" فایل های مقالات و پروژه ها | ۲-۲-۲-۳- نظریه های مقابله – 5 " |
![]() |
“
ب : مقابله های هیجان مدارانه : در این نوع مقابله هدف فرد آرام ساختن خود و دست یافتن به آرامشی است که به دلیل دست یافتن به استرس به هم خورده است. در این مرحله فرد میکوشد تا خود را از آشفتگیها و پریشانیهای حاصل از وقوع استرس رها سازد. به هنگام وجود استرس فرد هیجان های منفی زیادی را تجربه میکند. ترس ، وحشت ، اضطراب ، بیقراری ، غم و اندوه ، عصبانیت و… وجود این هیجان ها مانع از تفکر و تصمیمگیری سریع و برطرف کردن استرس میشود. بنابرین ابتدا فرد باید خود را به گونهای از احساسات و هیجان های منفی آشفته کننده و پریشان سازنده رها سازد تا بتواند به خوبی فکر کند ، حل مسأله نماید ، تصمیم گیرد و اقدام کند. نمونهای از مقابله های هیجان مدارانه عبارتند از : ۱ ـ دعا و نیایش ۲ ـ معنی جدید و مثبت دادن به استرس ۳ ـ درد دل کردن با اطرافیان و نزدیکان ۴ ـ ابراز محدود عواطف (گریه ، زاری کردن ، بیقراری کردن) ۵ ـ پرت کردن حواس : گویی اتفاقی نیفتاده است تا فرد دچار آشفگی کمتری شود و بعداً بهتر بتواند مقابله کند. ۶ـ گفتگوی درونی ، فرد خود را دلداری میدهد که بر اوضاع مسلط خواهد شد.
در مقابله هیجان مدارانه فرد فعلیت ، تلاش و کوشش خاصی جهت کاهش در حذف استرس نمیکند بلکه فقط خود را آرام میسازد و از پریشانی خارج میسازد. نکته مهم آن است که این دو نوع مقابله مانعه الجمع نمیباشند. بلکه فرد میتواند در رابطه با استرس خاصی ، از هر دو نوع مقابله استفاده کند که بسیار معمول نیز میباشد. ابتدا فرد با بهره گرفتن از مقابله های هیجانی سعی میکند تا خود از پریشانی و نگرانی رها کند و سپس با بهره گرفتن از مقابله های مسأله مدارانه سعی میکند تا بر استرس فائق شود (نوری، ۱۳۸۲).
راجر و جارویس[۶۱]و نجاریان(۱۹۹۳) نیز در تهیه پرسشنامهای جهت سنجش سبکهای مقابله چهار سبک مختلف برای مقابله مطرح کردند که عبارتند از مقابله شناختی ، هیجانی ، اجتنابی و انفصالی (توکلی خمینی،۱۳۷۷).
ریو نیز در کتاب انگیزش و هیجان در معرفی و شناسایی انواع مهارت های مقابله میگوید»معمول دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد به صورت مستقیم و به صورت دفاعی. روش های مستقیم کنار آمدن ، مستلزم توجه شخص به واقعه استرسزا و به کارگیری امکانات رفتاری و شناختی برای تغییر دادن واقعه است به طوری که آن موقعیت از استرسزا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند. روش های کنارآمدن دفاعی مستلزم اجتناب از واقعه استرسزا در زمانی که رخ داده و یا جلوگیری کردن از پاسخ هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی به آن ، و به عبارتی کاهش دادن اثرات آن است« (ریو[۶۲]، ۱۹۹۲ ، ترجمه سیدمحمدی،۱۳۷۸).
در تقسیم بندی فوق روش های کنار آمدن مستقیم و روش های کنار آمدن دفاعی به چند دسته تقسیم میشوند. در قسمت اول روش هایی مانند مسئله گشایی برنامه ریزی شده ، کنار آمدن مواجههای و استفاده از حمایت اجتماعی مطرح میباشد. مسئله گشایی یعنی محاسبه اینکه برای کاستن یا از بین بردن عوامل استرسزا چه اعمالی را باید دنبال کرد و بعد برای اینکه آن برنامه به ثمر برسد چه تلاشی باید صورت گیرد. کنار آمدن مواجههای مستلزم نزدیک شدن مستقیم به منبع استرس و تلاش برای تغییر دادن فوری آن است و در قسمت حمایت اجتماعی فرد سعی میکند با جلب حمایت دیگران بویژه دوستان ، اعضای خانواده و دیگر نزدیکان به طور مستقیم با مشکل برخورد نماید. در حیطه دوم یا روش کنارآیی دفاعی یا مکانیزمهای دفاعی ، کاهش دهندههای شیمیایی استرس ، پس خوراند زیستی و ورزش مد نظر میباشد. منظور از مکانیزمهای دفاعی به کار بستن سبکهایی مانند انکار ، واپس روی ، فرافکنی و واکنش وارونه برای تحریف واقعیت استرسزا میباشد. دومین نوع مقابله دفاعی استفاده از داروهای کاهش دهنده است مانند آرام بخشهایی مثل الکل ، باربیتوریت ها و بنزودیازپین ها که با اثر پاراسمپاتیک مانند خود ، موجب آرامش و خواب برای فرد میشوند. در قسمت پس خوراند زیستی نیز روش هایی از کنترل استرس مانند مراقبه (مدیتیشن) ، پسخوراند زیستی و آرمیدگی تدریجی مانند داروها و یا کاهش دهندههای شیمیایی باعث کاهش تنش میشوند که عوارض جانبی داروها را نیز ندارند و بالاخره ورزش نیز به عنوان یکی دیگراز روش های دفاعی میتواند باعث فشار روانی شود.
طبق تحقیق پیرلین[۶۳] و اسکولر[۶۴] (۱۹۷۸) افرادی که در مقایسه با دیگران از سطح تنش هیجانی پاینی رنج میبرند از پاسخ های مقابلهای مانند فعال بودن ، اتکا به خود و شیوه مسألهگشایی استفاده میکردند و افرادی که احساس درماندگی میکردند ، خود را سرزنش میکردند ، و به انکار مشکلات و اجتناب از آن دست میزنند و ناراحتی عاطفی بیشتری تجربه میکنند..
کومک و امکری با انجام پژوهشی دریافتند که افرادی که از والدین خود اجتناب میکنند معمولاً هیجانمدارانه با مشکلات برخورد میکنند (به نقل از دانشیان، ۱۳۷۸).
در نهایت با توجه به موارد مطرح شده ، چنین استنباط میشود که بیشتر نظریه پردازان راه های مقابله را به سه نوع مسئله مدار ، اجتنابی و هیجان مدار تقسیم میکنند. افراد با توجه به تیپ های شخصیتی ، عملکرد خانواده و الگوهای تربیتی که تجربه نموده اند ، یک سبک و یا تلفیقی از روش های فوق را در برخورد با فشار روانی مورد استفاده قرار میدهند (اندلر[۶۵] و پارکر[۶۶]،۱۹۹۰).
به اعتقاد فروید دستگاه دفاعی مغز شامل مجموعهای از فرآیندهای فکری یا مکانیزمهای دفاعی است تا به حراست از محتوای ظریف و شکننده نفس کمک کند. این کار با به حداقل رسانیدن تأثیر تهدیدهای تصوری و دریافتی انجام میشود. اگر از این زاویه نگاه کنیم ، میبینیم که مکانیزمهای دفاعی مجموعهای از استراتژیهای مقابلهای برای برخورد با استرس هستند. به علت تنشهای پیوسته درونی ناشی از تکانههای غریزی و محرکهای استرس آمیز بیرونی ، فروید به این نتیجه رسید که مکانیزمهای دفاعی همیشه باید تا اندازهای در حالت فعال باشند. فروید نتیجه گیری کرد که همه رفتارهای طبیعی انسانی دفاعی دارند. به اعتقاد فروید تمامیمکانیزمهای دفاعی از دو ویژگی برخوردارند : (۱) واقعیت را منکر و مخدوش میکنند و (۲) به طور ناهشیار عمل مینمایند. از آن گذشته اشخاص به ندرت تنها از یک مکانیزم دفاعی استفاده میکنند. به جای آن هر کس در هر زمان از انواعی از مکانیزمهای حمایت از نفس استفاده میکنند. فروید به انواعی از مکانیزمهای دفاعی اشاره کرد که از جمله آن ها میتوان انکار ، سرکوب ، فرافکنی ، توجیه سازی ، شکل گیری واکنش ، عقب نشینی ، جا به جایی ، تصعید و لطیفه (بذله) را نام برد.
۲-۲-۲-۳- نظریه های مقابله
همان طور که محققان علم روانشناسی و پزشکی در پاسخ به سوالات خود پیرامون فشار روانی و استرس دست به انجام تحقیقات متعدد و نهایتاًً پردازش تئوریهای گوناگون زدند که به بعضی از آن ها اشاره شد. در رابطه با چگونگی کنترل و کنار آمدن با استرس نیز تحقیقات و پژوهش هایی به مرور زمان انجام شده و توسط صاحب نظران تئوریهای مختلفی شکل گرفته اند که در این قسمت به چند مورد از آن ها اشاره میکنیم (اسلامی،۱۳۸۱).
۱- نظریه لازاروس
“
فرم در حال بارگذاری ...
[دوشنبه 1401-09-21] [ 07:39:00 ب.ظ ]
|