فایل ها درباره : تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان وعزت نفس ... |
![]() |
در پژوهشی که ونزل ویکتوریا [۸۰]و همکارانش(۲۰۰۹)،در ارتباط با تاثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر جلو گیری از سوء استفاده از مواد مخدر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مهارت های زندگی تاثیر مثبتی بر کاهش استفاده از مواد مخدر و الکل در دانش آموزان دارد.
در پژوهشی که کنراد[۸۱]و همکارانش(۲۰۰۹)، در ارتباط با بهبودمهارتهای زندگی واعتماد به نفس در کارکنان بیمارستان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارتهای زندگی،اعتماد به نفس در آنان بطور چشمگیری افزایش یافت.
در پژوهشی که احمدیان[۸۲] (۲۰۰۹)، تحت عنوان بررسی اثر آموزش مهارتهای زندگی در دانش آموزان خفیف فکری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که پس از آموزش مهارت خود شناسی،اجتماعی و روابط بین فردی،مدیریت خشم،اثرات مثبت زیادی در این افراد دیده شد.
در پژوهشی که توسط متیو[۸۳] و همکارانش(۲۰۰۹)، تحت عنوان تغییر در مهارت های زندگی در اسکیزوفرنی ها پس از باز سازی شناختی انجام شد نتایج نشان داد که توجه شنوایی و حافظه کار پیش بینی شده،میزان قابل توجهی از واریانس در تغییر در اندازه گیری عملکرد بر اساس مهارتهای زندگی روزمره را پس از باز سازی شناختی،حتی وقتی که واریانس برای تمام آن متغییر ها کنترل می شد را نشان داد.
در پژوهشی که بوب لاولیر[۸۴]و همکاران(۲۰۱۰)، در ارتباط با مهارتهای ارتباطی مورد نیاز دانشجویان کارشناسی ارشد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که این مهارتها بطور چشمگیری باعث افزایش اعتماد به نفس و ارتباط با دیگران و انعطاف پذیر شدن در آنان می گردد.
در پژوهشی که جفرسون و نسا [۸۵]و همکاران(۲۰۱۰)، در ارتباط با آموزش مهارت های مقابله ای برای جوانان در معرض خطر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت های مقابله ای به جوانان باعث تغییر در شیوه زندگی و جلو گیری از خطرات فراوان در آنان می گردد.
در پژوهشی که وانگ بو[۸۶]و همکاران(۲۰۱۰)، در ارتباط با کیفیت زندگی در میان مهاجران روستایی به شهری در چین انجام دادند به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت های زندگی پیش از مهاجرت با تمرکز بر ایجاد مهارت های مقابله ای کار آمد و تهیه مهاجرت،کیفیت زندگی و سلامت روانی را بهبود می بخشد
در پژوهشی که چیدزی و هیمبرگ[۸۷] (۱۹۹۱)، انجام دادند دریافتند که افراد دارای جرات مندی و اعتماد به نفس بالا،مهارت های حل مساله بالاتری دارند. در ضمن مهارت های تصمیم گیری بالاتری دارند ، به طوری که بهتر از افراد دارای جراتمندی پایین قادر به شناسایی راه حل های موثر و راه حل های مناسب هستند. آنان توانایی انتقاد کردن بالاتری دارند و اطمینان بیشتری به اثر بخشی انتقادشان دارند. بنابر این آنان از مهارت انتقاد کردن که یک مهارت بین فردی بسیار پیچیده است، برخوردارند (پیسینی و مک کری[۸۸] ۱۹۸۸) .
در پژوهشی که توسط موت و همکاران (۱۹۹۵) ، انجام شد تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی را بر افزایش رفتارهای مناسب و کاهش رفتارهای نا مناسب شرح دادند. اکثر تحقیقات در این زمینه نشان دهنده تاثیر مثبت آموزش مهارت های اجتماعی هستند .
در پژوهشی سیمپلی[۸۹] (۱۹۹۸)، بیان می کند که شواهد روز افزونی در حمایت از ارتباط بین رویکرد مهارت های زندگی با کاهش بزهکاری نوجوانان وجود دارد( به نقل ازکادیش و همکاران، ۲۰۰۱). در پژوهش کلی (۱۹۸۲)، پیشنهاد کردکه سازگاری روانی باید در ارتباط با عملکرد ماهرانه اجتماعی در نظر گرفته شود به طوری مشابه گینتر و بونی[۹۰](۱۹۹۳) پیشنهاد کردندکه رشد رفتارهای بین فردی یک رابطه مستقیم با کاهش اختلالات رفتاری و عاطفی دارد( به نقل از داردن و گینتر، ۱۹۹۶).
در پژوهشی بوتوین و همکاران(۱۹۹۸)، به این نتیجه رسیدندکه برنامه آموزش مهارت های زندگی اخیراً به طور وسیعی در برنامه پیشگیری از مصرف مواد در مدارس به کار گرفته می شود. مجموعه ای از مطالعات از سال ۱۹۸۰ شروع شده است و تاکنون تحقیقاتی انجام گردیده است. از مهم ترین یافته های کلیدی در مورد تاثیر این آموزش، ۶۶تا ۸۷ درصد کاهش مصرف سیگار بین دانش آموزان ، ۵۴ تا ۷۹ درصد کاهش نوشیدن الکل، ۸۳ درصد کاهش مصرف ماری جوآنا و در کل سطوح پایین تری از مصرف داروها و مواد غیر مجاز بین دانش آموزان شرکت کننده در برنامه آموزش مهارتهای زندگی می باشد. لازم به ذکر است که اثرات طولانی مدت این برنامه با پیگیری ۶ ساله تا ۶۶ درصد کاهش مصرف مواد به خوبی مشخص گردیده است .در مطالعات مربوط به برنامه پیشگرانه آموزش مهارت های زندگی این نتیجه حاصل شده است که استفاده از مواد مخدر بین دانش آموزانی که در این برنامه آموزشی شرکت کردند، حداقل نصف میزان مصرف دانش آموزانی بوده است که در این برنامه شرکت نداشتند.
در پژوهشی شاپ و کوپلند[۹۱]( ۱۹۹۳)، مطرح کردند که عزت نفس با برخی از پدیده های روانی چه منفی و چه مثبت در ارتباط است. عزت نفس بالا با راهبردهای مقابله ای مثبت و سازنده ، انگیزش بالا و حالت عاطفی مثبت ارتباط دارد. همچنین بیان کردندکه برنامه های آموزش مهارت رد کردن و مقاومت در برابر نفوذ و فشار همسالان در دانش آموزان نوجوان موجب کاهش آسیب پذیری نسبت به فشار همسالان، افزایش و حفظ منبع کنترل درونی و عزت نفس آنان می شود و در نتیجه تاثیر مثبت دارد .
آنان در تحقیقات خود نشان دادند که نوجوانانی که توانایی مهارت رد کردن (قاطعیت در «نه» گفتن ) بالاتری دارند، آسیب پذیری کمتری در مقابل فشار همسالان دارند. بنابر این ، آسیب پذیری در برابر فشار همسالان، زمانی پایین تر است که نوجوانان توانایی و مهارت رد کردن و یا قاطعیت بیشتر در نه گفتن، منبع کنترل درونی تر و آگاهی بیشتر در مورد سوء مصرف مواد مخدر داشته باشند. زمانی که منبع کنترل درونی باشد، عزت نفس هم بالاتر خواهد بود. برنامه آموزش مهارت رد کردن و مقاومت در برابر نفوذ و فشار همسالان بین دانش آموزان نوجوان ، موجب کاهش آسیب پذیری نسبت به فشار همسالان، افزایش و حفظ منبع کنترلی درونی و عزت نفس آنان می شود و در نتیجه تاثیر مثبتی دارد.
در پژوهشی بارلو[۹۲]وهمکاران (۱۹۹۸)، به این نتیجه رسیدندکه رویکرد مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس، توانایی تصیمی گیری و مقاومت در برابر فشار همسالان جهت مصرف مواد در مدارس تاثیر دارد و برنامه موثری است که پیامد های مهمی در سلامتی کودکان و نوجوانان دارد(حقیقی و همکاران،۱۳۸۵).
در پژوهشی گاتمن و واتسون[۹۳] ( ۲۰۰۱)، به این نتیجه رسیدند که کودکی و نوجوانی دوره مهم و اساسی است که در زمینه عزت نفس تغییرات و دگرگونی هایی ایجادمی نماید. این دوره از رشد یک ماهیت انتقالی منحصر به فرد دارد و مستلزم سازگاری ها و تغییراتی در شناخت خود است که به نظر می رسد موجب تغییر عزت نفس می شود. افرادی که دارای عزت نفس بالا هستند بهبود افزاینده ای در کیفیت زندگی خویش تجربه می کنند . از طرف دیگر افراد دارای عزت نفس پایین در معرض بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی مانند اضطراب ، عدم انگیزش، رفتار خود کشی ، اختلالات خوردن ، بزهکاری و افسردگی قرار می گیرند.
بنابر این با توجه به مطالب فوق و این امر که کودکان و نوجوانان در دوره ای هستند که در معرض خطرند و از طرفی دیگر زمانی که نوجوانان از اوایل نوجوانی می گذرند، به مهارت های تصمیم گیری و راهبردهای خود کنترلی جهت کاهش افکار اضطراب آور مجهز می شوند. می توان گفت که راه حل اساسی جهت کاهش مشکلات بهداشت روانی در دوره کودکی و نوجوانی ،آماده سازی آنان در جهت استفاده از این گونه مهارت ها و توانایی ها برای مقابله با مشکلات این دوره است تا بدان وسیله کفایت و شایستگی کودک و نوجوان و رفتار هایی که سلامتی را افزایش می دهند، موجبات بهداشت روانی آنان را فراهم نمایند. تحقیقات گوناگون بیانگر این مطلب است که این امر می تواند از طریق آموزش مهارتهای زندگی میسر گردد.
۲-۱۶ خلاصه فصل
سلامت روانی یکی از بخش های کلیدی و مهم سلامت عمومی می باشد. چنانچه این جنبه مهم ، نیرومند و قوی باشد، دیگر جنبه های جسمانی و روانی را نیز تحت تاثیر مثبت خود قرار خواهد داد . اما اگر سلامت روانی در معرض خطر قرار گیرد دیگر جنبه های سلامت عمومی نیز دچار ضعف خواهد شد. از این رو سازمان بهداشت جهانی (WHO) بر اهمیت برنامه های پیشگیرانه تاکید می ورزد. و نقطه شروع این برنامه را سن کودکی و نوجوانی و از درون مدارس می داند. بنابر این با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی ، آماده سازی افراد بخصوص نسل جوان جهت رویارویی با موقعیت های دشوار، امری ضروری به نظر می رسد. در همین راستا روان شناسی با حمایت سازمان های ملی و بین المللی ،جهت پیشگیری از بیماری های روانی و نا بهنجاری های اجتماعی ، آموزش مهارتهای زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده اند.
آموزش انواع مهارت های زندگی مانند توانایی تصمیم گیری ، توانایی حل مساله، توانایی روابط بین فردی، توانایی همدلی ، توانایی مقابله با هیجانات و … در کاهش اضطراب ، افسردگی ، خشونت،بزهکاری ، سوء مصرف مواد مخدر و حتی بیماری های جسمانی و روانی و نیز در افزایش عملکرد تحصیلی ، سازگاری اجتماعی و عزت نفس موثر است.
بنابراین آن چه که از تحقیقات انجام شده بر می آید موید این نکته است که آموزش مهارت های زندگی نقش موثری در افزایش سلامت روان و عزت نفس و جنبه های گوناگون آن ها در دوره کودکی و نوجوانی دارد.
فصل سوم :
طرح تحقیق
۳-۱طرح تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است . کاربرد وسیع کلمه « آزمایش » مفهومی وسیع دارد و آن اینکه چیزی مورد آزمایش قرار می گیرد . طرح آزمایشی در معنای وسیع عبارت است از اجرای طرح پیش ساخته برای تجربه کردن آن . به طور دقیق تر می توان گفت طرح آزمایشی ساختاری است که به وسیله آن متغیرها در درون آزمایش موقعیتی کسب کرده ، سازماندهی شده ، یا به وجود می آیند .
پژوهش حاضر یک تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه است . نگاره این طرح در جدول ۱-۳ آمده است (دلاور ، ۱۳۷۵) .
جدول(۳-۱)
نگاره طرح تحقیق نیمه آزمایشی
پس آزمون | مداخله | پیش آزمون | انتخاب تصادفی | گروه ها |
O2 | x | O1 | R | آزمایش |
O4 | …. | O3 | R |
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:28:00 ق.ظ ]
|