جمع­بندی، نتیجه ­گیری و پیشنهادها
توشیه­های سیا
۶-۱- مقدمه
در این بخش از مطالعه به جمع­بندی مطالب پیشین و همچنین ارائه خلاصه­ای از فصول ارائه شده در بخش­های قبل پرداخته شده است. در انتهای این بخش ضمن ارائه خلاصه یافته­ ها، نتیجه ­گیری­های حاصل و همچنین پیشنهادهای سیاستی مربوطه ارائه شده است.
۶-۲- مروری بر خطوط کلی تحقیق
با توجه به استفاده روزافزون از انرژی الکتریکی در فعالیت‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی، شرایطی ایجاد شده که تصور زندگی و دستیابی به رفاه بدون وجود انرژی الکتریکی امکان ناپذیر نیست. از این روی عرضه مداوم و با کیفیت انرژی الکتریکی، نقش بسیار مهمی در حصول حرکت و پیشرفت در وجوه مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد. برنامه­ ریزی در جهت افزایش کارایی تولید برق نیازمند شناخت تأثیر سیاست­هایی است که در گذشته اجرا شده ­اند. یکی از مهم‌ترین وقایع صنعت برق طی چند دهه اخیر تجدید ساختار صنعت برق و ایجاد بازار برق در سال ۱۳۸۲ می­باشد. بر اساس ادبیات موجود فرض بر این است که ایجاد بازار برق و افزایش رقابت در بین عرضه­کنندگان برق موجب بهبود عملکرد نیروگاه‌ها و افزایش انگیزه آنها برای کاهش هزینه­ های تولید می­ شود. این مطالعه با محاسبه کارایی فنی در میان نیروگاه­­های حرارتی به عنوان بزرگ‌ترین عرضه­کنندگان برق در کشور و تخمین اثر تجدید ساختار در بازار برق بر آن سعی در آزمون صحت و سقم این فرضیه داشت. در کنار بررسی اثر تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی، این مطالعه به صورت ضمنی به معرفی و بکارگیری یک روش جدید در محاسبه کارایی فنی نیروگاه­های برق کشور مبادرت نموده است.
پایان نامه
برای دستیابی به اهداف مطالعه پس از ارائه کلیات تحقیق در فصل اول، در فصل دوم ابتدا به جایگاه کارایی در مطالعات مربوط به صنعت برق اشاره شده و سپس ادبیات نظری موجود در زمینه عوامل موثر بر کارایی فنی در نیروگاه­های برق و همچنین مطالعات تجربی در زمینه محاسبه کارایی در داخل کشور و در حوزه عوامل موثر بر کارایی در خارج ارائه شده است. در ادامه این فصل مدل‌های تنظیم مقررات و تجدید ساختار در بازار برق معرفی شده و در نهایت مبانی نظری و تجربی مربوط به اثر تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی تولیدکنندگان برق ارائه شده است. در مجموع اغلب مطالعات نظری و تجربی نشان دهنده تأثیر مثبت افزایش رقابت بر عملکرد تولیدکنندگان برق در کشورهای مختلف می­باشند اما تعدادی از مطالعات نیز بر عدم تأثیر و حتی تأثیر معکوس آزادسازی بر کارایی نیروگاه­ها صحه گذاشته­اند.
فصل سوم به معرفی فرایند تجدید ساختار در چندین کشور مختلف و ساختار بازار برق آنها پرداخته است. در این فصل ابتدا فرایند تجدید ساختار در کشورهای آمریکای جنوبی به عنوان پیشگامان اصلاحات در صنعت برق بخصوص در دو کشور شیلی و آرژانتین مرور شده و در ادامه تجدید ساختار بازار برق در کشورهای شمال و اروپا و بریتانیا به عنوان نمونه­های موفق و همچنین تجدید ساختار بازار در ایالت کالیفرنیا به عنوان یک نمونه نه چندان موفق ارائه شده است. در ادامه این فصل تجدید ساختار در کشورهایی چون استرالیا، هند و ژاپن و نیز یک جمع­بندی از مشخصات بازار برق در کشورهای مختلف ارائه شده است. در پایان این فصل به اصلاحات بازار برق در ایران و مشخصات این بازار اشاره شده است. مطالعه بازار برق در کشورهای منتخب نشان داد که در اغلب کشورها ایجاد بازار برق با خصوصی­سازی و اجازه ورود آزادانه به بخش تولید همراه بوده است. در بیشتر کشورها تولیدکنندگان بزرگ ملزم به واگذاری بخشی از سهم خود از تولید برق به سایر نهادها شده و از این طریق قدرت بازاری آنها کاهش داده شده است. مروری بر مشخصات بازار برق در کشورهای مختلف نشان می­دهد که در این بازارها انواع روش­ها و ابزارهای مبادله وجود داشته و به مصرف کنندگان اجازه مبادله مستقیم و غیرمستقیم با عرضه­کنندگان داده شده است. در بازار برق ایران اغلب تولیدکنندگان دولتی بوده، ابزارهای مبادله محدود بوده و رقابت تنها در سطح عمده فروشی است. با این اوصاف بازار برق ایران در مراحل ابتدایی تجدید ساختار و بسط رقابت قرار دارد.
در فصل چهارم روش شناسی مطالعه ارائه شد. همان‌طور که قبلاً اشاره شد، در مقایسه با سایر مطالعات مشابه در این مطالعه از یک روش متفاوت برای محاسبه کارایی فنی استفاده شده است. در این فصل ابتدا روش StoNED که یک روش شبه پارامتریک می­باشد معرفی شده است. مهم‌ترین مزیت این روش عدم نیاز به تصریح فرم تبعی خاص برای تابع تولید و همچنین دارا بودن جز، خطای تصادفی است. به این ترتیب این روش ایرادات دو روش SFA و DEA را به طور همزمان رفع می­نماید. با توجه به اینکه شاخص کارایی یک متغیر با داده ­های محدود شده بوده و تنها مقادیری بین صفر و یک اختیار می­نماید، استفاده از این متغیر به عنوان متغیر وابسته باعث ایجاد یک الگوی رگرسیونی با متغیر وابسته سانسور شده می­ شود. بنابراین در ادامه این فصل روش توبیت که یک روش برای تخمین الگوهای سانسور شده می­باشد معرفی شده است.
فصل پنجم به تحلیل یافته­ ها اختصاص یافته است. در این فصل ابتدا با مقایسه اطلاعات آماری و تحلیل توصیفی داده ­ها یک نمای کلی از وضعیت داده ­ها ارائه شده است. در بخش دوم این فصل، مقادیر کارایی فنی محاسبه شده و همچنین تحلیل­های مربوط به این مقادیر ارائه شده است. در ادامه عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی به روش پنل دیتا توبیت برآورد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از این فصل در مجموع کارایی فنی نیروگاه­های بخاری و گازی در اثر ایجاد بازار، افزایش یافته اما در نیروگاه­های چرخه ترکیبی این اثر منفی می­باشد. همچنین نتایج نشان دهنده اثر مثبت اندازه نیروگاه و نرخ بهره ­برداری از ظرفیت و اثر منفی عمر نیروگاه بر کارایی فنی در میان نیروگاه­های حرارتی منتخب است. نتایج حاکی از آن است که نیروگاه­هایی که بخش اعظم سوخت آنها گاز است از کارایی فنی به مراتب بیشتری برخوردارند. انتهای فصل پنجم به بررسی استحکام نتایج اختصاص داشت. در این بخش با تغییر روش اندازه ­گیری کارایی و استفاده از تحلیل پوششی داده ­ها (DEA) الگوی مطالعه مجدداً تخمین زده شد که نتایج این تخمین­ها نیز نشان دهنده اثر مثبت ایجاد بازار برق بر کارایی فنی نیروگاه­ها حرارتی بود. همچنین در این بخش شاخص تغییرات بهره­وری مالم­کوئیست محاسبه و تجزیه شد که نتایج این تحلیل نیز نشان دهنده افزایش در متوسط رشد سالیانه کارایی فنی بعد از ایجاد بازار برق بود.
۶-۳- نتیجه گیری
از ابتدای سال ۲۰۰۰ و همزمان با ظهور نتایج مثبت مقررات زدایی و شکست انحصار در بخش تولید برق کشورهای توسعه یافته، بسیاری از کشورهای در حال توسعه اقدام به اصلاحات ساختاری در صنعت برق خود نمودند. در ایران نیز در دهه­های اخیر رشد سریع تقاضا در کنار عوامل اجتماعی و اقتصادی مختلفی باعث شده تا مسئولین به سمت سیاست­های خصوصی سازی، تجدید ساختار و رقابت‌پذیری بخش تولید برق حرکت نمایند. برخی از این عوامل عبارتند از:

 

    • کاهش درآمدهای دولت برای پاسخ گوئی به تقاضاهای جدید

 

    • رشد تکنولوژی و استفاده از مولدهای پراکنده این امکان را فراهم آورده که بتوان با سرمایه های اندک بخش خصوصی، به تقاضا های محلی برق پاسخ داد و در زمینه تولید برق فضای رقابتی ایجاد نمود.

 

    • وجود تئوری‌های جدید اقتصادی در زمینه عدم کارایی بخش دولتی و کارا بودن بخش خصوصی

 

با توجه به موارد فوق‌الذکر و با بکارگیری تجارب سایر کشورها در تجدید ساختار صنعت برق، بازار برق ایران با تهیه و ابلاغ آئین نامه تعیین روش، نرخ و شرایط خرید و فروش برق در شبکه برق کشور در آبان ۱۳۸۲ شروع به کار نمود. از جمله مهم‌ترین دلایل و انگیزه­ های راه اندازی بازار برق در ایران عبارتند از:

 

    • ایجاد فضای رقابتی در بخش‌های تولید و توزیع برق

 

    • تأمین منابع از طریق سرمایه گذاری بخش غیردولتی

 

    • افزایش کارایی

 

هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان حصول هدف افزایش کارایی بعد از گذشت ۱۰ سال از ایجاد بازار برق در کشور است. برای این منظور ابتدا با بکارگیری روش StoNED میزان کارایی فنی در ۳۵ نیروگاه حرارتی منتخب طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ محاسبه شده است. در این مطالعه کارایی فنی نیروگاه‌های حرارتی کشور محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، متوسط کارایی فنی نیروگاه‌ها حرارتی برابر با ۹۳۷/۰ می‌باشد که با توجه به بازدهی ثابت به مقیاس در نیروگاه‌های مورد مطالعه عدم کارایی موجود ناشی از عدم کارایی مدیریتی بوده و نیروگاه‌ها در مقیاس بهینه عمل می‌نمایند. بنابراین با بهبود کارایی مدیریتی و تلاش در جهت استفاده بهینه از نهاده‌ها امکان افزایش متوسط کارایی فنی فراهم خواهد بود.
با توجه به اینکه بر اساس محاسبات انجام شده متوسط کارایی فنی نیروگاه‌ها در فاصله ۹۷۶/۰ و ۸۲۴/۰ قرار دارد، شکاف کارایی فنی بین نیروگاه‌ها برابر ۱۵۲/۰ می‌باشد که مقدار قابل توجهی است. برای تعیین عوامل موثر بر این شکاف و تبیین ناهمگنی کارایی فنی نیروگاه‌ها، این مطالعه به بررسی عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه‌های حرارتی منتخب پرداخته و نشان داد که اندازه نیروگاه، نرخ بهره‌برداری از ظرفیت، عمر نیروگاه‌ها و نوع سوخت نیروگاه در کنار ساختار بازار از عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی می­باشند.
در بخش سوم یافته­ ها، با بکارگیری روش پنل دیتا توبیت تأثیر عوامل مختلف بخصوص تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی بررسی شده است. در این بخش با بهره گرفتن از نتایج تخمین الگوی تحقیق به روش پنل دیتا توبیت به بررسی فرضیه ­های تحقیق پرداخته می­ شود:

 

    • فرضیه اول: عمر نیروگاه اثر منفی بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

نتایج تخمین­ها با بکارگیری روش StoNED نشان می­دهد که ضریب متغیر عمر نیروگاه مقداری منفی و از لحاظ آماری معنی­دار است. بنابراین می­توان عنوان نمود که نیروگاه­های جدیدتر به دلیل بکارگیری تکنولوژی نو و تاسیسات پیشرفته از کارایی فنی بالاتری برخوردار هستند. در این نیروگاه­ها نیاز به نیروی انسانی کمتر و همچنین مصرف سوخت پایین­تر خواهد بود. در نتیجه پایین بودن عدم کارایی در این نیروگاه­ها دور از ذهن نیست.

 

    • فرضیه دوم: اندازه نیروگاه اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

نتایج نشان می­دهد که با افزایش اندازه نیروگاه، کارایی فنی نیروگاه نیز افزایش می­یابد، بنابراین این فرضیه قابل رد نمی ­باشد. همان­طور که قبلاً اشاره شد، به نظر می­رسد که عدم کارایی موجود در نیروگاه­ها بیشتر از سوء مدیریت ناشی می­ شود. معمولاً در انتخاب مدیران نیروگاه­های بزرگ دقت بیشتری شده و سعی می­ شود تا کارآمدترین افراد در این نیروگاه­ها مدیریت را بر عهده بگیرند. بنابراین بالا بودن نسبی کارایی فنی در نیروگاه­های بزرگ‌تر می ­تواند ناشی از مدیریت کارآمدتر در این نیروگاه­ها باشد. همچنین عواملی مانند تقسیم کار و انضباط کاری بیشتر، استخدام کادر فنی متخصص و تحصیل کرده و وجود تحقیق و توسعه در نیروگاه­های بزرگتر می ­تواند دلیل بالاتر بودن کارایی فنی آنها باشد.

 

    • فرضیه سوم: نوع سوخت نیروگاه بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ اثر داشته است.

 

بر اساس نتایج به دست آمده متغیر نسبت مصرف گاز به کل سوخت مصرفی نیروگاه دارای علامت مثبت و معنی­دار است. بنابراین نوع سوخت نیروگاه یکی از عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی محسوب می­ شود.

 

    • فرضیه چهارم: نرخ بهره ­برداری از ظرفیت نیروگاه اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

بر اساس نتایج به دست آمده این فرضیه نیز تایید می­ شود زیرا ضریب به دست آمده برای نرخ بهره ­برداری از ظرفیت مثبت و معنی­دار است. بالا بودن نرخ بهره ­برداری از ظرفیت در یک نیروگاه به مفهوم پایین بودن مدت و دفعات خروج توربین­ها از مدار تولید و در نتیجه هزینه­ های نگهداری و راه اندازی مجدد کم است. بنابراین رابطه مثبت این متغیر با کارایی فنی دور از انتظار نمی ­باشد. پایین بودن نرخ بهره ­برداری از ظرفیت می ­تواند ناشی از مسائل فنی مانند عدم مدیریت صحیح تراکم بار درشبکه انتقال و یا نبود تقاضای کافی در برخی مقاطع زمانی از سال باشد.

 

    • فرضیه پنجم: ایجاد بازار برق در سال ۱۳۸۲ اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران داشته است.

 

نتایج نشان می­دهد که در بخش اعظم نیروگاه­های حرارتی ایجاد بازار برق باعث افزایش کارایی فنی شده است. مقایسه نتایج این مطالعه با مطالعات مشابه نشان دهنده ناچیز بودن این اثر (۶/۲ درصد) می­باشد. برای مثال مطالعه کرایگ و ساوج (۲۰۱۳) این اثر را بین ۱۳ تا ۲۰ درصد، پولیت (۱۹۹۶) ۶ درصد و ژنگ (۲۰۰۴) نزدیک به ۲۴ درصد برآورد نموده ­اند. در زیر چندین دلیل برای پایین بودن مقدار این اثر و همچنین توصیه­هایی برای از میان برداشتن آنها ارائه شده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...