بررسی میزان آشنایی معلمان علوم تجربی سال چهارم ابتدایی با اهداف درس علوم ... |
![]() |
دانشآموز باید در پایان سال دستور زبان فارسی بداند.
منظور جمله بالا نه برای معلم کاملاٌ مشخص است نه برای دانشآموز. آیا منظور این است که دانشآموز خواهد توانست تعدادی اصطلاح دستوری را حفظ بگوید. یا فاعل و فعل را تعریف کند، یا جمله هایی با ساختمان درست دستوری بنویسد ؟
معلم باید پیش از اقدام به عمل آموزش، برای این گونه سئوالها جوابهای دقیق پیدا کند، یعنی هدف نسبتاٌ کلی و مبهم بالا را بشکند و اجزاء رفتاری تشکیل دهنده آن را مشخص نماید، آنگاه هدفهای آموزشی خود را بر اساس تغییرات مطلوبی که می خواهد در رفتار و اعمال دانشآموزان و دانشجویان ایجاد کند، بنویسد. آنچه از این راه به دست خواهد آمد همان هدفهای دقیق رفتاری هستند که تغییرات مورد نظر را در قالب عباراتی که حاکی از رفتار و اعمال اندازه گیری در یادگیرنده هستند بیان میکنند.
۸-۲- فواید استفاده از هدفهای رفتاری :
۱- اولین فایده بیان هدفهای آموزشی بر حسب رفتار و اعمال یادگیرنده این است که استفاده از این نوع هدفها کار طرح و اجرای آموزش را برای معلم آسان میکند. هر فعالیتی، از جمله آموزش، در صورتی موفقیت آمیز است که شخص از پیش بداند به چه منظوری به آن فعالیت می پردازد.
۲- فایده دیگر کاربرد هدفهای رفتاری آسان کردن عمل ارزشیابی معلم از آموخته های دانشآموزان و دانشجویان است. یکی از راه های کمک به ارزشیابی تحصیلی بیان هدفهای آموزشی به صورت هدفهای رفتاری است.
۳- استفاده از هدفهای رفتاری در آموزش فواید دیگری دارد و آن کمکی است که به دانشآموزان دانشجویان در امر یادگیری میکند. اگر یادگیرنده از پیش بداند که معلم در پایان کار از او چه انتظاراتی خواهد داشت و این انتظارات را به طور دقیق و آشکار به یادگیرنده بگوید، یادگیرنده با آرامش خاصر و آمادگی بیشتر به یادگیری آنها خواهد پرداخت. اما اگر هدف درس برای یادگیرنده مشخص نباشد و نداند که در پایان کار معلم از او چه خواهد خواست، نسبت به کارش دلسرد خواهد بود و انگیزه کمتری برای یادگیری مطالب خواهد داشت. همچنین بیان هدفهای آموزشی در قالب عبارات روشن رفتاری در آغاز درس یادگیرنده را در راهی که در پیش خواهد گرفت و به آنچه که قرار است برسد یاری خواهند داد، و در جریان یادگیری با مقایسه پاسخای یادگرفته خود با آنچه درهدفها گنجانده شده، مرتباٌ به ارزشیابی از یادگیریهای خود و رفع نواقص آنها خواهد پرداخت.
۹-۲- روش تهیه هدفهای رفتاری :
اگر هدفهای آموزشی را به دقت مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که همه آنها از سه جزء اصلی فاعل، فعل، و مفعول تشکیل میشوند به هدف زیر توجه کنید :
از دانشجو انتظار می رود بتواند بدون کمک گرفتن از کتاب تمام فواید استفاده از هدفهای رفتاری گفته شده در کتاب را بگوید.
در هدف بالا، دانشجو فاعل جمله است. این فاعل در همه جملات هدفهای رفتاری یکسان است. هر چند گاهی این فاعل دانشجو است. زمانی دانشآموز یا کارآموز و گاهی هم یادگیرنده یا عناوینی دیگر است. اما آنچه در این هدفها تغییر میکند، یکی فعل جمله و دیگری مفعول آن است. مفعول جمله هدف رفتاری در برگیرنده بخشی از موضوع یا محتوای درس و فعل آن نشان دهنده عمل یا رفتاری است که یادگیرنده در رابطه با آن موضوع یا محتوا باید انجام دهد. مثلاٌ در هدف بالا مفعول جمله « فواید هدفهای رفتاری » است بخشی از محتوای فصل حاضر است، و فعل آن یعنی « گفتن این فواید » نشان دهنده عمل یا رفتار یادگیرنده در رابطه با آن موضوع است.
مطابق آنچه گفته شد، برای تهیه هدفهای رفتاری باید در انتخاب مفعولها و فعلهای جمله هایی که برای بیان هدفها به کار میبریم دقت کنیم یعنی باید مفعول جمله را از میان موضوعها و مطلبهایی که آموزش میدهیم انتخاب کنیم و فعل آن را طوری برگزینیم که نشان دهد یادگیرنده در رابطه با آن موضوع چه کاری باید انجام دهد. برای اینکه تمام موضوعات و مطالب مهم را در بیان هدفهای آموزشی رفتاری خود منظور نماییم و چیزی را فراموش نکنیم، استفاده از جدول مشخصات درس یک تدبیر بسیار مفید است.
جدول مشخصات :
جدول مشخصات درس یک جدول دو بعدی است با تعدادی ردیف وستون متناسب با محتوای درس و هدفهای آموزشی معلم.
روش تهیه هدفهای رفتاری کامل :
نخستین گام در نوشتن هدفهای آموزشی رفتاری بیان این هدفها در قالب عبارات و جملات روشن و قابل اندازه گیری است. به سخن دیگر، یک هدف آموزشی در صورتی رفتاری خوانده میشود که به صورت عملکرد یادگیرنده یعنی عملی که در پایان درس یا دوره آموزشی از او انتظار میرود بیان شود. علاوه بر این ویژگی مهم، هدفهای کامل رفتاری دارای دو ویژگی مهم دیگر هستند که شرایط عملکرد و ملاک عملکرد نام دارند.
رابرت میگر، پرچمدار نهضت هدفهای رفتاری، در کتاب معروف خود با نام تدارک هدفهای آموزشی ( ۱۹۶۱، ترجمه زنگنه و شمشیری، ۱۳۵۵ ) ویژگیهای فوق را به شرح زیر مشخص کرده اند :
بیان هدف به صورتی عینی و قابل مشاهده و قابل اندازه گیری، یعنی برحسب عملکرد دانشآموزان.
توصیف شرایطی که با توجه به آن یادگیرنده باید عملکرد خود را نشان دهد.
ملاکهای یا معیارهایی که به وسیله آن میزان پیشرفت یادگیرنده در رسیدن به هدفها سنجیده میشود.
برای تعیین ملاک یا معیار عملکرد، نویسنده هدف باید بکوشد تا از طریق ازفزودن کلمه یا کلمه هایی به بیان هدفها که میزان موفقیت یا دقت یادگیرنده را نشان میدهد نوع یا سطح عملکرد مورد قبول را مشخص کند. این ملاک نشان دهنده حداقل سطح یا مقدار عملکرد مورد قبول است. میگر در کتاب تدارک هدفهای آموزشی راه های مشخص کردن ملاک عملکرد را به شرح زیر بیان کرده است :
با بهره گرفتن از محدوده زمانی : یعنی از طریق محدود کردن زمان انجام عملکرد، مثلاٌ دانشجو باید بتواند با بهره گرفتن از فرمول ضریب همبستگی، حداکثر در پانزده دقیقه، ضریب همبستگی بین دو دسته عدد را که معلم به او میدهد حساب کند.
با توجه به تعداد پاسخها : یعنی از طریق تعیین تعداد پاسخهای درست، مثلاٌ دانشآموز باید بتواند، از میان فهرستی از نام شعرا و نویسندگان گذشته ایران که معلم در اختیار او میگذارد، حداقل نام پنج شاعر و نویسنده دوره غزنویان را نام ببرد.
با توجه به درصد یا نسبت : یعنی از طریق ذکر درصد یا نسبت پاسخها، مثلاٌ دانشآموز باید بتواند، بدون کمک معلم یا هر کس دیگر، حداقل ۹۰ درصد مسائلی را که معلم به او میدهد درست حل کند.
با توجه به ویژگیهای عملکرد : یعنی از طریق مشخص کردن ویژگیهای مهم عملکرد درست، مثلاٌ یادگیرنده باید، با بهره گرفتن از یک ترازوی دقیق که در اختیار او گذاشته میشود، مواد شیمیایی را تا میلی گرم اندازه گیری کند.
« یا » دانشآموز بتواند با بهره گرفتن از وسایل مورد نیاز که در آزمایشگاه فیزیک موجودند، یک زنگ اخبار بسازد، طوری که با طرح داده شده در کتاب فیزیک دقیقاٌ مطابقت کند.
۱۰-۲- انواع هدفهای آموزشی رفتاری ( هدفهای ورودی – هدفهای بین راه – هدفهای نهایی ) :
هدفهای آموزشی رفتاری را میتوان به سه دسته هدفهای پایانی یا نهایی، هدفهای واسطهای یا بین راه، و هدفهای ورودی تقسیم کرد. هدفهای پایانی یا نهایی به آنچه که یادگیرنده باید در پایان درس یا دوره آموزشی انجام دهد اشاره میکند، اما هدفهای بین راه نشان دهنده اعمالی هستند که یادگیرنده، بعد از یادگیری بخشی از درس و پیش از اتمام تمام درس، انجام خواهد داد.
هدفهای نهایی، به خودی خود، دارای اهمیت هستند و معمولاٌ یادگیری آنها در دنیای واقعی ( خارج از آموزشگاه ) به کار یادگیرنده می آیند. اما هدفهای بین راه، به خودی خود، چندان اهمیتی ندارند و یادگیری آنها از سوی یادگیرنده تنها از آن نظر مفید است که یادگیرنده را در یادگیری هدفهای نهایی یاری میدهد. در حقیقت هدفهای بین راه نقش پل ارتباطی را ایفا میکنند که از طریق آنها یادگیرنده از هدفهای ورودی به هدفهای نهایی دست مییابد.
نوع سوم هدفهای رفتاری، هدف ورودی است. هدف ورودی که نام دیگر آن رفتار ورودی است، همچنانکه از اسم آن پیداست عبارت است از رفتارهایی که یادگیرنده در موقع ورود به یک واحد یادگیری با خود به همراه می آورد. بنابراین، هدف ورودی یا رفتار ورودی برآمادگی فرد یا هدفهای قبلی آموخته شده از سوی او دلالت دارد. یادگیری بیشتر هدفهای آموزشی نیاز به آن دارد که یادگیرنده از قبل نوعی آمادگی کسب کرده باشد.
هدفهای ورودی یا رفتارهای ورودی را دانشآموز باید در درسها یا دوره های آموزشی قبلی آموخته باشد و توجه معلم به آنها از این لحاظ اهمیت داردکه معلوم کند یادگیرندگان برای شروع یادگیری درس جدید به آن آمادگی یا پیش نیاز دسترسی دارند یا نه، اما هدفهای آموزشی نهایی و بین راه هدفهای درس فعلی معلم هستند که او باید آنها را آموزش دهد و در پایان واحد یا دوره آموزشی از آنها ارزشیابی به عمل آورد.
۱۱-۲- طبقه بندی هدفهای آموزشی :
یادگیری سطوح انواع گوناگون دارد. ما مطالب مختلف درسی و غیر درسی، چون حساب، فیزیک، شیمی، ادبیات، هنر، آداب و رسوم و غیره را یاد میگیریم. ما دوست داشتن، کینه توزی، ابراز محبت، خشمگین شدن، و عواطف دیگری را یاد میگیریم. همچنین ما ورزشهای مختلف، حرفه های گوناگون، دوچرخه سواری، اتومبیل رانی و بسیاری کارهای دیگر را یاد میگیریم. تهیه فهرست کاملی از آنچه انسان در طول زندگی و از راه آموزش رسمی و غیره رسمییاد میگیرد بسیار دشوار شاید غیر ممکن است. از آنجا که یادگیری هدف آموزش است، به همان نسبت که یادگیریها متنوع هستند، هدفهای آموزشی نیز گوناگونند. برای شناسائی انواع هدفهای آموزشی شناسایی انواع یادگیری یا سطوح مختلف یادگیری ضرورت دارد. متخصصان آموزشی جهان، برای این منظور، یادگیری ها و هدفهای آموزشی را طبقه بندی کرده اند.
۱۲-۲- طبقه بندی بلوم از هدفهای آموزشی :
معروفترین طبقه بندی هدفهای آموزشی که به وسیله گروهی از متخصصان آموزش و اندازه گیری و ارزشیابی تدوین شده است، به نام بنجامین بلوم که سرپرستی آن گروه را بر عهده داشته شهرت یافته است ( بلوم و همکاران ۱۹۵۶ ). در این طبقه بندی هدفهای آموزشی ابتدا به سه حوزه یا حیطه با نامهای شناختی، عاطفی، و روانی – حرکتی تقسیم شده اند حوزه شناختی دانش و معلومات و توانائیها و مهارتهای ذهنی را شامل است. حوزه شناختی دانش ومعلومات و توانائیها و مهارتهای ذهنی را شامل است. حوزه عاطفی با علاقه انگیزش و نگرش سروکار دارد. و حوزه روانی – حرکتی به فعالیتها و مهارتهایی که هم جنبه روانی و هم جنبه جسمانی دارند. مربوط میشود.
۱۳-۲- حوزه شناختی :
هدفهای آموزشی حوزه شناختی به فرآیندهایی چون دانستن، شناختن، فهمیدن، اندیشیدن، استدلال کردن، و قضاوت کردن مربوط میشوند. برای مثال، وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانشآموزان او در حل مثال، وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانشآموزان او در حل کردن مسائل درس حساب با مشکل مواجه است. نگرانی او را در رابطه با مشکل دانشآموز به حوزه شناختی مربوط میشود. طبقه بندی حوزه شناختی را بلوم و همکاران ( ۱۹۵۶ ) تهیه کرده اندو مسعود رضوی ( ۱۳۴۶ ) و سیف و علی آبادی ( ۱۳۶۸ ) آن را به فارسی برگردانده اند. حوزه شناختی به دوبخش دانش و توانائی ها و مهارت های ذهنی تقسیم شده است، و هر یک از این دو بخش نیز دارای تقسیماتی به شرح زیر است :
۰۰/۱ – دانش : دانش شامل یادآوری و بازشناختی امور جزیی و کلی، روشها و فرآیندها، الگوها، ساختها، یا موقعیتهاست. در واقع دانش عبارت است از یادآوری و بازشناسی مطالب قبلاٌ آموخته شده. « برای مثلا اگر ذهن را به صورت یک بایگانی تصور کنیم، مسئله مربوط به یک موقعیت امتحانی سنجش دانش عبارت است از پیدا کردن نشانه ها، سرنخ ها، یا قراین مناسب که به بهترین وجهی دانش ذخیره شده یا بایگانی شده را فرا می خواند » ( بلوم وهمکاران ۱۹۵۶، ص ۲۰۱ )
۱۰/۱- دانش امور جزیی :
۱۱/۱- دانش اصطلاحات :
تعریف کردن اصطلاحات علمی و فنی درس فیزیک.
بیان معانی لغات تازه درس زبان خارجی.
۱۲/۱- دانش واقعیتهای مشخص :
گفتن وقایع مهم تاریخی مربوط به کشور مورد مطالعه.
بیان خواص فیزیکی و شیمیائی عناصر مختلف.
۲۰/۱- دانش راه ها و وسایل برخورد با امور جزئی :
۲۱/۱- دانش امور قراردادی :
توضیح دادن قواعد نقطه گذاری مورد استفاده در نوشته های گوناگون.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:18:00 ق.ظ ]
|