• پرداختن به مسایل مشخص (مانند منطقی ساختن برنامه­ ها، ایجاد و توسعه سیستم­های اطلاعاتی و توسعه محصولات جدید)

 

    • برنامه­ ریزی برای رویارویی با خطرات و ابهامات

مقاله - پروژه

 

 

۲-۱-۶- وجه تمایز برنامه­ ریزی استراتژیک از سایر برنامه­ ریزی­ها

در دهه ۱۹۶۰ واژه برنامه­ ریزی بلندمدت برای تعریف سیستم برنامه­ ریزی ناظر بر آتیه هر سازمان بکار برده شد ولی به دلایلی این عنوان متعاقباً به برنامه­ ریزی جامع، برنامه­ ریزی کلان و یا عناوین مشابه تبدیل گردید. هیچ کدام از عناوین فوق قادر به تفهیم برنامه­ ریزی استراتژیک نیست زیرا برنامه­ ریزی استراتژیک دارای چهار ویژگی به شرح زیر است که به عنوان وجه تمایز آن از سایر برنامه­ ریزی­ها باید مورد توجه قرار گیرد:

۲-۱-۶-۱- تأثیر آینده در تصمیمات جاری:

برنامه­ ریزی استراتژیک بستر مناسبی است که در آن بستر بر روی تصمیمات متخذه جاری، دو عامل اصلی یعنی «تشخیص» زمان فعلی و توجه به «افق­های دور» حاکم است. پیش ­بینی عوامل تأثیرگذار بر روند آتی فعالیت­های سازمان و برآورد احتمال بروز هر کدام از آنها، در ذهنیت مدیر عالی از جایگاه ویژه­ای برخوردار است و مدیر به تأسی از میزان ثقل هر کدام از این موارد تأثیرگذار در تصمیمات جاری خود، تصحیحات لازم را انجام می­دهد. بدین ترتیب در برنامه­ ریزی استراتژیک، تصمیمات جاری در سازمان همواره متأثر از موضوعات احتمالی آینده است.

۲-۱-۶-۲- فرایند:

در برنامه­ ریزی استراتژیک، فرایند عملیات کاملاً مشخص بوده و به ترتیب از تعیین چشم­انداز، مأموریت و اهداف شروع و در نهایت به اجرای برنامه ­های مختلف ختم می­ شود. به عبارت دیگر در برنامه­ ریزی استراتژیک، یک فراگرد فکری منسجم در جهت جمع­بندی اطلاعات و تصمیم ­گیری به صورت نظام­مند وجود دارد که شروع و پایان فراگرد و مراحل مختلف آن مشخص بوده و ابعاد اجرایی فعالیت­های ناظر بر هر مرحله از منظر چه موقع، چه چیزی، چگونه و چه کسی به صورت شفاف روشن می­باشد.

۲-۱-۶-۳- فلسفه/ آرمان/ منشور:

برنامه­ ریزی استراتژیک یک نوع روش هوشمندانه معمول در برنامه­ ریزی و تمرکز به عمل با ذهنیت ناظر به آینده است. برنامه­ ریزی استراتژیک یک فرایند فکری و یک اقدام آگاهانه بوده و به کاربرد مکانیکی رویه­ ها، روش­ها و شیوه ­ها محدود نمی­ شود. برای اینکه برنامه­ ریزی استراتژیک در سازمان با موفقیت پیاده و اجرا شود، ضرورت دارد که مدیر سازمان، فلسفه، آرمان و یا منشور مناسبی را که تجلی باورهای مشترک مدیریت و کارکنان است، به عنوان محور تفکر عمومی انتخاب، و تمام استعدادهای موجود را حول این محور فکری مناسب بسیج نماید.

۲-۱-۶-۴- ساختار:

برنامه­ ریزی استراتژیک محل تلاقی سه مجموعه بسیار مهم و اساسی سازمان به شرح زیر است:
۱- برنامه­ ریزی استراتژیک
۲- برنامه ­های میان مدت
۳- برنامه ­های عملیاتی کوتاه مدت و بودجه
با هدف حفظ یکپارچگی این سه مجموعه و تسهیل امور برنامه­ ریزی و ارتباطات منطقی آنها، پیاده شدن ساختار سازماین مناسب الزامی است. بنابراین یکی از پیش­نیازهای اساسی برنامه­ ریزی استراتژیک، ایجاد ساختار سازمانی مناسب است (شانی، ۱۳۸۳، صص ۲۳-۲۵). البته آلفرد چندلر[۲۰]، استاد برجسته تاریخ کسب و کار در بخش تحصیلات تکمیلی مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد معتقد است که ساختار سازمانی از استراتژی تبعیت می­ کند و استراتژی در نتیجه تغییرات محیطی تغییر می­ کند (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۴۰). ریچارد روملت[۲۱] نیز که دیدگاه خود را در مورد رابطه استراتژی و ساختار از چندلر اقتباس کرده است در سال ۱۹۸۶ تحقیقی انتشار داد که به بیان او مضمون غالب در این تحقیق آن است که «ساختار از استراتژی پیروی می­ کند» (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۱۷۳).

۲-۱-۷- تفاوت برنامه­ ریزی بلندمدت و مدیریت استراتژیک

اغلب برنامه­ ریزی استراتژیک را با برنامه­ ریزی بلندمدت برابر می­انگارند در حالی که این دو نوع برنامه­ ریزی در عین حال که هر دو متوجه آینده بوده، به عبارت دیگر آینده­نگر هستند، دارای تفاوت­های اصولی و ساختاری هستند. در برنامه­ ریزی بلندمدت، محیط نسبتاً ثابت و آینده، تداوم روندهای گذشته است. در حالی که در برنامه­ ریزی استراتژیک، اساساً برنامه­ ریزی با بررسی محیط بیرونی آغاز می­گردد، محیط، پویا و متغیر (متحول) انگاشته می­ شود و این تغییرات، از ویژگی­های پیچیدگی و جهشی بودن برخوردارند.
مگ گیون تفاوت­ها و تمایزات دو نوع برنامه­ ریزی استراتژیک و برنامه­ ریزی دراز مدت را به شرح زیر (جدول ۱) خلاصه نموده است:
جدول ۲-۱ تفاوت برنامه­ ریزی استراتژیک و برنامه

 

عوامل
برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی دراز مدت

 

فرضیات
سیستم باز است و همانطور که جامعه تغییر می کند سازمان نیز تغییر می کند
سیستم بسته است و برنامه های کوتاه مدت و طرح ها در داخل آن سیستم تدوین و توسعه می یابند

 

تمرکز
(بر روی )
فرایند برنامه ریزی،تعیین ماموریت ، رسالت ، محیط خارجی و ظرفیت سازمانی است وآموزش کارکنان جامعه است
طرح نهایی برنامه و تحلیل داخلی آن است

 

برنامه ریزی (توسط)
گروه کوچکی از برنامه ریزان و شکت وسیع افراد ذینفع صورت می گیرد
اداره، بخش، برنامه ریزیا افراد متخصص و حرفه ای صورت می گیرد

 

تاکید
(بر روی )
تغییرات برون سازمانی،ارزش های سازمانی و اقدامات پیش گامانه است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...