" مقالات و پایان نامه ها – قسمت 10 – 7 " |
![]() |
“
پاسخ:به لحاظ جرم شناسی ،حجاب از ابعاد گوناگون دارای منطق معقوی است[۵۵]،برای مثال:از بعد روانی حجاب،موجب آسایش روانی ،سلامت روحی،حتی جسمی وجنسی در افراد می کرددو…،از بعد خانوادگی موجب استحکام بنیاد خانواده،تقویت روابط همسران،کاهش آمار خیانت وطلاق،و…،میگردد،از بعد اجتماعی باعث سلامت وپاکی اجتماع از انواع آلودگی ها وبیماری های اخلاقی،افزایش سطح کار وتلاش سازنده در جامعهو…،می کردداز بعد تکریم زن،بین زن ونامحرم حریم ایجاد کرده وخط قرمزهایی را برای بیگانگان ترسیم میکند و در نتیجه دسترسیس نا محرمان را به زن مشکل وحتی ناممکن میسازد وبه حکم عقل ،هرچیزی که دسترسی به آن مشکل ویا ناممکن باشد گرانبها و ارزشمند می شود.
۲)محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب
ایراد دیگری که بر حجاب گرفتهاند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود . احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است . هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن . مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین هیچ کس حق ندارد بدون دلیل کسی را اسیر و زندانی کند ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می کند که این امر از میان برود .
پاسخ:اول اینکه لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتیمیخواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد دوم اینکه اسلام هرگز نخواسته زن را خانه نشین ودور از اجتماع قرار دهد بلکه مصلحت زن وخانواده او ونیز مصلحت اجتماع ایجاب میکند که زن بارعایت حجاب اسلامی ودور از هر گونه خودآرای وخودنمایی در جامعه حاضر شده واین چیزی نیاست که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کردهاست محسوب شود . اگر رعایت پارهای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را ” زندانی کردن ” یا ” بردگی ” نمیتوان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل ” آزادی ” فرد نمیتوان. برعکس ، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کردهاست – موجب کرامت و احترام بیشتر او است ، زیرا او را از تعرض بیماردلان وفاقد اخلاق مصون میدارد . و عرصه را برای حضور عفیفانه زن در سطح اجتماع فراهم میکند.
سوم اینکه:آیا الزام زن به امری که ماییه ی مصونیت او از نگاه های ناپاک و تعرض می گرد، برخلاف آزادی و حقوق انسانی اوست یا برداشتن حجاب او وفراهم کردن زمینه تعرض نسبت به زن وسلب امنیت وآرامش از او؟
۳)رکود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به عت حفظ حجاب
سومین ایرادی که بر حجاب می گیرند این است که سبب رکود فعالیتهایی است که خلقت در وجود زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فکر ، فهم ، هوش و استعداد کار است . این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد باز داشتن زن از کوششهایی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز می باشد . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است . عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است . زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهرهمند گردد . فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبیعی فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می شود که زن همیشه به صورت سربار و کل بر مرد زندگی کند
. جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی ، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست. ایراد مذکور بر آن شکلی ازحجاب که در میان هندیها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است نه حجاب اسلامی. فلسفه حجاب اسلامی این نیست که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنان که خواهد آمد این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمیدهد که وقتی از خانه بیرون می رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمیدهد که چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار وفعالیت را از زن سلب نمی کند ، بکه با ایجاد سلامت وامنیتت برای زنان موجب تقویت نیروی آن نیز میگردد.
۴)افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی
یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفتهاند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها میافزاید و طبق اصل ” الانسان حریص علی ما منع منه ” ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند . به علاوه ، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی ،جسمی وحتی جنسی می گردد .[۵۶]
پاسخ این ایراد این است که به حاظ جرم شناختی درست است که ناکامی ، خصوصاً ناکامی جنسی ، عوارض گوناگون روحی،عصبی،جسمی،جنسی،خانوادگی واجتماعی داردو به طور بالقوه فرد را مستعد ارتکاب جرایم جنسی و جرایم مرتبط با امور جسی می کند وهمچنین سرکوبی بیش از حد غرایز جنسی امری غیر معقول است، ولی برداشتن قیود اجتماعی هم مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن میافزاید .. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش مییابد وبه تبع آن تقاضا نی افزایش مییابد و در نتیجه عشق به مفهوم واقعی خود می میرد وجای خود را به بی بند و باری میدهد.
در مورد مسئله سرکوبی غریزه ی جنسی باید بگوییم که اسلام هرگز نخواسته است که با وضع حجاب تمایلات جنسی افراد را سرکوب کند بلکه میخواهد مانع تحریکات بی حساب جنسی وبی بند و باری ها شو و در مقاب برای ارضاء صحیح ومعقو این غریزه ،افراد را به ازدواج ترغیب می کند و افرادی را هم که شرایط ازدواج ندارن را به عفت فرا میخواند.[۵۷]
ب:فلسفه «حجاب» در اسلام
این قسمت با طرح این سوال که علت وفسفه «حجاب» در اسلام چیست اغاز میگردد؟
اسلام دینی است که تمامی احکام وقوانین آن دارای فلسفه وحکمت است.حجاب اسلامی نیز یکی از احکام تکلیفی در اسلام است واز دین مبین اسلام بعید است که تکلیفی را وضع کند اما هیچ فلسفه ای برای آن نداشته باشد وصرفا برای محدود کردن آزادی زنان یا تضعیف شخصیت آنان چنین حکمی را وضع کرده باشد.
“
فرم در حال بارگذاری ...
[دوشنبه 1401-09-21] [ 12:07:00 ب.ظ ]
|