مطالب پژوهشی درباره : مدل سازی هم زمان سیستم های تولید سلولی پویا و ... |
![]() |
(دفرشا و چن ]۲۵[): کمینه کردن هزینهها با در نظر گرفتن پیکربندی مجدد سلول، توالیعملیات، تکرار ماشینهای یکسان،تعادل حجمکار[۹۷]میان سلولها، هزینه عملیات، تولید برونسازمانی، هزینه راه اندازی، محدودیتهای اندازه سلول و مجاورت ماشینها.
(کائو و چن ]۱۵[): کم کردن مجموع هزینه ماشینآلات و هزینه جابجایی بینسلولی مواد مورد انتظار با تقاضای محصول در یک تعدادی سناریو احتمالی برای سیستم.
(توکلی مقدم و همکاران ]۷۶[): مینیمم کردن مجموع هزینه های ثابت و متغیر ماشینها، جابجایی بینسلولی و پیکربندی دوباره .
(چن و کائو ]۲۱[): کمینه کردن هزینه حملونقل بین سلولی مواد، هزینه راه اندازی تولید و هزینه موجودی محصولات در سیستم با فرض وجود یک مسیر تولید برای هر قطعه، ظرفیت ماشین و تکرار مضاعف ماشینآلات از یک نوع در دوره های زمانی متفاوت.
(ویکز و ریسور ]۸۶[): سه هدف را در طراحی CMS چند دورهای مورد بحث قرار دادند:
کمینه کردن جابجایی بین سلولی
کمینه کردن تعداد ماشینها
کمینه کردن پیکربندی دوباره سلولها
(درولت و همکاران۱۹۹۶): اهداف آنها کمینه کردن هزینه های ثابت و پیکربندی مجدد ماشینآلات با فرض محدودیت فضای موجود.
ما در تحقیق پیش رو هدف را بیشینه سازی سود حاصل از فروش( درآمد – هزینهها) در نظر گرفته ایم که در نوع خود یک نوآوری محسوب می شود.
۶-۲: بررسی تقاضا بکار رفته در ادبیات موضوع CMS و DCMS:
در ادبیات موضوع سیستم های تولید سلولی و تولید سلولی پویا تقاضا به صورت قطعی بیان شده و در برخی پژوهش ها برای در نظر گرفتن عدم قطعیت در تقاضا نظیر (مونگواتانا]۵۶[ ) و (توکلیمقدم و همکاران۲۰۰۴)، تقاضا را بصورت احتمالی بیان نمودند و یا همچون ( توکلی مقدم و همکاران ]۷۴[) از مفهوم فازی کمک گرفته شد.
در مدل ارائه شده در پژوهش پیشرو تقاضا قطعی نمی باشد و تابعی است نزولی از قیمت کالا که در واقع قیمت کالا در هر دوره ابزاری می تواند باشد در دست تولید کننده یا مدیریت جهت کنترل تقاضا جهت رسیدن به بیشترین سود که این روش جهت خارج نمودن تقاضا از حالت قطعی در ادبیات موضوع CMS و DCMS تاکنون دیده نشده و ازجمله نوآوریهای ارائه شده در این پژوهش به حساب می آید.
فصل سوم
زمینه های علمی تحقیق
۱-۳ : مقدمه
امروزه صنایع تولیدی تحت فشارهای شدید ناشی از افزایش هزینه های انرژی، مواد خام، نیروی انسانی، سرمایه و رقابت جهانی قرار دارند در حالی که این روندها برای دراز مدت حفظ خواهند شد، مشکلات پیش روی تولید روز به روز عمیقتر میشوند. در این بین سیستمهای تولید انعطافپذیر به عنوان یکی از کاراترین روشهای مورد استفاده در کاهش و یا حذف این مشکلات در فرایندهای تولیدی، به شمار میروند. (شکل ۱-۳ و ۲-۳ را ببینید). سیستمهای تولید انعطافپذیر بیشتر از آنکه یک راه حل تکنیکی به حساب آیند، به عنوان یک راهحل تجاری که منجر به بهبود سودهی (کاهش پیش زمان سفارش و سطوح موجودی، پاسخ سریع به تغییرات بازار، سطوح کار نیروی انسانی پایینتر و بهبود اثربخشی تولید با انعطافپذیری عملیاتی) میشوند، خود را مطرح ساختهاند]۵۲[.
و از طرفی محدودیت ظرفیت موجود در واحدها مسئلهای است که همواره مدیریت را در چالش تصمیم گیری بهینه در مورد پاسخگویی به تقاضاها در جهت کسب درآمد و سود بیشتر قرار میدهد. مدیریت درآمد و قیمت گذاری یکی از راهکارهای مورد استفاده در این زمینه میتواند به شمار آید که علاوه بر کنترل تقاضا با بهره گرفتن از سیاستهای قیمت گذاری میتواند تضمین کننده سوددهی و بهروری شرکتها و واحدهای تولیدی باشد که در دهههای اخیرکارایی و اثربخشی خود را در صنایع مختلف به اثبات رسانیدهاند.
شکل۱-۳: سیستم های تولید انعطاف پذیر در مقیاس بزرگ ]۵۲[
شکل ۲-۳: سیستم های تولید انعطاف پذیر به عنوان کاراترین ابزار کاهش مشکلات فرایند تولید شناخته می شوند]۵۲[
فصل پیش رو شامل دو قسمت مجزا میباشد.
در قسمت اول به تعریف و تشریح مفاهیم مدیریت درآمد، قیمت گذاری، سیستمها و سلولهای تولید انعطاف پذیر،و کاربرد آن پرداخته و در قسمت دوم الگوریتم فرا ابتکاری شبیه سازی تبرید و الگوریتم ژنتیک به عنوان یک رویکرد حل مسائل NP- complete معرفی میگردد.
۱-۱-۳: مدیریت درآمد:
مدیریت درآمد در حقیقت فرآیندی است که ظرفیت مناسب را به مشتری مناسب در مکان مناسب جهت حداکثر نمودن درآمد موسسه تخصیص میدهد.مدیریت درآمد می تواند یک ابزار نیرومند در دست مدیریت باشد زیرا با بهره گرفتن از آن تقاضاهای مشتریان به شیوه ای مناسب، قابل پیش بینی می شود که این امر در برنامه ریزی تولید اهمیت فراوان دارد. مدیریت درآمد در حقیقت مسئله جدیدی نیست بلکه قدمتش به زمانی باز میگردد که اولین بار خدمتدهی به مشتریان با محدودیت ظرفیت مواجه گشت اما به هر حال شاید بتوان گفت که تحقیقات مدون علمی روی مسئله مدیریتدرآمد از زمانی آغاز شد که شرکت امریکن ایرلاینز توسط آن سیستم رزواسیون جدیدی به نام SABRE را دراواسط دهه ۱۹۸۰ راه اندازی نمود.
این سیستم به شرکت اجازه میداد که قیمت بلیطها را در هر مسیری بر اساس پیش بینی نرخ تقاضای مشتریان ناگهان تغییر دهد. شرکت با بهره گرفتن از این سیستم توانست با اتخاذ یک استراتژی مناسب با ارائه بلیط های فوق ارزان ظرفیتهای خالی را در پروازهای خود پر نماید و از این راه سود سرشاری معادل ۵۰۰ میلیون دلار در سال کسب نماید.
۱-۱-۱-۳: جایگاه مدیریت درآمد در مدیریت تولید:
به طور کلی تولید و عملیات در یک سازمان غالبا نگران مسائلی همچون طراحی، برنامه ریزی، کنترل و بهبود کلیه فرایندها و منابع سازمان جهت تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت به مشتری میباشد.خواه مسئله تامین خدمات مناسب به مشتریان در صنعت هواپیمایی باشد و یا خواه در صنایع دیگر نظیر خودروسازی، قطعه سازی، پلاستیک سازی تولید کارت پستال و حتی برگزاری همایشها و جشنها. مدیران عملیاتی همواره درگیر طراحی، ایجاد و ارائه آن محصول یا خدمات بوده اند.
۲-۱-۱-۳: قیمت گذاری پویا:
در سالهای گذشته استفاده از روشهای قیمت گذاری پویا در صنعت خرده فروشی و نیز سایر صنایع رواج بسیار یافته است. سه عاملی که به رشد این جریان منجر شده اند عبارتند از: ۱) دسترسی بیشتر به اطلاعات تقاضا، ۲)سهولت اعمال تغییر در قیمتها بدلیل ظهور فناوریهای نو و ۳) در دسترس بودن ابزارهای پشتیبانی تصمیم گیری مورد نیاز برای تحلیل اطلاعات تقاضا و قیمت گذاری پویا . تعیین قیمت مناسب کار پیچیده ای است، که شرکت نه تنها باید از هزینه های عملیاتی و میزان موجودی خود آگاه باشد، بلکه همچنین نیازمند اطلاع از این مسئله است که مشتری در حال حاضر چه ارزشی برای محصول قائل است و وضعیت تقاضا در آینده به چه شکل خواهد بود. علاوه بر این شرکت باید تغییرات قیمت را به گونه ای اعمال کند که از بابت این تغیرات ، حداقل هزینه را متحمل گردد.
اگرچه در شرایط کنونی اطلاعات فوق به میزان مورد نیاز در اختیار شرکتها قرار نداشته و هزینه های ناشی از تغییرات قیمت در اغلب موارد همچنان بالاست، کاربرانی که حتی به شکل محدود از نرم افزارهای نوین پشتیبانی تصیم گیری برای قیمت گذاری پویا استفاده کرده اند، همواره بهبود عملکرد مالی و بازگشت سریع سرمایه را گزارش کرده اند. موسسه پژوهشی AMR در سسال ۲۰۰۲ برآورد کرد که بازار ابزارهای بهینه سازی قیمت گذاری از ۷۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۲ به حداقل ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۵ خواهد رسید.
۲-۱-۱-۳:توابع تقاضای به کار رفته در مدل:
در ادبیات این مسئله توابع مختلفی برای تقاضای وابسته به قیمت ارائه شده است. از جمله تابع یکنواخت،نمایی و کسری.در این تحقیق به صورت خاص تقاضا را تابع نمایی از قیمت در نظر خواهیم گرفت. دلایل مختلفی برای این انتخاب وجود دارد که به شرح زیر است:
شکل۳-۳: مقایسه توابع مختلف تقاضا ( نمایی- یکنواخت- کسری)
تابع کسری ،تابع مناسبی برای تقاضا نخواهد بود. چراکه طیف بسیار کمی از قیمت را شامل می شود. به این معنی که تقاضا از مقدار بسیار بالایی به ازای قیمت ارائه شده ناچیز شروع شده و با افزایش قیمت به سرعت کاهش مییابد و به صفر میل می کند، درحالیکه در واقع تقاضا با افزایش قیمت در بازه گستردهتری انعطاف نشان میدهد.
تابع یکنواخت به دلیل سادهتر بودن روابط،در هنگام حل جوابهای بسیار خوبی را ارائه میدهد و میتوان روابط بسته مناسبی برای متغیرها بدست آورد. اما در واقع این تابع نیز در مقایسه با تابع نمایی کمتر واقعی به نظر میرسد، چراکه در بازار ، این مسئله کاملا بدیهی است که تقاضا رشدی یکنواخت با افزایش قیمت نخواهد داشت (کشش تقاضا نسبت به قیمت ثابت نیست) و قیمت هر کالایی را تا حد خاصی میتوان افزود و بیش از آن تقاضا برای کالا بسیار کم خواهد شد و مشتری به سمت کالای جایگزین خواهد رفت.
در هر صورت برای هر کالایی که تولید می شود،تقاضایی متصور است و نمی توان اقدام به تولید محصولی کرد که تقاضا برای آن صفر مطلق باشد. صفر شدن مقدار تقاضا در حالت یکنواخت بهازای قیمت نیز مورد دیگری است که نمایی بودن تقاضا بر حسب قیمت را موجه تر مینماید.
با توجه به توضیحات ارائه شده، مشتری تقاضای خود را به صورت نمایی از قیمت ارائه شده تعیین می کند و همانطور که ذکر شد سیاست تولید ، پیکره بندی سلولها و قیمت گذاری همزمان به گونه ای بهینه می شود که سود در کل سیستم بیشینه شود.
۲-۱-۳: تولید سلولی
تولید سلولی که یک استراتژی تولید ابتکاری مبتنی بر تکنولوژی تولید گروهی میباشد روشی است که برای افزایش انعطافپذیری و کارایی در محیطهای تولید رقابتی امروزی از قبیل سیستمهای تولید انعطافپذیر و تولید بهنگام استفاده می شود.
محققان برخی از مزیتهای پیادهسازی تولید سلولی را چنین بیان مینمایند:
کاهش زمان راه اندازی
کاهش موجودی قطعات در حال ساخت
کاهش هزینه جابجایی قطعات
افزایش کارایی ماشین آلات
طراحی یک سیستم سلولی شامل موارد زیر می شود:
پیکربندی سلولها(CF): دستهبندی قطعاتی که دارای عملیات مشابه میباشند و به ماشینهای یکسان نیاز دارند در خانواده قطعات و دستهبندی ماشینهای متناظر در سلولها
چیدمان گروهی(GL): چیدمان ماشینها درون هر سلول(چیدمان درون سلولی) و چیدمان سلولها نسبت به یکدیگر(چیدمان بین سلولی)
زمانبندی گروهی(GS): زمانبندی خانواده قطعات
تخصیص منابع: تخصیص تجهیزات و منابع انسانی و مواد اولیه. ]۸۵[
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 08:24:00 ق.ظ ]
|