در پژوهش حاضر نسبت های اهرمی صنعت به شرح زیر است: ( از چپ خوانده شود.)
جمع کل بدهی ها و حقوق صاحبان سهام ÷ کل بدهی ها = نسبت بدهی :Industry L1i,t
حقوق صاحبان سهام صنعت ÷ بدهی های بلند مدت صنعت = نسبت بدهی های بلند مدت به حقوق صاحبان سهام : Industry L2i,t
جمع کل بدهی ها وارزش بازار حقوق صاحبان سهام صنعت ÷ کل بدهی های صنعت = ارزش بازار نسبت بدهی: Industry LM1i,t
ارزش بازارحقوق صاحبان سهام صنعت ÷ بدهی های بلند مدت صنعت =ارزش بازار نسبت بدهی های بلند
مدت به حقوق صاحبان سهام :Industry LM2i,t
برای محاسبه ارزش بازار نسبت های اهرمی، از آنجا که در ایران بازار فعالی برای تعیین ارزش روز بدهی ها وجود ندارد، در پژوهش حاضر فرض شده است که ارزش بازار و ارزش دفتری بدهی ها یکسان است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برابر است با حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت بازار سهام.
ارزش دفتری نسبت اهرمی به دارایی ها یی اشاره دارد که در حال حاضر در شرکت موجود است. در حالی که ارزش بازار نشان دهنده ارزش فعلی فرصت های رشد آتی است و به دارایی هایی اشاره دارد که در حال حاضر در شرکت وجود ندارند یا به عبارتی تحت تملک شرکت نیستند. (مایرز[۸۰]،۱۹۷۷)
۳- شاخص هرفیندال[۸۱](HI):

 

    1. در مطالعات تجربی درباره ساختار بازارها برای قضاوت راجع به رقابت و انحصاردر هر بازار، اساساً از مفهوم تمرکز استفاده می‌شود. تمرکز بازار ازجمله متغیرهای ساختاری است که برای اندازه‌گیری سطح فعالیت‏های رقابتی و انحصاری در مطالعات تجربی کاربرد وسیعی دارد. بسیاری از صاحبنظران و تصمیم‌سازان اقتصادی، با بهره گرفتن از «اندازه تمرکز»، راجع به قدرت انحصاری هر بازار قضاوت می‌‌کنند. درواقع، برای قضاوت درباره میزان رقابت و انحصار در یک بازار، روش منطقی این است که اول، به تعداد بنگاه‏ها و شرکت‏های فعال در بازار و دوم، به نحوه توزیع بازار بین آن ها توجه شود. هرچه تعداد بنگاه‏ها کمتر و هرچه بخش وسیعی از بازار دراختیار تعداد معدودی از بنگاه‏ها باشد، ساختار بازار به انحصار نزدیک‌تر است؛ و برعکس. تمرکز بازار و شاخص‌های اندازه‌گیری تمرکز، این امکان را فراهم می‌سازند که اطلاعات مربوط به تعداد بنگاه‏ها و نحوه توزیع بازار بین آن ها در قالب یک کمیت مشخص خلاصه شود. ساختار هر بازار را می‌توان با توجه به درجه تمرکز کالا، موانع ورود به بازار و صرفه‌های مقیاس شناسایی کرد. در بسیاری از موارد، اندازه‌گیری موانع ورود و صرفه‌های مقیاس آسان نیست؛ و لذا در بسیاری از مطالعات، برای شناخت ساختار بازارها، اساساً از شاخص‌های تمرکز استفاده می‌شود. ( مدّلا[۸۲]، دابسون[۸۳]و میلر[۸۴]، ۱۹۰:۱۹۹۵)

 

یکی از معیارهای اندازه گیری تمرکز صنعت شاخص هرفیندال است که توسط اوریس سی هرفیندال[۸۵] (۱۹۵۹) ارائه شده است. و به صورت زیر محاسبه می شود:
HI=
عبارتست از سهم بازار شرکت i در بازار j که از تقسیم فروش خالص شرکت به فروش خالص صنعت محاسبه می شود و n تعداد شرکت های موجود در بازار صنعت است.
اگر تعداد بی‌شماری شرکت با اندازه‌های نسبی یکسان در بازار صنعت باشند، شاخص هرفیندال بسیار کوچک‌ و نزدیک به‌ صفر خواهد بود و اگر تعداد کمی شرکت و با اندازه‌های نسبی نابرابر در بازار صنعت وجود داشته باشند، این شاخص نزدیک به یک خواهد بود. مقدار صفر این شاخص به معنای وجود بازار رقابت کامل و عدد یک بیانگر انحصار کامل است.
۳-۵-۲-متغیر وابسته :
-میانگین انباشته بازده غیر عادی سهام
بر اساس الگوی بازار بازده غیر عادی عبارتست از تفاوت بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار براساس الگوی بازار. (مورادگلیو و سیواپرساد،۳۳۲:۲۰۱۲) به عبارتی:
= - E() (1)
: بازده غیرعادی سهم i در دوره t
: بازده واقعی سهم i در دوره t
E(): بازده مورد انتظار سهم i در دوره t
بر اساس در صد تغییر درقیمت سهام پس از تعدیل از بابت تقسیم سود و تجزیه و حق تقدم خرید سهام، به صورت سالانه و بر اساس میانگین ۱۲ دوره ماهانه طبق رابطه زیر محاسبه می شود. (ایزدی نیا و کربلایی کریم،۲۵:۱۳۹۱)

بازده مورد انتظار پیش بینی شده بر اساس الگوی بازار از رابطه زیر محاسبه می شود:
= + (۳)
در معادله فوق وB پارامترهای برآوردی برای الگوی بازار و بازده واقعی صنعت بر اساس شاخص کل در دوره t است و از طریق رابطه زیر محاسبه می شود:
= (۴)
: شاخص صنعت در انتهای دوره
: شاخص صنعت در ابتدای دوره
لازم به ذکر است که بازده ها به صورت سالانه و بر اساس میانگین ۱۲ دره ماهانه محاسبه می شود.
در ادامه از جایگزینی رابطه (۳) در رابطه (۱) داریم:
=++ (۵)
در معادله فوق بازده غیر عادی در هردوره زمانی از طریق (خطای تصادفی) نشان داده می شود ودر نهایت میانگین انباشته بازده غیر عادی سهام(CAA) از طریق زیر محاسبه می شود: (مورادگلیو و سیواپرساد،۳۳۲:۲۰۱۲)
CAA= (6)
CAA= (7)
۳-۵-۳-متغیرهای کنترلی
۱-اندازه (SIZE)
اندازه صنعت از طریق لگاریتم ارزش بازار صنعت محاسبه می شود. ارزش بازار صنعت حاصل جمع ارزش بازار شرکت های موجود در هرصنعت است و ارزش بازار شرکت از حاصل ضرب قیمت پایان دوره سهام در تعداد سهام عادی در پایان سال به دست می آید.
۲-ریسک)β (
معیار ریسک بازار صنعت، ضریب β است که شدت تغییرات بازدهی سهم مورد نظر نسبت به بازده صنعت یا شاخص شامل آن سهم است، در پژوهش حاضر داده های مربوط به β تاریخی شرکتها از طریق نرم افزار رهاورد نوین ۳ وبا استفاده از فرمول محاسبه زیر استخراج شده است :
β =
بازدهی سهم=
بازدهی صنعت=
۳- نسبت Q توبین (QT)
در این پژوهش از نسبت Q توبین ساده استفاده می شود. این نسبت بسیار مشابه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم است و از طریق رابطه زیر محاسبه می شود:
۴-نسبت قیمت به سود) P/E (
نسبت P/E از طریق تقسیم قیمت پایانی سهام به سود هر سهم محاسبه می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...