیز پرداخته است که این مسئله با نمونه­ مورد بررسی شان مرتبط می باشد.
معایب و نقاط ضعف:در بین تحقیقات انجام شده در زمینه­ تغذیه در داخل کشور پژوهشهای اندکی یافت میشود که به طور خاص از دید جامعه شناسی به موضوع پرداخته باشند و بیشتر از نگاه علوم تغذیه و علوم پزشکی به موضوع موردنظر پرداخته اند. تنها ۲ یا ۳ مورد میتوان یافت که از دید جامعه شناسی به موضوع نگریسته باشند. در این پژوهشها نیزمتغیرتغذیه تنها در چند مورد محدود از نوع غذای مصرفی را مورد بررسی قرار داده و مولفه­های اجتماعی چونسرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی و طبقه اجتماعی در نوع تغذیه خانواده مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که در هر خانواده بیشتر، زنان مسئول تهیه­ غذا می باشند و الگوی غذایی اعضای خانواده را زن تا حدود زیادی تعیین و اجرا میکند.بنابراین لازم دیده شد که زنان را مورد بررسی قرار دهیم. از آنجایی که ممکن است برخی از زنان شاغل باشند و اشتغال آنان در بیرون از منزل بر امور خانه و الگوی غذایی تاثیر گذار است این پژهش سعی شده است بین زنان شاغل و خانه دار انجام شود تا این دو گروه که غذای خانواده را تهیه می­ کنند هم بتوانند بهتر درمورد الگوهای غذایی خانواده هایشان توضیح دهند و هم درمورد فعالیتشان در منزل یا اشتغالشان در بیرون از منزل و نحوه تهیه غذای خانواده موضوع را بهتر شرح دهند.
۲-۴-مروری بر تحقیقات خارجی:
یوآسا و همکارانش[۱](۲۰۰۸): با تحقیقی که در توکشیمای ژاپن انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افرادی که هر روز با خانواده­ی خود غذا میخورند در مقایسه با آنهایی که این کار را انجام نمیدهند با عدم چاقی و عادتهای سالم سبک زندگی همچون محتوای خوب غذا و خواب مناسب برخوردارند.هچنین نتایج نشان داد که همسری که تمام وقت در منزل هست نسبت به آنهایی که شاغل هستند از نظر تغذیه ی خانوادگی وضعیت بهتری دارند پس بچه هایی که در جو صمیمی خانواده غذا میل میکنند خطر ابتلا به چاقی را کمتر تجربه میکنند(Yuasa and et,2008).
مارکیوز و همکاران[۲] در مطالعه­ ای مقطعی روی ۱۰۸ دختر ۱۱-۸ سال شیلیایی ۴ الگوی غذایی اصلی را به دست آوردند: الگوی اولی رژیمی با چگالی انرژی بالا(مصرف بالای غذاهای چرب،بستنی، شکلات، سیب زمینی سرخ کرده و اسنکها)،الگوی دوم رژیم سالم(لبنیات،میوه ها و سالادها)،الگوی سوم بیانگر مصرف نوشابه(با یا بدون شکر) والگوی چهارم بیانگر رژیم پر کالری و غنی از قند(نان،ساندویچ، شیرینجات) بود(Marques and et al,).
لوزادا و همکاران[۳](۱۹۹۹) در مطالعه­ ای مقطعی روی ۴۴۷ دختر ۱۲ تا ۱۹ سال مکزیکی با روش تحلیل عاملی ۴ الگوی غذایی را مشخص کردند. در الگوی اول بار مثبت فاکتور روی فرآورده های گندم،دسرها،و گوشت بود. الگوی دوم با مصرف بالای لبنیات کم چرب و غلات صبحانه کم فیبر مشخص می شد. الگوی سوم بار فاکتور بالا برای نوشیدنیهای شیرین شده و غذاهای صنعتی داشت و الگوی چهارم بار فاکتور متوسطی برای محصولات ذرت و حبوبات داشتند(Lozada and et al,1999).
کاکرهام و همکارانش[۴](۲۰۰۶)باتحقیقی که در روسیه،قزاقستان،بلاروس و اوکراین انجام دادند به این نتیجه رسیدند که فشارهای روانی بر رژیم غذایی افراد تاثیر گذار بوده است. افرادی که فشار روانی کمتری داشتند رژیم غذایی متعادلتری داشتند و همچنین آنهایی که میتوانستند رژیم غذایی مطلوبی داشته باشند احساس بهتری در زندگی داشتند(Cockerham and et al,2006).
ریتچی وهمکاران[۵](۲۰۰۷)در مطالعه­ ای آینده نگر الگوهای غذایی ۲۳۷۱ نوجوان دختر ۹ تا ۱۱ سال کالیفرنیای را به مدت ۱۰ سال بررسی کردند و مشاهده نمودند که مشخصه های الگوهای غذاهای سالم مصرف بالای میوه ها،لبنیات، غلات فاقد چربی اضافه شده ،غذاها وسوپهای مخلوط و مصرف پایین نوشیدنیهای شیرین شده، دیگر شیرینی جات،سرخ کردنیها،برگرها و پیتزا می باشد(Ritchie and et al,2007).
کاکرهام و همکارانش[۶](۲۰۰۴): با مقایسه ی تغذیه­ی قزاقستان و قرقیزستان به این نتیجه رسیدند که قزاقها دو برابر قرقیزیها مصرف روزانه­ی گوشت دارند ولی در زمینه ی مصرف سبزیجات ۲۲درصد و میوه ۱۹درصد قزاقها کمتر از قرقیزیها مصرف میکنند. زنان بیشتر از مردان سبزیجات و میوه مصرف میکنند و افراد شاغل و طبقه ی بالای شغلی افراد جوان و متاهل بیشتر از دیگران گوشت و میوه و سبزی استفاده میکنند(Cockerham and et al,2004).
نتایج پژوهش ساکس[۷] (۱۹۹۹) و باو(۱۹۹۸) نشان داد که رژیم غذایی حاوی میوه و سبزیجات تازه با استفاده بیشتر از گوشت مرغ و ماهی نسبت به گوشت قرمز و همچنین جایگزین کردن روغن های غیر اشباع شده به جای روغن های اشباع شده ، نقش مهمی در کاهش پر فشاری خون اولیه دارد(Sacks and Baow,1998,1999).
کولین[۸]نیز از یک کارآزمایی بالینی(۱۹۹۹) نتیجه گرفت که کاهش مصرف نمک در الگوی تغذیه یکی از تغییرات مهم در سبک زندگی است که موجب کاهش فشار خون در بیماران با فشار خون خفیف می شود . در مورد استفاده از روغن جامد، گوشت قرمز و مصرف کم میوه و سبزیجات تازه با پرفشاری خون بین گروه مبتلا به پرفشاری خون و گروه شاهد تفاوت معنی دار مشاهده شد(Colin,1999).
مه نل،مورکت و فان اوترلو[۹](۱۹۹۲):در بررسی الگوهای غذایی دریافتند که زنان کمتر از مردان غذا میخورند و پرهیز از مصرف گوشت قرمز در میان آنان بیشتر است. در حالی که مردان نوشابه های الکلی بیشتری می نوشند،زنان بیشتر گرایش به نوشیدن قهوه و شیر دارند. پژوهش آنان نشان داد تفاوتهای جنسیتی در مصرف موادغذایی به گونه ای گسترده از باورها،تابوها،تجویزها و دستورهای فرهنگی جوامع گوناگون تاثیر می پذیرد(Mennell and et al,1992).
سه ئونگ و همکاران[۱۰](۱۹۹۶):در بررسی رفتارهای مرتبط با سلامتی مردم وارنا،گلس کو،ادین بورو در یافتند که مردم وارنا به گونه ای معنادار کمتر از مردم گلس کو و ادین بورو میوه و سبزی مصرف میکنند(Seong,1996).
استپ ت،واردل[۱۱](۲۰۰۱):در مقایسه ی دانشجویان اروپای شرقی با دانشجویان اروپای غربی دریافتند که دانشجویان کشورهای اروپای غربی با مصرف الیاف گیاه(میوه،سبزی و دانه های گیاهی) و پرهیز از نمک و چربی شیوه ی زندگی سالم تر و بهداشتی تر را نسبت به همتایان شرقی دارند(Stept and Wardel,2001).
شتی[۱۲](۲۰۰۲): در بررسی خود درباره ی دگرگونی تغذیه در هند تاثیر این دگرگونیها در پیدایش و گسترش بیماریهای مزمن غیرعفونی توجه کرد. وی دریافت که دگرگونیهای جمعیتی، شهرنشینی و دگرگونی الگوهای تغذیه و عادتهای غذایی به پیدایش بیماریهای مزمن انجامیده است(Shetty,2002).
جرموو و ویلیامز[۱۳](۲۰۰۴):با تحقیقی که در استرالیا انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین انتخاب غذاهای نامطلوب و فقر تغذیه با طبقه ی کارگر و گروههایی از طبقه­ی اجتماعی پایین رابطه­ معناداری وجود دارد(Germove and Williams).
کاکرهام[۱۴](۲۰۰۰):در ارتباط با سبک زندگی سلامت محور تحقیقی در روسیه انجام دادکه نشان می داد که مردان به طور معناداری بیش از زنان چربی مصرف میکنندو با افزایش سن میزان مصرف چربی کمتر میشود و با بالا رفتن تحصیلات و درآمد گرایش به مواد چربی بیشتر می گردد. همچنین افراد شاغل میزان استفاده از چربیشان زیاد گزارش شد(Cockerham,2000).
نتایج حاصل از تحقیق فرنچ و همکاران[۱۵](۲۰۰۰)حاکی از آن است که ارتباط نزدیکی بین میزان استفاده از غذاهای آماده رستورانی با دریافت کالری بالا، چربی اضافی و افزایش وزن وجود دارد و افزایش بیش از حد وزن جمعیت می ­تواند عامل خطر مهمی محسوب شود. اگرچه دریافت چربی در رژیم غذایی به عنوان درصدی از کل کالری دریافتی در جمعیت ایالات متحده در سالهای اخیر ۱۹۷۷ – ۱۹۷۸ از ۴۰ درصدبه ۳۳ درصددر ۱۹۹۴ کاهشیافتهاست .اماهمچنانسطح دریافت چربی مجاز بیش از ۳۰ درصد می باشد(French and et al,2000).
نتایج حاصل از تحقیقلی[۱۶](۲۰۰۹)نشان دادکه افزایش تراکم فروشگاههایی که در محله ها غذاهای آماده عرضه می کنند با سبک زندگی ناسالم، پروفایل های روانی فقیرتر و افزایش خطر چاقی در بین افراد مسن ارتباط دارد(Li,2009).
جکانوسکی و همکاران[۱۷](۲۰۰۱)در تحقیقی با عنوان «راحتی، قابلیت دسترسی و تقاضا برای غذاهای آماده» به بررسی افزایش تقاضا برای مصرف غذاهای آماده پرداخته اند. ایشان معتقدند، مشخصه متمایز غذاهای آماده سادگی آن است. در بازار فراگیر امروز، مصرف کنندگان دیگر نیاز ندارند که برای رفتن به فروشگاه غذاهای آماده مسیر طولانی را طی کنند. توانایی قابلیت دسترسی سریع به معنای کاهش در هزینه نهایی بدست آوردن یک وعده غذایی است که منجر به مصرف بیشتر می شود. یافته های این تحقیق نشان داد که افزایش قابلیت دسترسی منجر به افزایش مصرف می شود. عدم احتساب این گونه تغییرات بازار می ­تواند منجر به استنتاج­های نادرستی راجع به عوامل مسئول بر رشد صنعتی غذاهای آماده شود(Jekanowski and et al,2001).
مورابیا و وایندر[۱۸](۱۹۹۰) در بررسی عادتهای غذایی سیگاریها و غیر سیگاریها دریافتند که زنان بیشتر از میوه و سبزی و کمتر از مردان گوشت قرمز،شیر،قهوه و دانه­ های گیاهی استفاده میکنند(Morabia and et al,1990).
بررسی ناناکورن و همکاران[۱۹](۱۹۹۹) در میان دانشجویان تایلندی نشان داد که دختران دانشجو با اینکه کمتر از پسران دچار اضافه وزن بودند اما بیشتر از آنها برای کاهش وزن و تناسب اندام خود تلاش می­کردند. شیوه­ اصلی کاهش وزن در دختران دانشجو نیز پیروی از دستور غذایی ویژه گزارش شده بود(Nanakorn and et al,1999).
مجیب الرحمان و ویس وس وارا رائو[۲۰](۲۰۰۲) در بررسی الگوهای مصرف مواد غذایی بر حسب مذهب در هند تفاوتهای جنسیتی معناداری در میزان مصرف بسیاری از اقلام خوراکی و میزان کالری دریافتی در میان مسلمانان و هندوها گزارش کردند.میزان مصرف غذاهای گوشتی در میان مسلمانان گذشته از میزان تحصیلات و درآمد سرانه، بیشتر از هندوها بود و در برابر مصرف شیر و فرآورده های آن ،چربیها،و روغنهای خوراکی در میان هندوها بیشتر از مسلمانان گزارش شده بود. سرانجام به این نتیجه رسیدند که بعد خانوار،درآمد سرانه،و میزان تحصیلات تاثیری معنادار بر عادتهای غذایی و میزان کالری دریافتی در میان پیروان هر دومذهب داشته اند(Mujeeb-ur Rahman and Visweswara,2002).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...