۵-۱۰-۴- حضرت نوح (ع)
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند چون ترا نوحست کشتی بان ز طوفان غم مخور
( حافظ ، ۱۳۷۸ هـ ، ص ۱۷)
قوم نوح (ع) بت پرستی می کردند و بت ها را خدایان خود قرار داده بودند و از آن ها امید خیر و برکت را داشتند و می خواستند این که این بت ها ناراحتی های آن ها را برطرف سازد و هر چه که در زندگی پدید می آمد به بت ها نسبت می دادند خداوند نوح (ع) را برگزید تا مردم را به یکتاپرستی دعوت نماید . نوح مردی خوش بیان و شیرین زبان بود و برای هدایت قوم خود بسیار تلاش و کوشش کرد . در مراحل اولیه رسالتش از موعظه و نصیحت شروع کرد اما آن مردم نابخرد و خود سر هیچ اعتنایی به سخنان نوع (ع) نکردند تا این که کاسه صبرش لبریز شد و در حق آن ها نفرین کرد . گفت پروردگارا من این قوم را شب و روز دعوت و هدایت نمودم دل اینان سیاه است و لیاقت دیدن جمال معبود محبوب حقیقی را ندارند من تمام محبت های خود و آیات تو را بر آن ها خواندم اما هیچ اثری در دل سنگ
پایان نامه - مقاله - پروژه
آن ها نکرد پس عذاب خود را بر آن نازل کن واحدی از آن ها را در روی زمین زنده مگذار .
حضرت امیر المومنین (ع) می فرماید :« قوم نوح (ع) فرستادگان ما را تکذیب کردند و همه را در آب غرق کردیم مایه عبرت و پند برای مردم قرار دادیم ، برای ستمگران عذابی دردناک آماده کرده ایم .» ( سبحانی ، ۱۳۶۱ هـ ، ص ۱۲۹ )
صبری در قصیده « نوح شیخ الانبیاء » داستان را این گونه بازگو می کند :
أین شیخُ الطُّوفَانِ مِن بَعدِ یأسٍ صَنَعَ الفُلکَ حِینَ حلَّ البَلاءَ
أنقــذته و اهلَهُ و هـــی تَجرِی بین مـــوجٍ جبالُهُ الَّه الدَّأمَاء
( صبری ، بی تا ، ص ۸۹)
کجاست شیخ طوفان که بعد از نو امیدی زمانی که مصیبت نازل شد کشتی را ساخت.
و چه زیبا شاعر در این بیت از آیه قرآن استعانت جسته است . [ و یَصنَعُ الفُلکَ وَ کُلَّما مَرَّ عَلَیهِ مَلَاٌ مِن قَومِه سَخِروا مِنهُ [۱۱۷] ] ( قرآن کریم ، هود ، ۱۱/۳۷)
و خانواده اش را در حالی که بین امواج دریا حرکت می کرد نجات داد .
حضرت نوح (ع) علی رغم هشدارها و نصایح که برای قومش در پیش گرفته بود اما آن قوم دست از فساد بر نمی داشتند حتی زمانی که فرمان خداوند به نوح می رسد که کشتی ای ساخته و آن گاه خود و خانواده و تنی چند از پیروانش را با حیواناتی از گونه های مختلف نجات داده ، و از عذاب خداوند رهایی بخشد ، دست از کفر و انکار برنداشته ، و به استهزاء این پیغمبر پرداختند اما چیزی نگذشت که وعده خداوند نزدیک شد و طوفان بزرگی در گرفت و در پی آن نابودی و فنا و حتی از بین رفتن پسر نوح هم گردید .
شاعر در ادامه می گوید :
بَرَکَاتُ الإله یـا نـــوح حَلَّت قُضِـآیَ الامر أقلِعِی یا سَمَاء
هَدَأ[۱۱۸] الرَّوعُ بَعدَ أن قیلَ بُعداً نجا الرَّکبُ حین غِیضَ ألماء
(صبری ، بی تا ، ص ۸۹)
ای نوح ، برکت های خداوند نازل شد و کار انجام گرفت و ای آسمان از باریدن باران خودداری کن.
این بیت اشاره ای است به آیه قرآن کریم [ وَ قیلَ یا اَرضُ ابلَعی ماءَکِ و یا سَماءُ اَقلِعی وَ غیضَ الماءُ[۱۱۹]] ( قرآن کریم ، هود ۱۱/۴۴)
و بعد از این که گفت دور شو وحشت را از بین برد و زمانی که آب فرو کاست مسافران را نجات داد.
شاعر در مورد سرپیچی کردن قوم ها و عذاب الهی در حق آن ها این گونه سخن می گوید :
أینَ هُودٌ وَقَد دَعَا قَومَ عَادٍ فَعَصَـــوهُ[۱۲۰] فَحَلَّ فیهم و بـــاء
و ثمودُ الذینَ قَد أخَذتُهُم صَیحَهُ اَلقَهرِ وِفقَ ماقد أسَاءوا
ناقهُ اللهَ أنکـروها و ظُلماً عَقَــرُوهَا فَـــحَقَّت[۱۲۱] النَّکبــاء
( صبری ، بی تا ، ص ۸۹)
هود کجاست او که قوم عاد را فراخواند اما از او سر پیچی کردند و بیماری وبا بین آن ها نازل شد.
قوم ثمود را به خاطر گناهانی که انجام داده بودند خداوند آن ها را نابود کرد .
و قوم صالح شتر را ظالمانه ذبح کردند و دچار مصیبت شدند .
و در این بیت به این آیه قرآن کریم اشاره شده است . [ فَعَقَرُوا النّاقَهَ وَ عَتَوا عَن اَمرِ رَبِّهِم [۱۲۲] ] ( قرآن کریم ، اعراف ۷/۷۷)
حافظ نیز سروده است :
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
( حافظ ، بی تا ، ص ۹۰ )
۵-۱۰-۵- حضرت یوسف (ع)
ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما ای در شکسته جــام مــا ای رونق بــازار ما
( مولوی ، ۱۳۸۱ هـ ، ص ۲)
یوسف دارای یازده برادر بود که فقط بنیامین از مادر با او یکی بود .
پدرش یعقوب (ع) اسرائیل الله بود ، یعنی خود را برای خدا خالص کرده بود . و یوسف (ع) وقتی که نُه سال داشت خواب می بیند ، که این آیه از گفتار خدای متعال است . [ اِنّی رَاَیتُ اَحَدَ عَشَرَ کَوکَباً و الشَّمسَ و القَمَر رَاَیتُهُم لی ساجِدینَ [۱۲۳] ] ( قران کریم ، یوسف ۱۲/۴)
از امام باقر (ع) درباره تأویل این رویا نقل شده : « تأویل آن این بود که یوسف به زودی پادشاه مصر شده و پدر و مادر و برادرانش بر او وارد می شوند .
اما خورشید مادر یوسف، راحیل و قمر پدر او یعقوب و ستاره ها برادران او هستند که وقتی در مصر بر او وارد می شوند ، سجده شکر الهی را به جا می آورند و از هیبت و جمال یوسف خدا را سپاس می گویند و این سجده برای خداوند بوده نه برای یوسف » ( جزایری ، ۱۳۸۶ هـ ، ص ۲۴۹)
شرح خواب « حضرت یوسف » از زبان صبری در قصیده ای به همین نام :
و اُبنُ یعقوبَ إِذا رَأی الشَمسَ و البَدر مَنَامــاً و للـــرُّؤَی فیــاءُ
بمــر آهمــا رَأی أحَـــدَ العَــشـــر وَ مجــلَاهُ کــوکـب لَألاءَ
سُجَّـــداً کلُّهـــم لـــه و هُـــوَ عَبدٌ ذُبِحَت عنه سَخلَهٌ[۱۲۴] عجفاء[۱۲۵]
( صبری ، بی تا ، ص ۹۰)
پسر یعقوب زمانی که خورشید و ماه را در خواب دید .
و در برابر خود و خورشید و یازده ستاره دید .
که همگی بر او سجده کرده اند و او بنده ای است که برایش بره ای ذبح کرده اند .
شاعر در ادامه سروده چنین می گوید :
تَجَلَّت کــانها فَلَـــقُ الصُّبحِ لِسِبطِ الذَّبِیحِ فیها رجاء
وَ نَهَــاهُ عــن إلا باحِه بالسِّرِّ فی الصُّبحِ لِلدُّجَی إفشاءُ
هکذا یَجتَبیکَ رَبُّکَ بالتَّاوِیلِ و اللهُ فاعِـــلٌ ما یشــاء
(منبع پیشین ، صص ۹۰ – ۹۱)
این رویا همچون فلق صبحگاهی متجلی شد و برای فرزند ابراهیم امیدی وجود داشت .
یعقوب پیامبر(ع) او را نهی کرد از این که خوابش را آشکار کند صبحی که افشا کنند تاریکی و ظلمت است .
این بیت اشاره ای است به آیه قرآن کریم [ قال یا بُنَیَّ لا تَقصُصُ رُویاکَ عَلی اِخوَتِکَ فَیَکیدوا لَکَ کیداً اِنَّ الشَّیطانَ لِلاِنسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ [۱۲۶] ] ( قرآن کریم ، یوسف ۱۲/۵)
و این چنین خداوند تو را با تعبیر خواب بر می گزیند و خداوند هر کاری که بخواهد آن را انجام
می دهد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...