تحلیل و بررسی عناصر رمز گونه و فوق طبیعی در دو ... |
![]() |
دان زور و آن تن نباشد هیون
سرش چون بکردم به خنجر جدا
همه دشت از او شد چو دریای خون
چو باران از او خون بد اندر هوا
(همان: ۲۸۹)
با مرگ هستی اکواندیو، مینو و گیتی او نیز نابود شده و از بین می رود.» (اکبری مفاخری، ۱۳۸۹: ۷۷)
۴-۴-۱۳) رخش
ایران مکانی با جغرافیایی بسیار متنوع و محلِ زیستن مردمی است با روحیات پهلوانی است، از ملزمات این روحیه پهلوانی می توان به همزیستی بسیار عجیب با اسبان اشاره کرد؛ این همین اسبان بودند که آنان را در مسیر تکامل روح آزاده شان همراهی می کردند و … این روحیه تا جایی بود که حتی بعد از مرگِ پهلوان، اسب هم در دخمه او دفن می شد.
«اسب در متون مقدس ایرانی، در نزد آریایی ها و ایرانیان اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده است، به گونه ای که مهر (که یکی از ایزدان آیین زرتشتی و ایزد جنگ و پیروزی است) دارای اسب تیزرو یا اروند اسب است. اسب در شاهنامه فردوسی یکی از جانوران نمادینی است که از ارزش بنیادینی برخوردار بوده است. این حیوان بنا به روایتی از سوی کردارگاه همچون انسان رفتار می کند.» (زرقانی، ۱۳۸۷: ۱۶۵)
رخش نام اسب رستم، قهرمان اسطورهای شاهنامه است. رخش در لغت به معنی رنگ سرخ و سفید درهم آمیخته است. چنانچه مشهور است بدن رخش دارای لکههای قرمز و زرد و گلهای کوچک بود و از زیر دم تا زیر گردن و چشم تا دهان سفید بود. «در گذشته یکی از جانداران و حیواناتی که یار و همدم انسان ها بوده و نقشی اساسی و مهم را در زندگی انسان ها ایفا می نمود، اسب بوده است. بدون شک در تاریخ گذشته جهان و از جمله شاهنامه فردوسی، لشکرکشی های ایرانیان و تورانیان با اسب بوده است.» (صفا، ۱۳۶۹: ۲۳۳)
«یقیناً یکی از عوامل مهمی که سبب به شهرت رسیدن رستم در شاهنامه میشد، وجود اسب او یعنی رخش است، زیرا رخش است که در حماسه پهلوانی رستم و ایرانیان نقش میآفریند و شاید بی جا نباشد بگوییم اگر رخش در طول زندگی و جنگ های رستم یار و همدمش نبود، رستم آن رستم جهان پهلوان شاهنامه ای که در ذهن های ما به یادگار مانده، نبود.
به طور کلی ویژگی های رخش را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
۱) ویژگی هایی که شبیه ویژگی ها و خصوصیات انسانی است.
۲) ویژگی های طبیعی یا حیوانی.» (زرقانی، ۱۳۸۷: ۱۶۶)
ویژگی های انسانی رخش
رخش اعجوبه ای است که رفتار و کردارش فراتر از رفتار و کردار یک اسب به نظر می رسد و بیشتر کارهایش شبیه کارهای انسان هاست و حتی در بسیاری از موارد از جهان پهلوانش (رستم)، بهتر عمل می کند. برای نمونه نظرات بعضی از محققین در ذیل می آید :
- «احساس مسئولیت به همراه مهر و محبت به رستم و محافظت از او : رخش از زمان قبول بند اطاعت و بندگی رستم، پیوسته خود را در برابر رستم مسئول می داند و محافظ و دوستدار و همراه و یاور اوست. علاوه بر میدان های جنگ، زمانی که در مرغزارها، آزاد و رهاست، از رستم چشم برنمی دارد و از او دور نمی شود و پیوسته مهر و محبتش را به رستم می نمایاند. گویا، آنها یک روح در دو پیکره هستند، به گونه ای که هر کدام محافظ دیگری اند و نماینده ی دو جنبه مکمل یک شخصیت واحد هستند.
در مرغزار پادشاه کابل، زمانی که رخش از نقشه و توطئه دشمن آگاه می شود تا آنجایی که توان دارد تلاش و کوشش می کند تا خود و خداوندگارش را از آن هلاکت گاه رهایی دهد و محبتش را به رستم بیشتر نمایان کند:
همی رخش از آن خاک نو یافت بوی
همی جست و ترسان شد از بوی خاک
تن خویش را گرد کرده چو گوی
زمین را به نعلش همی کرد چاک
(فردوسی، شاهنامه: ۳۵۸)
رخش از رفتن به درون چاه ها خودداری می کند اما رستم با اصرار، آن را وادار به رفتن می کند و بند تقدیر و زمانه او را کشان کشان به سوی مرگ می برد.
یکی تازیانه برآورد نرم
بزد تنگدل رخش را کرد گرم
(همان: ۳۵۸)
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:08:00 ق.ظ ]
|