مکان یابی عرصه های مناسب استحصال آب باران با استفاده ... |
![]() |
۳- شور شدن اراضی در بعضی از مناطق مثل خوزستان که رواناب کشور به دلیل جمعآوری نشدن در بالا دست، به آن مناطق سرریز و باعث شور شدن اراضی می شود.
۴- ضرورت ایجاد اشتغال در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی کشور و تأمین آب در حکم اولین عامل مورد نیاز و اولین عامل امکانسنجی.
۵- ضرورت افزایش سرانه پوشش جنگلی که در جهان ۷/۰ تا ۸/۰ هکتار برای هر نفر و در ایران ۲/۰ یا کمتر از آن برای هر نفر است.
۶- حفاظت خاک و حفظ حجم مفید مخازن سدهای ساخته شده و در دست احداث.
۷- عقب بودن سیستم شبکه های آبیاری و زهکشی، به طوری که از حدود ۲۶ میلیارد مترمکعب جمعآوری شده به کمک سدها، تنها ۶ میلیارد مترمکعب در سیستمهای مهندسی آبیاری و زهکشی جریان مییابد.
۸- وسعت کشور و اهمیت حفاظت آن در همه مناطق مستعد از نظر بهره برداری و مسائل امنیتی.
۹- اهمیت سرمایه گذاریهای کوچک با جمعآوری آب باران، به خصوص در مناطق محروم.
۱۰- اهمیت جمعآوری آب از نظر مسائل زیست محیطی تا بسیاری از آلودگیهای وارد شده به سدها را کنترل کند. مثال بارز این آلودگی، سد قشلاق سنندج است که در اثر جریانهای فصلی، آلوده شدهاست.
۱۱- کنترل و مهار رواناب برای کنترل سیلاب و کاهش خسارتهای وارد شده به اراضی کشاورزی، مناطق مسکونی و ساختمانها و تأسیسات راه ها.
۱-۴- مزایای بهره گیری از سیستمهای استحصال آب
تحقیقات نشان داده است که اگر از سیستمهای بومی موجود استفاده شود و اطلاعات جدید به استفادهکنندگان انتقال یابد و انجام روشها هدفمند باشد، به بهینهسازی مصرف آب کمک می کند (اسمعلی و عبداللهی، ۱۳۸۹) به طوری که:
برای بیابانزدایی نیازمند به برنامه ریزی دراز مدت است. با احیا و توسعه سیستمهای استحصال آب، بین مقابله با بیابانزایی و توسعه استفاده از منابع آب، هماهنگی به وجود می آید.
باعث هماهنگی بین منافع اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی می شود. زیرا که به افزایش پوشش گیاهی، بهبود وضع معیشتی و ایجاد مشارکت و همدلی بین مردم میانجامد.
با اجرای این شیوه یک مدیریت تدریجی در منابع حاصل می شود.
انجام پروژه به خودکفایی و احیای اقتصادی منجر و باعث تداوم برنامه ها و مدیریت بیشتر می شود.
از تخریب مراتع و فرسایش خاک جلوگیری می شود.
راندمان استفاده از منابع افزایش مییابد.
اراضی تخریب یافته و زمینهایی که منشا رسوباند، با هزینه کمی احیا میشوند.
برداشت از سفره های زیرزمینی کاهش یافته و بین برداشت و تغذیه هماهنگی به وجود می آید و روند شوری کاهش مییابد (به واسطه استفاده از آب با کیفیت بالا).
۱-۵- سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
برنامه ریزی جهت انجام هر کاری نیازمند داشتن اطلاعات مربوط به آن است که این نیازمندی برای استفادههای انسان از سرزمین نیز صادق است. بدون داشتن اطلاعات مربوط به منابع اکولوژیکی اساساً نمیتوان بخشهای دیگر فرایند برنامه ریزی استفاده از سرزمین را انجام داد. گردآوری اطلاعات در ابتدا با آماربرداری و نمونهبرداری از منابع انجام میشد، اما برنامه ریزی دقیق و بهتر نیازمند اطلاعات مکانی از منابع یا اطلاعات فضایی منابع میباشد که آن را برنامه ریزی با نقشه میگویند. سیستم اطلاعات جغرافیایی در دهه ۱۹۷۰ برای فراهم آوردن قدرت تجزیه و تحلیل مقادیر زیادی از داده های جغرافیایی توسعه یافتند. مرور علمی بر به کارگیری GIS در جهان نشان میدهد که طراحی و توسعه این سامانه در سال ۱۹۶۳ در کانادا آغاز شد و در سال ۱۹۶۵ به صورت اجرایی در آمد. اولین نمونه GIS در کشور کانادا تحت عنوان CGIS نامیده شد. در حال حاضر این سیستم در بسیاری از کشورهای جهان به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد. گستردگی مفهوم و زمینه های کاربرد این سامانه موجب شده است تا واژهGeo Information System نیز به آن اطلاق و به طور روزافزونی در منابع علمی مورد استفاده قرار میگیرد. لازمه استفاده از GIS داشتن دانش کافی از مبانی، اصول و سازماندهی آن است و نیز آگاهی از قابلیتها و محدودیتهای آن میباشد (مخدوم، ۱۳۸۰).
۱-۵-۱- تعریف GIS
برای GIS تعاریف مختلفی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره میگردد:
مجموعه ای از ابزارهای قوی برای گردآوری، ذخیرهسازی، بازخوانی، تغییر شکل و نمایش داده های مکانی مربوط به جهان واقعی و برای اهداف مشخص میباشد (بوروغ[۲۲]، ۱۹۹۶).
GIS یک سیستم کامپیوتری برای ورود، ذخیرهسازی، بازیابی، آنالیز و نمایش داده های مکانی است (کلارک[۲۳]، ۱۹۸۶).
به طور کلی GIS برای جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادههایی استفاده می شود که موقعیت جغرافیایی آنها یک مشخصه اصلی و مهم محسوب می شود. وظایف یک GIS در چهار گروه کلی شامل کسب، نگهداری، تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری میباشد. GIS می تواند به عنوان ابزار سودمند و مفید در جهت نیل به اهداف خاص مورد استفاده قرار بگیرد، همچنین این سامانه می تواند به عنوان واسطه و پلی بین اطلاعات خام و مدلهای جمعآوری رواناب جهت خروج مطمئن داده ها و پردازش آنها به کار گرفته شود، که این سامانهها دارای دو ویژگی هستند:
- ایجاد ارتباط دو طرفه بین اجزای نقشه و داده های مربوط به آنها در پایگاه داده ها.
- انجام تحلیل بر اساس داده های موجود و اجرای مدلهای مختلف در منطقه مورد بررسی و کمک به پژوهشگران در ایجاد مدلهای نوین و منطبق با ویژگیهای محل.
۱-۵-۲- مزایای استفاده از GIS
با بهره گرفتن از محیط GIS و امکانات نرمافزاری و سختافزاری این سیستم و همچنین با پیاده کردن راه حلهای ریاضی و منطقی در GIS میتوان مدلهای تجربی را به صورت رقومی در یک چارچوب قابل پردازش ارائه کرد.
ویژگی بارز و با ارزشی که GIS را از دیگر سیستمهای اطلاعاتی جدا میسازد، توانایی به کارگیری توأم داده های مکانی و توصیفی است. توانایی مدیریت عوارض جغرافیایی با مقیاسهای مختلف، از ابزارهای دیگر GIS است که در علوم مختلف کاربرد فراوان دارد.
از نکتههای بسیار مهم در به کارگیری GIS، محاسبه ارزشهای وزنی برای عوامل مختلف حوزه آبخیز است. علاوه بر این GIS به هنگامسازی داده های وارد شده را در هر زمان امکان پذیر میسازد. بدین ترتیب در صورت هر گونه تغییر در سیمای طبیعی زیرحوزهها، با دخالت آنها میتوان نتایج جدیدتر را اخذ کرد.
۱-۶- مرور منابع
آکادمی ملی علوم واشنگتن (۱۹۸۵) نشان داد که بهبود منابع تأمین آب شرب در مراتع نیمهخشک یا نقاط دوردست حوزه آبخیز، ارزش چراگاهی آنها را بالا میبرد و استفاده کاملتر از علوفه آنها را امکان پذیر میسازد.
ریسزو[۲۴]و همکاران (۱۹۹۱) نسبتهای مختلف سطح جمعآوری کننده آب باران به سطح زیر کشت را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفتند عملکرد محصول با نسبت ۱ به ۱ در مقایسه با شاهد ۷۱/۱ برابر عملکرد محصولات غلات شده است.
بور[۲۵] (۱۹۹۴) با انجام آزمایشاتی در پاکستان، سیستم جمعآوری آب باران برای درخت پسته، سطح مناسب جمعآوری کننده رواناب باران را برای منطقهای با بارش متوسط سالانه ۲۴۰ میلیمتر، ۴۰ متر مربع ذکر کرده است.
گوپتا[۲۶] (۱۹۹۴) اثر اقدامات و عملیات استحصال آب باران را برای گیاه Neem در مناطق بیابانی هند را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفت که تولید بیوماس گیاه Neem تا ۴ برابر و از ۶۹/۱ تن در هکتار به ۳/۶ تن در هکتار رسید.
بور و بنعاشر[۲۷] (۱۹۹۶) تحقیقات مشابه را در فلسطین اشغالی و نیجر برای محصولات مختلف انجام دادهاند و سطح مناسب جمعآوری کننده رواناب و مقدار تلفات نفوذ عمقی در سالهای پرباران، با باران متوسط را محاسبه کرده اند.
اسچیتکاک[۲۸] و همکاران (۲۰۰۴) تأثیر تکنیکهای جمعآوری آب با حفظ آب و خاک در جنوب استرالیا را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که به ویژه در سالهای خشک در حوزه ایمپلوویوم[۲۹] میتوان آب مورد نیاز برای آبیاری تکمیلی را برای کشت درخت زیتون فراهم کنند به شرط آنکه با توجه به بارش متوسط ۲۳۵ میلیمتر، نسبت حوزه آبخیز به تراسهای جمعآوری کننده رواناب حداقل ۴/۷ باشد.
وینار[۳۰] و همکاران (۲۰۰۵) به بررسی پتانسیل حوزه آبخیز توکلا[۳۱] در جنوب آفریقا برای جمعآوری آب باران از طریق GIS پرداختند و به این نتیجه رسیدند که ۱۸ درصد از منطقه پتانسیل بالایی برای تولید رواناب دارد.
ذاکاری[۳۲] و همکاران (۲۰۰۷) به مقایسه مدل ارزیابی آب و خاک (SWAT[33]) و مدل ابزار یا ارزیابی آب و خاک با سطح منبع متغیر (SWAT-VSA[34]) به پیش بینی رواناب در منطقه کانونسویل[۳۵] در شمال نیومکزیکو پرداختند. آنها همچنین رواناب لحظهای، رواناب سطحی و سفره آب زیرزمینی که در سطح بالاتر از دیگر سفره های آب زیرزمینی قرار گرفتند را نیز با بهره گرفتن از دو مدل فوق مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند که مدل تلفیقی SWAT-VSA پیش بینی بهتری را انجام میدهد. آنها همچنین نتیجه گرفتند که مدل SWAT-VSA جهت ارزیابی و راهنمایی و مدیریت منابع آبی کاربردیتر است و می تواند به طور دقیقتری پیش بینی کند که رواناب از کجا آغاز می شود تا به صورت بحرانی تحت مدیریت قرار بگیرد.
شیائو[۳۶] و همکاران (۲۰۰۶) اثر جمعآوری آب باران و آبیاری تکمیلی را برای کشت گندم در بهار در هایون[۳۷]چین را مورد ارزیابی قرار داده و نشان دادند که استفاده از آب ذخیره شده برای آبیاری تکمیلی برای کشت در فاروهای بین خطالرأسها ۵/۵ تا ۸/۵ درصد بوده است ولی در کشت در گودالهای بر روی خطالرأسها ۴/۹ تا ۶/۹ درصد بوده است. آنها به این نتیجه رسیدند که با بهره گرفتن از آب باران جمعآوری شده میتوان میزان آب استفاده شده در روش کشت در گودالهای بر روی خطالرأسها را ۴۰/۴ درصد در مقابل کشت در فاروها بهبود بخشید.
امبیلینی[۳۸] و همکاران (۲۰۰۷) به مکان یابی مناطق دارای پتانسیل خوب برای جمعآوری آب باران پرداختند و به این نتیجه رسیدندکه ۶/۲۳ درصد از حوزه آبخیز ماکانیا[۳۹] در منطقه کلیمانجارو تانزانیا بسیار مناسب برای جمعآوری آب باران میباشد.
ونگ کاهیندا[۴۰] و همکاران (۲۰۰۷) اثر جمعآوری آب باران و آبیاری تکمیلی به منظور افزایش بهرهوری کشاورزی وابسته به باران در مناطق نیمهخشک زیمباوه را بررسی و نتیجه گرفتند که آبیاری تکمیلی ریسک ناشی از شکست کامل محصول از ۲۰ درصد را به ۷ درصد کاهش داده و تولید آب از رواناب باعث افزایش تولید محصول از ۷۵/۱ کیلوگرم در مترمکعب به ۳/۲ کیلوگرم در مترمکعب با توجه به کاهش بارندگی درون فصلی شده است.
استورم[۴۱] و همکاران (۲۰۰۹) اقتصادی بودن برداشت آب باران به عنوان منبع آب جایگزین در سایت روستایی در شمال نامبیا را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق که سقف آهنی موجدار پشت بامها به عنوان مناطق جمعآوری آب باران استفاده شده به این نتیجه رسیدند که این سیستمها از نظر اقتصادی امکان پذیر میباشند.
اسماعیلی (۱۹۹۷) اثر روشهای مختلف استحصال آب باران در عرصه های منابع طبیعی تجدید شونده در آذربایجان شرقی را مطالعه کرده و نتیجه گرفت که این روشها باعث افزایش سبز شدن بذور مرتعی تا میزان ۵ برابر شده است.
گازریپور (۱۹۹۷) جمعآوری آب باران برای کشت درخت بادام در منطقهای با بارندگی سالانه ۲۰۰ میلیمتر را بررسی کرده و نتیجه گرفت در حوضچههایی با شیب ۲ تا ۵ درصد، عملکرد بادام تا ۴۰ درصد نسبت به سطح شاهد افزایش داشته است.
طهماسبی و همکاران (۱۳۸۴) رابطه مشخصات اقلیمی، خاک و نیاز آبی ذرت علوفهای (SC 704) در منطقه لشگرک برای طراحی سیستم جمعآوری آب باران در مناطق خشک و نیمهخشک را مورد بررسی قرار دادند و با توجه به دوره رشد گیاه، نیاز آبی، عمق خاک و عمق ریشه نسبت سطح جمعآوری کننده رواناب به حجم مخزن یا استخرهای سرپوشیده مورد نظر برای تأمین حداقل یک سوم تا حدود دو سوم آب مورد نیاز گیاه به ترتیب در سالهای خشک و سالهای پرباران را محاسبه کرده اند.
طهماسبی و رجبیثانی (۱۳۸۵) جمعآوری آب باران در عرصه های طبیعی را راهحلی برای رفع مشکل کم آبی در مناطق خشک و نیمهخشک دانسته و بر اساس مطالعه ای که در حوزه آبخیز لتیان انجام داد مناسبترین سطح جمعآوری کننده رواناب برای گیاهان مختلف و نیاز آبی معین را بدست آورد و با انجام پژوهشی مشخص شد چنانچه بخشی از آب باران در استخری ذخیره شود امکان توسعه سطح زیر کشت درختان در مناطق خشک و نیمهخشک وجود دارد.
صادقی و همکاران (۱۳۸۵) به مقایسه دیمزارها و مراتع فقیر در تولید رواناب و رسوب در تابستان و زمستان را با بهره گرفتن از بارانساز مصنوعی در حوزه گرگک در استان چهار محال بختیاری انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که میزان رواناب و رسوب در فصل تابستان در مراتع فقیر در سطح اعتماد ۹۹ درصد بیشتر از دیمزارها میباشد در صورتی که در فصل زمستان تولید رواناب و رسوب در دیمزارها در سطح اعتماد مشابه بیشتر از مراتع فقیر میباشد.
مدیریت منابع تجدیدشونده و توسعه پایدار امروزه نیازمند مناسبترین و سریعترین روش تهیه و تلفیق اطلاعات جهت مدیریت بهینه و برنامهریزیهای خود میباشد. در این زمینه سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) می تواند این نقش را به خوبی به عهده گیرد (نامجویان، ۱۳۸۱).
۱-۷- طبقه بندی روشهای استحصال آب باران و سامانه سطوح آبگیر
با توجه به منشأ اصلی آب، سامانههای سطوح آبگیر باران به چهار گروه به شرح زیر تقسیم میشوند (ریج[۴۲] و همکاران، ۱۹۸۷):
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:56:00 ق.ظ ]
|