راهنمای نگارش مقاله با موضوع اسطوره در مشیری- فایل ۱۷ |
![]() |
دلی که هست به هر جا ز درد و غم، لبریز! (ج۲: ۱۱۹۶).
در شعر «ریشه در خاک» از تعبیر «جام جمشید» استفاده کرده است:
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سوی گندمزار
طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است
تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است
تو با چشمان غمباری
که روزی چشمه جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست
خواهی رفت.
و اشک من ترا بدرود خواهد گفت
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست میمانم
من از اینجا چه میخواهم، نمیدانم؟! (ج۱: ۷۲۷).
۴-۳-۱۳- چنگیز
چنگیز خان مغول (۱۱۶۷ تا ۱۲۲۷ میلادی)، با نام اصلی تموچین، خان مغول و سردار جنگی بود که قبایل مغول را متحد ساخت و با فتح قسمت زیادی از آسیا شامل چین، روسیه، ایران و خاورمیانه، و همچنین اروپای شرقی، امپراتوری مغول را پایهگذاری کرد. اسطورهی «چنگیز» بعد از اسلام وارد باورهای ایرانی شد و دلیل آن هم حملههای مغول به ایران در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است که جنایات و خاطرات تأسفباری برای ایرانیان به جا گذاشت. به همین دلیل چنگیز، در باور مردم ایران، نماد . اسطورهی جنگ و خونریزی و کشتار است. چنانکه مشیری در مقایسهی تضادها، در شعر «در گذرگاه جهان»، نام او را در برابر لطیفترینِ چیزها، یعنی شعر، آن هم شعر حافظ قرار میدهد:
دنیا گذرگاهی ست.
صد سال اگر جان را بفرسایی
صد قرن اگر آن را بپیمایی
راز وجودش را ندانی چیست.
تاریک و روشن
زشت و زیبا
تلخ و شیرین
آمیزهای از اشک و لبخند.
انسان سرگردان در او، این لحظه غمگین
آن لحظه خرسند.
هم شعر حافظ دارد و هم تیغ چنگیز.
هم کنج گردآلود من
هم قصر پرویز! (ج۲: ۹۱۳).
۴-۳-۱۴- درفش
درفش کاویانی (نامهای دیگر: درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی، علم فریدون)؛ درفش اسطورهای و تاریخی ایران از عهد قدیم تا پایان امپراتوری ساسانیان بود که به گفته مورخین اسلامی هزار هزار (یک میلیون) سکه طلا ارزش داشتهاست. این درفش پس از حمله اعراب به ایران به دست آنها افتاد و از بین رفت. «پارهای درفش کاویان را در پیوند با کیان (کاویان) میدانند و آن را میراث آنها به شمار میآورند که بعد از آنها نیز به مثابه شکوه و شگون باقی میماند. البته انتساب این درفش به کیان (کاویان)، نفی داستان کاوه آهنگر نیست… پارهای دیگر، این درفش را به کاوه پیوند میدهند و میگویند که از نام کاوه آهنگر گرفته شده است نه از کیان (کاویان). وقتی که کاوه بر ضحاک شورید، پیشبند خود را درفشی از برای شوریدگان بر ضحاک قرار داد» (واحددوست، ۱۳۸۷: ۴۱۵).
از نظر تاریخی در متون اوستایی و هیچ یک از نوشتههای بجا مانده از دوران هخامنشی، سلوکی و اشکانی اشاره مستقیمی به درفش کاویانی نشدهاست. پژوهشگران امروزی در مورد اینکه آیا درفش کاویانی جدا از روایتهای اسطورهای یک واقعیت تاریخی بودهاست محتاطانه برخورد میکنند. درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبشهای با تفکرات ملّیگرایانه ایران از آغاز اسلام تاکنون داشته است و امروزه نمادی است که در ملّیگرایی مدرن ایران تواماً داری نقشی عقیدتی، فرهنگی و روشنفکری بودهاست چنانکه مشیری از این اسطوره در تمجید از شهدای راه ملّیگرایی ایران استفاده میکند. شعری که آن را تقدیم به ملت ایران و پرچمداران سرفرازش، داریوش و پروانه کرده است:
یلی بود آن سرور ارجمند / نماد حماسه،ستون سهند
به بالا همانند سهراب گرد / ز پیکار می گفت و پا می فشرد
که باید برانداخت بیخ بدی / سراپا همه فرهء ایزدی
دلیری همه عمر، ایران پرست / درفش گران قدر ایران ، به دست
چو کوهی گران بود در سنگرش / که در راه ایران چه ارزد سرش
دریغا دریغا دریغا دریغ / که اهریمنان بر کشیدند تیغ
به ماوای آن یل شبیخون زدند / به نامردمی دشنه در خون زدند
سحر در گشودند از آن قتلگاه / به خون غرقه دیدند خورشید و ماه
مشبک تن از خنجر کین شده / تن همسرش دشنه آجین شده
کجا می توان برد این درد را / ستمکاری ناجوانمرد را
بگیر ای جوان جای سرو سهی / که سنگر نباید بماند تهی
درفش سرافراز را برفراز / که تا جاودان باد در اهتزاز (ج۲: ۱۴۹۸).
۴-۳-۱۵- رخش
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:14:00 ق.ظ ]
|