بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- فایل ۱۳ |
![]() |
شعر من نگرفت عالم جز به یمن دولت
کی چنین فتحی به سعی خاطرم تنها شود
(سلمان، ۱۳۸۹: ۳۹)
و در مثنوی فراقنامه میگوید:
من از یمن اقبال این خاندان
گرفتم جهان را به تیغ زبان
من از خاوران تا در باختر
ز خورشیدم امروز مشهورتر
(همان)
همه دلایلی روشن و تاریخی در اثبات شهرت و آوازهی سلمان در آن عصر و زمان بود. با درنظر گرفتن این دلایل، هیچ شک و شبههای در شهرت سلمان در آن دوره باقی نمیماند. چراکه طرف توجه دوستان و محسود بدخواهان و دشمنان بوده است.
سوال اساسی این است که چرا سلمان با آن همه حمایت جلایریه و با آن همه شهرت و آوازه یک قرن بعد از مرگش دیگر از ذهنها و زبانا بیرون رفت و نامش تنها در تذکرهها، ذکر جنگها و تواریخ باقی ماند؟ در پاسخ باید گفت که غزلسرایان مهم دیگری نیز در دورهی سلمان ظهور کردهاند که متأسفانه با همه تابناکی و فروزندگی در پیش آفتاب پرتوی ندادهاند و در قبال شهرت عالمگیر نامدار خود اهمیت و اعتباری به دست نیاوردهاند. از آنجمله همام تبریزی غزلسرای معاصر سعدی است و در شعرش به این موضوع اشاره میکند.
همام را سخن دلفریب و شیرین است
ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی
(همان: ۴۰)
و امیر خسرو دهلوی که در هندوستان میزیست و اوحدی مراغهای که قسمت مهمی از عمرش در اصفهان گذشت و از پیروان مذهب تصوف بود و خواجوی کرمانی و سلمان ساوجی، معاصرین حافظ که وی به مقام ادبی آن دو اعتقاد داشت. پس معاصر بودن سلمان ساوجی با نابغهی بزرگ همچون حافظ شیرازی دلیل گمنامی وی گردیده است (همان: ۴۰).سلمان در نهایت از چشم جلایریان افتاد و در ساوه انزوا جست و گرفتار پریشانی گشت. لطف و نعمت بسیار که در دربار جلایر دیده بود و سابقهی انس و حقوق چهل ساله، همه را به فراموشی سپرد. بسیار جای تأسف است که سلمان در سن هفتاد سالگی خود – که بیشتر عمر را در ناز و نعمت گذرانیده و از توجه و اکرام ممدوحان قدیمی خود بهره میجست – در واپسین سالهای عمر در اندوه و خواری محرومیت به سر برد و در همین حال درماندگی و انزوا دوشنبه دوازدهم صفر ۷۷۸ عرصهی شاعری و زندگی را در زادگاه خویش شهر ساوه، ترک گفت (وفایی، ۱۳۸۹: ۲۵).
«فصیح خوافی» واقعهی سلمان را ذیل حوادث سال ۷۷۷ ﮪ آورده و در هیجدهم ماه صفر آن سال دانسته است. دولتشاه سمرقندی در «تذکره دولتشاه» سال وفات او را ۷۶۹ دانسته است (سمرقندی، ۱۳۶۶: ۲۹۴).
رضا قلیخان هدایت در «مجمع الفصحا» سال وفات وی را ۶۶۹ آورده است (هدایت، مجمع الصفحا: ۱۹). قول فصیح خوافی اندکی به حقیقت نزدیکتر است.
۳-۲٫ آثار
سلمان ساوجی از شعرای بزرگ، خاصه از قصیدهسرایان ممتاز ادب فارسی است. توانایی وی را در قصیدهسرایی ستودهاند چنانکه علامه دهخدا میگوید: «سلمان در درجه اول قصیدهسراست و میتوان او را از آخرین قصیدهسرایان معروف ایران پیش از صفویان دانست» (دهخدا، ۱۳۵۸:۱۳۲۵).
و دکتر ذبیح الله صفا او را خاتم قصیدهسرایان بزرگ پارس خاصه قصیدهگویان مداح دانسته است (صفا، ۱۳۶۳: ۱۰۱۲).
«سلمان نه تنها در قصیده بلکه در سایر قالبهای شعر چون: غزل، قطعه، ترجیعبند، ترکیببند، رباعی و مثنوی طبعآزمایی کرده است و مهارت و استادی خود را در همه این قالبها به خوبی نشان داده است. او در همه این انواع استاد مسلم بود. چنانکه همه ناقدان سخن و سخنوران عهد او و بعد از او بدین حقیقت اقرار داشتند و چه فخری برای او بالاتر از آنکه لسانالغیب شیراز با آن همه توانایی در سخن و با آن مرتبه از سخنشناسی درباره او میگوید:
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:06:00 ق.ظ ]
|