کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



۲-۲-۴-۱- رفتار گرایی
رفتار گرایی نظریه غالب نیمه اول قرن بیستم بود. رفتارگرایی به عنوان رویکردی به آموزش و یادگیری بر رفتار قابل مشاهده و اندازه گیری تأکید می کند. به عبارت دیگر، نظریه یادگیری رفتار گرایی بر رفتارهای ذهنی قابل مشاهده و مشخص تاکید می ورزد. در این رویکرد یادگیرنده سعی می کند خود را با محیط انطباق دهد و در این فرایند نقش انفعالی داشته باشد. این نظریه بر اساس مطالعات پاولف[۱۵] ، اسکینر[۱۶]و ثرندایک[۱۷] شکل گرفت.
رفتار گرایان معتقدند که هر رفتاری را می توان به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه کرد. با اموزش مهارت ها و رفتارهای جزیی است که یک رفتار کلی آموخته می شود. بر اساس این رویکرد، یادگیری هنگامی انجام می شود که تغییر قابل اندازه گیری در فراوانی عملکرد مشاهده شده صورت گرفته باشد. یادگیری در حقیقت تقویت رابطه بین رفتار ( پاسخ ) و عامل ایجاد کننده آن ( محرک ) است. پس از آنکه یادگیرنده تمرین های لازم را انجام داد، بین محرک و پاسخ رابطه ای برقرار می شود و در اصطلاح گفته می شود یادگیری صورت گرفته است. در این دیدگاه مهمترین عاملی که بر یادگیری تاثیر می گذارد شرایط محیطی است. این شرایط، محرک و چگونگی ارائه آن را در بر می گیرد. آموزش نیز در حقیقت، شرطی سازی یادگیرنده است( نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰، ص۳۴).
۲-۲-۴-۲- شناخت گرایی
از اوایل دهه ۱۹۲۰ برخی دریافتند که محدودیت هایی در رویکرد رفتار گرایانه به درک یادگیری وجود دارد. رفتارگرایان نمی توانستند منشأ بعضی از رفتارهای فردی را توضیح دهند؛ برای مثال، حل یک مسئله چگونه صورت می گیرد؟ همچنین رفتارگرایان نمی توانستند بعضی از رفتارهای اجتمایی را توضیح دهند؛ برای مثال، کودکان همه رفتارهایی را که تقویت شده اند، تقلید نمی کنند. از سوی دیگر ممکن است آنان رفتار جدیدی را مدتها پس از مشاهده، انجام دهند بدون آنکه آن رفتار تقویت شده باشد( مرجل، ۱۳۸۲، به نقل از : نوروزی و رضوی،۱۳۹۰،ص۳۹).
پایان نامه
برخلاف رفتارگرایان که برفرایند های ذهنی سر و کار نداشتند، شناخت گرایان بر فرایندهای ذهنی غیر قابل مشاهده ای تأکید می کنند که افراد برای یاد گرفتن و یادآوری اطلاعات یا مهارت های جدید به کار می برند. آن ها بر این باورند که یادگیری، فرایندی درونی است که ممکن است به صورت تغییر فوری در رفتار آشکار، ظاهر نشود(سیدمحمدی،۱۳۷۷،به نقل از : حقانی و معصومی، ۱۳۸۹، ص۱۱۹۲). شناخت گرایان بر این عقیده بودند که فرایند یادگیری تنها در فالب یک پیوند ساده محرک – پاسخ خلاصه نمی شود، بلکه ساخت های شناختی و نمادهای فکری در این میان نقش مهمی را ایفا می کنند. یادگیرنده باید فعال باشد و در جریان فعالیت خود، محتوای آموزشی را با آنچه قبلا آموخته است، تلفیق کند. شناخت هنگامی حاصل می شود که فرد بتواند مطالب آموخته شده را با ساخت شناختی خود مرتبط سازد و به فهم آن دست یابد( نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰، ص ۴۰).
۲-۲-۴-۳- ساختن گرایی
سازه گرایان، یادگیرندگان را افردی فعال می بینند. به اعتقاد آنها دانش از بیرون یا از دیگران کسب نمی شود، بلکه دانش، تفسیر و پردازش شخصی یادگیرنده از دریافت احساسات است. یادگیرنده در مرکز یادگیری است و آموزش دهنده نقش تسهیل کننده و مشاور را دارد. یادگیرندگان باید اجازه ساختن دانش را داشته باشند، نه آنکه دانش را با آموزش کسب کنند. سازه گرا ها یادگیری را زمینه ای می بینند. برای فعالیت های یادگیری، یادگیرندگان اجازه دریافت اطلاعات و به کارگیری آنها را در موقعیت و زمینه خواهند داشت. اگراطلاعات در بسیاری از زمینه ها کاربرد داشته باشد، باید روش هایی به کار گرفته شود تا یادگیری چندزمینه ای را ارتقاء بخشد. بنابراین یادگیری، از آموزش یک سویه استاد به دانشجو، به ساخت و کشف دانش تغییر می کند(اندرسون و الومی[۱۸]،۲۰۰۷، به نقل از: ظریف صنایعی، ۱۳۹۰، ص ۵۴).
۲ -۲-۵- قوانین یادگیری
قوانین شناخته شده ای در رایطه با یادگیری وجود دارند که به کارگیری آنها در بهبود کیفیت و تسریع یادگیری اثر می گذارند . با بهره گرفتن از این عوامل و شرایط می توان تجربه های یادگیری را برای فراگیران مؤثرتر و لذتبخش تر نمود . برخی از این عوامل و شرایط عبارتند از:

 

    1. آمادگیبه موجب این قانون یاد گیرنده باید از حیث جسمی، عاطفی، ذهنی و عقلی به اندازه کافی رشد کرده باشد تا بتواند آموختنی های معینی را فرا گیرد. به عنوان مثال: آموختن رنگها تا قبل از چهارسالگی برای کودک دشوار است و با فرگرفتن مفاهیم مجرد در سنین کمتر از یازده سال به آسانی صورت نمی گیرد.

 

    1. اثرانسانها میل دارند تجاربی که مطلوب و رضایتبخش هستند بپذیرند و تکرار کنند و از آنهایی که اثر ناخوشایند دارند اجتناب ورزند. در امر آموزش مهمترین عاملی که موجب رضایت خاطر دانش آموز می شود فهمیدن و یاد گرفتن درس است، زیرا یادگیری درس علاوه براین که بطور مستقیم وی را خشنود می سازد چون موفقیت او در درسی که یاد گرفته است، تحسین معلم، همکلاسی ها و افراد خانواده را به همراه دارد بطور غیر مستقیم تشویق می شود تا بهتر و بیشتر یاد بگیرد .از این رو معلم باید دانش آموزان را یاری دهد تا از هر فعالیت یاد گیری، نوعی رضایت شخصی احساس کنند و درس ها را با میل و رغبت یاد گیرند.

 

    1. تمرین : تمرین و تکرار در یادگیری و دوام آن تاثیر فراوان دارد، زیرا هر قدر انجام عملی بیشتر تکرار شود، آن عمل زودتر به صورت مهارت و عادت در می آید و در اثر تکرار درست، تبحر ایجاد می شود. تمرین غلط تبحر غلط ایجاد می کند و ترک عادت نادرست دشوار است. به عنوان مثال اگر دانش آموزی در کلاس اول ابتدایی نوشتن اعداد را از سمت راست تمرین کند و معلم او را به موقع راهنمایی نکند، ترک این عادت برای او مشکل می شود .

 

    1. تقدم:معمولا نخستین خاطرات کلاس درس بیشتر در ذهن باقی می مانند به همین جهت در اوایل سال تحصیلی و در نخستین روز تشکیل کلاس باید رفتار و برخورد معلم با دانش آموزان صحیح و منطقی باشد. به ویژه که در اغلب موارد دانش آموزان با معلمان جدید روبرو می شوند و چون به کلاس بالاتری رفته اند و با درسهای تازه هم آشنا نیستند. ممکن است این عوامل در آنها تولید نگرانی و اضطراب کند. از این رو لازم است که در جلسات اولیه، اعتماد آنان جلب شود و اطمینان حاصل کنند که یادگیری درس برایشان مفید و آسان است.

 

    1. شدت:یک واقعه ای مهیج و جذاب، بیشتر از واقعه ای عادی و کسل کننده در ذهن باقی می ماند. به همین دلیل درس های آن عده از معلمینی که با حالتی با روح و مهیج تدریس می کنند، بیشتر جلب توجه می کند و در خاطر می ماند. البته منظور این نیست که کلاس درس به سیرک یا تماشاخانه تبدیل شود بلکه هدف آن است که معلم با آوردن مثال ها و نمونه های زنده و استفاده از تکنولوژی آموزشی و به فعالیت واداشتن دانش آموزان حالتی پر تحرک و جذاب در کلاس ایجاد کند.

 

    1. عدم کاربرد:مهارت و دانشی که بکار کرفته نشود، به تدریج و به میزان زیادی فراموش خواهد شد. به موجب این قانون معلم باید موقعیتهایی تدارک بیند تا دانش آموزان بتوانند آموخته های خود را بکار گیرند(صفوی، ۱۳۸۷، ص۱۹).

 

۲-۲-۶- شرایط موثر در یادگیری

 

    1. انگیزه یادگیری:یادگیری هم مانند سایر فعالیت ها کار محسوب می شود و در پاره ای موارد، کاری است بسیار دشوار. اما هر کار دشوار اگر با شوق و ذوق و انگیزه همراه باشد، احساس دشواری آن از میان می رود و با علاقه دنبال می شود.

 

    1. آگاهی از ناکافی بودن دانش و مهارتهای کنونیشاگرد باید از ناکافی بودن دانش و مهارتهای فعلی خود آگاه گردد، تجربه نشان داده است که انسان معمولاً هنگامی که ضرورت یاد گیری دانش یا مهارت جدیدی را تشخیص می دهد، با میل و رغبت آن را می پذیرد. کودکی که وارد کلاس اول ابتدایی می شود، باید بداند برای اینکه بتواند اسم خود را بنویسد باید نخست خواندن و نوشتن حروف را فرا گیرد، بنابراین معلم باید شاگرد را با مسائل و موقعیتهای تازه و ضرورت آموختن آنها مواجه کند تا وی از نا کافی بودن معلومات فعلی خویش آگاه شود.

 

    1. داشتن تصور روشن از دانش و مهارتهایی که باید کسب شونداگر شاگرد بداند که یادگیری جدید او به چه دانش و مهارت هایی منتهی می شود، امر یادگیری برای او هدفدارتر می شود، در اینجاست که نقش هدفهای رفتاری ظاهر می گردد. در این رابطه، معلم باید هدفهای رفتاری هر درس را با دقت بیان کند و شاگردان را از تغییراتی که در اثر آموختن در دانش و مهارت آنان حاصل می شود آگاه گرداند.

 

    1. دانشتن فرصت کافی برای تمرین:بدیهی است هر تمرین و مهارتی به تمرین نیاز دارد. از این رو معلم باید برای تمرین، شرایط مناسب و زمان کافی در نظر گیرد. البته باید توجه داشت که تمرین ها و تکالیف زیاد هم موجب خستگی شاگرد می شود.

 

    1. آگاهی از پیشرفتاین بدان معنی است که معلم باید دائماً شاگرد را از میزان پیشرفت او در درس مطلع گرداند. تجربه نشان داده است که آگاهی از نتایج مثبت کار در حین یاد گیری، در بهبود و پیشرفت شاگرد اثر مثبت دارد زیرا شاگرد هنگامی که احساس کند در حال پیشرفت است برای ادامه یادگیری شوق و انگیزه بیشتری می یابد.

 

    1. داشتن وسایل و منابع مناسب برای یادگیریهر درسی بنا به ماهیت خود دارای وسایل و منابعی است که استفاده از آنها آموختن آن درس را تسهیل می کند. مانند نقشه، کره جغرافیا که به آموختن درس جغرافیا کمک می کند و یا وسایل آزمایشگاهی موجب می شود که درسهای علوم تجربی بهتر آموخته شوند(صفوی، ۱۳۸۷، ص ۲۱).

 

۲-۲-۷- جایگاه فن آوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی شیمی
در چند سال اخیر فناوری اطلاعات و ارتباطات توانسته است در بیشتر واحدهای درسی دانشگاهی و مدارس وارد شود و مزیت های آموزشی زیادی از خود نشان دهد . تعداد زیادی وب سایت با عنوانها و موضوعهای مرتبط با حیطه های مختلف علوم تجربی توسط معلمان پایه گذاری شده اند. یادداشت های سخنرانی، پروژه های داده شده به عنوان تکلیف، نرم افزارهای ویژه شبیه سازی، انواع فعالیت های خود ارزشیابی، تالارهای گفتمان و ارتباط با معلمان و کتاب های الکترونیکی متعددی در رابطه با علوم مختلف در شبکه های اینترنتی قابل دسترس می باشند( باراک ، ۲۰۰۷، ص۳۱).
فن آوری های اطلاعات و ارتباطات توانایی گردآوری، سازمان دهی، ذخیره سازی و بازتاب اطلاعات در قالب صوت، تصویر، متن های نوشتاری و عددی را دارا هستند. این فن آوری ها می توانند در ایجاد محیط های جدید یادگیری و برقرای ارتباط های تعاملی، و همچنین به کارگیری الگوهای آموزشی مجازی نقش مهمی ایفا کنند(بدریان ، هنرپرور و ناصری آذر، ۱۳۸۹، ص۱۰۳).
استفاده از شبکه ی جهانی اینترنت در مقایسه با سایر فناوری ها، از انعطاف پذیری، برد و تعامل بسیار بالایی برخوردار بوده و قابلیت های خوبی برای برانگیختگی حواس به صورت دیداری و شنیداری دارد. ورود اینترنت به محیط های آموزشی سبب شده است تا کلاس های درس از آموزش یک سویه معلم - محور ، به یک محیط زنده و خلاق تبدیل شده و امکان گسترش سبک های جدید آموزشی به راحتی امکان پذیر شود( لیو و همکاران[۱۹] ، ۱۹۹۸، به نقل از: بدریان ، هنرپرور و ناصری آذر، ۱۳۸۹، ص۱۰۴).
هنرپرور و بدریان( ۱۳۸۷) معتقدند که در برنامه درسی شیمی مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات، می توان جهت تسهیل و تسریع فرایند یاددهی و یادگیری، از ابزارهای چند رسانه ای تعاملی و نیز محیط های مجازی مبتنی بر شبکه استفاده کرد. محیط های مجازی می توانند دارای بخش های مختلفی از جمله تالار گفتمان برخط، کتابخانه الکترونیکی، فعالیت های فوق برنامه مبتنی بر فعالیت های پژوهشی و کاوشگری، نرم افزارهای شبیه سازی مولکولی، ارزشیابی مستمر و پایانی، بانک سؤالات تشریحی و چند گزینه ای و نیز آزمایشگاه مجازی بوده و نقصان های موجود در سامانه آموزشی مدارس را بر طرف نماید.
بدریان(۲۰۰۸، به نقل از: بدریان؛ هنر پرور؛ ناصری آذر، ۱۳۸۹، ص۱۰۴) معتقد است که به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری شیمی، علاوه بر ارتقای سطح سواد شیمی دانش آموزان،تأثیر مثبتی بر رشد تحصیلی آنان در درس شیمی داشته و دانش آموزان در این محیط به طور فعالانه در فرایندهای یاددهی- یادگیری شرکت می کنند. باراک[۲۰] و دوری[۲۱]( ۲۰۰۵، ص۱۱۷) نشان دادند که وارد شدن فن آوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه آموزشی ویژه دانش آموزان دوره متوسطه، منجر به ارتقای درک مفاهیم شیمی، نظریه ها و ساختارهای مولکولی می شود.
در چند سال اخیر الگوهای زیادی برای بهره مندی از توان ابزاری فن آوری اطلاعات و ارتباطات برای یاددهی و یادگیری علوم مختلف به ویژه شیمی ارائه شده است. دانووان و نخله (۲۰۰۱) معتقدند که برای درک عمیق تر مفاهیم شیمی، باید دانش آموزان را در پردازش اطلاعات، کاربرد علم شیمی در زندگی روزمره و فعالیت های حل مسئله مبتنی بر تجربیات دنیای واقعی درگیر کرد. از نظر آنان، بهره گیری از ابزارهای دیداری و شنیداری، پردازش اطلاعات، حل مسئله، انجام پژوهش، برقراری ارتباط های برخط و شبیه سازی پدیده های واقعی در دنیای مجازی عصر دیجیتال، می تواند برای ارتقای درک مفهومی دانش آموزان مفید واقع گردد.
در الگوی دیگری که توسط باراک( ۲۰۰۷) ارائه شده است ، بهره گیری از نظریه«سازنده گرایی» و ارائه ابزارهای ساخت دانش در غالب فعالیت های یادگیری مستقل و فردی پیشنهاد شده است. بزارها و نرم افزارهای تعاملی در نظر گرفته شده در این الگو می توانند به آموزش های فردی یا گروهی مبتنی بر رایانه، تمرین ها و شبیه سازی ها بپردازند. در این الگو دانش آموزان در آزمایشگاه های مجازی، شبیه سازی های مربوط به تجارب آزمایشگاه، مدل سازی و بررسی ساختار مواد شیمیایی را انجام می دهند.
۲-۲-۸- یادگیری الکترونیکی چیست؟
هورتون و هورتون[۲۲] (۲۰۰۳) معتقدند که یادگیری الکترونیکی[۲۳] یا آموزش الکترونیکی در یک تعریف وسیع شامل هر گونه استفاده از فناوری های وب و اینترنت به منظور خلق تجربیات یادگیری است. در واقع، یادگیری الکترونیکی زاییده چرخه تحولات سریع و رو به گسترش فن آوری های نوین به مفهوم واقعی آن است(زارعی زوارکی، ۱۳۸۷). یادگیری الکترونیکی یعنی یادگیری که دانش آموزان از طریق مواد و رسانه ها ی الکترونیکی مانند اینترنت و اینترانت و اکسترانت و ماهواره و رسانه های شنیداری و دیداری انجام می دهند(بابایی، ۱۳۸۹).
۲-۲-۹- برخی مصادیق یادگیری الکترونیکی

 

    • مطالعه یک مطلب در صفحات وب.

 

    • استفاده از شبکه جهانی وب، کتابخانه های دیجیتالی و پایگاه های اطلاعاتی به منظور پژوهش.

 

    • بهره گیری از مواد یادگیری تعاملی و چند رسانه ای در قالب لوح فشرده.

 

    • کار گروهی از طریق امکاناتی مانند کنفرانس الکترونیکی و گفتگوی اینترنتی.

 

    • انجام دادن یک پروژه با بهره گرفتن از سیستم مدیریت یادگیری(نوروزی؛ رضوی،۱۳۹۰، ص۳۲۲).

 

۲-۲-۱۰ - عوامل موثر در توسعه یادگیری الکترونیکی
عوامل مختلفی باعث ظهور محیط های الکترونیکی شده است. برخی از نیروهای محرک رشد و توسعه یادگیری الکترونیکی عبارتند از :

 

    • دسترسی فزاینده به فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاهش هزینه استفاده از این فناوری.

 

  • ظرفیت وتوانمندی فناوری اطلاعات و ارتباطات برای پشتیبانی و غنی سازی فعالیت های آموزشی با بهره گرفتن از یادگیری مبتنی بر منابع و ارتباط همزمان و ناهمزمان.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:46:00 ق.ظ ]




-

 

 

 

 

۳-۳-۳- محلول های مورد نیاز در الکتروفورز ژل آگاروز

 

۳-۳-۶-۱- بافر(۱۰X)TBE

از استوک های ۱۰ برابر (۱۰X) غلظت (شرکت فرمنتاز) رقت یک برابر برای الکتروفورز استفاده شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

۳-۳-۶-۲- محلول اتیدیم برماید

یک محلول پایه با غلظت ۱۰ میلی گرم بر میلی لیتر اتیدیم بروماید تهیه شد و برای رنگ آمیزیDNA ، ۳ میکرولیتر مورد استفاده قرار گرفت (این ماده فوق العاده سمی و جهش زا می باشد).

۳-۳-۶-۳- محلول بافر بار گذاری(۶X)

این بافر بدلیل داشتن چگالی بالا از برگشت محصول PCR به سطح ژل جلوگیری کرده و با ایجاد رنگ در نمونه میزان حرکت آن را نشان می دهد. در این تحقیق برای انتقال محصولات PCR به ژل، نسبت ۵ به ۱ از نمونه (۶X Loading dye) از شرکت تاکارا[۱۶۷] مخلوط شد و داخل چاهک های ژل بارگذاری شد. در چاهک وسط نشانگر استاندارد به میزان ۲ میکرولیتر قرار گرفت تا اندازه محصولات PCR قابل بررسی و ارزیابی شود.

۳-۳-۶-۴- الکتروفورز محصولات PCR

۵/۱گرم آگارز ساخت شرکت مرک (Merck) آلمان در ۱۰۰ میلی لیتر بافرTBE(1X) اضافه گردید، و سوسپانسیون برای حل شدن حرارت داده شد. زمانی که دمای ژل به حدود ۵۵ درجه سانتگراد رسید ۵ میکرولیتر اتیدیوم بروماید به آن اضافه شد. آنگاه درون سینی مخصوص ژل به طوریکه حباب هوا داخل ژل ایجاد نشود ریخته شده و شانه چاهک ها در محل خود قرار گرفت. بار گذاری نمونه های DNA در ژل به مدت ۵/۱ ساعت با ولتاژ ۷۵ ولت انجام شد و سپس توسط دستگاه ژل داک[۱۶۸] عکس گرفته شد.

۳-۳-۳- تجزیه و تحلیل آماری

 

۳-۳-۷-۱- رتبه بندی داده های حاصل از الکتروفورز

پس از تهیه عکس، با بهره گرفتن از نرم افزاز Photo Capt وزن هر یک از باندهای DNAکه به خوبی قابل رؤیت بودند برای تمام جمعیت ها مشخص شد. تا از روی آن و بر اساس باندهای مشترک روی ژل جدول توافقی صفر و یک تشکیل گردد پس از تعیین وزن باندهای DNA در تمام گونه ها برای ایجاد ماتریس شباهت بین گونه ها و با توجه به اینکه نشانگر ISSR جزء نشانگرهای غالب بوده که در نمره دهی وجود (یک) یا عدم وجود ( صفر) باند امتیاز دهی شد(گوپتا و وارشنی[۱۶۹]، ۲۰۰۰؛ سیک[۱۷۰] و همکاران، ۲۰۰۸). سپس اعداد وارد برنامه Excel شد، و با نرم افزار۲٫۰۲ NTYSIS تجزیه و تحلیل گردیدند. نشانگر ۱Kb به کار رفته در این تحقیق روی ژل آگاروز باند تولید می کرد. اندازه باند های این نشانگر از بالا به پایین به ترتیب ۱۰۰۰، ۸۰۰، ۶۰۰، ۴۰۰، ۲۰۰ (bp) بود.

۳-۳-۷-۲- میزان اطلاعات چند شکل(PIC)[171]

میزان اطلاعات چند شکل، پارامتر نشان دهنده میزان چند شکلی یک نشانگر بوده و معیاری برای قدرت تمایز هر جفت آغازگر می باشد. این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزار Excel محاسبه شد، با توجه به این که RAPD جزء نشانگرهای غالب محسوب می شود از فرمول زیر محاسبه می گردد(محمدی، ۱۳۸۵).
‍‍ PIC=∑[۲Pi(1-Pi)] فرمول (۳-۱)
Pi مقدار فراوانی آلل ها برای نشانگر های غالب است.

۳-۳-۷-۳- ضریب کوفنتیک[۱۷۲]

یکی از روش های مقایسه کارایی الگوریتم های مختلف خوشه بندی تخمین ضریب همبستگی کوفنتیک می باشد که در آن همبستگی بین ماتریس شباهت دایس با ماتریس کوفنتیک که بر اساس دندروگرام که به عنوان خروجی تجزیه می باشد، برآورد می گردد. این ضریب با نرم افزار NTYSYS ver 2.02e محاسبه گردید.

۳-۳-۷-۴- تجزیه به مولفه های اصلی و محورهای اصلی (PCA)[173] و (PCOA)[174]

تجزیه به مولفه های اصلی و تجزیه خوشه ای، از روش های چند متغیره خطی است که دارای کاربرد زیادی در تجزیه تنوع ژنتیکی دارد. تجزیه به مولفه های اصلی روشی برای کاستن حجم داده ها به منظور روشن ساختن روابط بین دو یا چند متغیر و توجیه تغیرات کل داده های اصلی و اولیه به وسیله تعداد محدودی از متغیر های مستقل به نام مولفه های اصلی می باشد. تجزیه به محورهای اصلی نیز نوع دیگری از تکنیک چند متغیره می باشد که در بررسی های مربوط به تنوع ژنتیکی هدف عمده از این تجزیه ترسیم روابط افراد و نمایش آنها در ساختار فضایی بر اساس محورهای اصلی می باشد. تجمع افراد در چنین نمودارهایی نشان دهنده دسته افراد مشابه است. نکته قابل توجه این است که در تجزیه به محورهای اصلی ما بیشتر به دنبال نمایش گرافیکی افراد می باشیم در حالی که در تجزیه به مولفه های اصلی، هدف ایجاد الگوهایی در متغیرها می باشد (محمدی، ۱۳۸۵). تجزیه به مولفه های اصلی بر روی داده های صفات کمی با نرم افزار SPSS ver 11.5 و PCOA داده های مولکولی با بهره گرفتن از نرم افزار NTYSYS ver 2.02e محاسبه شد.

۳-۳-۷-۵- نسبت چند گانه موثر(EMR)[175] و Β (درصد باند چند شکل)

نسبت چندگانه موثر، بیانگر تعداد جایگاه های ژنی چند شکل موجود در یک ژرم پلاسم می باشد (Powel et al., 1996). این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزار Excel محاسبه شد. شاخص نشانگری بیانگر میزان چند شکلی است و بعنوان شاخصی جهت برآورد کارایی یک نشانگر در یک ژرم پلاسم ناشناخته استفاده گردد(Pawel et al., 1996). این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزارExcel محاسبه شد.
EMR= np×β فرمول (۳-۲)
np= تعداد کل باند چند شکل.
(= np/np+nnp β) نسبت تعداد باند چند شکل به تعداد کل باند می باشد (Powel et al., 1996).

۳-۴- تجزیه رگرسیون گام به گام صفات مورفولوژیک، فیتوشیمیایی و داده های مولکولی

برای حذف تعدادی از متغیرها در مدل و تصمیم گیری برای تشکیل مدل نهایی، روش های مختلفی وجود دارد. یکی از روش ها برای انتخاب بهترین مدل، رگرسیون گام به گام می باشد. در رگرسیون گام به گام می توان در طی مراحل نسبت به حذف یا افزودن متغیرها برای انتخاب مدل نهایی اقدام نمود. ابتدا همه متغیرها وارد مدل می شوند و آنهایی که معنی دار نباشند از مدل حذف می شوند. تعدادی از متغیرها معنی دار می شوند. تجزیه رگرسیون گام به گام با در نظر گرفتن مکان های نشانگری به عنوان متغیرهای مستقل و صفات مورفولوژیک و فیتوشیمیایی به عنوان متغییرهای وابسته با نرم افزار SAS انجام شد.

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها(یافته ها)

۴-۱- ارزیابی خصوصیات مورفولوژیکی( کمی و کیفی)

۴-۱-۱- بررسی صفات کمی

دامنه ضریب تغییرات (C.V) بین صفات کمی از ۳۶/۲ الی ۵۱/۳۱ درصد متغییر بود، که بیشترین ضریب مربوط به قطر ساقه (۵۱/۳۱%) و کمترین مقدار هم مربوط به طول شاخه گلدار (۳۶/۲%) بود(جدول ۴-۱). صفاتی که ضریب تغییرات بالایی دارند محدوده وسیع تری از کمیت را دارند که دامنه انتخاب وسیع تری برای آن صفت محسوب می شود. در این رابطه پژوهشی توسط مقدم و همکاران (۱۳۹۲) انجام شد که با بررسی تنوع مورفولوژیکی توده های جنس ریحان (Ocimum spp) بومی ایران بیشترین و کمترین ضریب تغییرات را به ترتیب به صفات طول گل آذین (۷۷/۱۷%) و وزن تر و خشک بوته (۷۶/۱%) بیان کردند. همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین ضریب تغییرات در جمعیت های آویشن کوهی به ترتیب در صفات طول گل آذین (۳۴/۴۷%) و رسیدگی بذر (۱۰/۱۵%) است.
نتایج تجزیه واریانس صفات کمی نشان داد که جمعیت ها از نظرکلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنی داری با هم)۰۵/۰(p≤، دارند (جدول ۴-۱) که دلیل بر وجود تنوع در صفات بررسی شده است بنابراین، امکان انتخاب یک توده یا جمعیت برای مقادیر مختلف یک صفت وجود دارد بنابراین هریک از این جمعیت ها با توجه به صفت مورد نظر می توانند در برنامه های اصلاحی استفاده شوند. در این ارتباط تجزیه واریانس صفات کمی و کیفی در آویشن کرمانی( بیکدلو،۱۳۹۰) نشان داد که کلیه صفات مورد بررسی بین جمعیت ها تفاوت معنی داری با هم در سطح آماری یک درصد داشتند، بطوریکه یافته های تحقیق حاضر با یافته های فوق همسو می باشد.
بر اساس نتایج آزمون مقایسه میانگین، از نظر صفت تعداد شاخه در بوته جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۱۸۰ عدد و جمعیت زنجان (۲) با میانگین۷۰ عدد به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین در این صفت بودند (جدول ۴-۲). البته جمعیت های کردستان و قزوین دارای بیشترین میانگین از نظر این صفت در بین جمعیت ها را نشان دادند. جمعیت آذربایجان غربی(۴) در ارتفاع ۱۶۰۰ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در تعداد شاخه در بوته آویشن تاثیر بسزایی دارد، به بیان دیگر می توان گفت که با افزایش تعداد شاخه در بوته سطح تاج پوش گیاه افزایش یافته و در نهایت بیوماس کلی وزین تر شده و در میزان کلی ماده موثره تاثیر دارد به طوری که در تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین تعداد شاخه فرعی در توده های ریحان را به ترتیب در توده کرج ۴۷/۱۵ و بابل ۴۰/۱۰ عدد گزارش کردند.
نتایج آزمون مقایسه میانگین در صفت وزن تر بوته، جمعیت آذربایجان غربی(۲) با میانگین ۱/۱۸۳۳ گرم و جمعیت های آذربایجان غربی (۴) و تهران با میانگین ۶/۶۷۲ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی بیشترین وزن را از نظر این صفت داشتند. جمعیت آذربایجان غربی (۲) در ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در صفت فیزیولوژیک (وزن تر بوته) آویشن تاثیر بسزایی دارد، در این زمینه تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین وزن تر بوته (گرم) آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های مازندران ۲ (۲/۳۸۹) و سیاهکل (۰۰/۱۲۹) بدست آمد. همچنین تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن تر بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده بروجرد ۶۵/۱۵۵ و یاسوج ۰۸/۱۱۲ عدد بیان کردند.
از نظر صفت وزن خشک بوته جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۱۶۳۴ گرم و جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۵۷۰ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی دارای بیشترین وزن از نظر این صفت بودند، جمعیت آذربایجان غربی (۲) در ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در صفت فیزیولوژیک (وزن خشک بوته) آویشن تاثیر بسزایی دارد. همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین وزن خشک بوته ( گرم) آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های الموت (۰۰/۱۳۳۰) و سیاهکل (۰۰/۷۰۰) بدست آمد. در تحقیقی دیگر توسط مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن خشک بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده زرند ۲۲/۴۱ و بابل ۱۰/۲۳ بیان کردند. تحقیقات متعدد نشان داده است که رابطه بین تولید گیاهی و شاخص های گیاهی معکوس نشان داده شده است علت این امر را شاید تا حدودی ناشی از اینکه گیاهان مناطق خشک و نیمه خشک بدلیل تراکم نسبتا کم، بازتابش مادون قرمز میانی چنانچه انتظار می رود ندارند(زرینه، ۱۳۸۷: پای رنج و همکاران، ۱۳۹۰).
مقایسه میانگین از نظر صفت وزن هزار دانه، جمعیت قزوین (۱) با میانگین ۵۳/۰ گرم و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۳۰/۰ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). قابل ذکر است که از نظر این صفت جمعیت های قزوین دارای بیشترین بودند که از نظر موقعیت جغرافیایی در ارتفاع ۱۸۰۰-۱۵۰۰ متری از سطح دریا و با طول جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند.
از نظر صفت درصد قوه نامیه جمعیت های زنجان (۳)، زنجان (۲)، زنجان (۱)، آذربایجان غربی (۴)، آذربایجان غربی (۲)، آذربایجان غربی (۱)، قزوین (۲)، قزوین (۱)، کردستان (۲) و تهران با میانگین ۱۰۰ درصد قوه نامیه و جمعیت کرمان با میانگین ۲۶ درصد به ترتیب بیشترین و کمترین بودند (جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های قزوین، زنجان و آذربایجان غربی دارای بیشترین بودند. نتایج نشان داد که بذر جمعیت هایی که از مناطقی با عرض جغرافیایی بالاتر و طول جغرافیایی کمتر جمع آوری شده اند نسبت به جمعیت هایی که از مناطقی با عرض جغرافیایی پایین تر و طول جغرافیایی بیشتر (کرمان) جمع آوری شده اند دارای درصد قوه نامیه بیشتری هستند بنابراین موقعیت جغرافیایی در صفات فیزیولوژیک آویشن موثر است.
از نظر صفت عرض برگ جمعیت لرستان با میانگین ۳۷/۸ میلیمتر و جمعیت کردستان (۱) با میانگین ۰۹/۴ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند. در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی از نظر این صفت دارای برتری بودند (جدول ۴-۲). بطوری که بذر این جمعیت ها در محدوده ارتفاع ۱۳۸۹- ۱۶۰۰ متراز سطح دریا جمع آوری شده اند و در مقیاس عرض جغرافیایی بیشتر و طول جغرافیایی کمتری نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند با این حال با یکسان سازی شرایط رشد تفاوت های ژنتیکی جمعیت ها بهتر نمایان شد. همچنین تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین عرض برگ در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۸۵/۵ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت کوه ابر با میانگین ۹۵/۳ میلیمتر بود، و تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین عرض برگ در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های اوان (۴۳/۳) و مازندران ۱ (۰۰/۲) است. مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین عرض برگ را در توده های ریحان را به ترتیب در توده بجنورد ۰۰/۲۴ و بندرعباس ۴۰/۱۳ بیان کردند.
از نظر صفت طول برگ جمعیت تهران با میانگین ۶۲/۱۳ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۵۸/۷ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی از نظر صفت طول برگ دارای حداکثری بودند. بطوری که بذر این جمعیت ها در محدوده ارتفاع ۱۳۸۹- ۱۶۰۰ متر از سطح دریا جمع آوری شده اند و در مقیاس عرض جغرافیایی بیشتر و طول جغرافیایی کمتری نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند و تحت شرایط یکسان تفاوت های ژنتیکی آنها بهتر مشخص می گردد. در این ارتباط تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین طول برگ در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۴۳/۹ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۸ میلیمتر بود، همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین طول برگ در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های اوان (۸۴/۶) و پیرانشهر (۰۹/۴) است. همچنین تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن تر بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده خلیل آباد ۶۰/۴۰ و بندرعباس ۲۷/۲۹ بیان کردند.
از نظر صفت قطر ساقه جمعیت لرستان با میانگین ۹۷/۰ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۱۰/۰ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین قطر ساقه در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های رودبار (۸۲/۰) و مازندران ۱ (۴۶/۰) بود.
مقایسه میانگین در صفت ارتفاع گیاه نشان داد که جمعیت زنجان (۱) با میانگین ۳۰ سانتیمتر با ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۶۰/۱۳ سانتیمتر با ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های قزوین از نظر این صفت دارای برتری نسبی بودند، البته از سویی دیگر جمعیت های کردستان با بالاترین ارتفاع از سطح دریا (۲۴۰۰ متر) نسبت به سایر جمعیت ها دارای کمترین ارتفاع بوته بودند که این بیان کننده آنست که ارتفاع از سطح دریا در ارتفاع گیاه آویشن تاثیر دارد. این یافته بیان کننده آن است که هرچه ارتفاع گیاه بیشتر باشد ابعاد برگ و قسمت های زایشی همسو با آن بزرگ تر خواهد بود و جمعیت هایی که از ارتفاع بیشتری برخوردار باشند زمینه تولید متابولیت ثانویه بالایی خواهند داشت و همچنین برداشت مکانیزه راحتر می گردد. یافته های بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین ارتفاع گیاه در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۹۰/۱۳۷ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۹/۱۱۴ میلیمتر بود. همچنین در آویشن کوهی (بابالار و همکاران، ۱۳۹۲) بیشترین و کمترین ارتفاع بوته را به ترتیب در جمعیت های پیرانشهر ۲/۲۵ و سیاهکل ۰۰/۱۴ سانتیمتر بیان کردند. با بررسی مشخصات ظاهری آویشن کرمانی توسط مکی زاده تفتی و همکاران (۱۳۸۹) بیشترین ارتفاع بوته ۷/۹ سانتیمتر مربوط به اکوتیپ کرمان– راین و کمترین ارتفاع بوته ۸/۴ سانتیمتر مربوط به اکوتیپ شاهرود را گزارش کردند و در توده های ریحان (مقدم و همکاران، ۱۳۹۲) بیشترین و کمترین طول گیاه را را به ترتیب در توده یاسوج ۵۰/۴۸ و تبریز ۴۱/۳۰ سانتیمتر بیان کردند.
از نظر صفت طول میانگره جمعیت زنجان (۱) با میانگین ۲۹/۱۷ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۱) با میانگین ۷۹/۸ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). جمعیت هایی که با طول میانگره بیشتری برخوردار باشند شاخه گلدار بلندتر و ابعاد برگی بزرگ تری خواهند داشت، در چنین شرایطی بیوماس گیاه هم افزایش می یابد و وقتی بیوماس افزایش پیدا کرد وزن خشک گیاه هم افزایش یافته و در نهایت بر عملکرد اسانس تاثیر بسزایی دارد، همچنین تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین طول میانگره در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۱۲/۱۵ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۳۶/۸ میلیمتر بود و یافته های بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین طول میانگره در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های مازندران ۲ (۱۳/۲۵) و رودبار ۱۴/۸ است.
از نظر صفت عرض برگچه جمعیت لرستان با میانگین ۴۷/۲ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۱) با میانگین ۷۷/۰ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین از نظر این صفت بودند(جدول ۴-۲). از این حیث جمعیت آذربایجان غربی (۱) در ارتفاع ۱۳۸۹ متری از سطح دریا و با کمترین عرض جغرافیایی نسبت به سایر جمعیت ها بود که این بیانگر آنست که ارتفاع از سطح دریا و عرض های جغرافیایی پایین تر در صفت عرض برگچه تاثیر دارد.
از نظر صفت طول برگچه جمعیت کردستان (۳) با میانگین ۴۶/۵ میلیمتر و جمعیت تهران با میانگین ۵۳/۱ میلیمتر به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). از این حیث جمعیت تهران با ارتفاع ۱۵۰۰ متری از سطح دریا و با بالاترین طول جغرافیایی نسبت به سایر جمعیت ها بود. این بیانگر آنست که ارتفاع از سطح دریا و طول جغرافیایی بالاتر در صفت طول برگچه تاثیر دارد که این بحث در مورد اکثر جمعیت ها صادق بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ق.ظ ]




طرح پیش نویس به شکلی قالب ریزی شد که قابلیت تبدیل شدن به کنوانسیون را داشته باشد. از طرف دیگر به شکلی طرح ریزی شد که مجمع عمومی توصیه کرده بود. این طرح متشکل از ۳۰ ماده بود: ۸ ماده اول مربوط به موضوعاتی نظیر تعریف شرط ملت کامله‌الوداد. رفتار ملت کامله‌الوداد، قلمرو شرط، مبنای شرط پرداخته است. مواد ۹ تا ۲۲ به قواعد حاکم بر اعمال شرط پرداخته اند. مواد ۲۳ تا ۲۶ مربوط به استثنائات وارده بر شرط ملت کامله‌الوداد و مواد ۲۷ تا ۳۰ تحت عنوان مواد متفرقه مطرح شده است. به هر حال در مواد متشکله طرح هم عناصری از تدوین و هم توسعه تدریجی حقوق بین‌الملل به چشم می‌خورد. و به این ترتیب طرح پیش نویس در جهت تبدیل به یک کنوانسیون به نظر مجمع عمومی رسید.
بند دوم. عکس العمل مجمع عمومی
عکس العمل کمیته ششم با اقدامی از سوی مجمع عمومی مواجه نشد. مجمع عمومی طی قطعنامه ۱۳۹/۳۳ دسامبر ۱۹۷۸[۳۰] از دولت ها، نهادهای ملل متحد و سازمان های بین‌المللی ذی نفع درخواست کرد تا نظریات کتبی خود را راجع به مواد پیش نویس ارائه نمایند.
همچنین طی قطعنامه ۴۲۹/۴۳، ۹ دسامبر ۱۹۸۸[۳۱]، به پیچیدگی تدوین و پیشرفت تدریجی حقوق بین‌الملل در این خصوص اشاره کرد و اعلام نمود که لازم است به دولت ها زمان اضافی جهت مطالعه طرح مواد داده شود تا بتوانند وضعیت خود را معین نمایند و مجدداً تصمیم گرفت تا آن را در دستور کار موقت خود قرار داده و به ۴۶ امین جلسه خود در سال ۱۹۹۱ موکول نماید. مجمع عمومی در دسامبر ۱۹۹۱ طی قطعنامه ۴۱۶/۴۶، ضمن قدردانی از کار با ارزش کمیسیون و نظریاتی که پیرو قطعنامه قبلی، دولت های عضو، ارگآن های ملل متحد و آژانس‌های تخصصی ذی نفع و سازمان های بین‌المللی ذی نفع ارائه داده بودند، تصمیم گرفت که طرح کلی مواد را به همان نحوی که در گزارش نهایی کمیسیون در سال ۱۹۷۸ ارائه گردیده بود، حفظ نموده و توجه دولت های عضو و سازمان های ذی نفع را به آن معطوف دارد.[۳۲]
در کمیته ششم نگرانی‌هایی وجود داشت که دو موضوع عمده‌تر از بقیه بود: یکی موضوع، اتحادیه‌های گمرکی و مناطق تجارت آزاد بود که طرح پیش نویس آن ها را از اعمال شرط مستثنی نکرده بود. دومین موضوع نظام عام ترجیحات (GSP) بود.
این باعث شد تا هیچ گزینه‌ای در مجمع عمومی برای چرخش مواد پیش نویس به سوی یک کنوانسیون وجود نداشته باشد و صرفاً مواد پیش نویس به عنوان بسته‌ای از خطوط راهنما به حساب آید.[۳۳]
پایان نامه - مقاله - پروژه
بند سوم. طرح مجدد موضوع در کمیسیون حقوق بین‌الملل
در سال ۲۰۰۶ در ۵۸ امین جلسه کمیسیون کارگروه منصوب بررسی کرد که آیا شرط ملت کامله‌الوداد می‌تواند در برنامه کاری آینده کمیسیون قرار گیرد یا خیر. کمیسیون نتوانست به تصمیمی دست یازد و لذا نظرات دولت ها را جویا شد و در ۶۱ امین جلسه کمیته ششم حقوقی تردیدهایی در خصوص عاقلانه بودن درج عنوان ملت کامله‌الوداد مطرح گردید. کمیسیون کارگروهی را جهت بررسی این امر که آیا شرط ملت کامله‌الوداد می‌تواند در برنامه کاری آینده کمیسیون بیاید یا خیر، تشکیل داد. در گزارش بحث انگیز رئیس کارگروه به این پرداخته شده بود که در سال ۱۹۷۸ چه چیزی تصویب شد و چرا اقدام دیگری صورت نگرفت، چه چیزی از ۱۹۷۸ به این طرف تغییر کرده است و آیا چیزی وجود دارد که کمیسیون بتواند در این باره آن جام دهد.[۳۴]
در ۲۹۲۹ امین جلسه کمیسیون در اول ژوئن ۲۰۰۷، کمیسیون حقوق بین‌الملل یک کارگروه به ریاست آقای دونالد مک را[۳۵] جهت بررسی امکان درج مجدد عنوان شروط ملت کامله‌الوداد در برنامه کاری آینده کمیسیون، را تعیین کرد.
کارگروه پس از تشکیل دو جلسه در ۱۶ و ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۷، گزارش بحث انگیزی را که توسط آقای مک را و آقای روآن پیررا[۳۶] ارائه شده بود را بررسی کرد. پیشنهاد کارگروه این بود که کمیسیون می‌تواند نقش مفیدی را در ارائه توضیح پیرامون معنا و اثر شروط ملت کامله‌الوداد در حوزه موافقتنامه‌های سرمایه‌گذاری ایفا کند. و چنین کاری به مانند کار گذشته کمیسیون راجع به شروط ملت کامله‌الوداد خواهد بود. کارگروه توصیه کرد که عنوان شروط ملت کامله‌الوداد در برنامه کاری آینده کمسیون درج شود و کارگروه دیگری جهت بررسی حول این موضوعات تشکیل شود:

 

    1. بازنگری جامع در خصوص عملکرد دولت ها و رویه قضایی دولت ها راجع به شروط ملت کامله‌الوداد از زمان کار کمیسیون در سال ۱۹۷۸

 

    1. بیان کامل و مفصلی از موضوعات ناشی از درج شروط ملت کامله‌الوداد در موافقتنامه‌های سرمایه‌گذاری

 

    1. مکاتبه با نهادهای مرتبط با شرط ملت کامله‌الوداد نظیر سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، آنکتاد و سازمان تجارت جهانی

 

    1. ارائه نظریاتی راجع به الگوی شروط ملت کامله‌الوداد در پرتو مطالعات فوق.

 

به طور کلی اوضاع و احوالی که در زمان طرح پیش نویس وجود داشت، از ۱۹۷۸ به این طرف تغییر کرده است. اولاً، توافق نامه‌های دوجانبه زیادی که مخبر ویژه به آن تکیه داشت و می‌خواست ثابت کند رویه دولت ها در خصوص مقررات شرط ملت کامله‌الوداد است، جای خود را به توافقنامه‌های چندجانبه داده است. نتیجه آن این است که امروز شرط ملت کامله‌الوداد بیشتر در حوزه‌های اقتصادی متمرکز شده است.
و ثانیاً گات که منبع عمده شرط ملت کامله‌الوداد است، امروزه در داخل نظام سازمان تجارت جهانی ادغام شده است. و منتهی به این امر شده است که ملت کامله‌الوداد به حوزه‌هایی فراتر از کالاها یعنی خدمات و مالکیت فکری راه یابد.
ثالثاً، نظام حل و فصل اختلاف در سازمان تجارت جهانی همراه با روند استیناف در آن، مقررات ملت کامله‌الوداد مندرج در توافقنامه‌های سازمان تجارت جهانی را تابع تفسیر آمرانه خود کرده است.
رابعاً، افزایش چشمگیر موافقتنامه‌های منطقه‌ای مربوط به تجارت آزاد و موافقتنامه‌های دوجانبه سرمایه‌گذاری که حاوی مقررات ملت کامله‌الوداد هستند، شروط ملت کامله‌الوداد را وارد مرحله جدیدی کرده است.
خامساً، توسل به حل و فصل اختلافات در موافقتنامه‌های سرمایه‌گذاری از طریق روش‌ها و آئین‌های مرکز بین‌المللی حل وفصل اختلافات راجع به سرمایه‌گذاری ایکسید یا قواعد داوری آنستیرال منجر به تفسیری از مقررات ملت کامله‌الوداد در زمینه سرمایه‌گذاری شده است. این توسعه‌ها همگی دلالت بر نگرشی دارد که امروزه شروط ملت کامله‌الوداد به آن روش نگریسته می‌شوند.
با توجه به این مطالب، موضوع اصلی در نزد کمیسیون این است که چه نقشی را کمیسیون در تدوین و توسعه حقوق بین‌الملل در این حوزه ایفا خواهد کرد. موضوع اصلی همان تفسیر شروط ملت کامله‌الوداد است که به نوبه خود متضمن تعیین ماهیت و قلمرو تعهداتی است که دولت ها مطابق شرط بر عهده گرفته‌اند و هم فهم و درک ما از نقش و عملکرد شروط ملت کامله‌الوداد و ارتباط آن با اصل عدم تبعیض در حقوق بین‌الملل عمومی است.
فصل دوم : تعریف، مبنای حقوقی و منبع شروط ملت کامله‌الوداد
گفتار اول : تعریف شرط ملت کامله‌الوداد
شرط ملت کامله‌الوداد عبارت است از یک مقرره معاهداتی که به موجب آن دولتی متعهد به اعطا رفتار ملت کامله‌الوداد در قلمرو روابط مورد توافق طرفین می شود.
این تعریف، یک تعریف ابتدایی و یک شکل ویژه از یک شرط غیر تبعیضی است[۳۷] که منشأ آن به معاهدات مودت و تجارت و دریانوردی (معاهدات FCN) برمی گردد.[۳۸] این شرط، تنها تضمین کننده رفتاری است که به مطلوبیت و بخشندگی رفتاری است که دیگر خارجیان آن را دریافت داشته‌اند و تضمینی به اعطا رفتار ملّی نمی دهد.
اتباع می‌توانند رفتاری بهتر یا بدتر از خارجیان دریافت کنند. لذا شرط ملت کامله‌الوداد را نمی‌توان یک مقرره غیر تبعیضی جامع به حساب آورد. عبارت شرط ملت کامله‌الوداد از لحاظ حقوقی دقیق نیست. این عبارت به کلمه “ملت یا Nation” به جای “دولت یا State” اشاره می‌کند. با این وجود، کمیسیون حقوق بین‌الملل در طرح ۳۰ ماده‌ای پیش نویس خود راجع به شروط ملت کامله‌الوداد، به لحاظ سنتی و استعمال مستمر و جا افتاده این عبارت آن را به کاربرد. اما تأکید کرد که منظور از “ملت” همان “دولت” است.[۳۹]
منظور از “شرط یا Clause” از دیدگاه کمیسیون اعم است از این که کل یک معاهده چیزی به جز یک قید کم و بیش مفصل از تعهدات ملت کامله‌الوداد نباشد و یا این که شرط تنها مقرره‌ای از یک معاهده را شامل شود.[۴۰] منظور از عبارت: “مقرره معاهده ای” یعنی یک مقرره قراردادی. پیش نویس کمیسیون حقوق بین‌الملل راجع به شروط ملت کامله‌الوداد اشاره می‌کند که شرط ملت کامله‌الوداد، یک مقرره معاهده‌ای است. معاهده‌ای که در ماده ۲ آن را تعریف کرده است و برگردانی است از ماده ۳ کنوانسیون وین حقوق معاهدات است، یعنی، معاهده‌ای که میان دولت ها و به شکل کتبی انعقاد می‌یابد.[۴۱]
البته، عبارت “شرط ملت کامله‌الوداد” دارای یک ویژگی کلی است به این معنا که انواع وضعیت‌های گوناگونی را که دربردارنده دیگر تابعان حقوق بین‌الملل می‌باشد را هم دربرمی گیرد. به نحوی که می‌تواند در موارد خاص تحت عنوان شروط ملت کامله‌الوداد سازمان های بین‌المللی یا شروط ملت کامله‌الوداد مناطق آزاد درآید.
گفتار دوم: تفاوت میان شرط ملت کامله‌الوداد با تعهد حقوقی به نفع دولت ثالث در کنوانسیون حقوق معاهدات
در شانزدهمین جلسه کمیسیون در سال ۱۹۶۴ پیشنهادی از طرف آقای خیمنزد و آرچاگا یکی از اعضای کمیسیون حقوق بین الملل مطرح شد مبنی بر این که در پیش نویس کنوانسیون حقوق معاهدات مقرره‌ای نیز راجع به شرط ملت کامله‌الوداد درج گردد. منظور از درج چنین مقرره‌ای این بود که رسماً شرط ملت کامله‌الوداد از موضوع اثر حقوقی معاهدات بر دولت های ثالث که در طرح کنوانسیون حقوق معاهدات وین آمده بود جدا شود.[۴۲] این ماده به این شرح بود:"۱. یک دولت می‌تواند حقوق یا مزایای ناشی از مقررات معاهده‌ای را که میان دولت های دیگر لازم الاجرا شده است را مطابق شرط ملت کامله‌الوداد مورد مطالبه قرار دهد، بدون این که خدشه‌ای به مقررات راجع به تعهد حقوقی به نفع دولت ثالث وارد آید یا تأثیری بر آن داشته باشد.

 

    1. وقتی مقررات معاهده اعطا کننده حقوق یا مزایا لغو یا باطل شود این مقررات دیگر بر طبق شرط ملت کامله‌الوداد قابل استناد و مطالبه از طرف ثالث نیست.”[۴۳]در حمایت از این پیشنهاد تأکید شد که عبارات کلی و موسع مواد راجع به دولت های ثالث می‌تواند تمایز میان مقررات راجع به تعهد به نفع ثالث و عملکرد اعمال شرط ملت کامله‌الوداد را از بین ببرد. آقای آرچاگا بر این نظر بود که کمیسیون در آن زمان آمادگی درج چنین مقرره‌ای را در پیش نویس حقوق معاهدات ۶۹ نداشت.[۴۴]لذا دلیلی ندید که بخواهد روی آن پافشاری کند. هرچند که کمیسیون به اهمیت موضوع پی برده بود و امیدوار بود که در بازخوانی دوم طرح پیش نویس موقعیت طرح این مسأله پیدا شود اما تغییرات ساختاری مهمی که در طرح کنوانسیون ۶۹ و نیز عباراتی که از طرف کمیته پیش نویس راجع به مواد مربوط به تعهدات حقوقی به نفع ثالث آمده بود، روی داد، ضروری دیده شد که مقرره‌ای نیز در خصوص جدایی شرط ملت کامله‌الوداد از عملکرد مواد راجع به تعهد حقوقی به نفع ثالث ارائه شود.[۴۵] نظر کمیسیون در آن زمان این بود که این شروط می‌تواند در مواردی با مقررات راجع به تعهد حقوقی به نفع ثالث در کنوانسیون حقوق معاهدات اصطکاک پیدا کند و بنابراین لازم است تا در آینده به طور خاص و ویژه این موضوع مورد مطالعه قرار گیرد.[۴۶]

 

به نظر آقای آرچاگا تفاوتی آشکار میان قیود تعهد به نفع ثالث و شرط ملت کامله‌الوداد وجود دارد:

 

    1. در شرط ملت کامله‌الوداد معاهده دومی که دربردارنده شرط است، به طور طبیعی و خود به خود اعمال می شود. در حالی که تعهد حقوقی به نفع ثالث معمولاً در قالب یک توافق ضمنی است.

 

    1. شرط ملت کامله‌الوداد به معاهدات آینده برمی گردد، در حالیکه تعهد حقوقی به نفع ثالث یک توافق ضمنی و جنبی راجع به یک معاهده موجود است.[۴۷]

 

هیچ معیار معتبری را نمی‌توان مبنای این تمایز قرار داد. ممکن است که در یک توافق به طور ضمنی حقوقی پذیرفته شود که قرار است در یک معاهده‌ای در آینده بیاید و نیز می‌توان شرط ملت کامله‌الوداد را به گذشته ارجاع داد، بدین نحو که دولتی بتواند از منافع مقرر در یک معاهده موجود بهره مند شود.[۴۸]
امکان پذیر نبودن برقراری یک تمایز شفاف میان دو مورد به این معنا است که مواد راجع به تعهد به نفع ثالث می‌تواند نسبت به شروط ملت کامله‌الوداد هم قابل اعمال باشد، مگر این که استثنائاتی در کار باشد، بدون چنین قید و شرطهایی، مواد مورد بحث (تعهد حقوقی به نفع ثالث) رویه مفیدی را که سنگ بنای تجارت جدید و توافقات گمرکی است، از بین می‌برد.
برای مثال ماده ۶۱ طرح بیان می‌کند که معاهده منعقده میان دو دولت تنها میان طرفین اعمال می شود، در حالیکه بر طبق شرط ملت کامله‌الوداد، معاهده منعقده میان دو دولت می‌تواند بر روابط میان یکی از آن ها با یک دولت ثالث نیز حاکم باشد. مطابق ماده ۶۱، دولت ثالث می‌تواند حقی را مطالبه کند که در یک معاهده‌ای آمده است که طرف آن نیست، چنان چه طرفین آن معاهده قصدشان این باشد که آن حق را اعطا کنند. اما در شرط ملت کامله‌الوداد دولتی که عضو یک معاهده نیست می‌تواند حق مقرر در آن معاهده را اعمال نماید، حتی اگر طرفین آن معاهده چنین قصدی نداشته باشند. بیشترین مشکلات در رابطه با مقررات مربوط به تعهد حقوقی به نفع ثالث که در کنوانسیون آمده، این است که اگر صریحاً آن را قابل اعمال به شروط ملت کامله‌الوداد ندانیم، حداقل می‌توان آن را به عنوان شکل غیرمشروط از چنین شروطی تفسیر نمود. کمیسیون نظرش این بود که یک دولت می‌تواند بر طبق شرط ملت کامله‌الوداد حقوق یا مزایایی را که در یک معاهده دیگر به یک دولت دیگر اعطا می شود را مطالبه کند، به شرطی که شرایط تحمیل شده بر آن دولت یا تعهد به جبران تحمیل شده بر آن دولت را به آن جام رسانیده باشد. کمیسیون با این گرایش غالب که در صورت سکوت، شرط به صورت غیرمشروط عمل می‌کند، مخالف بود.[۴۹]
از سوی دیگر، حقوق و مزایای تسری داده شده به یک دولت بر طبق شرط ملت کامله‌الوداد می‌تواند به آسانی از سوی طرفین معاهده حاوی شرط ملت کامله‌الوداد، از بین رفته یا اصلاح شود و نه تنها به رضایت دولت منتفع از آن شرط ربطی ندارد، بلکه به مشورت با آن دولت هم نیازی نیست. به منظور اجتناب از این پیامدهای ناگوار بند یک پیشنهاد آقای آرچاگا می گوید که مفاد مواد مربوط به تعهد حقوقی به نفع ثالث تحت تأثیر عملکرد شرط ملت کامله‌الوداد قرار نخواهد گرفت.[۵۰]
بند دوم پیشنهاد آقا آرچاگا بیان یک قاعده ذاتی و اساسی است. مطابق این قاعده مقرراتی که دولت ثالث بر طبق عملکرد شرط ملت کامله‌الوداد از آن منتفع می شود، می‌تواند به راحتی اصلاح یا الغا شود، بدون این که به رضایت یا اطلاع دولت ذی نفع از آن ارتباطی داشته باشد. این قاعده در قضیه حقوق اتباع آمریکایی در مراکش مطرح شد. بعضی از نویسندگان معتقدند که امکان دارد در بعضی از موارد دولتی مدعی شود که حقوق مکتسبه حاصل از شرط بعد از خاتمه معاهده هم برقرار باشد. زیرا به موجب قاعده وفای به عهد دولت ها می‌توانند بر یکپارچگی حقوقی که از شرط ناشی شده است توافق نمایند. اما این نتیجه گیری یک توافق اضافی است که بر شرط تحمیل می شود.[۵۱]
دیوان در آن قضیه گفت از آن جا که هدف از شرط ملت کامله‌الوداد ابقاء یک نظام بدون تبعیض است هرگونه حقوق یا مزایایی که دولت بر طبق شرط از آن بهره مند می شود با خاتمه آن معاهده از بین می رود.[۵۲]
در مخالفت با پیشنهاد آقای آرچاگا اعلام شد که به سختی می‌توان ادعا کرد که دولتی که عضو معاهده‌ای نیست بتواند از حق مقرر در آن معاهده استفاده کند بدون این که طرفین آن معاهده چنین قصدی داشته باشند یا خلاف این نظر را داشته باشند علاوه بر این وقتی دو دولت معاهده‌ای را منعقد میکنند که دربردارنده شرط است آن ها می‌دانند که مقررات این معاهده می‌تواند بدون رضایت دولت ذی نفع از شرط فسخ و ابطال شود این نتایج حاصل از ماهیت و طبیعت شرط ملت کامله‌الوداد است و رویه عمومی دولت ها نیز مؤید آن است در نتیجه نیازی به درج ماده پیشنهادی آقای آرچاگا نیست.[۵۳] در کل میان قیود به نفع ثالث و عملکرد شرط ملت کامله‌الوداد هیچ شباهتی وجود ندارد. اثر شرط ملت کامله‌الوداد این نیست که مقررات یک معاهده قابل اعمال به دولت ثالث باشد، بلکه تنها دولتی که به شرط ملت کامله‌الوداد استناد می‌کند عضو معاهده‌ای که حقوق و مزایای استنادی را مقرر کرده نیست.[۵۴]
کاملاً واضح است که این مواد نسبت به عملکرد شرط اعمال نخواهد شد. حقوق و تعهدات ناشی از شرط منتج از خود شرط به تنهایی است و نه از معاهده دیگر.[۵۵] شرط ملت کامله‌الوداد یک نهاد بسیار مهم و کاملاً عمومی است که به نفع یک دولت یا اتباع آن و گاهی اشخاص خاص عمل می‌کند.
همان طور که در کنوانسیون راجع به پناهندگان می‌بینیم، شرط همیشه ارتباط با یک قرارداد ندارد و گاهی اثر شرط وابسته به یک وضعیت دوفاکتو می شود، در حالیکه مبنای اثر حقوقی یک معاهده بر دولت ثالث، الحاق یا رضایت آن دولت است و یا حداقل عملکرد خاصی روی آن بخش است. مبنای حقوقی شرط ملت کامله‌الوداد دو چیز است: از یک طرف یک معاهده و از طرف دیگر یک وضعیت که الزاماً یک معاهده دیگر نیست. در نتیجه مشکل است که بخواهیم آن را در نظام حقوق معاهدات جای دهیم. لذا نهاد ملت کامله‌الوداد سزاوار بررسی جداگانه است.[۵۶] شرط ملت کامله‌الوداد شرطی با ماهیت متغیر است که با انعقاد معاهدات دیگر قابل تغییر است اثر حقوقی شرط ناشی از معاهده دربردارنده آن است و نه معاهدات دیگر.[۵۷]
حقوقدانان بین‌المللی اندکی روی ماهیت ویژه ملت کامله‌الوداد اندیشه و تفکر کردند این ویژه بودن، شرط را در یک ارتباط نامعین قرار می دهد و یا این که شرط اثرات خاصی را بدون نیاز به تصریح دقیقی از تمایل طرفین مربوطه ایجاد می‌کند بنابراین شرط وجود دارد و پیوندهای خاص نیز با حقوق معاهدات دارد اما موضوعی نیست که مستقیماً به طرح کمیسیون حقوق معاهدات بین‌المللی مربوط باشد.[۵۸] لذا شرط ملت کامله‌الوداد کاملاً متفاوت از اثرات معاهده بر دولت های غیر عضو است.[۵۹] آقای آرچاگا در همین رابطه ادامه می دهد که مسأله مورد بحث این نیست که آیا قیود به نفع ثالث متفاوت از شروط ملت کامله‌الوداد است یا خیر؟ مسأله این است که کنوانسیونی که موضوع اول را در غالب عبارات کلی و موسع به نظم کشیده بر موضوع دوم (شرط ملت کامله‌الوداد) تأثیر دارد یا خیر؟[۶۰] و این که مواد راجع به دول ثالث آشکارا قابل اعمال بر شروط ملت کامله‌الوداد نیست به این دلیل که این شروط متضمن هیچ دولت ثالثی نیست باید اثبات شود.
از سوی دیگر مواد راجع به تعهد به نفع ثالث آن­چنان قابل تفسیرند که می‌توانند شروط ملت کامله‌الوداد را هم پوشش داده و شامل شوند. مطابق مواد راجع به تعهد به نفع ثالث همیشه یک توافق جنبی لازم است طوری که دولت ثالث یک طرف توافق دوم می شود درست مثل شروط ملت کامله‌الوداد. به همین خاطر آنزیلوتی این دو مسأله را پشت سر هم بررسی کرده است.[۶۱] لذا شرط یا مربوط به معاهده‌ای است که هنوز منعقد نشده است یا وضعیتی که هنوز رخ نداده است. بنابراین این مسأله ربطی به قاعده نسبی بودن معاهدات[۶۲] ندارد. مشکل دیگر وجود دو نوع شرط کاملاً متفاوت است. شرط ملت کامله‌الوداد، نوع خاصی از شرط است که در معاهدات خاصی ظاهر می شود[۶۳] و مهم‌تر این که در شروط ملت کامله‌الوداد محتوای معاهدات مطرح نیست معاهده تنها یک ابزار تکنیکی برای دولت ها است تا هر آن چه می‌خواهند در آن بگنجانند در حالی که شرط ملت کامله‌الوداد یک شرط معمولی نیست بلکه یک نظام مستقل و خود اتکا[۶۴] است.
لذا موضوع در قلمرو تدوین حقوق معاهدات در نمی‌آید. در یک معاهده یک طرف، طرف دیگر را بررسی می‌کند در حالیکه در شرط ذی نفع نهایی یک نهاد ناشناخته است.[۶۵]
گفتار سوم : مبنای حقوقی شرط ملت کامله‌الوداد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]




که در آن:
۴-۳-۸- تقریب دوقطبی برای مکعب:
پایان نامه - مقاله - پروژه
برای مکعب، فوچز با بهره گرفتن از روشی نیمه تحلیلی و حل معادلات (۴-۳۹) و (۴-۴۳) به صورت عددی، نمودار زیر را برای مقادیر و را به دست آورد [۸۴]:
شکل ۴- ۴: نمودار مقادیر n و c برای مکعب [۸۴]
این شکل وجود ۶ مد سطحی را برای مکعب نشان می­دهد که مقادیر و آن در جدول زیر داده شده است:

 

  ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
  ۲۱۴/. ۲۹۷/۰ ۳۴۵/۰ ۴۴۰/۰ ۵۶۳/۰ ۷۰۶/۰
  ۴۴/۰ ۲۴/۰ ۰۴/۰ ۰۵/۰ ۱/۰ ۰۹/۰

جدول ۴- ۱:مقادیر n و c برای مکعب
بنابراین روابط (۴-۶۲) و (۴-۶۸) برای سطح مقطع خاموشی و ثابت دی­الکتریک متوسط یک مکعب با مقادیر داده شده در جدول بالا صادق می­باشند.
۴-۴- تئوری می:
برای مطالعه بر­هم­کنش پلاسمون-مولکول برای نانوذره کروی، می­توان از تئوری می استفاده کرد. در این تئوری، موج تخت برخوردی و موج پراکنده شده بر حسب توابع موج برداری کروی تابشی بسط داده می­شوند. میدان داخل کره نیز بر حسب توابع موج برداری منظم بسط داده می­شوند. با اعمال شرایط مرزی بر روی سطح کره، ضرایب بسط میدان پراکنده شده و با بهره گرفتن از آن، سطح مقطع­های جذب، پراکندگی و خاموشی محاسبه می­شوند.
با بهره گرفتن از معادلات ماکسول به راحتی می­توان نتیجه گرفت که یک میدان الکترومغناطیسی در یک محیط همگن، همسانگرد و خطی باید در معادله موج برداری صدق کند:
همچنین E و H از طریق معادلات ماکسول به یکدیگر وابسته­اند:
حال بردار M را به شکل در نظر می­گیریم که در آن یک بردار دلخواه ثابت می­باشد و یک تابع اسکالر است. به راحتی می­توان ثابت کرد که دیورژانس صفر می­ شود. از طرفی با بهره گرفتن از روابط برداری می­توان به رابطه زیر رسید:
از طرفی چون c یک بردار دلخواه است، طبق معادله (۴-۷۹) زمانی M در معادله موج برداری صدق می­ کند که نیز در معادله موج اسکالر صدق کند:
یک تابع برداری دیگر نیز به صورت زیر تعریف می­کنیم:
که دیورژانس آن برابر صفر می­باشد و در معادله موج برداری نیز صدق می­ کند. همچنین داریم:
بنابراین M و N تعریف شده تمامی خواص لازمه برای یک میدان الکترومغناطیسی را دارا می­باشند: دیورژانس هر دو برابر صفر می­باشد و کرل هر یک متناسب با دیگری می­باشد. هر دو نیز در معادله موج برداری صدق می­ کنند. بنابراین، مسئله پیدا کردن میدان­ها به حل بسیار ساده­تر معادله موج اسکالر تبدیل می­ شود. را تابع مولد برای هارمونیک­های برداری M و Nمی­نامیم و بردار ثابت c را بردار راهنما[۷۳] می­نامیم.
انتخاب تابع مولد و بردار راهنما که یک بردار دلخواه است به دستگاه مختصات مورد استفاده بستگی دارد. در دستگاه مختصات کروی این بردار را برابر r، بردار شعاعی می­گیریم و در نتیجه M را به صورت زیر تعریف می­کنیم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]




در گام بعد، عکس فرایند قبل را انجام می‌دهیم. ابتدا بر روی زیرلایه FTO به روش هیدروترمال نانوسیم‌ها را رشد می‌دهیم. چون در این مرحله ابتدا از روش هیدروترمال استفاده کرده‌ایم و نانوسیم‌ها را بر روی زیرلایه خام‌ FTO رشد داده‌ایم، یکنواختی قطر نانو‌سیم‌های بدست آمده دلالت بر تاثیر زیرلایه بر روی رشد نانو ساختار دارد. البته شایان ذکر است به هم ریختگی نانوسیم‌ها و عدم تشکیل ساختارهای هم خط شده به عدم وجود و غیر یکنواخت بودن زیرلایه دانه‌ای نسبت داده می‌شود. سپس با بهره گرفتن از روش الکتروانباشت، نانوحفره‌های اکسید روی را بر روی نانوسیم‌ها تولید می‌کنیم. برای بررسی اثر ولتاژ، آزمایش الکتروانباشت را در ولتاژهای ۰٫۵ ولت، ۱٫۰ولت ، ۱٫۵ولت و ۲٫۰ ولت انجام می‌دهیم. نتایج نشان می‌دهد که در ولتاژ نیم ولت نانوعدسی‌های نسبتا یک دست تولید می‌شوند و در ولتاژ یک ولت نانو عدسی‌ها با اشکال دیگر مشاهده می‌شود. در ولتاژ ۵/۱ ولت حفره‌های عمیق تولید می‌شوند که جای بررسی بیشتری دارد و در ولتا‌ژ ۲ ولت نانوساختارهای کلوخه‌ای تشکیل می‌شود. بدین ترتیب با تغییر شکل نانوساختارهای زیرلایه‌ها امکان تولید انواع نانوساختارهای با تخلخل متفاوت فراهم می‌شود. الگویXRD ، ساختار بلوری این نانوساختارها را که مطابق با پراکندگی از ZnO بلوری شش گوشه است، نشان می‌دهد. همچنین خواص اپتیکی نانو ساختارهای ترکیبی اکسیدروی حاصل، توسط UV بررسی گردید.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در طول موج ۳۲۵ نانومتر یک جذب تقریبا یکسان در هر سه نانوساختار اتفاق می‌افتد که این پدیده مریوط به یکسان بودن جنس ماده استفاده شده (اکسید روی) در هر سه نوع ساختار می‌باشد.
پیشنهادات
استفاده از ماده PEI برای افزایش طول نانو سیم ها در آزمایش هیدروترمال
در روش الکترو انباشت مورفولوژی نانوساختارهای بدست آمده به فاکتورهای زیر بستگی دارد:
ولتاژ محلول - دمای محلول - غلظت محلول
استفاده از دستگاه پتانسیو استات با سه الکترود در روش الکتروانباشت
منابع
[۱] C. Kumar. Nanomaterials for Biosensors, Wiley-VCH, Weinheim (2007).
[۲] L. Menon, S. Bandyopadhyay, H. Nalw, “ Synthesis of nanowires in porous alumina in quantum dots and nanowires”, American Scientific Publishers, Stevens Ranch, California, 142 (2003).
[۳] G. Riveros, H. Gomez, A. Cortes, R. Marrotti, E. Dalchiele. J. Appl .Phys. A 81, 17 (2005).
[۴] D. Laroze, J. Escrig, P. Landeros, D. Altbir, M. Vázquez, P. Vargas, Cond. Matt. Mater. Sci. 1. 611728 (2006).
[۵] N. C. Welsh, J. Inst. Met. 85, 129 (1956).
[۶] H. Masuda, K. Fukuda, Science. 268, 1466 (1995).
[۷] W. Yanqi, “Arrays of ZnO Nanowire for Photovoltaic Devices Dessertation”, Ph.D. Thesis, City University of Hong Kong (2009).
[۸] V. V. Kislyuk, O. P. Dimitriev, J. Nanosci. Nanotech. 8, 131 (2008).
[۹] S. R. Ahmed, P. Kofinas, J. Magn. Mater. 288, 219 (2005).
[۱۰]  T. Tsuji, T. Hamagami, T. Kawamur, J. Yamaki, M. Tsuji, Appl. Surf. Sci. 243, 214 (2005).
[۱۱]   A. S. Edelstein, R.C. Cammarata, “Nanomaterials:Synthesis, Properties and Applications”, USA, Institute of Physics Publishing (1996).
[۱۲] Z .Guo, L.Tan, “Fundamentals and Applications of Nanomaterials”, USA, Artech House (2009).
[۱۳] T. Pradeep, “Nano: The Essential”, New Delhi, Tata McGraw-Hill Publishing Company (2007).
[۱۸]  Y.R. Reddy,“An Introduction to Thin Films”,E. I. T,Eritrea (2010).
[۱۹] A. Wagendristel, Y. Wang, “An Introduction of Physics and Technology of Thin Films”, World scientific publishing Cc. Pte. Ltd (1994).
[۲۰] R. W. Berry, P. M. Hall , M.T. Harris “Thin film Technology”, Van Nostrand Company (1968).
[۲۱] M.Ohering, “Materials Science of Thin Films, Deposition and Structure”, ۲nd Edition, New York, Academic Press (2002).
[۲۲] M.Niederberger, N.Pinna “Metal Oxide Nanoparticles in Organic Solvents: Synthesis, Formation, Assembly and Application (Engineering Materials and Processes)”, Springer (2009).
[۲۳] S. Komarneni, Current Science. 85, 1734 (2003).
[۲۴] ­ L. E. Greene et al., Nano Lett. 5, 1231 (2005).
[۲۵] A. Elshabini, F. D. Barlow; ” Thin Film Technology Handbook", McGraw-Hill (1997).
[۲۶] H. Pierson , Handbook Of Chemical Vapor Deposition (CVD), Noyes Publications (1999).
[۲۷] T. Soga, “Nanostructured Materials for Solar Energy Conversion” (Fundamentals of Solar Cell), Elsevier (2006).
[۲۸] N. Dasgupta, , A.Dasgupta, “Semiconductor Devices, Modelling and Technology”, Prentic Hall of India, New Delhi (2007).
[۲۹]  P. Wurfel, “Physics of Solar Cell FromPrenciples to New Concepts”, John Wiley & Sons, Inc. (2005).
[۳۰] Fonash, J. Stephen, “Solar Cell Device Physics”, Second Edition, USA, Elsevier Inc. (2010).
[۳۱] C. Klingshirn, Phys. Stat. Sol. 244, 3027 (2007).
[۳۲] S. Singh et al., J. Phys. D: Appl.Phys.40, 6312(2007).
[۳۳] M. Goano, F. Bertazzi, M. Penna, E. Bellotti, J. Appl. Phys. 102,083709 (2007).
[۳۴] A. B. Djurisic, A. M. C. Ng, X. Y. Chen, Prog. Quantum electronics. 34, 191 (2010).
[۳۵] M. H. Huang, S. Mao, H. Feick, H. Yan, Y. Wu, H. Kind, E. Weber, R. Russo, P. Yang, Science 292, 1897 (2001).
[۳۶] Z. L. Wang, J. H. Song, Science 312, 242 (2006).
[۳۷] U. Qzgur, J. Appl. Phys. 98, 041301 (2005).
[۳۸] S. Singh et al., J. Phys. D: Appl. Phys. 40 , 6312(2007).
[۳۹] S.J. Pearton, D.P. Norton, K. Ip, Y.W. Heo, T. Steiner, Prog.Mater.Sci. 50, 293 (2005).
[۴۰] Z. L. Wang, Materials Today 7, 26 (2004).
[۴۱] S. Baruah , J. Dutta, J. Crystal Growth 311, 2549 (2009).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]