دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی شاخص های استرس شغلی کارکنان و تاثیر آن بر بهره ... |
![]() |
فصل دوم: مبانی نظری و تجربی تحقیق
۲-۱- مقدمه
سرمایه اجتماعی در سالهای اخیر در حوزههای گوناگون علوم اجتماعی، اقتصاد و اخیرا در علوم سیاسی مطرح شده است. سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکههای اجتماعیای که میتوانند حس همکاری و اطمینان را در میان افراد یک جامعه پدید آورند. در این میان نباید از نقش نهادهای مدنی و دمکراتیک و نیز نقش دولت در گشودن چنین فضاهایی غافل شد. به هر روی، امروز بر جامعهشناسان ثابت شده که یکی از ابعاد مهم هر توسعهای توجه به سرمایههای اجتماعی است. از اینرو سرمایه اجتماعی، یکی از مهمترین شاخصههای رشد و توسعه هر جامعهای به شمار میآید(شریفیان ثانی،۱۳۸۲).
انسان به طور ذاتی در تعامل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور میکند. اثرات این کنشهای متقابل در نقش آنها تا حدی است که حذف آن، زندگی را غیر ممکن میسازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنشها پرداخته و به مجموع عواملی پی بردهاند که آن را سرمایهاجتماعی نامیدهاند. مفهوم سرمایهاجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل میدهند و آنها را در جهت دستیابی به هدفهای ارزشمند هدایت میکند(مشبکی،۱۳۸۶).
از اینرو شناخت عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی میتواند در گسترش ابعاد سرمایه اجتماعی کمک کرده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد در جوامع شود. مفهوم سرمایه اجتماعی که ریشه جامعهشناسانه دارد، بستر مناسبی برای بهرهوری سرمایه انسانی و فیزیکی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد میشود. مدیران و کسانی که بتوانند در سازمان، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند، راه کامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار میسازند. امروزه سرمایه اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا میکند و شبکههای روابط جمعی و گروهی انسجام بخش میان انسانها و سازمانهاست. از اینرو در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایهها اثربخشی خود را از دست میدهند و بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار میشود.
در دیدگاههای سنتی مدیریت توسعه، سرمایههای اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا میکردند؛ اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به سرمایهاقتصادی، فیزیکی و انسانی نیازمند باشیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم، زیرا بدون این سرمایه، استفاده از دیگر سرمایهها به طور بهینه انجام نخواهد شد. در جامعهای که فاقد سرمایهاجتماعی کافی است سایر سرمایهها بدون استفاده میمانند و تلف میشوند. از اینرو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای نیل به توسعه پایدار محسوب شده و حکومتها و دولتمردانی موفق قلمداد میشوند که بتوانند با اتخاذ سیاستهای لازم و ارائه راهکارهای مناسب در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل شوند. این فصل مروری بر مبانی نظری موضوع و پیشینه تحقیق انجام شده است. مباحث این فصل در سه بخش ارائه شده است. در بخش اول مبانی نظری مفهوم سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است و مبحث مدیریت دانش در بخش دوم مورد بررسی قرار گرفته است؛ همچنین در بخش سوم نیز به بیان پیشینه داخلی و خارجی تحقیق پرداخته شده و در نهایت بر مبنای مطالعات و نظریات موجود مدل مفهومی تحقیق ترسیم شده است.
۲-۲- سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی واژهای است که در سالهای اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصادی شده و از این منظر دریچه تازهای را در تحلیل و علتیابی مسائل اجتماعی و اقتصادی گشوده است. در این زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحبنظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریهپردازانی همچون جین جاکوب(۲۰۰۱)، لوری(۲۰۰۲) بن پرات(۲۰۰۸)، ویلیامسن(۲۰۰۹)، بیکر(۲۰۰۹)، جیمز کلمن(۲۰۰۰)، رابرت پاتنام(۲۰۰۰)، پیربوردیو(۲۰۱۰) و فرانسین فوکویاما(۲۰۰۹) تعاریف متعددی از سرمایه اجتماعی ارائه کردهاند.
جیمز جاکوب(۲۰۰۱) در کتاب «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» سرمایه اجتماعی را شبکههای اجتماعی فشردهای میداند که در محدودههای قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان میدهند (Watson,2002). یک مثال عینی این تعریف را در دنیای امروزه میتوان در تشکلهای غیردولتی حمایت از محیط زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضا نیروهای قدرتمندی را به صورت سازمان های غیر دولتی به وجود میآورد که حتی در حمایت از محیط زیست موجب توقف پروژههای عمرانی دولت نیز میشوند.
گلن لوری(۲۰۰۲)، سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی میداند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد شناختی یا اجتماعی کودک یا جوان سودمند است(Field,2003).
بنپرات(۲۰۰۸)، در تعریف سرمایه اجتماعی، روابط بین افراد یک خانواده، گروهی از دوستان یا شرکای یک شرکت را به صورت رابطه F تعریف میکند و به بررسی اثرات این رابطه بر مبادلات اقتصادی میپردازد. ویلیامسن و بیکر(۲۰۰۹)، که به دنبال مطالعات بن پرات در پی بررسی شیوه اثرگذاری یک سازمان اجتماعی بر عملکرد نهادهای اقتصادی بودهاند، مجموعهای از مطالعات را پایهگذاری کردهاند که اقتصاد نهادی نام گرفته است. بیکر نشان داده است که چگونه روابط میان سوداگران در بازار فوقالعاده عقلانی شده بورس تجاری شیکاگو توسعه مییابد، حفظ میشود و بر فعالیت داد و ستد تاثیر میگذارد.
از نظر پیربوردیو(۲۰۱۰)، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل بین افراد - یا به بیان دیگر عضویت در گروه – است؛ شبکهای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار میکند و آنان را مستحق اعتبار میسازد. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها است. در واقع پیوندهای شبکهای میبایست از نوع خاصی باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد(Foley,2012). برخلاف بوردیو(۲۰۱۰)، کلمن(۲۰۱۱) از واژگان مختلفی برای سرمایه اجتماعی کمک گرفت. وی مفهوم سرمایهاجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایهاجتماعی از کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد و نه تعریفی ماهوی. بر این اساس سرمایه اجتماعی شیء واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل میکنند. سرمایه اجتماعی مانند شکلهای دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکانپذیر میسازد. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و انسانی کاملا تعویض پذیر نیست، اما نسبت به فعالیتهای به خصوصی تعویضپذیر است(Winter,2012).
آنچه از تعاریف متعدد سرمایه اجتماعی بر میآید این است که این مفهوم دربردارنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده به نحوی که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزشها و معیار رایج در جامعه مثبت تلقی شود هدایت میکند. لذا آنچه از این تعریف استنباط میشود این است که هر چند ممکن است سرمایه اجتماعی به دلیل تقویت نیروهای جاذبه بین اعضای یک گروه و نیروهای دافعه بین گروههای متفاوت لزوما عامل مثبتی در یک جامعه به شمار نیاید؛ ولی قطعا برای پیشبرد و سهولت در عملکرد اقتصادی، اجتماعی آنها، جامعه یک عامل ضروری به شمار میرود. بنابراین میزان سرمایه اجتماعی در یک جامعه میتواند نشان دهنده شکاف موجود بین آن جامعه یا یک جامعه برخوردار از یک نظام دموکراسی با حداکثر کارایی در نظام اقتصادی، اجتماعی باشد.
در دو دهه اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی در زمینهها و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونیترین مفاهیم، ظهور و بروز یافته است، هر چند شور و شوق زیادی در بین صاحبنظران و پژوهشگران مشابه چارچوب مفهومی و ابزار تحلیلی ایجاد کرد؛ لیکن نگرشها، دیدگاهها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است. افزایش حجم قابل توجه پژوهشها در این حوزه بیانگر اهمیت و جایگاه سرمایه اجتماعی در سپهرهای متفاوت اجتماعی است. به طور کلی میزان سرمایه اجتماعی در هر گروه یا جامعهای نشان دهنده میزان اعتماد افراد به یکدیگر است. همچنین وجود میزان قابل قبولی از سرمایه اجتماعی موجب تسهیل کنشهای اجتماعی میشود، به طوری که در مواقع بحرانی میتوان برای حل مشکلات از سرمایهاجتماعی به عنوان اصلیترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرآیندهای موجود سود برد. از اینرو شناسایی عوامل موثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد(Hoffman,2011).
تعدادی از عناصر اصلی که میتوان سرمایه اجتماعی را با آن مورد اندازهگیری قرار داد عبارتند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهیها برآیند، اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای مردمی و دولتی، مشارکت غیر رسمی همیارانه در فعالیتهای داوطلبانه در تشکلهای غیردولتی، خیریهای، مذهبی، اتحادیهها، انجمنهای صنفی و علمی و… . در مجموع میتوان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آنها در جامعه مورد مطالعه است. از دیگر معیارها میتوان به احساس مردم نسبت به حکومت و مردم اشاره کرد و نیز داشتن احساس خوشایند نسبت به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب میشود (تاجبخش،۱۳۸۴).
اگر سرمایه اجتماعی را ارتباط و شبکههای اجتماعیای که میتوانند اطمینان و حس همکاری را در میان افراد حاضر در شبکههای مورد بحث ایجاد کنند بدانیم، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا میکند نقش نهادهای جامعه مدنی در تشکل این سرمایه است. اگر ما مانند عنصری از یک سازمان مدنی به صورت همیشگی همدیگر را ملاقات کنیم احساس مسئولیت نسبت به همدیگر در ما پیدا میشود و میتوانیم به همدیگر اعتماد کرده و در نهایت با هم همکاری کنیم. برای اینکه احساس اطمینان در بین باشد لازم است که ما همدیگر را ملاقات کنیم و ارتباط مدام با هم داشته باشیم. همچنین چیزی که به طور جمعی میتوانیم به دست آوریم به تنهایی نمیتوانیم. منظور از باهمبودن، نهادهای اجتماعیای است که کارکرد دیدار، شناخت و در نهایت اعتماد را میسر میکنند. البته حتما لازم نیست که ارتباط پیشگفته تنها در داخل نهادهای جامعه مدنی باشد بلکه بیشتر روشها و فرمهای اجتماعی را نیز که ارتباط مداوم و سازماندهیشده دارند، در برمیگیرد. اما نباید از یاد برد که اعتماد و حس همکاری با شیوهای آسانتر در داخل نهادهای جامعه مدنی درست میشوند؛ به این دلیل که اعضای آن نهادها به دلخواه و بدون هیچ چشم داشتی به عضویت آن نهادها در میآیند(ماجدی،۱۳۸۳).
به این ترتیب سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبکههای ارتباط اجتماعی که در جامعه موجودند و نیز میزان اعتماد و همکاری میان روابط موجود(ماجدی،۱۳۸۳). در اینجا میتوان گفت اگر در جامعهای میزان سرمایه اجتماعی پایین باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعیت تله اجتماعی بسیار بالاست. تله اجتماعی یعنی سرمایه اجتماعی پایین، نبودن اعتماد و اطمینان به یکدیگر بین مردم، رواج فساد اداری- اقتصادی، ترس و…. پس میتوان تله اجتماعی را که بعضی اوقات از آن به عنوان مشکل منافع جمعی یاد میشود به صورت زیر شرح داد.
همه میدانیم که منافعمان ایجاب میکند که همه با هم همکاری کنیم. اما اگر تو به این باور نرسی که تمام افراد دیگر اجتماع هم همکاری میکنند، دیگر معنایی نخواهد داشت که تو به تنهایی همکاری کنی. نتیجه این اعتقاد این است که همکاری و تلاش برای منافع جمعی تنها زمانی میسر میشود که انسان به این باور برسد که همه افراد دیگر نیز همکاری خواهند کرد. پوتنام(۲۰۰۰) یکی از اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی، چهار عامل را برای زوال سرمایه اجتماعی معرفی می کند. به اعتقاد ایشان، درگیری های شغلی، تلویزیون و ماهواره، شهرهای بزرگ و تغییر نسل از عوامل عمده زوال سرمایه اجتماعی در جوامع انسانی می باشد. پوتنام معتقد است جامعه ای که انسان ها در آن، درگیر مسائل شغلی و کاری خود هستند و فرصت استراحت و اندیشیدن و تفریح را نداشته باشند و تمام دغدغه آنان کار و کسب درآمد باشد، بی تردید، روابط اجتماعی و مدنی در آن جامعه کاهش یافته و اعتماد بین آنان، تضعیف خواهد شد(Grootaert,2002).
سرمایه اجتماعی، شبکه ای از روابط اجتماعی است که با هنجارهایی مانند اعتماد و مشارکت مدنی و اجتماعی سنجش می شود. در تعریف دیگر سرمایه اجتماعی، منبع کنش های جمعی است که عامل پیوند دهنده ها عوامل اجتماعی خواهد بود و موجب استفاده حداکثری از منابع فیزیکی و انسانی در جهت رشد، توسعه و تعالی جامعه خواهد شد. سرمایه اجتماعی با شاخص هایی مانند مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی، شبکه های اجتماعی، مشارکت مدنی و اعتماد سنجش می شود و جامعه ای که هر یک از شاخص های یاد شده در آن، زیاد باشد از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار است(ناطق پور،۱۳۸۵).
تلاش جوامع در جهت افزایش اعتماد، مشارکت مدنی و مشارکت اجتماعی، باعث بهبود روابط اجتماعی و اعتماد بین افراد و افراد با سازمان ها و دولت ها خواهد شد و این وضعیت کمک می کند تا جوامع از حداکثر نیروی انسانی و مادی در جهت توسعه استفاده نمایند. در نقطه مقابل آن جوامعی که میزان مشارکت مدنی و اجتماعی و اعتماد متقابل بین افراد و افراد با سازمان ها پایین باشد و شکلی از بدبینی و بی اعتمادی بین آنان وجود داشته باشد سبب می شود تا دستیابی به توسعه امکان پذیر نباشد. اما سوال آن است که چه عاملی سبب به هم تنیدگی روابط مبتنی بر اعتماد در جامعه می شود و چه عاملی موجب می شود که مشارکت اجتماعی و مدنی و حتی سیاسی در جامعه تقلیل یابد و افراد انگیزه ای برای حضور در فعالیت های اجتماعی نداشته باشند. تحلیل مفهوم سرمایه اجتماعی بر اهمیت رابطه اجتماعی به عنوان منبع کنش اجتماعی متمرکز است(Coleman,2000). این مفهوم ابتدا درمطالعات محله ای پیدا شد که به منظور ارتقا وبهبود ادامه حیات وعملکرد آن بر اهمیت شبکه روابط ساکنان تاکید داشت تا روابط شخصی را به نفع اعتماد، همکاری و کنش های جمعی کاهش دهد(Jacobs,1965). کاربرد اولیه این مفهوم نشان دهنده اهمیت سرمایه اجتماعی برای فرد بود که بر روابط خانوادگی ومحلی تاکید داشت(Loury,1977). پس از آن محققان دیگر این مفهوم را برای طیف گسترده ای از پدیده های اجتماعی بکاربردند چنان که برخی به توسعه سرمایه انسانی(Coleman,2000)، برخی به عملکرد اقتصادی شرکتها (Baker,1990)، برخی به توسعه مناطق جغرافیایی (Putnam, 2002) و برخی به توسعه ملی(Fukuyama,1995) توجه نمودند.
گزاره اصلی در نظریه سرمایه اجتماعی این است که شبکه روابط اجتماعی منبع ارزشمندی برای برخورد با امور اجتماعی تشکیل می دهد و برای اعضای شبکه سرمایه و اعتباری فراهم می سازد که مالکیت آن جمعی است و قابل تبدیل به اعتبار واقعی به تعابیر اقتصادی و غیره است (کریمی،۱۳۸۶). بخش مهمی از این سرمایه در آشنایی و پذیرش متقابل اعضای شبکه قرار دارد. مثلا بوردیو به تعهدات پایداری اشاره می کند که از احساس احترام، علاقه ودوستی اعضای شبکه بدست می آید. منابع دیگری نیز از درون ارتباطات واتصالات شبکه ، مانند روابط ضعیفتر از طریق دوست دوست، حاصل می شود که به صورت استفاده از فرصتها واطلاعات، استفاده از حیثیت گروه واعضای شبکه است بویژه وقتی فرصتها محدود باشد. با وجود این که محققان بر اهمیت روابط اجتماعی درسرمایه اجتماعی تاکید دارند ولی نتوانسته اند به تعریف واحدی برسند. برخی مانند بیکر محدوده این مفهوم را ساختار شبکه اجتماعی تعریف می کنند، درحالی که برخی دیگر مانند بوردیو و پوتنام علاوه بر این محدوده بر منافع بالفعل یا بالقوه ای که از این شبکه ها بدست می آید نیز توجه می کنند. لذا یکی از تعاریفی که به مقصود ما نزدیکتر است، سرمایه اجتماعی را مجموعه منابع بالفعل یا بالقوه ای که برای یک فرد یا واحد اجتماعی در شبکه روابط اجتماعی موجود است یا از طریق آن بدست می آورد،تعریف می کند(Ghoshal & Nahapiet; 1998). لذا سرمایه اجتماعی شامل شبکه روابط اجتماعی و دارای هایی(داشته ها ، منافع، امتیازات) است که از طریق شبکه به حرکت در می آید. برخی دیگر سرمایه اجتماعی را به ارتباط اجتماعی منظم که منجر به همکاری و اعتماد متقابل می شود،تعریف نموده اند(Protest, 2007).
۲-۲-۱- زمینه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود را دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت. گروهی ردیابی این مفهوم را از کارل مارکس آغاز می کنند. او در کتاب “سرمایه ” به مسئله همبستگی از روی اجبار و ضرورت که در آن قرار می گیرند، مانند وضعیت مهاجران و پناهندگان در یک جامعه، بدین معنی که شرایط منفی و بحرانی افراد را به سوی استفاده از انرژی جمعی، توانایی های بالقوه جمعی، اتکا به یکدیگر و توسل به پشتیبانی یکدیگر و استفاده از پتانسیل های گروهی ترغیب می کند(امین بیدختی،۱۳۸۸). این خاصیت، امروز نیز به نوعی در مفهوم سرمایه اجتماعی مطرح است. یعنی همان استفاده از انرژی جمعی و اتکا به پشتیبانی افراد در مناسبات جمعی به نحوی که با نتایج مثبت یا منفی افراد را گرد هم جمع می آورد.
۲-۲-۲- ابعاد سرمایه اجتماعی
ابعاد سرمایه اجتماعی عبارتند از اعتماد اجتماعی، ارزشهای اجتماعی، امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آگاهی و شناخت، انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی. به عقیده برخی صاحب نظران، اعتماد مهمترین بعد سرمایه اجتماعی است و ابعاد دیگر را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. اعتماد یکی از جنبههای مهم روابط انسانی است و زمینه ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه میباشد. اعتماد مبادلات را در زمینه های مختلف جامعه (شامل: اعتماد به خود، خانواده، دوستان، نهادهای رسمی و غیر رسمی و همچنین مشاغل اجتماعی)، ارزیابی گردد(Brehm,2002).
برخی محققان سه بعد زیر را برای سرمایه اجتماعی مشخص نموده اند:
ساختاری: تناسب و شکل پیوندها را بیان می کند که شامل توانایی فرد در برقراری پیوند با دیگران در مقیاس های خرد، متوسط و کلان است. نشان می دهد که فرد به چه کسانی و چقدر دسترسی دارد.
ارتباطی: بیان کننده نوع روابطی شخصی مردم با یکدیگر در طول مدت تعاملات خود می باشد. خصوصیات رابطه بین افراد که شامل میزان اعتماد، همکاری، کسب هویت در یک شبکه است. از طریق روابط مردم نیازهای خود را برآورده می کنند. مجموع دارایی هایی است که از طریق روابط بدست آمده است.
شناختی: اعتماد-هنجارها-حس تعلق-هویت مشترک. منابعی که تولید، بازنمایی، تفسیر و معنی می کند. این بعد امکان ترکیب شدن افراد با هم را میسر می سازد و بیان کننده سرمایه فکری مشترک است(Glaeser,2001).
برخی دیگر دو بعد زیر را مشخص کرده اند:
۱-پیوند عینی: افراد را در یک فضای اجتماعی به یکدیگر پیوند میدهد-مشارکت رسمی و غیررسمی مثل رفت و آمد با همسایگان.
۲-پیوند ذهنی: موجب شکل گیری روابط مبتنی بر اعتماد متقابل و روابط عاطفی مثبت اعضای جامعه نسبت به یکدیگر میشود. اعتماد بین فردی-بین گروهی و نهادها (Chung,2004).
برخی سرمایه اجتماعی را در سه سطح خرد، میانی و کلان تعریف اند. در سطح خرد، سرمایه اجتماعی را ناظر بر رفتار شبکههایی از افراد و خانوارها می دانند. در این سطح، سرمایه اجتماعی فقط به نفع اعضای گروهی کوچک است. در سطح میانی، سرمایه اجتماعی ناظر بر روابط بین گروهها و سازمانها و بنگاهها با یکدیگر است. و در سطح کلان، سرمایه اجتماعی شامل رسمیترین روابط و ساختارهای نهادی میشود. میزان اعتماد مردم به یکدیگر، میزان مشارکت در فعّالیّتهای داوطلبانه اجتماعی و باور مردم به کارآمدی عملکرد دولت از شاخصهای مهمِّ سرمایه اجتماعی در سطح کلان هستند (Glaeser,2000).
۲-۲-۳- شاخص های سرمایه اجتماعی
مفهوم سرمایه اجتماعی دارای ابعاد و معرفهایی می باشند که به صورت ر نشان می دهیم. در اصل ما برای شاخص سازی نیازمند یکسان سازی واحدهای سنجش متغیرها هستیم.
ـ شاخص مشارکت اجتماعی؛
ـ شاخص انسجام اجتماعی؛
ـ شاخص اعتماد اجتماعی؛
۱- شاخص مشارکت اجتماعی:
شرکت فعالانه انسانها در حیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات می باشد را مشارکت اجتماعی می نامند. مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طور مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی، ۱۳۷۵: ۱۰۸). شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها در جامعه ایی متراکم تر باشند، احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است. شبکه های مشارکت مدنی هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت می کنند. این هنجارها شبکه های ارتباطی که به کسب حسن شهرت و وفای به عهد و پذیرش هنجارهای رفتار جامعه محلی متکی است را تقویت می گرداند. شبکه های مشارکت مدنی ارتباطات را تسهیل می کنند و جریان اطلاعات را درمورد قابل قبول بودن افراد بهبود می بخشند(حسن زاده ثمرین ،۱۳۸۹). در کار پاتنام مشارکت به دو حوزه عمومی و داوطلبانه تقسیم می شود. حوزه عمومی به مشارکت در انتخابات و مسائل مربوط به وظایف شهروندی است و در امر داوطلبانه انواع مشارکت هایی است که به خواست فرد انجام می پذیرد(Putnam,2000).
۲- انسجام اجتماعی:
انسجام اجتماعی عبارتست از توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی از وجود تعامل در میان افراد آن جامعه است (الوانی، ۱۳۸۳). دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی و ارگانیکی را از هم متمایز می کند. در این تفکیک جوامع سنتی مبتنی بر انسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است و جوامع مدرن مبتنی بر انسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. جاناتان ترنر به نقل از دورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جایی که افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جایی که کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند و جایی که نابرابری ها قانونی تصور می شوند(ایمانی جاجرمی، ۱۳۸۱).
کلمن(۲۰۰۰) اولین محققی بود که به بررسی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخت. کلمن به کارکرد سرمایه اجتماعی توجه دارد. به نظر او، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنش گر اجازه می دهد تا با بهره گرفتن از آن به منابع خود دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجرایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا منع می شوند(Coleman,2000).
به اعتقاد کلمن(۲۰۰۰)، سرمایه اجتماعی می تواند به سه شکل ظاهر شود :
ـ اول، تکالیف و انتظاراتی که بستگی به میزان قابلیت اعتماد به محیط اجتماعی دارد؛
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 09:13:00 ق.ظ ]
|