طرح های پژوهشی انجام شده درباره بررسی و پژوهشی دراشعاروطنی عبدالله بردونی- فایل ۲۱ |
![]() |
۳-۲-۲٫ مقابله
از دیگر صنایع ادبی در شعر وطنی «بردونی» مقابله است. مقابله عبارت است از اینکه دو یا چند معنای هماهنگ و متناسب آورده شود، پس به ترتیب معنی مقابل آنها آورده شود.[۲۱۱]
«تازیانههای رنج و عذاب را بر بالای سر ما مانند گذر کردن مگس بر روی پوست گذر کردند، (خیلیما را شکنجه دادند) پس دیگر ،هرگز در برابر استعمارگران غاصب سرفرود نمیآوریم و تسلیم این افراد بدبخت و بیچاره نمیشویم با وجود قید و بندها و وعدههای فریبندهای که به ما میدهند به راه خود ادامه خواهیم داد (مبارزه میکنیم). زمان آن رسیده که ظلم و ستم به کنار رود و عدالت جایگزین آن گردد ما به مردم جنوب یمن وعده پیروزی دادهایم».
و مرّت علینا سیاطُ العذابِ فلن نخضعَ الیوم الغاصبین سنمشی سنمشی برغمِ القیودِ فقد آن للجورِ أن ینتهی وعدنا الجنوب بیوم الجلاء |
مرورَ الذبابِ علی الجلدِ و لمْ نستکینْ للعنا الأنکدِ و رغم وعودِ الخداعِ الردی و قد آن للعدلِ أن یبتدی و یومُ الفد غایه الموعد[۲۱۲] |
۳-۲-۳٫طباق
طباق یا تضاد عبارت است از گردآمدن دو کلمه متضاد یا دو معنای متقابل در یک عبارت.[۲۱۳]
این صنعت نشان دهنده ذوق ادبی و توانایی شاعر در به کارگیری کلمات مناسب است و خواننده را دچار نوعی شگفتی میکند.
«بردونی» در قصیده «عتاب و وعید» با بهره گرفتن از این صنعت از شیوه حکومتداری یکی از رهبران حکومتش انتقاد کرده؛ ظلم و ستم و بیعدالتیهای وی را به تصویر کشیده است و به وی پیغام داده که نسلهای بعدی به خاطر این رفتارهایش وی را مورد نفرین و لعنت قرار میدهند.
لماذا لیَّ الجوعُ و التصفُ لک؟ و أغرسُ حقلی فتنجیه أنـ لماذا تسوُدُ علی شقوتی؟ ففی أضلعی، فی دمی غضبهٌ غداًسوف تلعنُکَ الذکریاتُ |
یُناشدنی الجوعُ أَن أسألک تَ، و تُسکرُ من عَرقی منجلک أجب عن سؤالی و اِن أخجلَک إذا عصفتْ أطفأت مشعلَک و یلعنُ ماضیکَ مستقبلَک[۲۱۴] |
۴- مضامین اشعار وطنی
۴-۱٫آزادی
آزادی وضعیتی است که در آن، انسان فرمانبر خواستههای خودکامانه و بیپایان هیچ مرجعی اعم از دولت، کارفرما، خویشان و افراد دیگر نباشد … آزادی منوط به نظمی اجتماعی است که در آن قدرتهای بزرگ دولتی یا غیر دولتی در چارچوب محدودیتهای از پیش تعیین شده باشند. وضع قوانین وکارعادلانه نمونهای از کوششهایی است که بر کارفرمایان محدودیتهایی را تحمیل میکند و دولت مانعی بر سر راه آزادی باشد.[۲۱۵]
منظور از آزادی سیاسی این است که امت منشأ قدرت باشد، مهمترین حق امت این است که افرادش به طور مستقیم یا از طریق نمایندگان خود، حق انتخاب، نظارت و ارزیابی کارهای حاکم را داشته باشند.[۲۱۶] یا اینکه مجموعه امتیازاتی است که اهالی کشور برای مشارکت در حیات سیاسی جامعه بدان نیاز دارند این امتیازات به صورت حقوق مدنی (حق رأی و داوطلبی) حق عضویت در احزاب سیاسی و حقوق سیاسی (آزادی رقابت اندیشهها و تعیین زمامدار) نمایان میشود.[۲۱۷]
محوریترین موضوعی که «عبدالله بردونی» در اشعار وطنی بدان پرداخته، مفهوم آزادی است. با توجه به افکار متجددانه شاعر، آزادیخواهی یکی از مفاهیمی است که در عصر وی رایج بوده و تحت تأثیر ظلم و ستم و خفقان حاکم بر کشورش، ندای آزادی را در کشورش انعکاس داده است. یکی از درون مایههای ادبیات عرب در عصر حاضر، آزادی است و شاعران معاصر عرب به این مفهوم پرداختهاند.
«عبدالله بردونی» از جمله شاعرانی است که در اشعار ملی ـ میهنیاش ندای آزادی سر داده و در قصیده «فی طریق الفجر» در این مضمون میگوید: «ما مردمانی هستیم که زیر بار ظلم و ستم نمیرویم ودر مقابلش سکوت نمیکنیم، زیرا سکوت برای مرده است و زندگی ما آن را بر نمیتابد … ما چه کسی هستیم؟ ما تاریخ اندیشه هستیم. واز آن سرزمینی که یک زمانی مهد تمدن و در کسب بزرگیها و افتخارات صاحب امتیاز و اصالت بوده است،می باشیم و وهم و خیال آن به سوی هر عظمت و شکوهی سبقت گرفته و از جانب مردم یمن قبل از آغاز خلقتش پایان یافته است .. او به هموطنانش بشارت میدهد که شاد باشید، زیرا سپیده دم پیروی بازگشته در حالی که سندی از خون ما رابرای گنشجکان روایت می کند».
لنْ نُطیقَ السکوتَ فالصمتُ للْمیْـ نحنُ من نحنُ؟ نحنُ تاریخُ فکرٍ |
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:17:00 ق.ظ ]
|