طرح های پژوهشی انجام شده درباره تحلیل مقایسه ای مبانی رفتار سازمانی کارمندان دانشگاه شیراز- فایل ... |
![]() |
به علاوه لاننبرگ و اورنستین( ۲۰۱۲) و چنی[۱۸۷](۲۰۱۱)،جهت حرکت ارتباطات سازمانی را شامل ارتباطات عمودی و ارتباطات افقی میدانند که در زیر به آنها اشاره مختصری میشود.
ارتباط عمودی از بالا به پایین: برای نفوذ در استراتژی، اهداف، دستورالعمل ها، سیاست و بازخورد است.
ارتباطات عمودی از پایین به بالا: برای اطلاع رسانی در مورد مسائل، پیامدها، پیشنهادها، پرسشها و نیازهای افراد است.
ارتباط افقی: برای هماهنگی مسائل، نیازها، پیشنهادها و بازخوردهاست.
۲-۴-۲-۴- انواع ارتباطات
بر اساس نظریات مختلف در مورد ارتباطات قابل مشاهده در سازمان، میتوان انواع ارتباطات را به صورت زیر بیان نمود :
کلامی[۱۸۸]: مثل ارتباطات رو در رو (لاننبرگ و اورنستین، ۲۰۱۲)
غیر کلامی[۱۸۹]: مطالعه حرکات بدن، شکل بدن، قد ، وزن، ویژگیهای فیزیکی بودن[۱۹۰](۲۰۱۱)، هیکسون[۱۹۱](۲۰۱۰)، والترز[۱۹۲](۲۰۱۱)
مکانی[۱۹۳]: راهی که افراد به دنبال فضا و استفاده از آن هستند شامل؛ چیدمان صندلی ها، فضای فیزیکی، فاصله بین افراد هنگام گفتگو، هال[۱۹۴] (۱۹۸۳) و هریگان[۱۹۵] (۲۰۱۱)
فرا کلامی[۱۹۶]: تنوع در سخن مثل کیفیت صدا، بلندی صدا، عدم روانی کلام یا خندیدن، جاکوبی[۱۹۷](۲۰۰۹)، یانگ[۱۹۸](۲۰۰۸).
زمانی[۱۹۹]: استفاده از زمان مثل دیر کردن، یا زود آمدن، دیگران را منتظر گذاشتن ، هیکسون[۲۰۰](۲۰۱۰).
لوتانز (۱۹۹۲) نیز ارتباطات در رفتار سازمانی را به صورت یک پیوستار شامل؛ ارتباطات از راه دور، فرایند ارتباطات سازمانی، ارتباطات بین شخصی و ارتباطات غیر کلامی نشان میدهد.
به طور کلی انواع ارتباطات سازمانی اعم از رسمی یا غیر رسمی را میتوان به اینصورت نشان داد:
شکل ۲-۸ .ارتباطات رسمی و غیر رسمی درسازمان
۲- ۴-۵- نظریه اسلام در مورد ارتباطات
علاوه بر موارد فوق رویکرد دینی به ارتباطات عناصر و مواردی از قبیل روابط محبت آمیز، امر به معروف و نهی از منکر، روحیه همکاری و همیاری و سبقت در خیرات را از ویژگیهای مهم ارتباطات افراد در گروه ها میداند (شفیعی، خدمتی، آقا پیروز و میرزائی اهرنجانی، ۱۳۸۵).
۲-۴-۶- موانع ارتباطی در سازمان
بسیاری از موانع سبب مخدوش شدن شبکه های ارتباطی اثربخش میشوند. رابینز (۱۳۸۶) برخی از آنها را برمیشمرد:
از صافی گذراندن اطلاعات: مقصود اینست که دهنده پیام آگاهانه در اطلاعات دستکاری میکند تا آن را برای گیرنده پیام مطلوبتر کند یا زمانی که اطلاعات از سلسه مراتب سازمانی عبور میکند دستخوش تغییرات میشود.
ویژگیهای شخصی: گیرنده پیام با توجه به نیازها، انگیزه ها، تجربه ها، زمینه های کاری و بسیاری ویژگیهای شخصی دیگر همان چیزهایی را که علاقه دارد، میبیند یا میشنود.
جنسیت: زنان ومردان به دلیلهای گوناگون باید بین خود ارتباطات گفتاری برقرار کنند. در نتیجه جنسیت به صورت مانعی بر سر راه ارتباطات اثربخش بین دو جنس در میآید.
عواطف: نوع احساس گیرنده پیام به هنگام دریافت پیام، بر تفسیری که او از محتوای پیام میکند اثر میگذارد.
زبان:کلام برای افراد مختلف معانی مختلف دارد. سن، میزان تحصیلات و زمینه فرهنگی، سه متغیر مشخصی هستند که کلمه ها و معنی و مفهومی را که ما برای این کلمهها قائل هستیم تحت تأثیر قرار میدهند. در یک سازمان کارکنان دارای زمینه های گوناگون هستند و دسته بندی آنها و قرار دادن ایشان در یک دایره از سازمان موجب میشود تا در میان آنها، گروه متخصص از زبان فنی خاص استفاده کنند.
ارتباطات غیر گفتاری: در واقع، این قسمت به زبان بدن افراد در زمان ارتباط با یکدیگر اشاره دارد. مانند آهنگ صدا و حرکات بدن فرد، که افراد دیگر بر اساس آنها پیامی را که فرد منقل میکند را دریافت میکنند.
۲-۴-۷- نقش ارتباطات در رفتار
افراد برای برآوردن نیازهای درونی خود مبادرت به برقراری ارتباط با دیگران میکنند، که این به نوبه خود بر انتخابهای ارتباطی و رفتار آنان نیز تأثیر گذار است (روبین[۲۰۱]، ۱۹۷۹، ۱۹۸۱؛ روبین و روبین، ۱۹۹۲). ارتباطات جای مهمی در سازمان دارد زیرا نوع ساختار، حوزه و گستره سازمانها تماماً به وسیله روش های ارتباطی تعیین میشوند (کانری، ۲۰۱۱). به عبارت دیگر ارتباطات جوهره سازمانهاست (چنی، ۲۰۱۱). که به زعم ایوانسویچ ومتسون[۲۰۲](۱۹۸۷) به نیروهایی در درون افراد و محیط آنها وابسته است. ارتباطاتمشتمل بر فرایندی است که در درون فرد اتفاق میافتد و علاوه بر آن تنها وسیله ای است که از طریق آن یک فرد میتواند بر دیگری نفوذ پیدا کند و از این طریق امکان بروز رفتارها را در افراد پدید میآورد. یعنی تبادلاتی که از ارتباط بین افراد شکل میگیرد، روشی رابه وجود میآورد که از طریق آن نفوذ یا تأثیر بر دیگران ممکن میشود (فیشر[۲۰۳]، ۱۹۷۴). به عبارتی رفتارهایی که در یک سازمان رخ میدهند برا ی فرایند ارتباطات حیاتی هستند (لوتانز، ۱۹۹۲).
ارتباطات در توسعه روابط بین شخصی، بدست آوردن تشریک مساعی، و بدست آوردن درک صحیح از افراد دیگر در سازمان مؤثر و دارای اهمیت است (مک کراسکی و مک کراسکی[۲۰۴]، ۲۰۰۵). از طرفی ارتباطات خوب برای اثر بخشی هر گروه و سازمانی حیاتی است (رابینز و جاج، ۲۰۰۸). از آنجایی که افراد در سازمانها حدود ۷۰ % از ساعات کاری خود را صرف ارتباطات نوشتن، خواندن، صحبت کردن، و گوش دادن میکنند این منصفانه به نظر میرسد که بگوییم یکی از مؤثر ترین نیروهایی که منجر به عدم عملکرد موفق گروهی میشود نداشتن ارتباطات مؤثر است (توماس و اشمیت[۲۰۵]،۱۹۷۶).
۲-۴-۷- قدرت
سازمانها به عنوان نظامهایی از قدرت تلقی میشوند. در این منظر سازمانها ابزاری هستند که به وسیله آن افراد دارای قدرت میتوانند از افراد دیگر استفاده کنند یا بر آنها نفوذ کنند تا بتوانند به اهداف خاص خود برسند. قدرت عامل بسیار مهمی در شکل دهی به روابط بین فردی و اجتماعی (علاقه بند، ۱۳۸۷) و به معنای توانایی مدیر در واداشتن دیگران به انجام کار (هوی و میسکل، ۲۰۰۸) و نیز به معنای نیرو و توانایی فرد در تحت تأثیر قرار دادن رفتارهای دیگران (کلر، ۲۰۰۹) از طرق مختلف است که در شکل دهی به تعاملات فردی و نفوذ در افراد و هدایت رفتار آنان نقش بسزایی دارد.
۲-۴-۷-۱- تعاریف قدرت
از مجموع تعاریفی که در مورد قدرت وجود دارد میتوان قدرت را توانایی بالقوه یک فرد یا یک گروه برای نفوذ در فرد یا گروه دیگر تعریف کرد (مورهد و گریفین، ۲۰۱۰، ۱۹۹۵) . از طرفی قدرت به قابلیتی اطلاق میشود که فرد آ دارد تا در رفتار فرد ب نفوذ کند و فرد ب در جهت توافق خواسته های فرد آ حرکت و عمل کند (رابینز و جاج، ۲۰۰۸؛ رابینز، ۱۹۹۰، ۲۰۰۵). ماکس وبر قدرت را اینگونه تعریف میکند: احتمالی که وجود دارد که یک نفر در درون یک رابطه اجتماعی در موقعیتی قرار بگیرد که بر خلاف تعارضهای موجود بتواند خواسته خود را جامه عمل بپوشاند. به طور کلی مروری بر ادبیات مربوط به قدرت نشان میدهد که قدرت به توانایی انجام کارها بر خلاف اراده و مقاومت دیگران یا توانایی “بردن” نزاعهای سیاسی و بدست گرفتن موقعیت ارجاع داده میشود. نظریه پردازان قدرت بر مثبت بودن قدرت تأکید دارند و پیش بینی میکنند که قدرت توانایی خام حرکت منابع برای رسیدن به هدفی بدون ارجاع به موقعیت سازمانی میباشد. به عبارتی قدرت عبارت است از کنش و توانایی جهت نفوذ در فرایند اتخاذ تصمیمهای سازمانی و در نهایت تأثیر بر فعالیتهای آن
(تولبرت و هال، ۲۰۰۹).
با توجه به تمامی تعاریفی که در مورد قدرت بیان شده است میتوان جزء اصلی این عامل را قابلیت نفوذ دانست. یعنی قابلیتی که یک رهبر را قادر میکند تا همکاری و تعهد دیگران را جلب کند. برای نفوذ موفقیت آمیز بر رفتار دیگران رهبر باید تأثیر قدرت را بر اساس سبکهای متنوع رهبری درک و شناسایی کند (هرسی، بلانچارد و جانسون، ۲۰۰۲)
۲-۴-۷-۲- منابع و سطوح قدرت در سازمان
قدرت را میتوان بر اساس منابع بالقوه در سازمان مد نظر قرار داد. منابع قدرت سازمانی شامل؛ ساختار، اختیار رسمی، قوانین و مقررات، دستورات، کنترل فرایند تصمیم گیری، کنترل منابع و تکنولوژی، کنترل اطلاعات یا دانش، جنسیت و سازمان غیر رسمی است (مورگان[۲۰۶]، ۱۹۸۶)
از طرفی ففر(۱۹۸۱) قدرت سازمانی رابر گرفته از منابع زیر میداند:
-
- منابع در دسترس: شامل پول، اعتبار، قانون، پاداش، تنبیه، تخصص
-
- کنار آمدن با عدم اطمینان: توانایی اجازه منطقی سازی فعالیت های سازمانی از طریق رویه های عملکرد استاندارد یا کاهش عدم اطمینان
-
- غیر قابل جایگزین بودن: داشتن آموزش منحصر به فرد، دانش یا تخصصی که در حال حاضر توسط افراد دیگر قابل دستیابی نیست.
-
- تأثیر گذاشتن بر فرایندهای تصمیم گیری
-
- اتفاق نظر: بر ارزشها یا تعریف افراد از موقعیتها یا استفاده از دانش و تکنولوژی
فرنچ و راون (۱۹۸۶) به شناسایی ۵ منبع اصلی قدرت در سازمان میپردازند.قدرت پاداش، قدرت اجبار، قدرت قانونی، قدرت تخصص، قدرت مرجع.
شرمرهورن و همکاران( ۲۰۰۳) انواع قدرت را شامل قدرت سازمانی وقدرت فردی میدانند.
قدرت سازمانی خود شامل؛ پاداش، ا جبار، قانونی، فرایند اطلاعات، قدرت منتخبو قدرت فردی شامل؛ تخصص، عقلانیت و مرجع است که در زیر به طور خلاصه تعریفی از آنها ارائه میگردد.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:30:00 ق.ظ ]
|