رابطه بین مدیریت دانش و ارتباطات سازمانی مطالعه موردی بانک مسکن استان ایلام- ... |
![]() |
تسهیم و اتنشار دانش دانش صریح
بهره برداری وکاربرد دانش
شکل (۲-۴) مولفههای دانش
منبع : (موزیل مشرف وبن احمد ،۲۰۱۱،ص ۷)
۲-۱-۱۴-۱- فرایند دانش
عوامل فرایندی مدیریت دانش در سازمانها شامل طیف گستردهای است که ایجاد آنها توجه خاص مدیران سازمانها را میطلبد. عوامل فرایندی مدیریت دانش در این تحقیق شامل خلق و کسب دانش تسهیم و انتشار دانش و بهره برداری و کاربرد دانش میباشد که به تفصیل درزیر به بیان آنها خواهیم پرداخت.
۲-۱-۱۴-۱-۱- خلق وکسب دانش
همه سازمانها در قالب عملکردها و فعالیتهای سازمانی، دانش را خلق و از آن استفاده می کنند. دانش، آفرینی آگاهانه است، یعنی از طریق فعالیتهای مشخصی انجام می شود. خلق دانش به توانایی سازمان در بسط ایده ها و راه حلهای نوین و مفید اشاره دارد. سازمان با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی و از طریق روشهای مختلف به خلق واقعیتها و معناهای جدید می پردازد. ایجاد دانش روندی است که در آن انگیزه، الهام (فکرنو)، تجربه و فرصت شناسی نقش مهمی دارند. میزان نو بودن دانش بستگی به این دارد که این دانش تا چه حد به طور اثر بخش به حل مسائل کمک کند و منجر به نوآوری در بازار موجود شود.
با این حال توصیه نمی شود که سازمانها بکوشند در هر شرایطی، دانش جدید ایجاد کنند. روشهای مختلفی هستند که با آنها میتوان تجارب قبلی را در قالبی نو، دوباره آزمود.
سازمان می تواند با بهره گرفتن از راهبرد تقلید، تکرار و جایگزینی، پارههای دانش موجود را دوباره پیکربندی و باز ترکیب کند. دربرخی موارد سازمان می تواند با تکیه برتواناییهای درون سازمانی و محدود سازی موانع قابلیت خود را توسعه بخشد. یک موسسه می تواند با تقویت قابلیت های بخش تحقیق و توسعه از طریق بررسی و نظارت بر محیط خارجی و با به کارگیری فناوری خارج از سازمان درک روشن از پایگاه معرفتی سازمان پیدا کند (داونپورت ، ۱۳۷۹،ص ۹۰).
خلق و کسب دانش از سه طریق در سازمانها ایجاد می شود :
۱- استخراج و ثبت دانش تخصصی کارکنان دانش مدار سازمان
۲-کسب اطلاعات عمومی از منابع خارجی
۳- خریداری اطلاعات مهم از منابع خارجی (برایان برگرن ،۱۳۸۶،ص ۱۳۴).
۲-۱-۱۴-۱-۲- تسهیم و انتشار دانش
مطابق با تعریف مدیریت دان ، تسهیم دانش یکی از حوز های کلیدی در فرایند مدیریت دانش است. فرهنگ ما، تعاریف و پیامهای متفاوتی را از مفهوم به” اشتراک گذاشتن” ارائه می کند. در کودکی بسیاری از والدین، فرزندان خود را تشویق می کنند که اسباب بازیهای خود را با هم بازیهای خود تقسیم کنند. در حالی که در مدرسه، دانش آموزان یاد میگیرند که برگههای امتحانی خود را از چشم های کاوشگر پنهان کنند. شرکتها و موسسات به کارمندانی پاداش می دهند که اطلاعات را برای خودشان نگه میدارند. “آدام بیانچی” یکی از تحلیگران مدیریت دانش میگوید: غالباً ارزش شما برای یک سازمان در آن چیزی است که شما میدانید و دیگران نمیدانند از این رو، یکی از چالشهای اساسی مدیریت دانش، وا داشتن افراد برای به اشتراک گذاشتن آنچه که میدانند میباشد. چرا افراد باید دانشی را که به سختی به دست آوردهاند در اختیار دیگران قرار دهند، در حالیکه این دانش یکی از عوامل کلیدی مزیت فردی آنها در سازمان تلقی می شود.
در برخی از سازمانها، به اشتراک گذاری دانش امری طبیعی است اما در برخی دیگر هنوز این نگرش قدیمی که دانش قدرت است حکم فرمایی می کند. بسیاری از سازمانهای روشن فکر، استراتژیهایی را با هدف تغییر این نگرشهای منسوخ شده آغاز کرده اند. آنها عوامل انگیزشی متنوعی را به کار گرفته اند تا نشان دهند در زمینه تسهیم دانش در سازمان خود مصمم و جدی هستند. به عنوان مثال برخی از آنها، برای افرادی که دانش خود را در اختیار دیگران قرار می دهند، برنامه های قدر دانی و دادن پاداش را در نظر گرفتهاند که از قدر دانی در شرکت، درج در خبرنامه تا پرداخت پاداشهای مادی قابل توجه را شامل می شود. برخی دیگر از شرکتها، کارمندان خود را بر مبنای این که به چه میزان در فعالیتهای تسهیم دانش مشارکت داشته اند ارزیابی نموده و برای آنها ترفیع و یا مرخصیهای فوق العاده در نظر میگیرند.
در مدیریت دانش، تاکید بیش از حد بر عملکرد فردی، منجر به کاهش تمایل کارکنان به تسهیم دانش با دیگران می شود. در این حالت، فعالیتهای مبتنی بر تسهیم دانش در سازمان متوقف می شود، زیرا افراد به دلیل ترس از دست دادن قدرت و جایگاهی که در سازمان به واسطه دانش خود به دست آورده اند، در تسهیم دانش خود با دیگران بی میلی از خود نشان می دهند و احتمالاً از اینکه در موارد بسیار دانش خود را در اختیار دیگران قرار دادهاند، ولی پاداشی به آنها تعلق نگرفته است، احساس ناخشنودی می کنند. علاوه بر اینها ممکن است، آنها تمایلی از خود برای صرف زمان و منابع ضروری برای انتقال دانش نشان ندهند. بنابراین میتوان به صراحت بیان کرد که تاکید بسیار بر کار تیمی به جای عملکرد فردی برای موفقیت طرحهای مدیریت دانش، لازم و ضروری است (سیمار اصل، ۲۰۰۷).
۲-۱-۱۴-۱-۳- بهره برداری و کاربرد دانش
منظور از کاربرد دانش، فعال سازی و مربوط سازی دانش در ایجاد ارزشهای سازمانی است. دانش سازمانی باید در تولیدات، فرایندها و خدمات سازمان به کارگرفته شود. اگر سازمان نتواند دانش صحیح را در محل مناسب آن به کار گیرد نمیتواند در موقعیتهای رقابتی، موقعیت لازم را کسب کند. از آنجا که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان چارهای ندارد مگر اینکه دانش مناسب را در محل مناسب به کار گیرد.
راههای مختلفی برای به کارگیری دانش وجود دارد. مثلاً میتوان دانش موجود را از محتوای مختلف درونی به دست آورد، استانداردهای اندازه گیری مناسب اتخاذ کرد یا افراد را ترغیب کرد وآموزش داد تا بهتر فکر کنند و خلاقیت لازم را به دست آورند و از این شیوه برای ارتقای عملکردهای خوب و بهبود خدمات سازمان سود بجویند (داورپناه ،۱۳۷۹ص ۵۲ ).
۲-۱-۱۴-۲- محتوای دانش
دانش ضمنی (پنهان): به فرد وابسته است و در هنگام کار به صورت درونی بدست می آید. این نوع دانش به سختی قابل بیان برای فرد دیگری است و باید هر کس خود آن را بدست آورد (بادرمعرض کارواقع شدن ).
دانش پنهان (ضمنی) دانشی است که دانشکار آن را از طریق تجربه بدست آورده وتجسم باورها و ارزشهای اوست. دانش پنهان دارای ارزش بالایی است.
“کلید آفرینش دانش در بسیج و تبدیل دانش پنهان قرار دارد"بعلاوه دانش پنهان مهمترین پایه برای خلق دانش جدید میباشد (نوناکا،تاکوچی ،۱۹۹۵).
دانش معلوم (آشکار): این نوع از دانش بصورتی درآمده است که قابل مستند سازی و ارائه به دیگران است (مانند نقشه، طراحی، برنامه در قالب کلمات و…).
دانش آشکار توسط محصولات و مصنوعات مثل اسناد و فیلم نشان داده می شود که نوعاً با هدف ارتباط با فرد دیگری به وجود آمدهاند. هر دو نوع دانش برای سازمان مهم هستند (نوناکا،تاکوچی ،۱۹۹۶).
برخی این دو نوع از دانش که مجموعاً کل دانش موجود را تشکیل می دهند را به کوه یخی در آب تشبیه نموده اند، که بخش پنهان آن در آب و قسمت اشکار آن بیرون از آب قرار دارد و مدیریت دانش تلاش مینماید تا ضمن ازدیاد آن بخش غیر مرئی آن را قابل رویت نماید.
۲-۱-۱۵- مدلهای مدیریت دانش
از آنجا که تاکنون مدل مدیریت دانشی که مورد توافق همگان باشد موجود نیست، بنابراین لازم است تا ضمن آشنایی با مدلهای ارائه شده در این زمینه، برحسب مورد و متناسب با موضوع مورد نظر، از آنها بهره جست.
در این بخش از نوشتار برای دستیابی به هدف فوق، نخست دسته بندیهای ارائه شده در رابطه با مدلهای مدیریت دانش، معرفی می شود. سپس برای فراهم آوردن زمینه آشنایی بیشتر با مدلهای مدیرت دانش و فراهم کردن امکان مقایسه و تطبیق بین آنها، ضمن معرفی چندین مدل، با تمرکز بر دو مدل نسبتاً کامل که از دو دید مختلف، مدیریت دانش را مورد بررسی قرار می دهند و کاربرد بیشتری دارند، مطالب این بخش پایان مییابد.
۲-۱-۱۵-۱- دسته بندی مدلها
همانگونه که گفته شد، مدلهای بسیاری راجع به مدیریت دانش پیشنهاد شده که دارای فرایندهای متفاوتی هستند، دسته بندی مدلها به دوگونه است؛ یکی از نظر دیدگاهی که زمینه ساز مدلهاست و دیگری با توجه به مراحل فرایندی مدلهای ارائه شده است .
در این بخش، دو نوع از گروه بندیهای دیدگاهی و یک نوع از گروه بندی بر مبنای فرایندها معرفی می شود و در بخش بررسی مدلها، مدل های فرایندی دانشی، بیشتر مورد بحث قرار میگیرند.
۲-۱-۱۵-۲- رده بندی مدلها
مرور رده بندیهای مدلهای دانش ارائه شده توسط “کاکابادسه” و همکارانش، در مقالهای با نام ” مرور ادبیات مدیریت دانش ” در مجله مدیریت دانش ۷/۴/۲۰۰۳صفحات ۷۵-۹۱ به چهار گروه از مدلها به شرح زیر اشاره دارد:
-
- مدلهای شبکه:در این نوع از مد لها، تمرکز بر روی ارتباطات، کسب، تسهیم و انتقال به طریق تبادل اطلاعات افقی است دانش های مهم در شبکه ای متشکل از افراد که به وسیله ابزار مختلف به هم می پیوندند، نهفته است و آگاهی از این بینش ها و اطلاعات ، خارج از گروه ها و تیم های رسمی، عاملی کلیدی به شمار می رود . در این نگرش ، ساختن روابط اجتماعی ، سرمایه اجتماعی و قائل بودن روابط متقابل ، به عنوان کار و فعالیت اصلی دانش، مورد توجه قرار گرفته است.
-
- مدلهای شناختی: دانش به مثابه دارایی سازمانی است که نیاز به دستیابی دقیق، بیان، ذخیره، اندازه گیری، نگهداری و انتشار کنترل شده دارد. ایجاد ارزش از طریق کاربرد متوالی بهترین روشهای حاصل و نیز پرهیز از خطاهای نا آشکار ریشه یابی شده و کتبی و نیز بهره بردن از درسهای آموخته شده به دست می آید. در این نگرش بر روی استفاده دوباره، تکثیر استاندارد سازی و حذف روشهای قدیمی که کارآیی خود را از دست دادهاند، تمرکز می شود.
-
- مدلهای انجمنی/ ارتباطی:در این مدلها درباره ویژگیهای گروه های کاری که باید دارای قابلیتهایی چون، خود سازماندهی، فراگیری مستمر و تبادلات غیر رسمی باشند، بحث می شود. دانش در تفکری ایجاد می شود که در یک انجمن گردش می کند؛ جایی که زبان مشترکی وجود دارد، اعتماد اجازه بهره برداری از مکاشفهها را میدهد، ممکن است آرایههای نهفته به صورت خلاقانه برنامه ریزی شود و نشانه های مهم و راه حلهای کاری متوالی به وسیله بیان داستانهای کاری منتشر میشوند.
-
- مدلهای فلسفی:در این مدلها بازارها و فرایندهای داخلی بر پایه گفتگوی دو طرفه در یک زمینه استراتژیک، پرسش در مورد فرضیات و کند و کاو مداوم درباره رفتار رقبا، مورد توجه قرار میگیرد. این دیدگاه، شخصی سازی را مقدم بر کد کردن میداند و تکنولوژی کمی را مورد استفاده قرار میدهد همچنین محرکهای فرهنگی اصلی برای این کار، حفظ ارتباط آزاد (تبادل نظر)، تشویق، انعکاس نظرات، کنکاش خلاقانه و اثبات عقیده و نظر است.
با توجه به تجربیات سازمانهای پیشرفته در زمینه مدیریت دانش، ترکیب مدلهای شبکه، فلسفی و انجمنی به همراه استفاده از مدل شناختی، ترکیبی مناسب برای مدیریت دانش در سازمان است و محرکهای اصلی در این راستا؛ ارتباطات و روابط، اعتماد، همدلی، انجمن گفتگوی دو جانبه عمیق و تکنولوژی برای دستیابی به گفتگو و برقراری ارتباط با ثبات هستند. گروه بندی از منظر نوع دانش (ضمنی / آشکار) پیشتر اشاره شد که دانش را به دو دسته ؛ آشکار و ضمنی تقسیم کرده اند.
دانش آشکار به راحتی مورد تجزیه و تحلیل و طبقه بندی قرار میگیرد، اما دانش ضمنی در روحیه، روان و درک انسانها نهفته است، از این رو، تجزیه و تحلیل و طبقه بندی آن دارای دشواریهای خاص خود است. با توجه به اهمیت و نقش هر یک از این دو نوع دانش، عدهای از این منظر، روشهای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان را به چهار دسته: دینامیک، انسان محور، سیستم محور و منفعل تقسیم کرده اند. در این دسته بندی، سطح دانش آشکار، بستگی به درجه کد گذاری و نگه داری اطلاعات مورد نیاز یک فرد و سطح دانش ضمنی نیز به سطح تقسیم دانش از طریق نحوه روابط میان افراد بستگی دارد. جایگاه این روشها با توجه به نوع و سطح دانش ضمنی و آشکار در شکل شماره۲-۵ نمایش داده شده است.
زیاد
تمرکزبرسطح آشکاری
زیاد کم
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 05:03:00 ق.ظ ]
|