راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع بررسی محتوایی سفرنامه ابن بطوطه- فایل ۷ |
![]() |
از خصوصیات احوال ابن بطوطه موضوع جالب دیگری که از سفرنامه استنباط می شود زن بارگی مفرط او می باشد . دیدگان وی در همه حال و در همه جا به دنبال زنان زیبا بوده است. اگرچه درباره زنان خود استطرادأ و به اجمال سخن می گوید لیکن پیداست که هرجا رفته از فرصت کمی هم که داشته برای ازدواج و تجدید فراش استفاده کرده است. موضوع کنیزکانی که بنا به رسم روز در موارد مختلف خریده است یا از طرف سلاطین و امرا به عنوان هدیه به او داده شده اند نیز جالب است. کمتر نویسنده ای این همه اطلاع درباره احوال و خصوصیات زنان کشورهای مختلف به دست می دهد. از شهر مقدس مذهبی مکه تا شیراز و هندوستان و مالابار و جزایر مالادیو و چین و آفریقای مرکزی هرجا که رفته وصف دقیقی از زنان آنجا آورده است.قضاوت ابن بطوطه درباره ملل غیر مسلمان و به اصطلاح کافر از هر حیث منصفانه و خالی از تعصب جاهلانه است. فقط در یک مورد که طبیب یهودی شهر برگی بالا دست قاریان قرآن نشسته بود، احساسات او تحریک می شود و قیافه متعصبانه ای برخود می گیرد، این مورد نیز شاید همچنانکه مترجمین فرانسوی وی اشارت کرده اند بیشتر مرتبط با یهودی بودن طبیب است چون یهودی ها را اصولاً در بیشتر بلاد اسلامی و مخصوصاً در مراکش به چشم تحقیر می نگریستند و شاید اگر طبیبی مسیحی به جای وی بود تا این اندازه موجب تهییج غضب ابن بطوطه نمی شد.(همان :۳۴)
ابن جُزَی در مورد ابن بطوطه می نویسد: «بر خردمندان پوشیده نیست که این شیخ یگانه سیاح این روزگار است بلکه اگر کسی یگانه سیاح ملت اسلامش بخواند دور نرفته و سخنی به گزاف نرانده است» (ابن بطوطه،۱۳۶۱ : ۸۱۶). شاکر خصباک نیز، ابن بطوطه را «سید الرحاله العرب والمسلمین» نامیده است (خصباک،[بیتا] : ۵).
اطلاعاتی که در مورد ابن بطوطه به دست رسیده است همین قدر می رساند که وی پس از مراجعت از سفر در یکی از شهرهای مراکش به شغل قضا منصوب گردیده و به سال ۷۷۹ ﻫ.ق درگذشته است (ابن بطوطه،۱۳۶۱ :۲۵). نشانی که در روز گار ما از ابن بطوطه بر جای مانده کتابی است ارزشمند که داستان دلکش سفر او را در بر دارد و گوری در گوشه ای از طنجه، با ضریحی محقر و مناره ای سبز، که به نام او شناخته می شود (موحد، ۱۳۷۸ : ۱۹).
خلاصه کلام معرفی مختصر و مفید از شخصیت ابن بطوطه همان است که گیب در مقدمه خود بر ملخص کتاب وی نوشته است بدین مضمون « مردی با همه اعمال گنهکاران که نشانی از صفات اولیاءالله در او بود».
۳-۳ آثار ابن بطوطه
سفرنامه ابن بطوطه شاهدی است گویا بر نفوذ گسترده فرهنگ و زبان ایرانی در سرتاسر اقطار اسلامی آن عصر. این سفرنامه دریایی است پر از مصطلحات بازرگانی و اداری و مالی و قضائی که در میان دیوانیان یا عامه مردم در کشورهای مختلف اسلامی معمول و متداول بوده. این گونه اصطلاحات اعم از آنچه غالباً به دربار و تشریفات درباری ارتباط داشته ( چون خدمت، نوبتی، مراتب، چتردار، طشت دار، کلید دار، شرابدار، خاصکی، چاشنیگیر، باورچی، سریر، تخت، صندلی، صیوان، سراچه، بارگاه، خرگاه) و یا به تشکیلات دیوان و اداره مملکت مربوط می شده ( چون کاتب الغیبه، عرضداشت، خط خرد، خریطه دار، ظهیر، دواتدار، داودار ، دوادویه، بندر، شاهبندر، حق بندر ) و آنچه در میان سپاهیان و اهل جنگ متداول بوده ( از قبیل غیطه، یراق، کوتوال، مفردون، زمامّیون،حرابّه، حرّاقه، امیرتومان) و اسامی پارچه ها و منسوجات (مانند ملف، نخ، کمخا، رزدخانی، قدسی، بیرمی، مقطع، شانباف، شیرینباف ) و لباس ها و تن پوشها ( مانند خرقه، درّاعه، فرجی، احرام، شایشه، کلا، اقروف ، بغطاق، قلنسوه ) و اصطلاحات خاص سفر و وسائل نقلیه آبرو و اصطلاحات معمول در محافل مذهبی و حلقه های علمی و اهل تصوف و ارباب فتوت و بازاریان و صنعتگران و کشاورزان و غیره همه این اصطلاحات مجموعأ مشخص کننده اب و رنگ و حال و هوای جامعه اسلامی آن روزگار است.(موحد،۱۳۷۰ :۸)
سخن از نفوذ شگفت انگیز زبان و فرهنگ ایرانی در روزگار ابن بطوطه بود که کتاب او شاهد گویای این مدّعاست. نگاهی گذرا به همان نمونه اصطلاحات برای توجه به گستردگی دامنه این نفوذ کافی خواهد بود. حتی در خارج از دارالاسلام، در کشور چین با اصطلاحات فارسی پاسوانان ( البصوانان ) ، غلامان پرده دار، الممالیک البردداریه ) ، اسپاهیان ( الاصباهیه ) ، نیزه داران ( النزداریه ) ، تیغداران ( التغداریه ) ، جانداران (الجنداریه ) ، و امثال آن مواجه می شویم و می بینیم که خنیاگران در حضور امیر بزرگ شعر پارسی می خوانند ؛ شعری که چند بار تکرار شده و ابن بطوطه آن را از زبان خنیاگران به یاد سپرده و در کتابت عربی نسخه های دست نوشته به این شکل قید شده است :
تادل بمحنت دادیم در بحر فکر افتادیم
جن در نماز استادیم قوی بمحراب اندری
و ما اینک می دانیم که شعر از سعدی است و صورت درست آن چنین است:
تادل بمهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام
چون در نماز استاده ام گویی به محراب اندری (همان :۹)
۳-۴ سیر سیاحتی ابن بطوطه
سفرنامه ابن بطوطه در دو جزء فراهم آمده است : جزء اول شامل گزارش سفر ار آغاز تا هنگام ورود به هندوستان (۷۲۵ تا ۷۳۴ ) و جزء دوم شامل بقیه داستان تا پایان سفر (اواخر ۷۵۴) ، مراحل این سفر طولانی و مسیر آن را به بخشهای زیر می توان تقسیم کرد:
بخش اول: افریقای شمالی، مصر، فلسطین، سوریه تا مکه
بخش دوم: عراق، خوزستان، لرستان، اصفهان، شیراز – بازگشت به مکه
بخش سوم: یمن، سومالی، زنگبار، خلیج فارس، بازگشت به مکه
بخش چهارم: مصر، سوریه، آسیای صغیر تا دریای سیاه
بخش پنجم: کریمه، استانبول، روسیه، بلاد قبچاق تا خوارزم
بخش ششم: ترکستان، خراسان، افغانستان تا مرز هندوستان
بخش هفتم: هندوستان
بخش هشتم:مالابار، بنگاله،جزایرمالدیو،سیلان، مالزی، شرق دور و چین
بخش نهم: بازگشت از راه جنوب هندوستان، هرمز، شیراز، اصفهان، بغداد، شام، مصر، مکه تا فاس
بخش دهم: سفر به اندلس و بازگشت به فاس
بخش یازدهم: سفر به افریقای غربی: صحرا، امپراتوری مالی، تکدا، بازگشت به فاس
این مسیر را اگر روی یکی از نقشه های جغرافیایی این زمان تعقیب کنیم قلمرو بیش از چهل و چهار دولت را شامل می شود در آن زمان تعداد حکومتهای محلی مستقل و نیمه مستقل در آن نواحی از این هم بیشتر بود. ابن بطوطه در مورد بسیاری از آنها گزارشهای دست اول می دهد که به لحاظ تاریخی در خور اهمیت فراوان است.
۳-۵ ابعاد سفرنامه
با خواندن هوشمندانه سفرنامه و گزارش های ابن بطوطه از وقایع مختلف و نکات فکرت انگیز و عبرت آموز، متوجه ابعاد مختلف سفرنامه خواهیم شد. در نخستین گام مردی را دربرابر خود می یابیم که قصه سفری دور و دراز باز می گوید و ما را با خود و همراه خود به تماشای عجایب دنیای کهن و دیدار با بسیاری از چهره های تاریخی نیمه اول قرن هشتم هجری فرا می خواند . ابن بطوطه در طی سفرهای خود با خوّاص و عوام به یکسان می جوشد، گاهی در کسوت زاهدان است و زمانی در ربقه فقیهان ، رویی به سوی طاعت و تجرد و اخلاص و وارستگی دارد و پایی در بند هوس و شهوت و جاه و دنیا داری ، سیاح است و محدث است و قاضی است و متولی اوقاف و حاشیه نشین دربار سلاطین و ثناخوان خوان نعمت و ضیافت ارباب قدرت و مکنت،اما در همه حال هوشیار است و تیزبین و نکته سنج و برای خواننده رحله که با او همسفر گشته است قصه گویی است زیرک و دوست داشتنی که خود را گاهی در مسجد و گاهی در خانقاه، زمانی در میان کسبه و بازاریان و زمانی در مجالس امرا ودیوانیان می بیند و هر قدم که فراتر می رود او را با این مرد که افسون زده سفر و عاشق افقهای مجهول و سرزمینهای ناشناخته است، انس و الفتی پیدا می شود و تصویر ابن بطوطه به عنوان قصه گویی گرم دهن و هوشیار و خوش حافظه و صمیمی از ذهن خواننده دور نمی افتد، که اینرا «بُعد شخصی» سفرنامه می نامیم و جنبه دیگر آن یعنی «بُعد جغرافیایی» جلب نظر می کند. سفری که از بیابان ها و دشتها و کوهها و دریاهای فراوان می گذرد، گاهی در قایقهای کوچک شط العرب ، گاهی در سفاین بزرگ چینی موسوم به جُنگ و بیشتر در کشتی- هایی از تخته پاره های به هم پیوسته با الیاف درختان خرما و به پشتگرمی مهارت و تسلط ملاحان سواحل دریای سرخ و عمان و خلیخ فارس سینه آبها را می شکافد و پیش می رود. اقوام و مللی از درجات مختلف تمدن و آداب و رسوم و سنتهای متنوع ، موضوعات اجتماعی و فرهنگی سفرنامه است که از اهمیت خاصی برخوردار است.اطلاعات مربوط به جریانات سیاسی عصر و خبرهای دست اول از رویدادهای نظامی و بند و بستهای درباری هم بعد دیگر سفرنامه ابن بطوطه است که ازاین لحاظ جزو منابع معتبر تاریخ آن روزگار به شمار می آید.
۳-۶سبک و شیوه ی نگارش سفرنامه ابن بطوطه
شناختن شخص نویسنده و آشنائی با طرز فکر و روحیات او خواننده را متوجه نکات و دقائقی تواند کرد که معمولاً در تضاعیف کلام و زوایای داستان ها نهفته است. ابن بطوطه مورخ نیست گرچه سرتاسر سفرنامه او نقل وقایع و رویدادهای تاریخی است. او داستان خود را می گوید و داستان مردمی را که با آنها دیدار کرده، مردمی که جوانمردی ها و شوخ طبعیها و زیرکیها و وارستگیها و مهربانی های آنان شیفته اش می- ساخته، اگر از کسی علم آموخته یا درخور حرمتش یافته، اگر از کسی محبت و مکرمت دیده، اگر آزمندی و مال اندوزی و گریزی یا ستمکاری و سنگدلی کسی مایه شگفت او می شده، داستان همه را آورده است.
محمدعلی موحد، مترجم رحلهابنبطوطه به فارسی، می نویسد: «مؤلفین ما از این توده عظیم مردم که عوام الناس خوانده می شود چنان به حشمت و تمنع می گذرند که گویی میترسند بردن نام و عنایت به احوال آنان منافی پایهفضل و دانش ایشان باشد لیکن ابنبطوطه اگر چه در سلک فقها و قضات بود اهل نظر و توغل در مشکلات و دقائق علوم نبود تا اشتغال به نقل این مطالب را سبب کسر شأن خود بداند.» (ابن بطوطه، ۱۳۶۱ : ۱۹)
او از سفری درازنای سخن می دارد که کمابیش سی سال طول کشیده، گاهی بر پشت اسب و اشتر، همراه کاروانیان، یا در التزام موکب پادشاهان بزرگ، گاهی سوار بر قایق ها و کشتیهای آن زمان که بازیچه موجها و طوفان ها بود و سرنشینان آنها دمی از بیم دستبرد دزدان و حرامیان فارغ نبودند؛ آری او از چنین سفری که تصورش حتی در این عصر موتور و سرعت موی بر اندام آدمی راست می کند سخن می گوید. ( طول مسافتی را که ابن بطوطه در سفرهای خود پیموده است در حدود یکصد هزار کیلومتر محاسبه کرده اند ) در بند آن هست که هرچه را دیده و یا شنیده به درستی باز گوید ولی در بند آن نیست که تاریخ دقیق و توالی درست وقایع و تقدم و تأخر زمانی آنچه را که می گوید تضمین کند. اینکه پیش از ظهر فلان شیخ را دیده و بعد از ظهر به ملاقات سلطان رفته است یا برعکس؛ اصلاً مورد توجه او نیست. آری آن شیخ را دیده و آن سلطان را دیده و آنچه را دیده و دریافته با صداقت غریبی بازگو می کند. او قصه گویی است بس پُر قدرت و صمیمی که به زودی خواننده را مجذوب خود می گرداند.(همان :۱۴-۱۳)
سبک رحله و چگونگی انشای آن به این صورت است که ابن بطوطه این کتاب را به صورت داستان املا کرده و ابن جزی دبیر دربار سلطان ابوعنان گفته های او را ملخص و منقع ساخته است…گزارش احوال جوانمردان یا اهل فتوت در سرتاسر آسیای صغیر با آنهمه اطلاعات گرانبها از روش و منش و برخوردها و مهرورزیها و زندگی آمیخته با وارستگی و ایثار این قوم را کجا جز در گزارش ابن بطوطه می توان یافت. شرح بسیار جاندار و زیبای ابن بطوطه از آنچه که دیده در هیچ منبع دیگری پیدا نمی شود. این جنبه ها از سفرنامه ابن بطوطه که بد و نیک و زشت و زیبا و اوج و حضیض زندگی را در جوامع اسلامی آن عصر نشان می دهد و گذشته این جوامع را آنچنانکه بود در برابر چشم خواننده قرار می دهد بسیار گرانبها و عبرت انگیز است. (همان :۱۹)
ابن بطوطه پیشوای جهانگردیهای بزرگ است و نوادر و طرائف بسیاری در سفرنامه او گرد آمده است. در میان کتب بی شماری که از نویسندگان و مؤلفین سلف ما به یادگار مانده کمتر کتابی هست که تصویر بالنسبه صادقی از زند گی مردم و وضع اجتماعی موجود در آن منعکس باشد. لیکن کتاب ابن بطوطه به حقیقت آئینه تمام نمائی است که زندگی معاصرین او را با تمام مظاهر نیک و بد و همه رسوم و آداب معمول زمان شامل می باشد. پیداست چنین کتابی که احوال و اطوار و مراسم و عادات ملل متنوع و مختلفی را از قلب قاره افریقا تا کرانه دریای چین یک جا و مجموع داشته باشد، چه قدر نفیس و تا چه اندازه جالب خواهد بود. کتاب او اگرچه زیبائی و لطافت و جنبه های فنی کتابهای نویسندگان معروف را فاقد است لیکن در عوض از آفت تعقید و تکلف مصون مانده و وی آنچه را که می خواهد با زبانی ساده و روان و بی پیرایه بیان می کند. زمان ابن بطوطه عصر تاریخ نویسی و توجه به اخبار و احوال اقوام و امم بود. حمله مغول و آن کشتارهای هولناک که رخ داد و منجر به فرو ریختن اساس سلطنت ها و خلافت اسلامی گردید طبعاً موجب تحریک میل مردم به شنیدن اخبار و اطلاع از پیشآمدهای تازه شد. مطالعه ی این کتاب حد زیادی به روشن شدن اوضاع و احوال آن عصر و فهم زمینه ی تاریخی وقایع بعدی مساعد می باشد. دوران مسافرت ابن بطوطه از لحاظ جریانات مذهبی و علمی نیز از جالب توجه ترین ادوار اسلامی است. به علاوه سفرنامه ابن بطوطه شاهد موثق معتبری است که نفوذ عناصر ایرانی را در سرتاسر عالم اسلام آن روز بلکه در خارج مرزهای اسلامی نیز تا آن جا که پای مسلمانان رفته نشان می دهد.
۳-۷ سال شمار زندگی
۷۰۳:تولد در شهر طنجه
۷۲۵:شروع سفر
۷۵۴:پایان سفر
۷۵۶:پایان نگارش سفرنامه
۷۷۹:وفات در مراکش
*سال شمار مطابق با سال هجری قمری است.
فصل چهارم
بررسی محتوایی
سفرنامه ابن بطوطه
« تُحفه النُظّار فی غرائب الأمصار و عجائب الاسفار »
۴-۱ مقدمه
سفرنامه ابن بطوطه «تحفه اهل نظر» یا گزارشهای عجایب و غرایب با نام اختصار «رحله » یا رحله ابن بطوطه» آئینه زمان است، نامی که مناسب سفرنامه او است. سفرنامه ابن بطوطه، گذشته از آثار خاور شناسان شامل سفرنامه سیاحانی که اثری سودمند درباره ایران به جا گذاشته اند و همچنین آثار مورخان و نویسندگانی که گوشه ای از احوال مردم کشور ایران را باز نموده اند، است. نکته مهم تر و جالب تر آن تفاوت و فرق شگرفی است که در شخصیت ابن بطوطه و طرز فکر و دید او با دیگر سیاحان عالم اسلامی دیده می شود. بررسی محتوای سفرنامه ابن بطوطه از جهت آگاهی از علوم، ابعاد گسترده آن و اعتقادات بلاد مختلف خصوصاً توسعه آشنایی با تاریخ و فرهنگ و هنرو ادبیات ایران و سرگذشت بزرگان آن حائز اهمیت است. سفرنامه ابن بطوطه ابعاد مختلفی دارد که آمیختگی هنرمندانهای در آن مشاهده می شود، آن بعد از رحله که میتوان آن را جنبه تاریخی و وقایع نگاری نامید و بعد دیگرآن که ناظر به جنبه اجتماعی و فرهنگی استو نیز با بعد جغرافیایی آن که ناظر به توصیف راه های ارتباطی و اوضاع و احوال طبیعی و شرایط اقلیمی امکنه و بلاد مختلف است در هم آمیخته و همین آمیزش و امتزاجاست که قصه این سفر طولانی را قوت و جاذبه خاصی می بخشد و رحله راحتی در میان سفرنامه های جهانگردان نامی دنیا از موقعیتی ممتاز و بی همتا برخوردار می سازد.
این فصل مشتمل بر دو بخش است. بخش نخستین در مورد سفرهای ابن بطوطه و سفرنامه او و بررسی ماجرای سفرهای او که در واقع این قسمت از رساله روایت کوتاهی است از خطوط اصلی سفرنامه ، یا سیر سیاحتی در سیر و سیاحت ابن بطوطه.
بخش دوم به تعریف محتوا و اهمیت محتوای سفرنامه ابن بطوطه و تحلیل و بررسی محتوای سفرنامه ابن بطوطه ،از جمله: جلوه های هنری و ادبی آن ، میزان رشد زبان فارسی و فرهنگ ایرانی اسلامی در سرزمین های دیگر و موضوعات و جنبه های مختلف؛ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی و وقایع نگاری واخلاقی و جغرافیایی پرداخته شده است. (ج۲ :۲۲۰) این علامت نشان می دهد که جلد چندم از سفرنامه و سمت چپ ممیز شماره صفحه را نشان می دهد.
۴-۲ اختلاط در گزارش سفرهای متعدد
ابن بطوطه به بعضی از شهرها دوبار سفرکرده و گزارشهای دوسفر را در یکدیگر ادغام کرده است . به عنوان مثال : گزارش سفر به شوشتر وایذه و اصفهان و شیراز مشتمل بر اطلاعات تاریخی بسیار است اما همگی این اطلاعات محصول سفر اول او نیست.ابن بطوطه یک بار دیگر در مراجعت از هندوستان به این نواحی آمده و گزارشهای دوسفر را در یکدیگر ادغام کرده است. مثلاً او در ایذه از ملاقات خود با اتابک افراسیاب پسر اتابک احمد سخن می گوید در صورتی که افراسیاب پس از برادر خود یوسف در سال ۷۴۱ به فرمانروایی رسیده و ناچار باید ملاقات ابن بطوطه با او در سال ۷۴۸ به هنگام بازگشت از هند صورت گرفته باشد. همچنین او در شیراز شرحی درباره شاه شیخ ابواسحاق و احوالات او می آورد که مسلّماً به سفر دوم او مربوط می شود زیرا استیلای شیخ بر شیراز در سال ۷۴۱ صورت پذیرفت. در سال ۷۲۸ که تاریخ سفر اول ابن بطوطه به شیراز است ابواسحاق کودکی هفت ساله بود. ابن بطوطه به جز این شهرها برخی دیگر از شهرها مانند بصره و بغداد را دوبار و یا چندبار مانند مکه و مدینه دیده و به لحاظ تاریخی گاهی چند سال درمیان آن دیدارها فاصله افتاده است. وقایع مربوط به این سفرهای مختلف معمولاً در یک جا یعنی در ذیل همین سفر اول نقل می شود . برای نمونه داستانی را که ابن بطوطه از ملاقات با سلطان قطب الدین تهمتن در جزیره هرمز و منازعات آن پادشاه با برادر زادگان خود آورده است یاد می کنیم .
این داستان در طی سفر از عمان به مکه از طریق هرمز ، لار ، قطیف و یمامه در سال ۷۳۲ ذکر شده است و حال آن که نزاع و زدو خورد در میان قطب الدین تهمتن و برادرزادگانش پانزده یا شانزده سال پس از این تاریخ رخ داده و پیداست که این داستان به سفر دوم ابن بطوطه به جزیره هرمز مربوط است که در اوایل سال ۷۴۸ به هنگام بازگشت از هندوستان برای بار دوم به آن جزیره رفته بود. نظیر این مشکل تاریخی در شرح سفر به شیراز و لرستان هم وجود دارد زیرا مطالبی که درباره شاه شیخ ابواسحاق و اتابک افراسیاب آمده با تاریخ سفر اول ابن بطوطه به این نقاط تطبیق نمی کند و شکی نیست که داستانهای مربوط به دو سفر جداگانه که به فاصله پانزده سال انجام شده در هم آمیخته و می توان احتمال داد که این آمیختگی ها در جریان تلخیص یادداشتهایی که ابن بطوطه املا کرده بود، در نتیجه دستکاریهای ابن جُزَیّ پیش آمده است.
در این سفرنامه بزرگ که داستان سی سال سفر را در بردارد اشتباهاتی که به طور وضوح به قصور حافظه یا عدم دقّت ابن بطوطه منسوب تواند بود انگشت شمار است و حال آنکه بسیاری از این مطالب راجع به ملل و اقوام و بلادی است که وی کمترین آشنایی قبلی با آنها نداشته و غالباً موضوع اختلاف سنن و آداب و روحیات و طرز فکر آن مردمان با آنچه ابن بطوطه در شمال آفریقا دیده و شناخته بود مزید بر علت اختلاف زبان، کار را سخت و دشوار می ساخت و علی الخصوص اگر در نظر بگیریم که ابن بطوطه در تنظیم و فراهم آوردن داستان این مسافرت طولانی از یادداشتهای قبلی برخوردار نبوده به جز یاداشتهایی که از برخی سنگ نوشته های قبور علمای بخارا برداشته بود که آن هم در جریان حوادثی که بر سر او آمده بباد غارت رفته و فقط به قوّت حافظه خویش اتکا کرده است بر تعجب ما خواهد افزود.
داستان کشور توالسی و ملکه ترک زبان آن یکی دیگر از مشکلات سفرنامه ابن بطوطه است. بعضی از محققان آن را با مجمع الجزایر سولو در جنوبی ترین بخشهای فیلیپین و برخی دیگر با نواحی جنوب شرقی هند و چین تطبیق کرده اند .
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:24:00 ب.ظ ]
|