شعر من نگرفت عالم جز به یمن دولت

کی چنین فتحی به سعی خاطرم تنها شود
(سلمان، ۱۳۸۹: ۳۹)

 

 

و در مثنوی فراق‏نامه می‏گوید:

 

من از یمن اقبال این خاندان

گرفتم جهان را به تیغ زبان

 

من از خاوران تا در باختر

ز خورشیدم امروز مشهورتر

 

(همان)

 

 

همه دلایلی روشن و تاریخی در اثبات شهرت و آوازه‏ی سلمان در آن عصر و زمان بود. با درنظر گرفتن این دلایل، هیچ شک و شبهه‏ای در شهرت سلمان در آن دوره باقی نمی‏ماند. چراکه طرف توجه دوستان و محسود بدخواهان و دشمنان بوده است.
سوال اساسی این است که چرا سلمان با آن همه حمایت جلایریه و با آن همه شهرت و آوازه یک قرن بعد از مرگش دیگر از ذهن‏ها و زبان‏ا بیرون رفت و نامش تنها در تذکره‏ها، ذکر جنگ‏ها و تواریخ باقی ماند؟ در پاسخ باید گفت که غزل‏سرایان مهم دیگری نیز در دوره‏ی سلمان ظهور کرده‏اند که متأسفانه با همه تابناکی و فروزندگی در پیش آفتاب پرتوی نداده‏اند و در قبال شهرت عالم‏گیر نامدار خود اهمیت و اعتباری به دست نیاورده‏اند. از آن‏جمله همام تبریزی غزلسرای معاصر سعدی است و در شعرش به این موضوع اشاره می‏کند.

 

همام را سخن دلفریب و شیرین است

ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی

 

(همان: ۴۰)

 

 

و امیر خسرو دهلوی که در هندوستان می‏زیست و اوحدی مراغه‏ای که قسمت مهمی از عمرش در اصفهان گذشت و از پیروان مذهب تصوف بود و خواجوی کرمانی و سلمان ساوجی، معاصرین حافظ که وی به مقام ادبی آن دو اعتقاد داشت. پس معاصر بودن سلمان ساوجی با نابغه‏ی بزرگ همچون حافظ شیرازی دلیل گمنامی وی گردیده است (همان: ۴۰).سلمان در نهایت از چشم جلایریان افتاد و در ساوه انزوا جست و گرفتار پریشانی گشت. لطف و نعمت بسیار که در دربار جلایر دیده بود و سابقه‏ی انس و حقوق چهل ساله، همه را به فراموشی سپرد. بسیار جای تأسف است که سلمان در سن هفتاد سالگی خود – که بیشتر عمر را در ناز و نعمت گذرانیده و از توجه و اکرام ممدوحان قدیمی خود بهره می‏جست – در واپسین سال‏های عمر در اندوه و خواری محرومیت به سر برد و در همین حال درماندگی و انزوا دوشنبه دوازدهم صفر ۷۷۸ عرصه‏ی شاعری و زندگی را در زادگاه خویش شهر ساوه، ترک گفت (وفایی، ۱۳۸۹: ۲۵).
«فصیح خوافی» واقعه‏ی سلمان را ذیل حوادث سال ۷۷۷ ﮪ آورده و در هیجدهم ماه صفر آن سال دانسته است. دولتشاه سمرقندی در «تذکره دولتشاه» سال وفات او را ۷۶۹ دانسته است (سمرقندی، ۱۳۶۶: ۲۹۴).
رضا قلی‏خان هدایت در «مجمع الفصحا» سال وفات وی را ۶۶۹ آورده است (هدایت، مجمع الصفحا: ۱۹). قول فصیح خوافی اندکی به حقیقت نزدیک‏تر است.
۳-۲٫ آثار
سلمان ساوجی از شعرای بزرگ، خاصه از قصیده‏سرایان ممتاز ادب فارسی است. توانایی وی را در قصیده‏سرایی ستوده‏اند چنان‏که علامه دهخدا می‏گوید: «سلمان در درجه اول قصیده‏سراست و می‏توان او را از آخرین قصیده‏سرایان معروف ایران پیش از صفویان دانست» (دهخدا، ۱۳۵۸:۱۳۲۵).
و دکتر ذبیح الله صفا او را خاتم قصیده‏سرایان بزرگ پارس خاصه قصیده‏گویان مداح دانسته است (صفا، ۱۳۶۳: ۱۰۱۲).
«سلمان نه تنها در قصیده بلکه در سایر قالب‏های شعر چون: غزل، قطعه، ترجیع‏بند، ترکیب‏بند، رباعی و مثنوی طبع‏آزمایی کرده است و مهارت و استادی خود را در همه این قالب‏ها به خوبی نشان داده است. او در همه این انواع استاد مسلم بود. چنان‏که همه ناقدان سخن و سخنوران عهد او و بعد از او بدین حقیقت اقرار داشتند و چه فخری برای او بالاتر از آن‏که لسان‏الغیب شیراز با آن همه توانایی در سخن و با آن مرتبه از سخن‏شناسی درباره او می‏گوید:
پایان نامه - مقاله - پروژه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...