(خوافی، ۱۳۴۵: ۳۹۱ـ۳۹۲).
۴ـ۴ـ ۸ ـ عدالت در گلستان و روضه خلد
سعدی معتقد است عدالت خداوند، جهان‌شمول است «باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه‌جا کشیده پرده . . .» (احمدی گیوی، ۱۳۸۶: ۱۶۳).
سعدی در مواعظ و قصاید تحقیقی خویش مفهوم اخوت انسانی را که مضمون حکم حدیث نبوی هم هست به‌طور ضمنی مبنای الزام عدل و احسان قرار می‌دهد و در شریعت و وجدان و مروّت انسانی این معنی را جایز نمی‌داند که در عالَمِ برادری که بین انسان‌ها هست، یک برادر از پرخوری آماس کند و برادر دیگر از گرسنگی و نزاری جز رمقی برایش باقی نماند. این یک به‌خاطر فقر از فواید هدایت محروم ماند و آن یک در پرتو نعمت از هرگونه برکت بهره‌یاب شود. و باز آن‌که از دولت و اقبال نصیب دارد الزام عدل و احسان را که حکم شرع است شامل تعهد وی در سعی برای ایجاد نوعی مساوات در فرصت‌ها برای برادر محروم تلقی ننماید» (زرین‌کوب، ۱۳۷۹: ۱۱۴).
مقاله - پروژه
شیخ سعدی وقتی به انسان نگاه می‌کند، اصل برابری و حقوق بشر را می‌بیند، نه رنگ نه زبان و دین و آیین او را. برای آن که همگان از یک گوهر آفریده شده‌اند و بندگان خداوندند، درد یک انسان درد همه انسان‌‌هاست. نجات یک انسان نجات یک جامعه است و کشتن یک انسان کشتن یک جامعه.

 

 

«بنی‌آدم اعضای یک دیگراند چو عضوی به درد آورد روزگار
­­­­­­­­

 

 

 

که در آفرینش ز یک جوهراند دیگر عضوها را نماند قرار»
­­­­­­­­

 

 

 

(سعدی، ۱۳۷۴: ۱۹).
عدالت در لغت، اصلی است که بر حد وسط میان افراط و تفریط و راست و مستقیم دلالت می‌کند و بر مبنای این اصل، معانی متعددی آمده است؛ از جمله مساوات، استقامت، حکم به حق، همانندی، همسنگی، درستی، میزان بودن و نقیض جور (غزالی، ۱۳۸۰: ۴۵۱۱).
۱ـ اعتدال و میانه‌روی ۲ـ «وضع الشئ فی موضعه» قرار دادن هر چیز در جای خودش ۳ـ عدل و مساوات.
امام علی علیه‌السلام در بیانی شیوا و راهبردی «اعتدال» را با میزان توانمندی فرد مرتبط دانسته و خطاب به امام مجتبی علیه‌السلام می‌فرماید: «در شئون زندگی و امور عبادی میانه‌رو باش و از افراط و تفریط بپرهیز. روشی را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانی آن را انجام بدهی». بر این اساس ریشه اعتدال در وجود خود فرد است و کسی می‌تواند مدیریت تنظیم روابط، پدیده‌ها، افراد و وقایع را در دست بگیرد که خود معتدل باشد.
اعتدال در اسلام مبتنی بر عدالت‌ورزی است، پس غایت و هدف اعتدال و میانه‌روی حقیقی، رسیدن به اعتدال فردی و اجتماعی است. گویی اینکه مقصد بلند و پربهای عدالت‌گستری، صرفاً با رفتن از راه و شیوه میانه‌روی به‌دست خواهد آمد و اگر اعتدال نباشد بر ظلم ـ چه فردی و چه اجتماعی ـ افزوده خواهد شد.
از همین روست که در طول تاریخ زندگی اجتماعی انسان، فرازهای مختلفی را می‌توان دید که علی‌رغم وجود امکانات متعدد مادی و معنوی که می‌توانست جامعه عدالت‌محور را به ارمغان آورد اما به‌خاطر عدم اعتدال و نداشتن مرام میانه‌روی نه‌تنها عدالت برقرار نگشت، بلکه بر شدت مظالم افزوده گشت.
در مقابل جوامعی که تاحدودی مؤفق به برقراری عدالت شدند از رهبری و کارگزاری افراد معتدل برخوردار بوده‌اند. سرآمد این جوامع، جامعه اسلامی ساخته شده توسط پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و دوران ۵ ساله خلافت امام علی علیه‌السلام است که شخصیت عادل و معتدل این بزرگواران بهترین ارمغان‌ها را برای مردم به همراه داشت. جامعه‌ای که هرکس و هرچیز در جایگاه شایسته خود قرار گرفته بود و رو به کمال خویش در حرکت بود و مردم طعم واقعی عدالت را در سایه اعتدال چشیدند هرچند عوامل دیگری پاس آن نعمت بزرگ را ندانست و دوام آن را مخدوش ساخت.
سختی اجرای عدالت به ظرفیت بالا و توان فوق‌العاده عدالت‌گستر محتاج است به وضوح این پیام را می‌رساند که عدالت‌گستر حقیقی، متعادل‌ترین انسان‌هاست و اساساً، سختی اجرای عدالت جز با میانه‌روی و فرونیفتادن در افراط و تفریط محقق نخواهد شد.
مضمون هردو کتاب برقراری عدالت بیان پیامدهای ظلم که در دنیا و آخرت دامن‌گیر فاعل آن است و باعث برانگیخته‌شدن خشم الهی می‌شود.
حکایت: ظالمی را حکایت که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح صاحبدلی بر او گذشت و گفت:
روشن‌ترین خطوط قیافه‌ی سعدی حمایت از مظلوم، نصیحت به ملوک، انذار صاحبان اقتدار و پایین آوردن آن‌هاست از تخت کبریا و غرور» (دشتی، ۱۳۳۹: ۲۴۱).

 

 

زورت ار پیش می‌رود با ما زورمندی مکن بر اهل زمین
­­­­­­­­

 

 

 

با خداوند غیب دان نرود تا دعایی بر آسمان نرود
­­­­­­­­

 

 

 

حاکم از این سخن برنجید و روی از صحبت او درکشید و بر او التفاتی نکرد. تا شبی آتش مطبخ در انبار هیزمش افتاد و سایر املاکش بسوخت و از بستر نرمش به خاکستر گرم نشاند. اتفاقاً همان شخص در گذر بود و شنید که با یاران می‌گفت: ندانم این آتش از کجا در انبار هیزم افتاد. گفت: از دود دل درویشان.

 

 

حذر کن ز دود دل درویشان به هم بر مکن تا توانی دلی
­­­­­­­­

 

 

 

که ریش درون عاقبت سرکند که آهی جهانی به هم برکند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...