بیت اول :
ای غلام ساقی در خواب است برخیز و از آن باده در جام جان من بریز. در این بیت (جام جان) اضافه ی تشبیهی است و جان به جام تشبیه شده است. یعنی ای غلام جرعه ای از آن شراب را برایم بریز تا با نوشیدن آن روحم تازه شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بیت دوم :
با من که حریف این شراب هستم سازگار باش و مدارا کن و درکار شراب باش و با من هم پیمانه شو.
بیت سوم :
چقدر می گویی کافی است، من مست شده ام!؟ الان وقت مستی نیست با من جنگ و جدل نکن و بیا شراب خوردن را ادامه بده.
بیت چهارم :
چقدر از خوردن شراب دوری می کنی و آنرا نمی نوشی؟! بیا و از این دوری کردن، دوری کن.
بیت پنجم :
تندخویی و بدخلقی را کنار بگذار و بیش از این بداخلاقی نکن. ساعتی هم بیا و با ما همنشین باش.
بیت ششم :
مانند انوری (من) در پناه این باده و شراب باش تا تمام ناملایمات روزگار را فراموش کنی و از غم ایام فرار کنی. «در پناه باده شدن» کنایه از باده گساری و باده نوشی است که باعث فراموشی غمها و غصه ها می شد.
وزن غـزل:
این غزل بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن و در بحر رمل مسدس محذوف سروده شده است.
قافیـه:
کلمات قافیه عبارتند از : خیز، ریـز، آویـز و . . . که در کنار ردیف «ای غـلام» قرار گرفته اند و دارای ضرباهنگ و ریتم منسجمی هستند.
ویـژگی سبکی:
در این غزل استفاده از الفاظی همچون : بـاده، ساقی، جـام، شراب، مستی و . . . که لوازم می گساری هستند در طول غزل به پناه بردن به شراب و مستی اشاره شده است. این ابیات با هم متناسبند و دارای انسجام لفظی و معنـوی هستند.

۴-۲-۱۶٫

روی ندارم که روی از تو بتـابم
زانکه چو روی تو در زمانه نیـابم
چون همه عالم خیـال روی تو دارد
روی ز رویت بگـو چگونه بتـابم
حیله گری چون کنم به عقـل چو گم کرد
عشق سر رشته ی خطـا و صـوابم
نی ز تو بتوان بریـد تا بشکیبم
نی به تو بتوان رسید تا بشتـابم
من چو شب از محنت تو هیچ نخسبـم
شاید کاندر خیـال وصل بخوابـم
راحتم از روزگار خویش همین است
این که تو دانی که بی تو در چه عـذابم
گفتی که خواهم نام من نبـری هیچ
زانکه از این بیش نیست برگ جـوابم
عربـده بر مست هیچ خرده نگیرند
با من از اینهـا نکن که مست و خـرابم
درون مایه ی اصلی غـزل:
در این غزل انوری با اشاره به حُسن معشوق، این توان را در خود نمی بیند که روی از وی برگرداند و از طرفی خود را غریق دریای پرتلاطم عشق می بیند و این حالت هم برایش محنت آور و هم غیرقابل گذر است. در ابیات پایانی به معشوق طعنه می زند و از او می خواهد که این حال او را بفهمد و وی را از خود نراند. در حالتی که شاعر خود را عاشقی می بیند که عشق عقل وی را کور کرده و همچون مستی است که عربده می کشد و هیچ اختیاری از خود ندارد، از معشوق تمنای وصال می کند.
بافت معنایی و آرایه های ادبی:
بیت اول:
شاعر به معشوق خود می گوید نه روی این دارم که از تو چشم پوشی کنم و نه شهامت و جسارت آن را دارم که به دیگری رو کنم چرا که چون تو معشوقی نخواهم یافت. در مصرع اول روی و روی جناس تام هستند.
بیت دوم:
شاعر تأکید می کند، از آنجا که تمام دنیا در این فکر هستند که به تو روی بیاورند و در چهره ی زیبای تو بنگرند، بگو چگونه من از تو روی برگردانم؟در این بیت هم (روی) در مصرع اول و دوم با هم جناس تام دارند و «عالم» مجازاً بمعنی «مردم عالم» به کار رفته است (مجاز با علاقه ی ظرف و مظروف). بین (روی و رویت) در مصرع دوم جناس ناقص است.
بیت سوم:
شاعر اذعان می کند که وقتی که عشق عقل او را زایل کرده است چگونه می تواند با حیله و ترفند در کار عشق معشوق وارد شود؟! چرا که آدم دیوانه که عقلش زایل شده است، نمی تواند مکر و ریا از خود بروز دهد. بین عقل و عشق تضاد دیده می شود. بین خطا و صواب هم تضاد دیده می شود.
بیت چهارم:
نوری می گوید: ای معشوق نه می توان از تو دل کند تا من با دل کندن و چشم پوشی از تو صبوری پیشه کنم، نه می توان به تو رسید و از وصال تو به سعادت رسید که من در این راه بشتابم. در واقع شاعر خود را جایی بین وصل و هجر معلق می بیند. در این بیت واژه آرایی در حرف «ب» محسوس است.
بیت پنجم :
شاعر خطاب به معشوق می گوید: مانند شب که همیشه بیدار است من هم بخاطر رنج عشق تو بیدار هستم، با این امید که در خیالات خود به وصل تو بیندیشم و در این حال بخوابم.
بیت ششم:
شاعر می گوید تمام راحتی وجدانم به این خاطر است که تو می دانی که من به جز تو چه رنج و مشقتی را تحمل می کنم. در واقع همین که معشوق به مصائب عاشق آگاهی داشته باشد، باعث دلخوشی و راحتی عاشق است.
بیت هفتم:
می گوید: ای معشوق گفته ای که نمی خواهی من اصلاً نام تو را به زبان بیاورم چرا که دیگر قصد پاسخ دادن به ندای من را نداری.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...