عجیب اینکه عطّار دنیا را «اقطاع» خوانده است چون با توجّه به مطالب ۳-۱۵ از همین رساله و اینکه اقطاع (به کسر) زمینی است که ملوک به نوکران و مستحقّان خود دهند و نیز به معنی راتبه (یعنی حقوق سرباز و مزدور) آمده است، حال چگونه خداوند شیطان را نوکری دانسته که زمین اقطاع اوست؟ البتّه از طرفی این مطلب بدین صورت قابل تاویل است که دنیا با همه ویژگی هایش چنان مذموم و دهشتناک است که به درد ابلیس می‌خورد و ابلیسیان و به کار آدمی، که چند روزی در آن مهمان است، نمی‌آید.
به هر جهت سرای دنیا وسیله‌ای است در دست شیطان برای فریب دادن آدمی، «[بوسعید] گفت ابلیس را به خواب دیدم، عصا بر گرفتم تا او را بزنم. هاتفی آواز داد که او از عصا نترسد، از نوری ترسد که در دل تو باشد. گفتم بیا. گفت شما را چه کنم که بینداخته‌اید آنچه من مردمان را بدان فریبم؟ گفتم آن چیست؟ گفت دنیا» (تذ: ۴۷۰).
پایان نامه - مقاله
در داستان ششم از مقاله شانزدهم از مصیبت نامه آمده است که عیسی (ع) نیم خشتی زیر سر نهاده، خفته بود. وقتی بیدار شد شیطان را بالای سر خود دید، گفت اینجا چه می‌کنی؟ گفت دنیا اقطاع من است. به اندازه نیم خشت در تصرّف گرفته ای. عیسی آن خشت را پرتاب کرد و روی به خاک نهاد. نتیجه آنکه دنیا مایه غفلت و دوری از حق و منشأ گمراهی از جانب شیطان است(مص:۲۷۲).
در مقاله بیست و نهم از منطق الطّیر(خوف کردن مرغان از وادی سلوک ) یکی از مرغان از مکر ابلیس شکایت می‌کند و راه نجات می‌طلبد. هدهد در جواب می‌گوید که ابلیس آرزو و شهوت است و دام ابلیس دنیاست به سبب ترک دنیا می‌توان از ابلیس رهایی یافت. پس راهی که هدهد نشان داده، ترک دنیاست امّا «چنانچه به دقّت بنگریم، می‌بینیم که این جواب هم ناقص است زیرا با وجود وسوسه ابلیس ترک دنیا چگونه میسر می‌گردد؟ » (فروزانفر، ۱۳۷۴: ۳۷۲).
۳-۱۵- خداوند صاحب اصلی دنیا
عطّار دوبار در مقاله اوّل اسرار نامه در ستایش خداوند می‌گوید: همه چیز در دنیا نشانه‌ای از خداست ولی از تو نشانی نیست. جهان از تو پر شده ولی تو در آن نیستی. همین‌ها نیز سبب حیرانی و سرگشتگی برخی شده است:

 

جهان از تو پر و تو در جهان نه

همه در تو گم و تو در میان نه…

 

وجود جمله ظلّ حضرت توست

همه آثارِ صنع و قدرتِ توست

 

جهان عقل و جان حیران بمانده

تو در پرده چنین پنهان بمانده

 

جهان پر نامِ تو وز تو نشان نه

به تو بیننده عقل و تو عیان نه

 

(اس: ۸۹-۸۸)

 

 

البته شیخ به این نکته توجّه می‌دهد که اگرچه دنیا ملک خداست امّا خدا بی‌نیاز از هر دو جهان است:

 

اگر هر دو جهان نابود باشد

خدا را نه زیان نه سود باشد

 

(اس:۱۹۹)

 

 

دیوانه‌ای در حال گریستن بود. از او علّت را پرسیدند. گفت از آن جهت که دل خدا شاید بر من سوزد. کسی گفت: او دل ندارد. دیوانه پاسخ داد چطور چنین چیزی ممکن است؟ خداوندی که صاحب همه چیز است، آنگاه صاحب دل‌ها نباشد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...