دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی رابطه بین تاثیر بازاریابی کارآفرینانه(بازارگرایی و گرایش به کارآفرینی)برتوسعه صنعت ... |
![]() |
به طورکلی تمام اقتصاددانان علاوه بر نقشهایی که از لحاظ کارکردی به کارآفرینان نسبت داده اند آنها را سرمایه دار می نامند. در میان آنها کرایزنر(۱۹۷۹)، کارآفرین را به عنوان واسطه معرفی نمود.
۲-۲-۳-۲کارآفرینی از دیدگاه علوم رفتاری
کارآفرینی از دیدگاه مک کله لند(۱۹۶۱): کارآفرینان نیاز به توفیق بالایی دارند و این نیاز سبب میشود تا آنها موفقیت های کارآفرینانه را انتخاب کنند. افرادی که نیاز به توفیق بسیار زیادی دارند دارای ویژگیهای ذیل میباشند:
مسئولیت شخصی برای تصمیم گیری را ترجیح می دهند.
به نتایج تصمیمات خود علاقمند بوده به بازخورد فعالیت های خود حساس می باشند.
به عنوان تابعی از مهارتها، ریسک های متوسطی دارند.
کارآفرینی از دیدگاه کارلند۱(۱۹۸۴): کارآفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد تأسیس و مدیریت می نماید و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده می کند. ویژگی اصلی او رفتار نوآورانه است و از تجربیات مدیریت استراتژیک در فعالیت خود استفاده میکند(احمدپور،۱۳۸۰،۸۹).
۲-۲-۳-۳- کارآفرینی از دیدگاه دانشمندان مدیریتی
اگرچه شروع نظریه پردازی ها در مورد کارآفرینی و کارآفرینان با دانشمندان رشته اقتصاد و ادامه آن نیز با رفتاریون بوده است، اما به جرأت میتوان ادعا کرد که بیشترین کار در مورد موضوع را علما و دانشمندان مدیریت انجام داده اند. محققان مدیریتی عمدتا رویکرد فرآیندی را در تشریح و تبیین مدیریت کارآفرینی به کار بردند و به انتخاب، ایجاد و خلق بستر و محیط کارآفرینانه در سازمانها و محیط آنها پرداختند(احمدپور،۱۳۸۱،۱۸). همانند دیگر رشته ها، در مدیریت نیز دانشمندان و نظریه پردازان مختلف و متعددی در مورد کارآفرینی و کارآفرینان تئوری پردازی کرده اند که ذیلا به برخی از آنها اشاره می گردد.
وسپر(۱۹۸۱)، کارآفرینی را فرایند معرفی رقبای مستقل کوچک و بزرگ به شرکتهای فعلی می داند و کارآفرین را فردی معرفی می کند که رقابت را بالا می برد. شرکتهای موجود را به مبارزه می طلبد.
از نظر پیتر دراکر(۱۹۸۵)، کارآفرینی یک رفتار می باشد نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کارآفرین.کارآفرینی همانا به کاربردن مفاهیم و تکنیکهای مدیریتی، استانداردسازی محصول، به کارگیری ابزارها و فرایندهای طراحی، بنا نهادن کار برپایه ی آموزش و تحلیل کار انجام شده می باشد. به نظر او کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه ی خود شروع می نماید.
استیونسون و همکاران(۱۹۸۵)، معتقد بودند که کارآفرینان، رفتاری فرصت گرایانه دارند و تحت تأثیر انگیزه سرمایه گذاری منابع نیستند. برعکس، مدیران تنها مایلند تا سرمایه گذاری نمایند و سپس برآن منابع،مدیریت کنند.
تیمونز(۱۹۹۰)، معتقد است که کارآفرینی خلق چیزی ارزشمند از هیچ است. کارآفرینی فرایند ایجاد و دستیابی به فرصتها و پیگیری آنها بدون توجه به منابع موجود است(احمدپور،۱۳۸۴،۲۰-۲۲).
۲-۲-۴ ضرورت و اهمیت کارآفرینی
امروزه بسیاری ازسازمان ها به لزوم کارآفرینی شرکتی پی برده اند. در واقع اینگونه تغییر گرایش در استراتژی، در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکت ها تحمیل گردیده است:
افزایش سریع رقبای جدید
ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوه های مدیریت سنتی در سازمان ها
خروج بهترین نیروهای کار از سازمان ها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل
عامل رقابت با شتابی که در سالهای اخیر به خود گرفته تمامی سازمان ها را به ستوه آورده و حتی صنایعی را که در فناوریهای پیشرفته فعالیت دارند نیز امروزه با رقبای بسیاری مواجه نموده است. سرعت نوآوری و ارائه ی محصولات جدید به قدری سرعت یافته که تغییرات، ابتکارات و بهبودها به امری عادی در بازارهای فروش تبدیل شده است(احمدپور،۱۳۴،۱۳۸۴). در دنیای امروز اگر سازمانها نتوانند به تغییرات پاسخ داده و یا در مقابل تغییرات حالت انفعالی به خود گیرند از قافله عقب می مانند به عبارت دیگر،سازمان ها باید به نوآوری بپردازند یا محکوم به فنا می باشند(هادی زاده مقدم و رحیمی فیل آبادی،۱۵،۱۳۸۴).
همچنین مسئله ی دیگر ترک شایسته ترین افراد شرکت برای اقدام به کارآفرینی مستقل می باشد. از علل اصلی تشویق افراد به ترک سازمان های خود می توان به پاداشهای حاصل از کارآفرینی مستقل همچون رفاه اقتصادی و اجتماعی، شهرت و استقلال در تصمیم گیری اشاره نمود. همین عوامل سبب میشود تا کارکنان جوان و باسابقه سازمان ها بیش از پیش به کارآفرینی ترغیب شوند.
به طورکلی پیشرفت سریع دانش و فناوری تغییر روندهای جمعیت شناسی همچون افزایش سطح تحصیل اشتغال زن و مرد به کار در خانواده ها، افزایش طول عمر و سال خوردگی جمعیت و حضور اثربخش بازارهای سرمایه و آشنایی بیش از پیش مدیران با پدیده کارآفرینی سبب گردیده تا گرایش به کارآفرینی در استراتژی سازمان ها شدیدا مورد تأکید قرار گیرد (احمدپور،۱۳۵،۱۳۸۴).
۲-۲-۵ انواع کارآفرینی
۲-۲-۵-۱ کارآفرینی فردی
۱-کارآفرینی مستقل: کارآفرینی مستقل فرآیندی است که کارآفرین طی می کند تا فعالیت کارآفرینانه ی را به طور آزاد به ثمر برساند (صمد آقایی،۱۵،۱۳۸۵).
۲-کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان، فعالیتهای کارآفرینانه ی خود را به ثمر می رساند (سعیدی کیا،۲۴،۱۳۸۵). کارآفرینی سازمانی سبب میشود سازمان نوآور شده و نسبت به موقعیت های بازار سریعتر عکس العمل نشان دهد و از طریق ایجاد حس مالکیت، کارکنان را برمی انگیزاند. همچنین فرآیندی است که از طریق القای فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان به ارائه ی نوآوری در محصول و فرآیندها می انجامد.
۲-۲-۵-۲ کارآفرینی گروهی
کارآفرینی شرکتی:
کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و مصرف محصولات جدید، فرآیندهای جدید و سیستم سازمانی نوین است (کرباسی و دیگران،۳۱،۱۳۸۱). امروزه شرکتها و سازمانها سعی میکنند خود نیز کارآفرین باشند تا بتوانند نسبت به تغییر و تحولات انعطاف داشته و فرصتهای موجود در بازار را از دست ندهند. آنها تلاش می کنند کارآفرین درون سازمانی را تا حد ممکن افزایش دهند تا سبب افزایش بهره وری، جلوگیری از خروج افراد نخبه و افزایش توانایی رقابت بین المللی شوند، سازمانهای امروزی متعهد می شوند که محصولات جدید، فرآیندهای جدید و نظامهای سازمانی نوین ایجاد نمایند و برای این منظور انقلاب جدیدی به سوی تسهیل، تسریع و گسترش فرایند درون سازمانی جریان دارد. در اینگونه سازمانها استهداد و ایده های کارکنان سرمایه ی اصلی سازمان محسوب می شود. محققین کارآفرینی شرکتی را مفهومی چندبعدی میدانند که فعالیتهای شرکت را به سوی نوآوری در محصول و فناوری، مخاطره پذیری و پیشگامی سوق می دهد. فرای معتقد است کارآفرین شرکتی زمانی در یک سازمان ایجاد میشود که بالاترین مقام اجرایی نسبت به مفهوم کارآفرینی متعهد شود و بعد از آن کل سازمان کارآفرینی را بپذیرد تا یک ساختار زنده و پویا در سازمان ایجاد شود و همچنین بخش محصولات جدید برای رهبری تولیدات تشکیل شده تا شرکتهای فرعی بتواند پیشنهادها را از افراد پذیرفته و به طور مستقل بر روی آنها سرمایه گذاری کنند(احمدپور داریانی،۱۶۶،۱۳۷۸).
۲-۲-۶ برخی از ابعاد کارآفرینی
نوآوری:
نوآوری به طور معمول به معنی به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است. نوآوری در یک سازمان می تواند یک محصول جدید، خدمت جدید و یا راه جدید انجام کارها باشد(رضاییان،۳۵،۱۳۷۴). توانایی به کاربردن راه حلهای خلاق برای مسائل و مشکلات و فرصتها است. به تعبیری دیگر نوآوری، عملی ساختن محصول یا خدمات از ایده های خلاق است. نوآوری موفق زمانی صورت می گیرد که قابلیت انجام کاری که پیش از این نمی توانست صورت بگیرد و یا حداقل اقتصادی و مناسب نبوده است، مهیا شود(ذبیحی و مقدسی،۶۲،۱۳۸۵).
مخاطره پذیری:
مخاطره پذیری یکی دیگر از ابعاد کارآفرینی سازمانی است که میتوان از آن به عنوان مهمترین سرمایه ی مفهوم کارآفرینی یاد کرد. از زمان کانتیلون که او را باید اولین کسی دانست که واژه ی کارآفرین را به کار برد و آنرا به عنوان فردی که خطر سود و زیان را به جان میخرد تعریف نمود، مخاطره پذیری همچنان به عنوان اساسی ترین جز کارآفرینی به حیات خود ادامه می دهد. مطابق نظر موریس و کوراتکو(۲۰۰۲)، مخاطره پذیری شامل تمایل برای تعقیب فرصتهایی که دارای یک احتمال منطقی ضرردهی یا تفاوتهای عملکردی معنی دار هستند، می باشد. به نظر آنان، مخاطرهپ ذیری به معنای تحمل شکست می باشد.
پیشگامی:
پیشگامی یعنی پیشقدم بودن. از نظر آنتونیک و هیسریچ(۲۰۰۳،۷-۲۴)، پیشگامی مربوط است به اندازهای که سازمانها برای سوق دادن خودشان رو به جلو، سریعتر از رقبا در عرصه ی کسب و کار کلیدی مانند ابداع محصولات و خدمات جدید، تکتولوژیهای عملیاتی و تکنیکهای جدید، تلاش می کنند. پیشگامی به تلاشهای شرکت جهت شکار فرصتها برمی گردد. پیشگامی در بازار با پیشرو بودن و ابتکار عمل در پیگیری فرصتهای جدید یا ورود به بازارهای جدید در ارتباط است.
هجوم رقابتی:
از نظر آنتونیک و هیسریچ(۲۰۰۳)، هجوم رقابتی به تمایل برای به چالش کشیدن رقبا مربوط میشود. رقابت تهاجمی ابراز کردن تمایلات اجرایی برای مسلط شدن بر رقبا تعریف می شود. هجوم رقابتی به تلاشهای یک شرکت جهت بهتر عمل نمودن نسبت به رقبا در صتعت اشاره دارد. مدیران استراتژیک میتوانند از هجوم رقابتی جهت مبارزه با روندهای صنعت که بقای آنها یا جایگاه آنها در بازار را تهدید می کنند، استفاده نمایند.
خودمختاری:
به معنای اعمال مستقل یک فرد یا یک تیم در ایده پردازی، نظریه پردازی و انجام آن است.
بازسازی استراتژیک:
از نظر زهرا(۱۹۹۳)، بازسازی استراتژیک به معنای تعریف مجدد مفاهیم کسب و کار، سازماندهی مجدد و ایجاد سیستم های گسترده و تغییرات برای نوآوری است.
اندیشمندان، ابعاد مختلفی را برای کارآفرینی درنظر گرفته اند. برخی از ابعاد کارآفرینی به همراه تعاریف و زمینه های تئوریکی آنها در جدول شماره ی ۲-۱-۴ قابل مشاهده است.
جدول شماره ۲-۴ برخی از ابعاد کارآفرینی، تعاریف و زمینه های تئوریکی آنها
ابعاد کارآفرینی | تعاریف | زمینه های تئوریکی |
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:16:00 ب.ظ ]
|