• استقلال هیئت مدیره: اعضای غیر موظف هیات مدیره اعضایی هستند که در شرکت سمت اجرایی ندارند و مدیران حرفه ای با تخصص در کنترل تصمیم هستند. وظیفه آنها فعالیت های همراه با مشکلات نمایندگی جدی بین اعضای موظف و سهامداران از قبیل وضع پاداش مدیران اجرایی و بازرسی و نظارت برای جایگزینی مدیران ارشد است. به علاوه، ادبیات دانشگاهی حاکی است که اعضای غیرموظف به گونه بهتری از منافع سهامداران حمایت می کنند و نماینده بهتری برای آن ها هستند. بر این اساس، اعضای مستقل، مسئله نمایندگی را کنترل می کنند عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیر و سهامداران را با ارائه افشای بهتر و با کیفیت تر، کاهش، می دهد(ستایش و کاظم نژاد، 1389).

دانلود پایان نامه

 

  • سودآوری: افزایش درسرمایه به بیان دیگرافزایش درخالص دارای های یک واحدانتفاعی که دریک دوره مالی براثرمعاملات، عملیات ورویه های مالی ناشی می شود سود تعریف می گردد مدیران، سرمایه گذاران سهامداران واعتباردهندگان به سودآوری واحدانتفاعی توجهی خاصل دارند.سودآوری معیاراصلی سنجش عملکردمدیرواحدانتفاعی است. علاوه برآن مبناومعیارارزش گذاری سهام واحدانتفاعی که درنهایت موجب تحقق حداکثرشدن ثروت سهامداران است ، نیزمی باشد.(همتی، حسن حسابداری میانه، 1382)

 

  • ساختار مالکیت: ساختار مالکیت به چگونگی ترکیب مالکان شرکت، از قبیل دولت، نهادها و یا افراد خصوصی گویند(نمازي وشيرزاده، 1384).

 

 

ساختار کلی تحقیق

فصل اول شامل بیان مساله و چارچوپ نظری پژوهشی، اهمیت وضرورت پژوهشی، اهداف پژوهشی، فرضیه ها و مدل­های پژوهش، روش پژوهش، تعریف عملیاتی واژگان کلیدی و ساختار پژوهش می باشد.
فصل دوم شامل ادبیات و پیشینه­ی پژوهش می باشد. در این فصل پس از ارائه مفاهیم بنیادی­، برخی از پژوهش های مختلفی که در ارتباط با موضوع انجام گرفته، مورد بررس قرار گرفته است.
فصل سوم روش پژوهش را مورد بحث قرار می­دهد در این فصل ابتدا فرضیه های پژوهش و تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش و سپس روش پژوهش شامل جامعه و نمونه ی آماری پژوهش قلمرو مکانی و زمانی پژوهش، روش و ابزار گردآوری اطلاعات و روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها بیان شده است. در نهایت مدل های پژوهش تشریح خواهد شد.
فصل چهارم تجزیه و تحلیل اطلاعات را مورد بحث قرار می دهد. در این فصل ضمن ارائه آمار توصیفی متغیرهای پژوهش، نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها مورد بحث قرار خواهد گرفت.
فصل پنچم شامل ارائه یافته­ ها، نتیجه گیری و پیشهادها می­باشد. این فصل با ارائه یافته های پژوهش شروع شده و سپس به بررسی یافته ها ونتیجه گیری می پردازد. در خاتمه پیشهادهایی ارائه می گردد.
فصل دوم
مبانی نظری و ادبیات تحقیق

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق

 

مقدمه

شرکت ها به عنوان واحدهای اقتصادی، همواره به دنبال سودآوری و دستیابی به ثروت می باشد. به دلیل مختلفی که مهم ترین آنها جدایی مالکیت از مدریت می­باشد، شرکت­ها علاوه بر وظیفه انجام فعالیت­های اقتصادی، وظیفه پاسخگویی به افراد بیرون ازشرکت را نیز برعهده دارند و بر اساس شواهد تجربی کاراترین شکل پاسخگویی، گزارشگری مالی می باشد. با رسوایی­های اخیر و ورشکستگی شرکت های بزرگ نظیر انرون، ورلد کام و… اعتبار اعداد و ارقام حسابداری که مهمترین بخش گزارشگری مالی را تشکیل می دهند به شدت زیر سوال رفته به طوری که سرمایه ­گذاران اعتمادی به صورت های مالی تهیه شده توسط مدیریت ندارند.
حاکمیت شرکتی خوب مزایا و اثر بخشی زیادی برای سازمان، اجتماع و محیط اقتصادی در مجموع دارد. در سازمان، باعث بهبود عملکرد شرکت و افزایش کارایی سرمایه شرکت، افزایش ارزش شرکت، کاهش هزینه­ های سرمایه، افزایش شهرت شرکت، افزایش رشد استراتژیکی، بهبود روابط سهامداران، افزایش تعادل و کاهش … و در نهایت حمایت از حقوق سهامداران. در جامعه حاکمیت شرکتی مزایا و اثر بخشی زیادی دارد، باعث افزایش شفافیت اجتماعی، کاهش فساد، افزایش عدالت اجتماعی و در اقتصاد، باعث افزایش سرمایه ­گذاری بلند مدت، افزایش رقابت، بهبود کیفیت محصولات و خدمات، افزایش خلاقیت ونوآوری افزایش کارایی در بازار، افزایش ثبات در بازار، جلوگیری از سقوط بحران ورشکستگی در بازار و کاهش تخریب و ضربه خوردن می شود(براون و همکاران، 2004).
با توجه مطالب بیان شده اين فصل از دو بخش تشكيل شده است. بخش مباني نظري كه در آن موضوعات حاکمیت شرکتی و هزینه حقوق صاحبان سهام بررسی می­ شود تا درك بهتري از اين عوامل حاصل گردد. بخش پيشينه تحقيق، که در آن تحقيقات صورت پذيرفته در زمينه حاکمیت شرکتی وهزینه حقوق صاحبان سهام به ترتيب تحقيقات صورت پذيرفته در خارج و در داخل مطرح شده است.

حاکمیت شرکتی

طی سال های اخیر تحولات عمده ای در محیط کسب و کار در عرصه جهانی پدید آمده است که تأثیرات عمیق و متعددی بر کارکرد و فعالیت شرکت ها بر جای گذاشته است. از جمله این تحولات می توان به جدایی بیش از بیش مدیریت از مالکیت، توسعه شرکت های سهامی، افزایش رقابت و ریسک شرکت ها، توسعه اقتصادی مبتنی بر دانش و سرمایه های فکری، تحول سریع در فناوری اطلاعات، توجه به توسعه پایدار، اهمیت یافتن مسئولیت اجتماعی و رعایت اخلاق سازمانی اشاره کرد. با توسعه و تعمیق این عناصر در عرصه اقتصادی و تاثیر آنها بر نحوه اداره شرکت ها، ادامه حیات و پایداری آنها بیش از پیش در گروه ارزش آفرینی برای همه ذینفعان است. تحقق اهداف و استراتژی های ارزش آفرین نیازمند سیستم های دقیق و اطمینان بخش سنجس عملکرد و کنترل است. مکانیزم ها و سازو کارهای مناسب برای پیشبرد و نتیجه گیری مطلوب از برنامه­ ها، لازمه تحقیق برنامه ها و اهداف تعیین شده است. راهبری اصولی و نظام مند این مکانیزم ها و اعمال کنترل اثر بخشی برای پیشبرد برنامه ها و تحقق اهداف سازمانی مستلزم استقرار و بهره برداری از مکانیزم های مناسب حاکمیت شرکتی است(حساس یگانه، 1388).
حاکمیت شرکتی واکنشی به مسأله نمایندگی است که از جدایی مالکیت از مدیریت ناشی می شود. تا قبل از سال های دهه 1970 که جنسن و مک لینگ تئوری نمایندگی و تضاد منافع را ارائه نمودند، کمتر به موضوع ساختار راهبری شرکت ها توجه می شود. براساس فروض تئوری نمایندگی بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال کسب حداکثر منافع خود از طریق سهامداران شرکت هستند که این منافع ممکن است در تضاد با منافع سهامداران باشد طبق تعریف جنسن و مک لینگ، رابطه نمایندگی قراردادی است که براساس آن صاحب کار یا مالک، نماینده یا عامل را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می کند. در روابط نمایندگی، هدف مالکان حداکثر سازی ثروت است و لذا به منظور دست یابی به این هدف بر کار نماینده نظارت می کنند و عملکرد او را مورد ارزیابی قرار می دهند.
در پی ارائه تئوری نمایندگی، روابط نمایندگی به صورت گسترده ای موضوعات مختلف ادبیات مالی را تحت تأثیر قرار دارد و به تدریج و به خصوص یا پدیدار شدن رسوایی های مالی و ورشکستگی های شرکت ها و سوء استفاده ها و فسادهای مالی که در اواخر قرن بیستم رخ داد، بحث حاکمیت شرکتی توجه بیشتری را به خود معطوف نمود و لزوم توجه به نظارت و کنترل سهامداران بر مدیران را بیشتر نمود. در این راستا، رویکردها و روش های جدیدی برای ارزیابی عملکرد و هم نوا کردن منافع سهامداران و مدیران مطرح گردید و مدیریت بر مبنای ارزش و حداکثر سازی ثروت سهامداران در ادبیات مالی جایگاه تازه ای یافت و در نهایت در اصول و رویه های حاکمیت شرکتی (نظام راهبری شرکتی) توسعه یافت(حساس یگانه، 1388).
حاکمیت شرکتی چارچوبی را برای هدایت و اداره موثر، کارآمد و صحیح بنگاه های اقتصادی و در جهت حداکثر سازی منافع سهامداران ایجاد می کند. این نظام در جهت حمایت و صیانت از حقوق و منافع تمامی سرمایه گذاران و سهامداران در شرکت و کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامدارن ایجاد و تقویت می شود. نظام راهبری ضمن ارائه چاچوب قانونی ومقرراتی برای تعیین روابط ومسئولیت میان سهامداران، اعضای هیت مدیره، مدیرعامل و سایر ذینفعان به دنبال آن است که ضمن عملکرد رقابتی لازم جهت صحت و سلامت فعالیت ها و حصول اطمینان نسبت به رعایت حقوق ذینفعان و ارائه معیارها و مکانیزم هاینظارت و کنترل بر فعالیت های مدیران و الزام پاسخگویی آنها راجع به فعالیت های خود در جایگاه عامل را فراهم آورد. حاکمیت شرکتی ناظر به کمیته حسابرسی، ترکیب مدیران، استقلال حسابرسان، ساختار مالکیت، کنترل و سهامداران عمده و جزء است و به دنبال برقراری تعادل میان اهداف اقتصادی و اطمینان از هم جهت بودن اهداف فردی با اهداف همگانی است. تحقیقات نشان می دهد حاکمیت شرکتی می تواند باعث بهبود کیفیت گزارشگری مالی، بهبود امور اجرایی توسط شرکت ها، شفافیت و پاسخ گویی گردد(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).

تعاریف حاکمیت شرکتی

مبانی اولیه حاکمیت شرکتی با تهیه گزارش کادبری[4] در انگلیس، در کانادا و مقررات هیئت مدیره در جنرال موتورز آمریکا شکل گرفت که بیشتر به موضوع استراتژی شرکت­ها و حقوق سهامداران متمرکز بود. بعد از آن به دلیل بحران های بوجود آمده در بورس­های جهان و به ویژه سپتامبر سیاه 1997 و سپس حادثه یازدهم سپتامبر 2000 و افشای ماجرای رسوایی های ورلدکام[5]، انرون[6]و ….. منجر به تصویب قانونی در سال 2002 به نام قانون ساربینز اکسلی[7] در آمریکا گردید که با تصویب این قانون و توجه جدی به حقوق تمام ذینفعان و اجتماع تکامل یافت(حساس یگانه، 1387).
بیان چند تعریف از حاکمیت شرکتی از میان صدها تعریف مطرح شده از فایده نسبت و می تواند برای تعریفی جامع و کامل از حاکمیت شرکتی به کار آید. بررسی مباحث نظری مربوط به نظام راهبری نشان می دهد توافق اساسی در رابطه با این موضوع وجود نداشته و بعضأ تعاریف به عمل آمده توسط نهادها یا افراد از تفاوت هایی با یکدیگر برخورده اند. به نحوی که برخی از یک دیدگاه محدود حاکمیت شرکتی را صرفأ در رابطه شرکت و سهامدار تعریف می نمایند و در سویی دیگر این مفهوم به صورت شبکه ای از روابط تعریف میگردد که نه تنها شرکت و مالکان (صاحبان سهام) آن بلکه ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، مردم، جامعه و… را در بر می گیرند. در این قسمت به مهمترین تعریف به عمل آمده اشاره می گردد(حساس یگانه، 1387):
واژه حاکمیت شرکتی تا کنون تعاریف متعددی داشته است از جمله:
حاکمیت شرکتی تنها مربوط به اداره عملیات شرکت نیست بلکه هدایت، نظارت و کنترل اعمال مدیران اجرایی و پاسخگویی آن ها به تمام ذینفعان شرکت (اجتماع) نیز مربوط است (تری گر، 1984)
فرانیدی که از طریق آن شرکت ها هدایت و کنترل می شوند (کادبری، 1992)
ساختارها، فرایندها، فرهنگ ها و سیستم هایی که عملیات موفق سازمان را فراهم کنند (کیزی ورایت، 1993)
فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطابق با منابع سهامداران (پارکینسون، 1994)
مجموعه قوانین، مقررات، نهادها و روش هایی که تعیین می­ کنند شرکتها چگونه و به نفع چه کسانی اداره می شوند (مگینسون، 1994)
حاکمیت شرکتی عبارت است از مجموعه از قوانین و مقررات و عواملی که به کنترل عملیات شرکت می پردازند. به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی محدوده عملیات شرکت را تعریف می­نماید.در چنین ساختاری مشارکت کنندگان در فعالیت های شرکت همچون مدیران، کارگران و عرضه­کنندگان سرمایه که بازده مشارکت خود در شرکت را ادعا می کنند موضوع اصلی بحث را تشکیل می دهند (گیلان و تارکس، 1998)
وجود شفافیت انصاف و پاسخگویی در شرکت ها (ولف سون، 2000)
حاکمیت شرکتی بخشی از اقتصاد است که به دنبال استفاده از شیوه های انگیزشی در زمینه مدیریت شرکت ها با بکارگیری مکانیزم­ های انگیزشی[8] مانند عقد قرارداد، تدوین قوانین و مقررات و طراحی سازمانی می باشد. در مواردی موضوع حاکمیت شرکتی در حیطه بهبود عملکرد مالی بنگاه اقتصادی باقی می ماند. برای مثال در حاکمیت شرکتی چگونگی افزایش انگیزه مدیران به منظور ایجاد رقابت و افزایش بازدهی از جمله مهمترین مسایل به شمار می­رود (ماتیزن، 2002).
تعریف سازمان همکاری اقتصادی توسعه (OECD) و صندوق بین المللی پول (IMF) در سال 2001 از حاکمیت شرکتی عبارت است از: « ساختار روابط و مسئولیت ها در میان گروه اصلی شامل سهامداران، اعضای هیئت مدیره و مدیرعامل برای ترویج بهتر عملکرد رقابتی لازم جهت دستیابی به اهداف شرکت است تا منافع گروه های مختلف ذینفع تامین گردد و به موجب آن شرکت به استفاده کارآ و اثربخش از منابع تشویق می شود». بر این اساس، حاکمیت شرکتی صحیح می باید دارای مشخصات زیر باشد:

 

  • مشوق لازم را برای هیئت مدیره و مدیریت اجرایی فراهم سازد، تا آنان متناسب با منافع شرکت و سهامداران را در نظر بگیرند.

 

  • نظارت کارا و موثرسازمان را تشویق کند که از منابع به صورت کارا استفاده کند.

 

فدراسیون بین المللی حسابداران (IFAC) در سال 2004، حاکمیت شرکتی را اینگونه تعریف می­نماید: « تعدادی مسئولیت ها و شیوه های اعمال شده توسط هیئت مدیره و مدیران اجرایی با هدف مشخص کردن مسیر راهبردی که متضمن دستیابی به اهداف، کنترل ریسک ها به طور مناسب و مصرف مسئولانه منابع می باشد».
از دیدگاه جسل سولمون و آریس سولمون (2004) « حاکمیت شرکتی سیستمی است که هم شرکت­های داخلی و هم شرکت­های خارجی را کنترل و هماهنگ می نماید تا از ایفای مسئولیت شرکتها در قبال سهامدارانشان و همچنین مسئولیت اجتماعی که برای انجام همه فعالیت های بازرگانی در جامعه دارند اطمینان حاصل نماید».
فدراسیون بیت المللی حسابداران ([9]IFAC) در سال2004، حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده است: حاکمیت شرکتی عبارت از مسئولیت ها و شیوه های به کار برده شده توسط هیات مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیر رهبردی است که تضمین کننده دستیابی به هدف ها، کنترل ریسک ها و مصرف مسئولانه منابع است. کادبری که معروف است به پدر حاکمیت شرکتی است، نظام راهبری را به عنوان سیستمی معرفی می کند که در آن شرکت هدایت و کنترل می شوند. در واقع آنها را درارتباط با سیستم ها،فرایند،مسئولیت ها،نظام هایارتباط با سیستم ها، فرایند، مسئولیت ها، نظام های کنترلی و تصمیم گیری در قلب و بالاترین سطح یک سازمان می داند(حساس یگانه، 1387).
صندوق بین المللی پول ( ([10]IMF و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD[11]) در سال 2011 حاکمیت شرکتی را چنین بیان کرده اند: ساختار روابط و مسئولیت ها در میان یک گروه اصلی شامل سهامداران، اعضای هیات مدیره و مدیر عامل برای ترویج بهتر عملکرد رقابتی لازم جهت دستیابی به هدف های اولیه مشارکت(حساس یگانه، 1387).
پاکینوس در 1994 می نویسد: حاکمیت شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطایق با منافع سهامداران.
در تعارف فوق دو طیف وجود دارد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...