بین آموزش کاربردی مشارکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی مرتبط با صادرات و افزایش دانش صادراتی آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود دارد.

 

 

۸۱۳/۰

 

 

 

۲

 

 

بین آموزش کاربردی مشارکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی مرتبط با صادرات و تغییر بینش صادراتی آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود دارد.

 

 

۸۵۵/۰

 

 

 

۳

 

 

بین آموزش کاربردی مشارکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی مرتبط با صادرات و تغییر رفتار صادراتی آن‌ها رابطه معنی‌داری وجود دارد.

 

 

۸۸۰/۰

 

 

 

۴

 

 

بین فرایند یادگیری حاصل از شرکت دردوره های آموزشی مرتبط باصادرات و افزایش صادرات رابطه معنی داری وجود دارد.

 

 

۸۳۶/۰

 

 

 

 

۳-۵ تفسیر نتایج حاصل‌شده

 

۱-تجزیه‌وتحلیل مربوط به سؤالات فرضیه اول نشان می دهد که سؤال دوم «شرکت در کارگاه‌های آموزشی مرتبط با صادرات موجب شناخت بازارهای هدف مناسب صادراتی شده است» با میانگین ۲۶/۳ کمترین اثروسوال اول «شرکت در کارگاه‌های آموزشی مرتبط با صادرات موجب افزایش دانش صادراتی شده است» با میانگین ۴۹/۳ بیشترین اثررادرفرضیه اول دارد.

 

۲ -تجزیه‌وتحلیل سؤالات مربوط به فرضیه دوم حاکی از آن است که سؤال اول شرکت در کارگاه‌های آموزشی مرتبط با صادرات برای تجار مفید وموثراست.» با میانگین ۲۲/۳ دارای کمترین اثروسوال دوم «شرکت در کارگاه‌های آموزشی برای تجار یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.» با میانگین ۳۸/۳ دارای بیشترین اثربرفرضیه دوم است.

دانلود پایان نامه
 

۳-نتیجه تجزیه‌وتحلیل سؤالات مربوط به فرضیه سوم نشان دهنده آن است که سؤال دوم «شرکت در کارگاه‌های آموزشی موجب تغییر درروش مدیریت صادرات می‌شود.» با میانگین ۲۶/۳ دارای کمترین اثروسوال سوم «شرکت در کارگاه‌های آموزشی موجب انتخاب بازارهای مناسب برای صادرات می‌شود.» با میانگین ۴۶/۳ بیشترین اثررابرفرضیه سوم می‌گذارد.

 

۴-تجزیه‌وتحلیل سؤالات مربوط به فرضیه چهارم حاکی از آن است که سؤال اول « میزان صادرات پس از شرکت در کارگاه‌های آموزشی مرتبط با صادرات در سال ۱۳۹۱ افزایش داشته است. (میزان تأثیر دوره‌های آموزشی مرتبط با صادرات برافزایش صادرات).» با میانگین ۰۱/۲ دارای کمترین اثروسوال سوم «میزان صادرات پس از شرکت در کارگاه‌های آموزشی مرتبط با صادرات در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال قبل افزایش‌یافته است. (میزان تأثیر دوره‌های آموزشی مرتبط با صادرات برافزایش صادرات)» با میانگین ۶۵/۲ بیشترین اثررابرفرضیه چهارم گذاشته است.

 

بدین ترتیب با توجه به اثر آموزش‌های برگزارشده مرتبط با صادرات مشخص گردید که:

 

برگزاری کارگاه‌های آموزشی بر اساس اهداف از پیش تعیین‌شده تا حدودی توانسته است بر سطوح دانشی، بینشی و رفتاری شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی کارگاهی خود اثرگذار مثبت و سبب افزایش کمی صادرات آنان باشد به‌گونه‌ای که این افراد خواستار تداوم دوره‌های آموزشی شده‌اند.

در عصر کنونی اساساً سیاست رشد موزون (یعنی برنامه‌ریزی برای پیشرفت هماهنگ و تدریجی در تمام بخش‌های اقتصاد) عملی نیست چراکه سیاست رشد موزون مستلزم یک یا فشار همگانی و قوی[۱۲۴] است که با پتانسیل‌های سرمایه‌ای کشورهای درحال‌توسعه عملی نیست. بلکه باید ابتدا سرمایه‌ها و امکانات را بر روی یک یا چند زمینه که در آن از قابلیت‌ها و مزیت‌هایی برخوردار هستیم متمرکز کنیم، بخش قابل‌توجهی از بازار جهانی را در آن زمینه‌ها در دست بگیریم تا از محل درآمدهای حاصله، سرمایه و منابع تخصصی لازم برای رشد سایر زمینه‌ها فراهم شود.
برای افزایش صادرات غیرنفتی قبل از هر چیز باید دیدگاه‌های خود را راجع به موضوع اصلاح نموده و سپس استراتژی‌های صادراتی را مشخص و نهایتاً آن‌ها را در قالب کلی سیاست و برنامه‌های توسعه اقتصادی کشور بگنجانیم.
بایستی درزمینه صادرات نیز فکر صادرات، هدف از صادرات و تدابیر جانبی برای توسعه صادرات را موردتوجه قرارداد که در این خصوص آموزش و سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی درگیر صادرات می‌تواند نقش اصلی را ایفا نماید.
۴-۵ پیشنهادها:
۱-۴-۵ پیشنهادهای حاصل از نتایج تحقیق
۱-تقویت کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی به ارائه مطالب کاربردی‌تر و چالش‌های که صادرکننده با آن مواجه است.
افزایش نشریات آموزشی مرتبط درزمینه های صادراتی
افزایش امکان دسترسی بازرگانان و علاقه‌مندان به تجارت به مراکز آموزشی و افراد متخصص و خبره درزمینه مذکور.
استفاده از ابزارهای تشویقی جهت شرکت فعال در دوره‌های آموزشی برگزارشده.
راه‌اندازی شبکه‌های مجازی مختلف در خصوص آموزش‌های تخصصی
افزایش مشارکت شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی از طریق نظام پیشنهاد‌ها و انتقادات.
شناسایی ارزش‌ها و خواسته‌های متقاضیان جهت هرچه بهترشان دوره‌های آموزشی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...