پژوهش های پیشین درباره :مقایسه بهره وری علمی پژوهشگران ایرانی در رشته های مختلف بر ... |
![]() |
نمودار ۲-۱- مدل لوتکا برای فراوانی نویسندگان و مقالات برای جدول ۲-۱ ۱۹
نمودار ۲-۲- توزیع تجمعی لگاریتمی شمار تولیدات بر حسب شمار پژوهشگران ۲۳
نمودار ۳-۱- تحلیل رگرسیون تعداد انتشارات بر حسب سال در پژوهشگران با طول حیات علمی ۸- ۱۴ سال ۴۴
نمودار ۳-۲- تحلیل رگرسیون تعداد انتشارات بر حسب سال در پژوهشگران با طول حیات علمی ۱۵- ۲۱ سال ۴۴
نمودار ۴-۱- فراوانی تولید علم پژوهشگران با طول حیات علمی ۱۵-۲۱ سال ۶۳
نمودار ۴-۲- فراوانی تولید علم پژوهشگران با طول حیات علمی ۲۱ سال ۶۴
نمودار ۴-۳- طول فعالیت علمی پژوهشگران با طول حیات علمی ۱۵-۲۱ سال ۶۸
فصل اول
مقدمه
تجارت جهانی در آغاز قرن بیستم موید آن است که آنچه تحول و پیشرفت خارقالعاده جهانی را سبب شد، گسترش دانش و پژوهش بوده است. افزایش روزافزون دانش، اثرات بسیار عمیقی در تمامی حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف به جا گذاشته است. بیتردید تحقیق به عنوان یک کار دانشگاهی جهانی از ارزش اقتصادی و اجتماعی بیشتری برخوردار میگردد. بنابراین دانشگاهها در بسیاری از سامانههای رتبه بندی، ارزیابی و تدوین شاخص های عملکرد خود، بر فعالیتهای پژوهشی تمرکز مینمایند (آلپرت[۱]، ۱۹۸۵) .
برای ارزیابی عملکرد علمی دانشگاهها میتوان از روشهای علمسنجی بهره جست. یکی از رایجترین موارد کاربرد علمسنجی، ارزیابی فعالیت علمی پژوهشگران میباشد که حوزه اجرایی سیاستگذاران علمی-پژوهشی در کشورهای مختلف است (میرحسینی و جلیلیباله، ۱۳۸۸) . به عبارت دیگر هدف اصلی از انجام مطالعات علمسنجی که ارائه خدمات به سیاستگذاری علمی است، تنها با تکیه بر ارزیابی میسر است. از طرفی استفاده از ارزیابی برای شناسایی تفاوتهای فردی، مطرح بوده و در واقع این همان نکتهای است که امروزه در علمسنجی مطرح است (نوروزی چاکلی، ۱۳۹۰) .
از سوی دیگر، تولید اطلاعات علمی پژوهشگران در قالبهای گوناگون انجام میشود که یکی از مهمترین آنها انتشارات است. اندازهگیری انتشارات علمی، از رایجترین ضابطههای سنجش عملکرد تولید اطلاعات علمی است. از میان عمومیترین شاخص هایی که در توصیف فعالیتها و تلاش های کشورهای مختلف مورد توجه است، مؤلفه تعداد مقالههای علمی منتشر شده در مجلههای معتبر علمی بینالمللی است (صبوری، ۱۳۸۱) . شناسایی ویژگیها و الگوهای حاکم بر تولید علم پژوهشگران می تواند پاسخ بسیاری از پرسشها در رابطه با چگونگی تولید علم در میان پژوهشگران انفرادی در یک رشته خاص، دانشگاه یا کشور خاص را فراهم آورد. از این رو، پژوهش پیرامون بهرهوری علمی پژوهشگران انفرادی به منظور کشف الگوهای مختلف تولید ضروری است. از سوی دیگر زمان یکی دیگر از عوامل بسیار مهم در تعیین سطح بهرهوری پژوهشگران انفرادی است. با وجود اهمیت عامل زمان، ارزیابیهای پژوهشی بدون توجه به این عامل صورت میگیرد. با توجه به آن که در سطوح خردتر، نتایج ارزیابیها به منظور توزیع اعتبارات، تخصیص پاداشها و امتیازها و نیز استخدام و ارتقای رتبه به کار گرفته می شود، ضروری است تفاوتهای الگوهای بهرهوری در میان رشته های مختلف بررسی گردد. در کنار تفاوت الگوهای بهرهوری رشته های مختلف، تفاوت در شمار پژوهشگران آنها نیز لازم است در ارزیابیها مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین پژوهش حاضر می کوشد با بهره گرفتن از دو شاخص سرانه انتشار و نرخ انتشار به مقایسه بهرهوری علمی پژوهشگران ایرانی در رشته های مختلف بپردازد.
بیان مسئله
یکی از مباحث اساسی فراروی پژوهشگران علمسنجی و نیز سیاستگذاران پژوهشی، بهرهوری علمی پژوهشگران است. بهرهوری علمی که به عنوان سطح انتشار علمی تعریف می شود، می تواند از مولفههای مختلفی تشکیل شود. نخستین مولفه، تعداد آثار علمی، به ویژه مقالات منتشر شده در مجلات است که به عنوان سنگبنای تولید علم و در نتیجه واحد سنجش آن به کار میرود. آشکار است که این مؤلفه به طور مطلق نمیتواند نشانگر بهرهوری علمی باشد. زیرا میزان انتشار آثار علمی از پژوهشگری به پژوهشگر دیگر بسته به عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، و تخصصی متفاوت است.
تفاوت در الگوهای انتشاراتی در رشته های مختلف در تحقیقات علمسنجی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. به طوری که برای نمونه نشان داده شده است که پژوهشگران در حوزه های وابسته به پزشکی، شیمی و حوزه های زیستی به طور متوسط از تولید علم بیشتری نسبت به پژوهشگران در رشته های فیزیک، ریاضیات، و مهندسی برخوردار هستند (ارتنر[۲]، ۲۰۱۰) . یکی از عواملی که در بررسیهای جمعی بین رشتهها رخ مینماید، شمار پژوهشگران هر حوزه است. آشکار است که در هر کشور، بسته به نوع نیازهای علمی، رشته های مختلف از درجات توسعه متفاوتی برخوردار هستند، به نحوی که شمار دانشگاهها، مراکز پژوهشی، گروه های آموزشی از رشتهای به رشته دیگر بسیار متفاوت است و این امر به تربیت و جذب شمار متفاوتی از پژوهشگران خواهد انجامید (ستوده، ۱۳۸۹) . تفاوت در شمار پژوهشگران در کنار تفاوت در الگوهای انتشاراتی هر رشته می تواند بر شمار تولیدات علمی آن تاثیر بگذارد و به تفاوت در سرانه تولید علم از رشتهای به رشته دیگر بیانجامد. بنابراین، چنانچه رشتهها را صرفنظر از شمار پژوهشگران آن با هم مقایسه کنیم، بیم آن میرود که به ارزیابی واقعبینانهای دست نیافته باشیم. شاخص سرانه انتشار که نسبت بین شمار انتشارات علمی را به شمار پژوهشگران میسنجد ارزیابیها و مقایسههای جمعی را برای مثال بین دانشگاهها، تیمهای پژوهشی و رشته های مختلف میسر میسازد.
زمان یکی دیگر از عوامل بسیار مهم در تعیین سطح بهرهوری در طول حیات علمی پژوهشگران است (هیوبر[۳]، ۲۰۰۱) . با این حال، تا جایی که نتایج جستجوهای پژوهشگر حاضر نشان داد، هیچگونه پژوهشی پیرامون مقایسه رشته های مختلف به منظور کشف تاثیر عامل زمان بر میزان تولیدات علم و تعیین تفاوتها یا شباهتهای بینرشتهای انجام نشده است. از این گذشته، با وجود اهمیت این عامل، در اغلب بافتارهای عملیاتی، ارزیابیهای پژوهشی بدون توجه به این عامل صورت گرفته است. روشن است که چنانچه پژوهشگران صرفنظر از رشته ارزیابی و با هم مقایسه شوند، به نتیجه دقیقی دست نخواهیم یافت. حال اگر عامل زمان هم بر الگوی انتشار در رشته های مختلف موثر باشد، ممکن است نه تنها مقایسه بین پژوهشگران در میان رشته های مختلف که حتی در درون یک رشته نیز دچار خطا شود.
طول حیات علمی یک پژوهشگر در پژوهشهای علمسنجی بر حسب فاصله بین سال آغازین و سال پایانی انتشار مقالات اندازه گیری می شود (گوپتا، کاریسیداپا[۴]، ۱۹۹۷) . به این ترتیب، میانگین انتشارات در طول حیات علمی که از آن به عنوان نرخ انتشار یاد می شود شاخصی است که عامل زمان را در بهرهوری علمی مد نظر قرار میدهد. با این حال، آشکار است که طول حیات علمی نمیتواند پایداری پژوهشگر در انتشار مقاله در طول سالهای حیات علمی را نشان دهد. زیرا دو پژوهشگر با مجموع مقالات و طول حیات علمی یکسان از نرخ انتشار برابری برخوردار خواهند بود، در حالی که ممکن است یکی از آن دو تنها در دو سال آغازین و پایانی فعال بوده و دیگری در چندین سال میانی نیز به طور پایدار دست به انتشار مقاله زده باشد و از ثبات بیشتری در فعالیتهای سالانه خود برخوردار بوده باشد. این در حالی است که تحقیقات علمسنجی بیشتر بر طول حیات علمی متمرکز شده اند و تعداد سالهای انتشار مقالات که در این پژوهش سنجه «طول فعالیت علمی» نامیده شده است چندان مورد توجه قرار نگرفته است. آشکار است که در اکثر پژوهشهایی که به بررسی و مقایسه میانگین انتشارات پژوهشگران پرداختهاند (گالوز، ماکودا، بونو[۵]، و همکاران، ۱۹۹۸) ، عامل زمان تنها بر حسب بازه زمانی انتخاب شده برای بررسی بازتاب مییابد که کسری از طول حیات علمی پژوهشگران را تشکیل میدهد، اما «طول فعالیت علمی» یعنی تعداد سالهایی که پژوهشگر در آنها دست به انتشار مقاله زده است، بدون احتساب سالهای رکود مدنظر قرار گرفته است.
بنابراین، بررسی عامل زمان در تولید علم پژوهشگران در میان رشته های مختلف می تواند نقش و میزان تاثیر آن بر الگوهای تولید علم پژوهشگران را روشن سازد. این عامل خواه در بررسیهای انفرادی بین پژوهشگران و خواه در مقایسه جمعی رشتهها می تواند اثرگذار باشد.
با توجه به آن که در ارزیابیهای پژوهشی - خواه در پژوهشهای نظری، خواه در ارزیابیهای عملیاتی در محیطهای پژوهشی- مؤلفه «تعداد انتشارات علمی» بیش از همه در کانون توجه قرار میگیرد، روشن نیست نتایج حاصل از ارزیابیهایی که با توجه یا بیتوجه به این شاخص ها به دست می آید تا چه حد با هم متفاوت است. پژوهش حاضر می کوشد تا با بررسی پژوهشگران ایرانی در سالهای ۱۹۹۱-۲۰۱۱ (برابر با ۱۳۷۰-۱۳۹۰ هجری خورشیدی) بر اساس سه شاخص سرانه انتشار، نرخ انتشار و نرخ انتشار بهنجارشده به مقایسه نتایج حاصل از کاربرد این شاخص ها در ارزیابی پژوهشگران بپردازد. علاوه بر این، با دستهبندی پژوهشگران در رشته های مختلف و مقایسه بهرهوری آنان می کوشد تا تفاوتها و شباهتهای الگوی تولید علم در میان رشته های مختلف را که برای ارزیابی پژوهش بسیار سرنوشتساز است آشکار سازد. زیرا الگوهای تولید علم و بهرهوری علمی به شدت متاثر از تخصص و حوزه های فعالیت پژوهشگران است.
ضرورت و اهمیت پژوهش
سیاستگذاران علم، به منظور تصمیم گیری برای چگونگی توزیع امتیازها و پاداشها از جمله اعتبارات پژوهشی، ارتقای رتبه، استخدام و … به ارزیابی پژوهشگران دست میزنند. بدین منظور، سنجهها و روشهای علمسنجی به طور روزافزون مورد استفاده قرار میگیرد. هر شاخص با توجه به نقاط قوت و ضعف خاص خود، بخشی از واقعیت را منعکس میسازد. از این رو، سیاستگذاران به دنبال شاخص یا مجموعه ای از شاخص ها هستند که بتواند تصویری دقیقتر و واقعبینانهتر از واقعیت پژوهشی را منعکس سازد. به هنگام مقایسه پژوهشگران توجه به تفاوتهای الگوهای تولید علمی ناشی از تخصصها و حوزه های فعالیت آنان ضروری است. مقایسه بهرهوری علمی در میان رشته های مختلف می تواند تصویر جامع و روشنی از تفاوتهای موجود در میان رشتهها منعکس سازد و راه را برای ارزیابی واقعبینانهتری از فرایند پژوهش در رشته های مختلف هموار کند.
با توجه به آن که بهرهوری علمی پژوهشگران متأثر از عوامل مختلفی از جمله تعداد انتشارات (فتاحی، دانش، سهیلی، ۱۳۹۰) ، سرانه انتشار (توتکوشیان، پرتر، دانیلسون[۶]، و همکاران، ۲۰۰۳) ، نرخ انتشار (هیوبر، واگنر-دوبلر[۷]، ۲۰۰۱) ، طول حیات علمی (هیوبر، ۲۰۰۲) و الگوی فعالیت در سالهای مختلف حیات علمی است، ضروری است نتایج حاصل از این شاخص ها در میان رشتهها با هم مقایسه شود تا روشن گردد آیا ارزیابی پژوهشگران و رشتهها بر پایه دو عامل زمان و شمار پژوهشگران به نتایج متفاوتی منجر خواهد شد. در این صورت، ضروری خواهد بود که مؤلفه هایی مانند تعداد انتشارات به کنار گذاشته شده و شاخص های دقیقتری مانند نرخ انتشار یا نرخ انتشار بهنجارشده بر پایه طول فعالیت علمی به جای آن به کار گرفته شود.
به طور کلی، نتایج حاصل از پژوهش حاضر، ضمن ارائه نتایجی دقیقتر از وضعیت انتشار علم پژوهشگران ایرانی، ضرورت یا عدم ضرورت به کارگیری عامل زمان در بهنجارسازی تعداد انتشارات و همچنین عامل شمار پژوهشگران در مقایسههای بینرشتهای را آشکار خواهد ساخت.
۱-۳- اهداف پژوهش
با توجه به مسائل مطرح شده در بخش مسئله پژوهش و اهمیت آن، اهداف پژوهش را میتوان در سه بخش اهداف کلی، اهداف جزئی و اهداف فرعی ارائه کرد.
۱-۳- ۱- اهداف کلی پژوهش
هدف کلی از پژوهش حاضر، مقایسه بهرهوری علمی پژوهشگران ایرانی در رشته های مختلف در بازه زمانی ۱۹۹۱-۲۰۱۱ بر اساس شاخص های سرانه انتشار و نرخ انتشار است.
۱-۳-۲- اهداف جزئی پژوهش
بررسی سرانه انتشار پژوهشگران ایرانی در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱ به طور کلی و در میان رشته های مختلف؛
مقایسه طول حیات علمی پژوهشگران ایرانی در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱ در میان رشته های مختلف؛
مقایسه طول فعالیت علمی پژوهشگران ایرانی در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱ در میان رشته های مختلف؛
مقایسه میانگین نرخ انتشار پژوهشگران ایرانی در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱ در میان رشته های مختلف؛
مقایسه میانگین نرخ انتشار بهنجارشده پژوهشگران ایرانی در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱ در میان رشته های مختلف.
۱-۳-۳- اهداف فرعی پژوهش
رتبه بندی پژوهشگران ایرانی بر اساس نرخ انتشار در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱؛
رتبه بندی پژوهشگران ایرانی بر اساس نرخ انتشار بهنجارشده در بازه زمانی ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۱٫
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- مبانی نظری پژوهش
۲-۱-۱- مقدمه
با رشد و توسعه همه جانبه دستاوردها و اکتشافات علمی در آغاز قرن بیستم، جهان با توسعه سامانههای علمی و پژوهشی روبرو شد. این سامانهها با افزایش شمار پژوهشگران، آزمایشگاهها، دانشگاهها، پژوهشگاهها و منابع و مجلات علمی، رو به پیچیدگی هر چه بیشتر نهادند. این سامانهها برای تضمین بقا و رقابتپذیری خود در میدانهای علمی، نیاز به سازوکارهایی برای پایش، ارزیابی و ارتقای عملکرد خود دارند. همچنین، در سطوح خردتر تصمیم گیری، توزیع امتیازها و پاداشها در میان پژوهشگران (از جمله اعتبارات پژوهشی، ارتقای رتبه، استخدام و جز آن) نیاز به سنجش «بهرهوری علمی[۸]» آنان دارد. از این رو، پژوهش پیرامون بهرهوری علمی پژوهشگران انفرادی به منظور کشف ویژگیها و الگوهای مختلف تولید ضروری است.
به این ترتیب، از همان آغاز قرن بیستم، جامعه علمی به ضرورت ابداع روشها و شاخصهایی برای ارزیابی پژوهشگران به صورت انفرادی و جمعی پی برد (لیسونی، میرس، مونتوبیو[۹] و همکاران، ۲۰۱۱) . از آن پس، روشها و مدلهای بسیاری برای سنجش بهرهوری علمی ابداع شده است. هر روش یا مدل با توجه به نقاط قوت و ضعف خاص خود، بخشی از واقعیت را منعکس میسازد. از این رو، دانشپژوهان علمسنجی به دنبال ایجاد و توسعه شاخصهایی هستند که بتوانند تصویری دقیقتر و واقعبینانهتر از واقعیت پژوهشی را منعکس سازند. در این بخش، تلاش میشود تا مفهوم بهرهوری علمی و متغیرهای به کار رفته در محاسبه آن شرح داده شود و آنگاه مهمترین مدلهای سنجش بهرهوری که توسط لوتکا، پائو، شاکلی و پرایس ارائه شده است معرفی گردد.
۲-۱-۲- بهرهوری علمی
دانشمندان به لحاظ بهرهوری علمی با هم تفاوتهای بسیار دارند. بر پایه فرضیه «جرقه مقدس[۱۰]»، تفاوتهای دانشمندان در تواناییها و انگیزههای پژوهش علمی خلاقانه به تفاوت در بهرهوری آنان می انجامد (کول و کول[۱۱]، ١٩٧٣) . توانمندیهای ذهنی پژوهشگر، از آغاز فرایند پژوهش یعنی از زمان کشف مسئله، تا آخرین گامهای انتشار آن یعنی واکنش به داوران در سرنوشت پژوهش مؤثر است (شاکلی[۱۲]، ١٩۵٧، ص. ۲۸۶) . با این حال، از آنجا که دانشمندان طی فرایندی بلندمدت، سختگیرانه و موشکافانه برگزیده میشوند و مدارج علمی را طی میکنند، انتظار میرود که به لحاظ ابعاد فعالیتهای علمی کاملا همگن باشند، حال آن که نتیجه تحقیقات چولگی شدیدی را در میزان تولیدات علمی آنان نشان میدهد. بنابراین، این ناهمگنی و نابرابری در روند تولید علم را باید به عواملی جز عوامل فردی نسبت داد.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 02:16:00 ق.ظ ]
|