عوامل موثر بر انتخاب راهبرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی در دانشکده های دانشگاه ... |
![]() |
نوآوری یک تئوری پیشنهادی یا مفهوم طراحی شده است که دانش و تکنیک های موجود را برای توسعه پایه تئوریک مفهوم تکنیکی ان فراهم میکند.
اصلاح تئوری و مفهوم نوآوری.
بررسی کارایی مفهوم نوآوری از روش های موجود برای مثال تست در آزمایشگاه.
ارزیابی و توسعه نسخه های متناوب از مفهوم. تولید پروتوتایپ به طور آزمایشی در اندازه و حجم کوچک به عنوان محصولی جدید تولید شده که باید مورد آزمایش بازار و برای مثال از نظر بالینی مورد آزمایش فنی قرار گیرد.
نوآوری وارد مرحله تولید تجاری و یا استفاده عملی داخلی می شود.
هنگامیکه نوآوری بتواند منافع مالی یا اجتماعی را ارتقا ببخشد آنگاه به طور گسترده وفق پذیر است.
مرحله آخر گسترش و توسعه است. در واقع محصول عمومی و یا تکنولوژی عمومی جهت استفاده وارد بازار می شود. اگرچه فرایند نوآوری اجتماعی یا تکنولوژیکی پیچیده تر از مبحث خلاصه شده ای است که در بالا ارائه شد اما این هشت مرحله نشان دهنده نقش مهم تجاری سازی تحقیقات در نوآوری فنی یا تکنولوژیکی- بخصوص گام های ۳تا ۸از گام های بالا مورد تاکید است. نکته کلیدی این است که اگر نوآوری تجاری نشود برای اجتماع ارزش کمتری دارد.
بندریان (۲۰۰۷) تجاری سازی را مشابه سیگل (۱۹۹۵) به عنوان تبدیل یا انتقال فناوری به یک موقعیت سودآور تعریف می کند. که مقصود از فناوری، فنون، تکنیک ها، فرایند های دریافت حق اختراع یا سایر مالکیت های خصوصی، مواد، تجهیزات، سیستم ها و نظایر آنها مطرح می نماید(بانداریان[۴۸]،۲۰۰۷).
روبرت با اشاره به تعریف اتربک[۴۹](۱۹۷۱) که نقطه آغاز تجاری سازی را با اختراع و ابتکار همراه می داند تشریح می نماید که برخی از محققین بهره برداری از اختراع را نیز در تجاری سازی تحقیقات دخیل نموده و مطرح می نمایند که بدون تجاری سازی موفق، اختراع تبدیل به نوآوری نمی شود و در نتیجه به بازار معرفی نخواهد شد (روبرتز[۵۰]،۲۰۰۷).
چانگ و همکاران(۲۰۰۹) تعریف عملی برای تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی ارائه می دهند: “اعضای هیأت علمی که بدنبال بهره برداری از نتایج پژوهش های خود از طریق دریافت حق اختراع، واگذاری امتیاز و مشارکت در مالکیت شرکت های انشعابی هستند".
در این تحقیق تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی عبارت است از هر فعالیت اعضای هیات علمی که منجر به خلق محصولات و خدمات دانشی شود با تمرکز بر اینکه بتواند در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه به صورت مستقیم و غیر مستقیم موثر باشد.
۲-۳- تاریخچه تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی
تجاری سازی دانش و فناوری، دارای سابقه ای طولانی است. در گذشته، هرچند بصورت اندک و محدود، فناوری ها و دانش حاصل از پژوهش های علمی، به بازار عرضه شده و تجاری می شدند. ولی بنظر میرسد شروع تجاری سازی دانش و فناوری با بحث های همکاری بین دانشگاه و صنعت اتفاق افتاده است. همکاری بین صنعت و دانشگاه با آغاز قانون موریل[۵۱] در سال ۱۸۶۲ که سیستم دانشگاهی اعطای اراضی را راه اندازی می کرد شروع شد، در آمریکا این همکاری دارای تاریخچه طولانی است برای مثال وزارت دفاع آمریکا در تمام جنگ جهانی دوم و رقابت با اتحاد شوروی در جنگ سرد تحقیق و توسعه مشترک با دانشگاه را به عنوان پیش برنده های اصلی محسوب می نمود(کارلسون،۲۰۰۷.شاید کمتر واضح باشد اما تعامل بین دانشگاه و صنعت بطور واقعی فرآیندها و خروجی های مرتبط با تجاری سازی تحقیق و تکنولوژی را شکل می دهند(مارک من و همکاران،۲۰۰۸).
دانشگاه MIT در طول دهه ی ۱۹۲۰ تصمیم به پتنت نمودن نوآوری های ایجاد شده از طریق دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها گرفت. روش های قبلی به کارآفرینان داخلی و بیرونی دانشگاه اجازه میداد از تحقیقات دانشگاهی درباره ایده های جدید و تجاری سازی آنها را بدون هزینه استفاده نمایند. تصمیم اتخاذ شده توسط دانشگاه MIT، دانشگاه را از وضعیت مجهول بودن به وضعیت فعال بودن در روابط صنعت- دانشگاه عبور داد و دانشگاه کارآفرین ایجاد گردید. دانشگاه MIT در طول دهه ۱۹۴۰ دریافت که ساختارهای حمایتی سیستماتیک نیاز است تا تجاری سازی دانش دانشگاهی به صورت بالقوه اتفاق بیافتد. به عنوان مثال دانشگاه اقتصاد و بازرگانی هاروارد و دانشگاه بوستون[۵۲] از سرمایه گذاری مخاطره پذیر برای ایجاد ارتباط نزدیک برای مزایای مالی استفاده کردند. در همین زمینه پیشرفت های مشابهی در دانشگاه استندفورد رخ داد (کارلسون،۲۰۰۷).
مفهوم انتقال تکنولوژی اولین بار در گزارش مشهور رئیس جمهور وانیر بوش[۵۳] در سال ۱۹۴۵ در گزارش” دانش- مرز بی پایان” ارائه شد (کارلسون،۲۰۰۷).
دورهی جدید همکاری بین صنعت و دانشگاه و انتقال تکنولوژی در سال ۱۹۸۰ با گذر از قانون بیه دول[۵۴] و قانون استیونسن-وایدلر[۵۵] آغاز گردید که نقش بین صنعت، دانشگاه و دولت را توجیه میکرد (کارلسون، ۲۰۰۷).
قانون بیه دول، افزایش دهنده ی انتقال تکنولوژی بوده و به عنوان ابزاری جهت توسعه ی گسترده ی تجاری سازی تحقیقات آکادمیک یا به اصطلاح توسعه عملکرد سوم (برای مثال مشارکت اقتصادی) دانشگاه، دیده شده است (اتزکوویتز،۲۰۰۳). بیه دول منجر به ایجاد یک سیاست اهدا پتنت بصورت واحد در میان موسسات فدرال شد، موانع مجوز دهی را از بین برد و به دانشگاه ها اجازه داد که مالک پتنت هایی شوند که از کمک های تحقیقاتی دولت فدرال بدست می آمد. قطعا این تغییرات به دانشگاه ها اجازه داد تا انعطاف پذیری بیشتری در مذاکره در مورد قراردادهای مجوز دهی داشته باشند و بنگاه ها نیز تمایل بیشتری به درگیر شدن در این قراردادها داشته باشند(سیگل و همکاران،۲۰۰۳) .این طور به نظر می رسد که بیه دول تحقیقات دانشگاهی را به کارورزان و کارآفرینانی که به دنبال تجاری سازی فناوری های دانشگاهی هستند نزدیک تر کرده است (جنسن و ترزبای[۵۶]،۲۰۰۱).
محققین دو “موج” تجاریسازی را در طول تاریخ توسعه تجاری سازی، شناسایی می کنند. اولین موج در اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. این موج را میتوان با تأسیس پارکهای علم “سنتی"، که اغلب با هدف جذب شرکتهای پیشرفته صورت میگرفت شناسایی کرد، و افزایش بودجه های خصوصی برای پژوهشهای دانشگاهی نشانگر افزایش همکاری با صنایع موجود بود. موج دوم که در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ تسریع یافت، با تمرکز بیشتر بر شرکتهای انشعابی، اعطای حق اختراع و واگذاری امتیاز اختراعات، نسبت به همکاریهای عمومی صنعتی، درگیری بیشتر دانشجویان در تجاری سازی و حتی افزایش دشواری تشریح نتایج اقتصادی فعالیت های دانشگاهی، از موج اول قابل تفکیک است (راسموسن و همکاران،۲۰۰۶). بعدها این رویکرد جدید، مجموعه ای از عناصر اصلی را توسعه داد: انتقال تکنولوژی و دفاتر مجوز دهی، تسهیلات انکوباتورها و شرکت های با سرمایه گذاری مشترک(اتزکوویتز،۲۰۰۲). تغییر نقش دانشگاه ها و ظهور سرمایه داری دانشگاهی[۵۷] در نوشته های اسلاتر و همکاران[۵۸] (۱۹۹۷)، هنرکسون و همکاران[۵۹](۲۰۰۰) و بوک[۶۰] (۲۰۰۳) آمده است(کارلسون،۲۰۰۷).
چانگ[۶۱] و همکارانش(۲۰۰۹) با مرور مقالات و تحقیقات گذشته دو جریان اصلی تحقیقات که به بررسی تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی پرداخته اند را تشریح می نمایند. یکی جریان “انتقال فناوری” است(سیگل و همکاران،۲۰۰۳) . این جریان با بازگشت به دهه ۱۹۸۰ میلادی بحث میکند که تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی باید به عنوان فرایند انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت، نگریسته شود. برای ارتقا تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی، دانشگاه باید با شکاف انگیزشی، به موانع و تقابل بین ذی نفعان درگیر در این فرایند انتقال توجه داشته باشد.
جریان دوم جریان “منابع نهادی و سازمانی” است(رایت و همکاران[۶۲]،۲۰۰۶). این جریان که در اوایل قرن بیست و یکم پدیدار شد، بیان می کند که منابع نهادی و سازمانی مطلوب شامل زیرساختهای تجاری حمایتی، انگیزش های سازمانی، قدرت پایه پژوهش و دسترسی به سرمایه مخاطره ای، نقش عمده ای در ارتقاء عملکرد تجاری پژوهش دانشگاهی بازی می کنند.
تاسی (۱۹۹۲، ۱۹۹۷، ۲۰۰۷) اگر اولین نفر نبود، از اولین اقتصاددانان یا سیاستگذارانی بود که یک مدل غیر خطی برای نوآوری ترسیم کرد وگالاهر[۶۳]، لینک و پتروسا[۶۴](۲۰۰۶) مدل او را از بنگاه تولیدی، که در ادامه تشریح شده، به بنگاه بخش خدماتی ارتقاء دادند. به صورت کلی راجع به تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی تحقیقات بسیاری چه در داخل و چه در خارج از کشور صورت گرفته است که خلاصه آن ها در جداول(۲-۱) و (۲-۲) آورده شده است.
جدول(۲-۱). تحقیقات خارجی مرتبط با تجاری سازی
ردیف | نویسنده | عنوان | سال | نتیجه |
۱ | اومام،دوانتو،لارسو | موسسات آموزشی و انتقال فناوری | ۲۰۰۸ | عوامل شناسایی شده بر انتخاب راهبرد تجاری سازی شامل رهبری، ماموریت، اهداف، تاریخچه و سنتها، فرهنگ، دانشگاه، سیاست های دانشگاه، پاداش ها |
۲ | اوشیا | دانشگاه ها و انتقال فناوری | ۲۰۰۵ | حجم و نوع تامین مالی تحقیقات، کیفیت اساتید دانشگاهی و نوع تحقیق، ساختارهای حمایتی نظیر مرکز رشد و دفتر انتقال فناوری |
۳ | نلسن، ویلیامز، اوکلر | مدلی برای تجاری سازی فناوری:دانشگاه ایالت می سی سی پی | ۲۰۰۹ |
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:18:00 ق.ظ ]
|