نگارش پایان نامه در مورد شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتخاب شعار تبلیغاتی بانک با کمک ... |
![]() |
۴/هنجارستیزی:این سبک برندسازی هر چیز متعارف را مردود می داند.کاملا با قوانین بازار و برندسازی زمانه خود سر جنگ دارد .در تمامی برنامه های برندسازی از پیش تعریف شده آنها،این هنجار ستیزی کاملا مشهود است .
۵/تناقض گویی:ضد و نقیض گویی از ویژگی های بارز این سبک است.برای مثال آدم هایا کالاهای خوب را بد و کالاها و آدم های بد را خوب تبلیغ می کنند.حتی در رساندن پیام نیز با اهداف از پیش تعیین شده به تناقض گویی دست می زنند ،که می تواند یکی از ترفندهای برندسازی باشد.
۶/نفی همه چیز:تریستان تزارا در یکی از بیانیه های خود اعلام کرد:«مکتب ما ذهنیتی منفی و مخرب ولی بزرگ است.»داداییستها پشت این ظاهر ویرانگر و انکارگر خود ،در ایجاد خلاقیت و آفرینش نو در بازاریابی و برندسازی قدم بزرگی برداشتند.حتی بسیاری پست مدرنیسم زمان حاضر را داداییسم علمی می خوانند.آنان با تردید وارد کردن به قوانین متعارف بازاریابی مدرن و شیوه های بازاریابی حاضر،بسیاری از نظام مندی های بازاریابی را تکذیب می کنند.گاهی در بازار ،شرکتی که ناگهان رو به نابودی قدم می گذارد،برای آنکه دیگران را نیز با آسیب های خود تحت تاثیر قرار دهد،دست به چنین تبلیغات رقیب کشی می زند.در این نوع تبلیغات هدف فقط پیروزی در بازار به هر قیمتی است حتی اگر خودت نابود شوی.
۷/شک به همه چیز:مبلغان داداییستی به همه نظام ها و واقعیت های موجود شک می کنند چرا که به دوام و ثبات هیچ چیز معتقد نیستند و همه چیز را بر پایه شانس و تصادف می دانند.داداییسم منفی است از آن نظر که گذشته را انکار و ویران می کند ،ولی در عین حال مثبت است چون با شک به همه چیز می نگرد.
۸/آزادی:آنان خواستار آزادی در برندسازی ،سیاست،اخلاق،هنر و…. هستند و عقیده دارند که باید برند،ادبیات و هنر را از هر قید و بندی حتی از عقل،منطق و زبان آزاد کرد تا در آن خلاقیت به وجود آید.
۹/سنت شکنی:دادا زندگی در حال است.و آینده و گذشته و هر آنچه را در آن است نفی می کند.از نظر آنان هنرمند دادا باید به گذشته پشت کند و در کل آن را فراموش کند تا بتواند در امروزش زندگی کند.
۱۰/ساختارشکنی:آنان هدفشان از برندسازی،خلق نیست بلکه به دنبال در هم شکستن چیزهای ساخته شده هستند و می خواهند با ویران کردن قالب های کهنه ،خلاقیت به وجود آورند.در واقع آنان بازار را از بی تحرکی و راکد ماندن نجات می دهند با وجود آنکه گاهی در این امور زیاده روی می کنند ولی با شالوده شکنی خود باعث جهش،جنب و جوش و جوشش در بازاریابی جدید می شوند.
۱۱/رد کردن مدرنیسم:داییست ها که خودشان از مدرنیسمی چون فوتوریسم ریشه گرفته اند و افکار برندسازی فوتوریستی در رگ های آنان جریان دارد و خود زاییده فوتوریسم و به نوعی پدید آورنده یک تحول جدید هستند،با وجود این،مخالف و بر ضد مدرنیسم هستند و به شالوده های زیبا شناختی سبک مدرن حمله می کنند و سعی بر آن دارند که برندهایی کاملا مخالف با قواعد زیبا شناسانه مدرن داشته باشند.
۱۲/در جست و جوی زبان نو:پیروان این سبک به دنبال زبانی نو هستند.چون این زبان روزمره و عامیانه قالب فرسوده وتجویزی می دانند که نتوانیم آن احساس و سرشت حقیقی خودمان را بروز دهیم
۱۳/بداهه گویی و خلق اتوماتیک وار:داداییست ها خلاقیت را در خلق و آفرینش خود به خودی و بدون هیچ اندیشه و تفکر از پیش تعیین شده ای می دانند .از نظر آنان همه چیز باید در حال خلق شود و آفرینش های اتوماتیک وار و خود به خودی می تواند ما را به اندیشه ای خالص و حقیقی برساند.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۸۶-۱۹۱)
۲-۴-۳-۷ . سبک ایماژیست[۸۷] در برندسازی:
کلمه ایماژیست را ازرا پاوند(Ezra Pound)شاعر آمریکایی ابداع کرد.ایماژیست ها دارای این مشخصه هستند که نام و نشان ها،نوشته ها و پیام های آنها با بیانی کاملا تصویر گونه و لحظه ای دارد.برند ها ،نام و نشان ها و لوگوهایی که ایماژیست ها ارائه می دهند یک بیان ایجاز و تصویر گونه دارد.در حقیقت آنها معتقدند که «شعر بیش از آنکه شبیه موسیقی باشد باید شبیه مجسمه سازی باشد.»(هیوم[۸۸]،۱۸۹۹)به همین دلیل اعتقاد دارند که شعر باید محکم و قوی و خشن و واضح باشد.به همین دلیل در برندسازی نیز از اشعار محکم و بیان تصویرهای شعری و انتقاد ها استفاده میشود.ناگفته نماند که می توان این سبک را برندسازی لحظه ای نیز نام برد چون مانند نقاشی ها و قطعه های ادبی این سبک ارائه یک لحظه از یک تصویر است.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۱-۱۹۲)
۲-۴-۳-۸ . اونانیمیسم[۸۹] در برند سازی:
اونانیمیسم که مشتق از کلمه اونانیم به معنای؛هم دل،هم رای،متفق القول و همگانی است که در اصل از کلمه لاتین Unanimus ریشه گرفته است.که در قرن شانزدهم از زبان لاتین وارد زبان فرانسه شد.در اوایل قرن بیستم،حدود سال ۱۹۱۰ اونانیسم به مکتب ادبی اطلاق می شد که شاعر و نویسنده معروف فرانسوی،ژول رومن[۹۰](۱۸۸۵-۱۹۷۲)به یاری ژرژ شنویر[۹۱]آن را در پاریس بنا نهاد.اونانیمیست ها در تبلیغات و برند سازی عقیده دارند که در هر اثر برندسازی دو نوع فکر و احساس وجود دارد.نخست افکار و احساساتی که ویژه خود عامل برندسازی است و دوم افکار و احساساتی که مخاطبان و گرو های مشتریان تلقین کرده اند.باید بتوان بین این دو نیرو تعادل و تعاملی برقرار کرد و یک جنبه دو وجهی را در آثار برندسازی نشان داد.به همین علت در این سبک پژوهش های برندسازی[۹۲] الزامی به نظر می رسد و برندهایی که در این سبک گنجانده می شوند مبتنی بر پژوهش های گسترده ای می باشد.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۳)
متفکران در حیطه برندسازی به تقلید از این سبک ،می توانند چنین ادعا داشته باشند که یک اثر برندسازی برای نیل به آخرین درجه تکامل باید شخصیت انفرادی خود را پرورش دهد و از دخالت ها و تاثیر های دنیای خارج پرهیز کند،اما اونانیمیسم با الهام از آرای فلسفی ،عکس آن را بیان می کند و اجتماع و محیط بازار را منشا تکامل و نبوغ و شگفتی برند می داند.می توان گفت که این سبک برندسازی بیشتر به آرای فلسفی و جامعه شناسی اهمیت می دهد و از آنها تاثیر میگیرد.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۳-۱۹۴)
۲-۴-۳-۹ . پارناسیسم[۹۳] در برندسازی:
در نیمه دوم قرن نوزدهم ،مکتب پارناس به گروهی از شاعران جوان با رهبری کولنت دولیل[۹۴] اطلاق شد که به مخالفت با رمانتیسم برخاسته بود و تحت تاثیر تفکرها و آیین«هنر برای هنر»قرار داشتند و هدف آنان ارائه هنر در حد کمال و رسیدن به زیبایی مطلوب و آرمانی بود.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۴)
تئو فیل گوتیه[۹۵] از پیشگامان این مکتب ،پارناس را چنین تعریف می کند:هنر برای هنر،به معنای هنری آزاد از هرگونه نگرانی و دغدغه فکری به جز زیبایی است.یعنی آنان بدون توجه به موضوع،محتوی و هدف،تنها به جنبه زیبایی اثر اهمیت می دهند و می گویند هنر خدایی است که باید آن را تنها به خاطر خودش پرستید و هیچ گونه جنبه مفید یا اخلاقی به آن نداد و نباید چنین تصورهایی از آن داشت.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۴-۱۹۵)
از دید متخصصان برندسازی پارناسی برند نشانه ای است از روح کسی که احساس های خود را خاموش ساخته است.این گونه برند به هیچ وجه نمی خواهد نشان و لوگو حامی امید و آرزو و خواهشی برای مشتریان ومخاطبان باشد و فقط برای برندسازی محض احترام قایل است و به زیبایی شکل و طرز بیان اهمیت می دهد .در این نوع سبک برندسازی،تکنیک زیبایی حرف اول را می زند و از تمامی تکنیک های نمایشی و تصویری برای ایجاد زیبایی در اثر بهره می گیرند.
اصول مهم مکتب پارناسیستی:
۱-کمال شکل،چه از لحاظ بیان و چه از لحاظ گزینش واژگان.
۲-عدم دخالت احساس ها و عدم توجه به آرمان و هدف.
۳-زیبایی محض با عناصر بصری و تصویری.
۴-وابستگی به آیین«هنر برای هنر»
آثار برندسازی این سبک مانند آینه ای مرمر و بی نقص از عناصر بصری و غیر بصری است.در تیزرها و برنامه های تبلیغاتی این سبک اهمیتی به مخاطبان و سفارش دهندگان داده نمی شود و سعی می شود که اجزای آن در قالبی زیبا و ذهنی از محصول یا ایده ارائه شود.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۵)
از منظر بازاریابی بر این سبک تبلیغاتی ایرادهای بسیار اساسی وارد است.زیرا ما تبلیغ نمی کنیم که فقط یک اثر کوتاه هنری که اهل فن از آن لذت ببرند خلق کرده باشیم،ما تبلیغ می کنیم که اثربخشی تشکیلات خود را تسریع کنیم،بنابراین اگر تبلیغی نتواند به اهداف خود برسد،هرچند از لحاظ هنری قابل تامل باشد ،اثری نا موفق است.(محمدیان،محمود،مدیریت تبلیغات،نشر حروفیه ،۱۳۸۱ ،۲۶۳)
۲-۴-۳-۱۰ . سبک امپرسیو نیسم [۹۶]در برندسازی:
نامی است که به سبکی از نقاشی پدید آمده در دهه ۱۸۷۰ در فرانسه اطلاق می شود و به طور معمول اولین و موثرترین نهضت در میان نهضت های هنر مدرن است.هدف امپرسیونیسم ها دستیابی به نوعی طبیعت گرایی متعالی است که از طریق تجزیه شدت و ضعف رنگ و ارائه بازی نور بر سطح اشیا حاصل می شود.
در برندسازی نیز،تهیه کنندگان به شدت به دنبال بازی رنگ ونور در نشان ها و لوگوها هستند.آنها برندها و نشان ها را با شفافیت کامل و غرق در نورها و رنگ هایی کاملا طبیعی به نمایش می گذارند.
در این سبک برندسازی سعی می شود ،مزیت های نام و نشان به صورت تکه های رنگ با ضربه های بصری و صوتی کنار هم گذاشته شوند تا تعریفی از کل محصول در ذهن مشتریان شکل بگیرند.شاید بتوان برندسازی را که مبتنی بر اثر زایگارنیک[۹۷]ساخته می شود به سبک امپرسیونیستی منتسب کرد.اثر زایگارنیک در مورد این بحث می کند که چگونه یک تبلیغ ممکن است در ذهن ماندگار تر شود.در واقع پدیده زایگارنیک اگر اطلاعات به صورت منقطع به افراد داده شود ماندگاری اطلاعات در ذهن فرد بالا میرود.موسیقی و اصواتی که در آثار برندسازی این سبک دیده می شود و نیز آهنگ ها و ملودی هایی کاملا کلاژ شده هستند و اصلا ریتم خاصی نداشته و مضمونی کاملا لحظه ای دارد.همچنین می توان این سبک را برندسازی وصله پینه شده یا تکه تکه ای نام گذاشت چون از کنار هم گذاشتن عناصری از نام و نشان در لحظه های مختلف به دست می آید.[۹۸]
۲-۴-۳-۱۱ . سبک اکسپرسیونیسم [۹۹]در برندسازی:
این سبک در حدود سال ۱۹۰۵ در فرانسه با آثار ونگوک[۱۰۰] شروع شد.اما تقریبا همزمان در سراسر اروپا و به طور مشخص در بلژیک ،آلمان و اسکاندیناوی رواج یافت.به طور کلی با ویژگی هایی چون تغییر شکل واقعیت و اغراق وصف می شود و گاهی برخی آن را نشانه مساعدی برای نوعی روان رنجوری می دانند .
در سبک برندسازی اکسپرسیونیسم برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان از تبادل احساس های عاطفی و جریحه دار کردن احساس آنها با بهره گرفتن از تصاویر،اصوات و …. بهره می جویند.
شاید بتوان گفت که بیشتر تبلیغ هایی که با بهره گرفتن از جاذبه های احساسی ساخته می شوند نیز از این سبک پیروی می کنند.در تبلیغ با جاذبه احساسی برخلاف جاذبه منطقی سعی در تحریک عواطف فرد و برانگیختن آن و رسیدن به مقصود از این طریق است.این سبک مناسب ترین سبک برای بیان هیجان ها و تنش های روانی مخاطبان در استفاده از محصول یا ایده است.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۱۹۹-۲۰۰)
۲-۴-۳-۱۲ . سبک سوررئالیسم[۱۰۱] در برندسازی:
سوررئالیسم نام جنبش هنری و ادبی است که در سال ۱۹۲۲ به رهبری شاعر و منتقد فرانسوی آندره برتون[۱۰۲]به وجود آمد.او ادعا می کرد که هدفش ایجاد فراواقعیت از طریق تبدیل شریط متناقض خیال و واقعیت محض و به تصویر کشیدن موضوع های ناهماهنگ و بی مناسبت با دقت و موشکافی بسیار است.
ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه های فروید[۱۰۳] ،روان شناس اتریشی،در باره ضمیر پنهان،رویا و واپس زدگی،افکار را به خود مشغول داشته بود.برندسازی سوررئالیستی کارکرد ویژه ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده اند که جهان بینی خود را از طریق فراواقعیت تبیین و تشریح کنند .برندسازی سوررئالیستی متعهد به تصحیح تعریف از واقعیت نام و نشان است.مقصود واحد این سبک تغییر دادن درک مشتریان و به دنبال آن تغییر شیوه های تبلیغ و بازاریابی یا به عبارتی تغییر درک مشتریان و شوک مشتریان با عناصر ،نام و نشان فراواقعی است.
فنون سوررئالیستی تبلیغ برند عبارت است از:
۱-طنز:یکی از فنون سبک برندسازی سوررئالیسم استفاده از یک نام و نشان طنز گونه است،در این سبک برای تبلیغ کالا یا ایده به وسیله طنز،با ضربه های پیش بینی شده ای از تصاویر و اصوات بصری و غیر بصری،سعی بر ایجاد یک ارزش متعالی است.طنز این امکان را می دهد که از زاویه ای دیگر،نام و نشان عرضه شود و بتوان با سازوکاری خاص به مغز مشتریان نفوذ کرد تا بتوان چهره ای ماندگار از محصول یا ایده را در ذهن مخاطب به جا گذاشت.
۲-نگارش خودکار:
آندره برتون ویژگی اصلی سوررئالیسم را استفاده از سه تکنیک می داند:نوع خودکاری که روحی شبیه به رویا دارد، داستان های رویا، تجارب خواب مغناطیسی . در آثار برندسازی سوررئالیستی نیز به همین منوال یک نوع دیکته بصری و بیانی ضمیر پنهان است.برای این منظور، پی در پی بدون آنکه فرصتی برای فکر کردن باشد، خودبه خود و اتوماتیک وار هر نوع تصویر، صوت و صحنه ای که به ذهن خطور می کند رابرای برند می آورند. سپس برای آنها سناریویی می نویسند.این نوع برندسازی، یک برندسازی معجزه آسا است. چون با نفوذ به ضمیر پنهان هر مخاطب یا مشتری درون او را به صدا در آورده و می توان هر آنچه فراتر از واقعیت است در خودآگاه و ناخودآگاه او قرار داد. در این تاکتیک، چون عناصر بصری و غیر بصری محصول در ضمیر ناخودآگاه شکل می گیرد، می تواند نوعی بازاریابی روانکاوانه باشد و یک وسوسه روانی بسیار شگفت انگیز برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان و مخاطبان به شمار آید.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۲۰۷-۲۰۸)
۳-رویا:
در این سبک دست اندرکاران و مجریان برند با شگفتی تمام به عالم رویای مخاطبان نفوذ می کنند و با آثار برندسازی خود آنها را اندیشه ها و ایده های خود همراه می کنند و حالتی از نوعی خلسه بازاریابی را برای مخاطب ایجاد می کند.رویا می تواند ابزار قوی در تبلیغ باشد.سوررئالیسم تنها مکتبی بود که ارزش از دست رفته رویا را هم از نظر روان شناسی و هم از نظر فلسفی به آن برگرداند.[۱۰۴]
۴-دیوانگی:
دیوانگی در آثار برندسازی یک نوع ورزش مغزی[۱۰۵] نام نشان است.شاید شرکتی که در فرانسه برای تبلیغ کفش های خود آنها را در صحنه ها و تصاویری بر سر انسان ها پوشانده بود، نوعی دیوانگی و ورزش مغزی را در کار برندسازی خود نشان داده بود.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۲۰۹)
۵-اشیای سوررئالیستی:
استفاده از اشیای کاملا غیر مرتبط با کالا یا خدمت در آثار برند سازی این نوع سبک بسیار متداول است.با این کار مخاطبان را بین واقعیت و غیرواقعیت قرار می دهند تا بتوانند شبکه ای دلالت ها را برای آنکه در ذهن مخاطب نفوذ کنند،بیافرینند.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۲۰۹)
۶-تصادف عینی:
تصادف عینی مجموعه پدیده های تصادفی درباره نام، نشان، کالاها و ایده هاست که از هجوم شگفتی های زندگی روزمره مخاطبان حکایت می کند.در این نوع برندسازی، یک نوع سرگیجه بین جاذبه اشتیاق و واقعیت کالا یا خدمت وجود دارد.در تیزرهای این سبک تصادفی از جایگاه های رمزآلودی از محصولات، ایده ها و افراد در فضاهای غیرواقعی است.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۲۰۹-۲۱۰)
۲-۴-۳-۱۳ . سبک سمبولیسم[۱۰۶] در برندسازی:
اصل کلمه سمبل (نماد)، سومبولون[۱۰۷] یونانی است که به معنی به هم چسبانیدن دو قطعه مجزا است. سمبولیسم در لغت به معنای رمزگرایی و نمادگرایی است. سمبولیسم، جنبشی نا محسوس در هنر است که در دهه های ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ در ارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیستی در شعر فرانسه شکل گرفت.ایم جنبش واکنشی بود به اهداف طبیعت گرایانه مکتب امپرسیونیسم و نیز به اصول رئالیستی که توسط نقاش رئالیست ، کوربه[۱۰۸] وضع شده بود. سمبولیسم واقعیت محض را مبتذل و ناچیز می شمارد و مدعی است که باید واقعیت را به شکل سمبول(نماد)، و یا شناخت درونی هنرمند، از آن واقعیت ارائه کرد. سمبول سازی و اندیشه سمبولیک از زمان های بسیار دور رواج داشته ، ولی بیشترین کاربرد آن در نام و نشان سازی و نام گذاری محصولات و ایده هاست. در این سبک برای تبلیغ یک کالا سعی می شود ، احساسی که از آن کالا و خدمت یا ایده به صورت یک نماد یا نشانه بیان می شود، به نمایش گذاشته شود. این سبک به شدت در نشان ها، آرم های شرکت ها ، بسته بندی ها و سایت های اینترنتی کاربرد دارد.
نماد گرایان بر این باور هستند که تجسم عینی، کمال مطلوبی در هنر نیست ، بلکه باید انگاره ها را به مدد نمادها القا کرد. بر این اساس آنان عینیت را رد می کنند و بر ذهنیت تاکید می کنند. در برندسازی نیز سعی می شود کل آمیزه بازاریابی یا مزیت رقابتی یک محصول به صورت نمادی آشنا و احساس برانگیز نشان داده شود(خویه و دیگران،۱۳۹۱،.۲۱۰-۲۱۴)
۲-۴-۳-۱۴ . سبک کوبیسم [۱۰۹]در برندسازی:
سبکی در نقاشی که پیکاسو[۱۱۰] و براک [۱۱۱] در سال ۱۹۰۷ ابداع کردند و گریس[۱۱۲] و لژه[۱۱۳] و دیگران آن را ادامه دادند.این سبک اولین روش نو و پیشرو و خلاق در قرن بیستم بود و مبنایی برای بقیه سبک های انتزاعی رایج در این دوره شد. در واقع این سبک در برابر تاکیدهای امپرسیونیسم بر ادراک محض بصری از موضوع به پا خاست. این سبک مخاطبان خاصی می خواهد که بتوانند درک و دید خاص بشری داشته باشند و در مورد کالاهایی که خریداران آن مخاطبان عامی هستند این سبک توصیه نمی شود. چون بیشتر نام و نشان ، صحنه ها و تصاویر سبک کوبیسم، انتزاعی و دور از واقعیت به نظر می رسد . در واقع ، کوبیسم هنر انتزاعی است.
هانری ماتیس[۱۱۴] نخستین کسی بود که نام کوبیسم را به این سبک اطلاق کرد و دلیل این نامگذاری این بود که چون نقاش سبک کوبیسم تصویر مورد نظر خود را به صورت اشکال هندسی نمایش می دهد، معمولا تصاویر مکعب شکل در نقاشی آنان دیده می شود و عبارت کوبیسم نیز مرکب از کلمه «کوب» به معنای «مکعب» است .
در بازاریابی یا برندسازی کوبیسمی باید نگرشی خردگرانه بر سازمان و کالاها و خدمات داشت. یعنی بتوان از زوایای مختلف مزیت ها و آمیزه بازاریابی را با پیام های چندوجهی انتقال داد. برای مثال بتوان هر یک از مزیت های کالای خود را با شیوه ای خاص و با زاویه ای متفاوت طوری که بهترین بازدهی نمایشی داشته باشد نشان داد. نشان دادن تمام ابعاد یک کالا در یک صحنه کار بسیار مشکل و اندیشمندانه ای است که ممکن است برندسازی را بسیار پیچیده کند ، طوری که فقط مخاطبان خاصی آن را درک کنند به همین منظور مدیران تبلیغات از این سبک با احتیاط استفاده می کنند مگر آنکه تاکتیک های برندسازی خاصی را مدنظر داشته باشند.( خویه و دیگران،۱۳۹۱،۲۱۴-۲۱۹)
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:51:00 ق.ظ ]
|