دانلود فایل ها با موضوع : منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار- فایل ... |
![]() |
-
- فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی
-
- فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی
-
- فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق
-
- فکر کردن به ناتوانی در پاسخ به نیازهای فرزندان
بیش از ۶۷ درصد از زنان سرپرست خانوار به جایگاه اقتصادی پایین خانوادههایشان در دوران کودکی و این نکته اشاره داشتند که چگونه فقر و محرومیت در دوران کودکی مانع از پیشرفتهای بعدیشان شده و وضعیت فعلی آنها را تحت تأثیر قرار داده است بنابراین بر اساس مصاحبه های به عمل آمده یادآوری فقر و تنگدستی دوران کودکی یکی از عوامل اصلی افسردگی این گروه از زنان بوده است.
«وقتی که به دوران کودکیام فکر میکنم و به اینکه با بدبختی بزرگ شدهام؛ اینکه خانوادهام آنقدر پول نداشتند که مرا به مدرسه بفرستند تا اینکه وضعیتم اینجور شد، غصهام میگیرد» (زن ۴۶ ساله، علت سرپرستی: زندانی بودن همسر).
«وقتی بیشتر غم و غصه میخورم که به گذشتهام، به عمری که هیچ بهرهای از آن نبردم، فکر میکنم. همهاش در بی پولی، بدبختی و نداری گذشت. از همان بچگی در نداری و فقر زندگی کردم. الان هم مثل گذشته با دو بچه، باز هم در فقر و بدبختی زندگی میکنم. غم و غصه یعنی همین!» (زن ۵۰ ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
رشد این گروه از زنان در خانوادههای پرجمعیت و فقیر آنها را با مشکلاتی مثل کمبود محبت مواجه کرده بود. در واقع حضور نداشتن مداوم پدر در خانه، بیتوجهی از سوی مادر و یا داشتن نامادری از جمله عواملی بود که این گروه از زنان را از لحاظ عاطفی ضعیف بار آورده بود. بهطوری که ۳۳ درصد از آنها به عدم ارضای نیازهای عاطفی در دوران کودکی اشاره داشتند که آنها را از لحاظ روحی به شدت ضعیف کرده بود و یکی دیگر از عوامل اصلی برای ایجاد افسردگی آنها شده بود.
«از همان کودکی هیچکس با من ارتباط خوبی نداشت. پدرم به دنبال یک لقمه نان بود. مادرم هم هیچ وقت به بچههایش توجه نمیکرد. بعدها که ازدواج کردم همسرم من و بچههایم را رها کرد. از لحاظ عاطفی ضربهی سختی خوردم؛ چون به این امید ازدواج کرده بودم که شوهرم به من محبت کند تا آن کمبود محبت بچگیام جبران شود. الان هم که سالها میگذرد، همچنان ناراحت هستم. همیشه گریه میکنم. مدتی افسردگی شدید گرفته بودم. انگار غم و غصه تا توی قبر هم با من است» (زن ۵۵ ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«وقتی بیشتر غمگین میشوم که فکر میکنم، چرا مادرم را از بچگی از دست دادم و پیش نامادری بزرگ شدم و او هیچ وقت مرا دوست نداشت و مرا به یک مرد معتاد شوهر داد. اگر مادر خودم بود و مرا دوست داشت هیچ قبول نمیکرد که با یک معتاد ازدواج کنم» (زن ۵۴ ساله، علت سرپرستی: اعتیاد همسر).
«آدم وقتی که از لحاظ روحی به آن چیزی که میخواهد، نمیرسد، ناراحت میشود، غصهاش میگیرد. همه چیز آدم بستگی به دوران کودکی دارد. اگر آدم به گذشتهاش فکر کند و احساس رضایت بیشتری داشته باشد، شاد میشود. یادآوری دوران کودکی برایم عذابآور است. فکر کردن به گذشتهام به زندگیای که محبت در آن معنایی نداشت، غمگینم میکند» (زن ۳۸ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
در میان مصاحبهها۸۰ درصد از کل زنان در تعریف غم وغصه به ازدواج ناموفق و اجباری خود اشاره کردند. در واقع فشارهای متعدد مالی و اصرارخانواده آنها را به ازدواج زودهنگام و اجباری وادار کرده بود و با توجه به اینکه همسرانشان در وضعیتی مشابه و حتی بدتر از آنها قرار داشتند، برای بیشتر آنها عواقب چندان خوشایندی نداشته و امکان تحرک و گذر از فقر و محرومیت هرگز برایشان مهیا نشده و در نهایت این گروه از زنان مجبور شده اند مسئولیت سرپرستی فرزندانشان را یا بهعلت جدایی از همسر و یا فوت و… بهعهده بگیرند و بدین ترتیب وضعیت زندگی بهتدریج برایشان ناگوارتر شده و فکر کردن به این همه بدشانسی باعث افسردگی آنها شده بود.
«وقتی به این فکر میکنم که مرا به زور شوهر دادند و از زندگی مشترک جز بدبختی هیچ چیزی ندیدیم، در واقع وقتی که به این فکر میکنم که اگر شوهرم کمی متفاوتتر از من بود، مثلا وضع مالیاش بهتر بود، شاید الان وضعیتم این نبود، غمگین میشوم. چون فکر میکنم خیلی بدشانس هستم» (زن ۵۲ ساله، علت سرپرستی: از کارافتادگی همسر).
«به گذشتهام فکر میکنم… چرا من از اول بدبخت بودم؟! چرا بدبختی من اینقدر ادامه دارد؟! چرا باید با کسی ازدواج کنم که مثل خودم باشد و در نهایت هم فوت کند و از مال دنیا جز این بچهها چیزی برایم نگذارد، این فکرها مرا غمگین می کند» (زن ۴۸ ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«غم و غصه یعنی ازدواج ناموفق، سختیهای گذشتهام، جداشدن از همسر و مشکلات بیوه شدن. وقتی به این فکر میکنم که اگر ازدواج خوبی داشتم، مجبور نبودم اینقدر کار کنم که گرسنه نخوابم، افسردگی به سراغم میآید. بارها غذا نداشتیم که با بچههایم بخوریم. اگر از شام چیزی میماند، فردا نهار میخوردیم و اگر نبود گرسنه میخوابیدیم. فکر کردن به دوران سختی که هنوز هم ادامه دارد، واقعا غمگینم می کند» (زن ۵۳ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«به حال خودم فکر میکنم که چرا یک شوهر خوب و حسابی نصیبم نشد؟! چرا یک صاحب درست و حسابی بالا سر بچههایم نیست؟! اینجوری غصه میخورم» (زن۴۳ ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
حدود ۸۶ درصد از زنان سرپرست خانوار در تعریف غم و غصه اشاره به دورانی داشتند که در فقر وتنگدستی و با بدبختی فرزندانشان را بزرگ کرده اند و از اینکه گاهی در برآورده کردن نیازهای فرزندانشان ناتوان بوده اند و یا با مشاهدهی اینکه آنها در موقعیتی شبیه دوران بچگی خودشان بزرگ شده اند، ابراز ناراحتی میکردند. در واقع میخواستند که گذشته بد خود را در آیندهی بچههایشان جبران کنند و از اینکه در این زمینه موفق نبودهاند، دچار افسردگی شده بودند.
«کسی نیست غصه نداشته باشد؛ ولی مسلماً غصههای یک زن سرپرست خانوار بیشتر است. وقتی که به گذشتهام فکر میکنم افسرده میشوم. تمام تلاشم این است که گذشتهام را در آیندهی بچهام جبران کنم و اگر نتوانم برای او کاری کنم ناراحت میشوم» (زن ۳۴ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«من الان قرص اعصاب میخورم و افسردگی شدید دارم.۱۰سال در مهد کودک کار میکردم. بهخاطر شرایط روحیام دیگر مهد کودک نرفتم. وقتی به مشکلاتم فکر میکنم خاطرات بدگذشته، فقر و نداری از یک طرف و سروسامان دادن بچههایم از طرف دیگر اعصابم را به هم میریزد. پسرهایم بزرگ شدهاند. نمیتوانم خواستههایشان را برآورده کنم؛ همیشه غصه میخورم و نگرانم» (زن ۴۶ ساله، علت سرپرستی: اعتیاد و متواری شدن همسر).
«وقتی که یک زن سرپرست خانوار به مشکلاتش فکر می کند، غم وغصهی شدید به سراغش میآید و افسرده میشود. مثلاً وقتی که پول نداشته باشی و چیزی را که بچههایت در نبود پدرشان از تو میخواهند برآورده کنی، وقتی دخترت از تو درخواستی می کند و نمیتوانی برآوردهاش کنی، وقتی وقت نداشته باشی به آنها محبت کنی، نتوانی کمبود پدرشان را جبران کنی و بهطور کلی وقتی که به بچهات نگاه میکنی و میبینی انگار بچگیهای خودت تکرار میشود، خیلی غصه میخوری» (زن۳۷ ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«همیشه میگویم خدایا من چرا باید اینجوری باشم، من چرا باید این همه مشکل داشته باشم؟! همین الان که اینجا هستم، ذهنم درگیر این است که برای شام بچههایم چه بخرم، این فکرها غمیگنم میکند» (زن ۵۱ ساله، علت سرپرستی رها کردن همسر).
جدول شماره(۴-۳): توزیع فراوانی عوامل اصلی زمینه ساز افسردگی
عوامل اصلی زمینه ساز افسردگی | درصد |
فکر کردن به ناتوان بودن در پاسخ به نیازهای فرزندانشان | ۸۶٪ |
فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق | ۸۰٪ |
فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی | ۶۷٪ |
فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی | ۳۳٪ |
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:24:00 ب.ظ ]
|