بررسی مبانی تعیینی یا تخییری بودن وجوب نماز جمعه در فقه شیعه و ... |
![]() |
بررسی ادله و اقوال حکم به وجوب و حرمت نماز جمعه نزد فقهای شیعه
از آنجا که موضوع این رساله بررسی مبانی فقهی تخییری یا تعیینی بودن نماز جمعه در مذاهب خمسه است و از آنجا که هدف اصلی بررسی این موضوع، کشف و استنباط ادله فقهی وجوب تعیینی یا تخییری نماز جمعه میباشد، لذا منظور از مبانی در نگاه مستقیم بررسی فقهی نزد شیعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) و نزد اهل تسنن (کتاب، قیاس، مصالح مرسله، استحصانات و…) میباشد. هرچند مبانی اجتماعی و سیاسی موضوع تحقیق (وابستگی نظریه امکان وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام عصر(ع) نزد برخی فقهای شیعه بر مبنای ادله نقلی و عقلی ولایت فقیه استوار است) و نیز مبانی تاریخی (شرایط زمانی و مکانی اقامه نماز جمعه در اعصار پس از غیبت کبری تا عصر حاضر) نیز بهعنوان مؤیدات در توسعه مفهومشناسی مصادیق احکام مورد توجه قرار گرفتهاند؛ اما منظور اصلی از بررسی مبانی، پرداختن به ادله و احکام فقهی موضوع پژوهش بوده است.
بررسی ادله و اقوال حکم به وجوب و حرمت نماز جمعه نزد فقهای شیعه
در زمینه حکم تکلیفی نماز جمعه در عصر غیبت به طور کلی، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: «حرمت»، «وجوب تعیینی»، «وجوب تخییری»، «احتیاط واجب» و «احتیاط مستحب». اما غالب فقهای اسلامی آن را واجب میدانند این دسته از فقها برخی وجوب نماز جمعه را تعیینی و برخی نیز تخییری میدانند که در فصل سوم و چهارم اقوال و ادله آن ها بررسی خواهد شد. در این فصل ادله قائلین به حرمت و وجوب را تحلیل و واکاوی میکنیم:
بخش اول: دلایل عدم وجوب اقامه جمعه در دوران غیبت
بند اول: سیره متشرعه
اگر نماز جمعه واجب باشد، اقامه آن همهجا حتی در دورترین قریهها واجب خواهد بود. در این صورت نماز جمعه مانند نمازهای یومیه که به جماعت اقامه میشوند باید اقامه میشد و مردم در اقامه آن سعی و تلاش مینمودند و در میان مسلمانان در همه زمانها و مکانها رواج کامل مییافت و وجوب آن از ضروریات اسلام بهشمار میآمد؛ در حالیکه چنین نبوده است. آقا جمال خوانساری در بیان این مطلب چنین میگوید:
هرگاه نماز جمعه واجب عینی باشد، یاد گرفتن آن نیز واجب خواهد بود؛ هرچند وجوب کفایی باشد؛ پس در هر دهی مثلاً بر جمعی واجب خواهد بود یادگرفتن آن تا هرگز فوت نشود جمعه از ایشان. پس هرگاه در دهی نباشد کسی که خطبه تواند خواند، پس اهل آن ده ترک واجبی چنین کرده خواهند بود.[۶۹]
بند دوم: نماز جمعه منصب خاص امام یا نایب او
اگر نماز جمعه منصب خاص امام معصوم(ع) یا کسی که از امام اجازه و اذن دارد باشد، پس غیر از امام و نایب او کسی نمیتواند نماز جمعه را اقامه کند و نماز جمعه بر مکلفین وجوب نخواهد داشت.
۲ - ۱ - ۲ – ۱٫ سیره خلفا
حتی در زمان امویان و عباسیان نیز چنین بود و در تمام شهرها به این منوال بود که شخص خاصی از طرف خلیفه اقامه کند نه اینکه هر کسی به میل خود در هر دو فرسخی اقامه جمعه کند.حتی ما مشاهده میکنیم که اصحاب ائمه(ع) همین ذهنیت را نسبت به اقامه جمعه داشتهاند که باید شخص خاصی که خلیفه مسلمین است آنرا برگزار کند. حال اگر احکام خداوند در نظر ائمه معصومین علیهم السلام اجرا نمیشد، یک بحث دیگر است.اگر قرار بود که نماز جمعه از مناصب خلیفه یا ائمه نباشد، ائمه علیهم السلام در همه جا تأکید و اصرار به این داشتند که همه مسلمانان باید آنرا اقامه کنند آنهم بدون توجه به اینکه چه کسی آنرا اقامه میکند. بلکه فقط تأکید بر این بود که تحت هر شرایطی نماز جمعه برپا داشته شود در حالی که چنین روایتی در دست نداریم.[۷۰]
خلاصه آنکه اگر وجود امام معصوم(ع) و یا منصوب از جانب وی شرط اقامه جمعه نبود، از صدر اسلام مانند سایر نمازهای یومیه میشود و در هر شهر و بادیهای مانند نمازهای جماعت یومیه برگزار میگردید در حالی که از سیره خلفا برمی آید که این منصب خاص است.
۲ - ۱ - ۲ – ۲٫ همردیف بودن نماز جمعه با نماز عیدین
همانطور که نماز عیدین از مناصب خاص امام معصوم است و خلفای جور آن را به زور غصب کردهاند نماز جمعه هم از مناصب خاص امام معصوم است. در روایتی از شیخ صدوق به نقل از عبدالله بن سنان به نقل از امام باقر(ع) میفرماید:
یاعبدالله ما من عید للمسلمین أضحی و لا فطر إلا و هو یجدد لال محمد فیه حزنا. قلت: و لم؟ قال لانهم یرون حقهم فی ید غیرهم؛[۷۱]
ای عبدالله، هیچ عیدی برای مسلمانان نیست چون قربان و فطر؛ مگر اینکه برای آل محمد در آن عید غم و حزنی تجدید میشود. گفتم: چرا؟ فرمود: زیرا ایشان حق خود را در دست دیگران میبینند.
۲ - ۱ - ۲ – ۳٫ فرمایش امام سجاد «علیهالسلام»
ایشان در دعایی که در روز عید قربان و جمعه فرمودند:
اللهم إن هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک… حتی عاد صفوتک و خلفاؤک مغلوبین مقهورین مبتزّین یرون حکمک مبدلا… اللهم العن اعدائهم من الاولین و الاخرین و من رضی بفعالهم…[۷۲]
پروردگارا، دولت و حکومت ویژه خلفا و برگزیدگان تو باشد و آنان که از سوی تو چنین فرمانی داشتهاند و شایسته بودند که نماینده تو در جهان باشند تو چنین خواستهای و مشیت علمای تو بهر چه بپیوندد و با مصلحت مطلق و خیر محض مقرون است. کسی نتواند تو را به انحراف متهم سازد و اراده مقدسه تو را هوس شمارد ولی بندگان پاکدامن و شایسته تو به سوی تو مقهور و مغلوب و مظلوم بازگشتهاند. فرمان تو را دستخوش تعطیل و اهمال یافتهاند و کتاب تو را متروک و سنتهای پیامبر تو را پایمال دیدهاند. پروردگارا بر دشمنان و آنان که به دشمنی این قوم رضا دادهاند لعنت و نکبت فرو فرست و پیروان گمراه را از درگاه خودبران.
این دعا از واضح ترین دلایل است برای اینکه امامت جمعه از مناصب امام معصوم است؛ میدانیم که در صحت سند صحیفه سجادیه (زبور آل محمد)، شک و شبههای نیست.
۲ - ۱ - ۲ – ۴٫ روایات متفرقه
روایات متفرقه دیگری هم نقل شده که برخی از آنها عبارتند از:
«لا یصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعه الا للإمام او من یقیمه الإمام»؛[۷۳] یعنی صدور حکم و اجرای حدود و نماز جمعه را کسی نمیتواند انجام دهد مگر امام و یا کسی که ایشان خودشان تعیین نموده اند؛ «مروی عن کتاب الإشعیات مرسلاً: أن الجمعه و الحکومه للإمام المسلمین»؛[۷۴] یعنی نماز جمعه و حکومت متعلق به امام مسلمین است. یا روایت دیگری از امام صادق که میفرماید: «ان الجمعه لنا و الجماعه لشیعتنا»[۷۵] یعنی نماز جمعه از آن ماست و نماز جماعت متعلق به شیعیان است. و نیز روایتی که میگوید: «لنا الخمس و لنا الانفال و لنا الجمعه و لنا صفو المال»؛[۷۶] یعنی
خمس متعلق به ماست، انفال متعلق به ماست، نماز جمعه و جمع آوری بیت المال از آن ماست. همچنین حدیث از پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم» که میفرماید: «اربع الی الولاه: الفی و الحدود و الجمعه و الصدقات»؛[۷۷] یعنی
چهار چیز است که متعلق به ولاه امر است: نماز جمعه، اجرای حدود و…. یا حدیث نبوی دیگری که میفرماید: «إن الجمعه و الحکومه لإمام المسلمین»؛[۷۸] و روایت دیگر: «لا جمعه الا فی مصر تقام فیه الحدود»؛[۷۹] یعنی به عبارت دیگر نماز جمعه در جایی که عنوان مصر یا همان شهر به خود دارد صحیح است بنابراین دلالت بر این میکند که نماز جمعه باید در جایی اقامه شود که حکومت خاص در آن تشکیل شده باشد و مسلما در روستا حکومتی وجود ندارد.
۲ - ۱ - ۲ – ۵٫ سایر روایات
(روایاتی که حضور امام را برای اقامه جمعه لازم میشمارند)
روایتی که شیخ صدوق نقل میکند:
فلم صارت صلاه الجمعه اذا کانت مع الإمام رکعتین و اذا کانت بغیر إمام رکعتین و رکعتین؟ قیل لعلل شتی (منها) أن الناس یتخطون الی الجمعه من بعد فاحب الله عزوجل ان یخفف عنهم لموضع التعب الذی صاروا الیه (ومنها) أن الإمام یحسبهم للخطبه و هم منتظرون للصلاه و من انتظر الصلاه فهو فی الصلاه فی حکم التمام (و منها) ان الصلاه مع الإمام اتم واکمل لعلمه و فقهه و فضله و عدله؛[۸۰]
از امام صادق«علیهالسلام» سؤال شد: برای چه نماز روز جمعه وقتی که با امام (جمعه) اقامه شوددو رکعت است اما وقتی امام جماعت نباشد چهار رکعت؟ فرمود: به دلیل آنکه مردم از راه های دور و نزدیک در نماز جمعه حاضر میشوند پس خداوند میخواهد که از خستگی مردم که بدان دچار گشتهاند بکاهد و اینکه امام جمعه آنان را با خطبههای نماز جمعه منتظر نماز گذاشته و هر که منتظر نماز باشد مانند کسی است که به نماز ایستاده بنابراین نماز روز جمعه با امام جماعت کامل تر و بهتر است به دلیل آنکه امام جمعه دارای علم، فقاهت، فضایل اخلاقی و عدالت میباشد.
(و منها) ان الجمعه عید و صلاه العید رکعتان و لم تقصر لمکان الخطبتین (فان قال) و لم جعلت الخطبه (قبل) لان الجمعه مشهد عام فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعه و ترهیبهم من المعصیه و فعلهم و توقیفهم علی ما ارادوا من مصلحه دینهم و دنیاهم و یخبرهم بما ورد عنهم من الافاق (الافات) من الاهوال (الحوال)ا لتی لهم فیها المضره و المنفعه (العلل و لا یکون الصائر فی الصلاه بل منفصلا)؛[۸۱]
روز جمعه عید است و نماز عید به دلیل وجود خطبهها دو رکعت میباشد و اگر گفته شود چرا خطبه خوانده میشود دلیلش آنست که نماز جمعه اجتماعی است همگانی. این اجتماع بهانهای است که خلیفه مسلمانان مردم را نصیحت کند و به اطاعت امر خداوند و پرهیز از معاصی و گناهان دعوت نماید و برای آنان از کارهایی که به مصحلت دین و دنیای آنان است سخن گوید و آنان را از آنچه به نفع و یا ضرر آنان در دنیا و آخرت است آگاه کند.
روایت به نقل از زراره که از امام باقر «علیهالسلام» سؤال کرد:
قال سالت عما فرض الله عز و جل من الصلاه فقال خمس صلوات (الی ان قال: من قول تعالی: ﴿حافظوا علی الصلوات والصلاه الوسطی﴾: و نزلت هذه الآیه یوم الجمعه و رسول الله فی سفره فقت فیها رسول الله و ترکها علی حالها فی السفر و احضر و اضاف للمقیم رکعتین و انما وضعت الرکعتان اللتان اضافهما التی یوم الجمعه للمقیم لمکان الخطبتین مع الامام فمن صلی یوم الجمعه فی غیر جماعه فلیصلیها اربع رکعات کصلاه الظهر فی سائر الایام؛[۸۲]
زراره میگوید: از امام باقر(ع) پرسیدم از آنچه که خداوند درباره نماز واجب گردانید فرمود: پنج نماز است تا به این آیه از قرآن رسید: ﴿همه نمازها و نماز وسطی را برپا کنید﴾ میگویند این آیه در روز جمعه نازل گردید و پیامبر اسلام آن را در حال سفر ترک نموده بودند و به جای ایراد خطبهها دو رکعت دیگر به دو رکعت قبلی نماز ظهر اضافه نمودند. پس هر نماز جمعه را در روز جمعه بدون جماعت بخواند باید مانند سایر نمازهای ظهر آن را چهار رکعتی بخواند.
بند سوم: اجماع
دلیل دوم اجماع علمای امامیه میباشد. همانطور که شیخ طوسی در کتاب خلاف به آناشاره کرده است[۸۳] و در کتابهای بسیاری به این مسئلهاشاره کردهاند.
خلاصه آنکه نماز جمعه از مناصب خاص امام معصوم(ع) یا مأذون از ایشان است و در زمان غیبت ایشان ونبود فرد مأذون (نایب امام)، نماز جمعه واجب نیست.
بخش دوم: اقوال و ادله حرمت نماز جمعه در دوران غیبت
بند اول: اقوال قائلین به تحریم اقامه نماز جمعه در دوران غیبت
دستهای از فقها، اقامه نماز جمعه را در زمان غیبت امام معصوم(ع) حرام و حضور امام معصوم(ع) را شرط اقامهی نماز جمعه میدانند. در اینجا برخی از اسامی این دانشمندان را به همراه نظرات آنان ذکر میکنیم:
در قرن ششم ابن ادریس حلی نخستین فقیهی بود که بعد از حدود یک قرن فترت در اجتهاد شیعه بعد از شیخ طوسی در آرای شیخاشکال و یا استدلال خلاف آن را عرضه کرد. یکی از ویژگیهای او صدور فتاوای شاذ و نادر در بین شیعه است؛ مانند نجس بودن ولدالزنا اگرچه اظهار تشیع هم بکند یا اینکه قی کردن عمدی، مبطل روزه نیست و قضا و کفاره ندارد.
ابن ادریس نخستین کسی بود که باب اجتهاد را پس از یک قرن عصر تقلید گشود. پس از دوره شیخ طوسی، یکصد سال غالب دانشمندان از خود نظری در احکام اسلامی مطرح نمیکردند و این شاید به علت درک عظمت علمی شیخ طوسی و اعتماد به آرای وی بوده است. در این دوران چندان کتابیتالیف نشده است. پس از ابن ادریس که اولین کسی بود که نظرات خود را در مخالفت یا تردید در نظرات شیخ اعلام کرد، دانشمندان دیگری مانند محقق حلی و علامه با آنکه عظمت علمی شیخ طوسی را دریافته بودند با نظرات شیخ مخالفت میکردند.
از زمان ابن ادریس تا قرن یازدهم، عصر نهضت مجدد مجتهدان ادامه داشت؛ اما رفته رفته نشاط علمی آنان رو به ضعف نهاد و این امر موجب پیدایش مذهب اخباری شد.[۸۴]
۲ - ۲ - ۱ – ۱٫ دیدگاه ابن ادریس حلی در کتاب السرائر
در باب نماز جمعه چنین میگوید: نماز جمعه فریضهای است که با چند شرط منعقد میشود و اولین آنها حضور امام عادل است و یا کسی که امام ایشان را تعیین کرده است. و اینکه پنج نفر و یا بیشتر در آن جمع شوند که بشود آنرا اقامه کرد. ابن ادریس بعد از بیان اینکه بر چه کسانی نماز جمعه واجب است و از عهده چه کسانی ساقط است و نظرات و آراء مختلف را میآورد، میگوید نماز جمعه واجب نمیشود مگر با شروط خاص؛ مانند شروطی که به مکلف بستگی دارند؛ مثل مرد بودن، کمال عقل (که به اعتقاد او بلوغ، صغیر نبودن و سالم بودن از نظر عقلی، آزاد بودن، مصون بودن از مریضی، کوری، لنگی و پیری که توأم با ناتوانی باشد.[۸۵] سپس در ادامه میگوید: «لا یصح الصلاه الا خلف معتقد الحق بأسره عدل فی دیانته و حدود العدل…» او در باب حدود عدل میگوید:
حدود عدل آن است که شخصی در واجبات خود کوتاهی نکند و مرتکب قبائح نشود و نماز را صحیح بخواند واگر به این صفات،صفات دیگر و فضائل بیشتری اضافه گردد که چه بهتر. بنابراین شرط صحیح برگزار شدن نماز جماعت دو چیز است و بس: عدالت؛ قرائت صحیح. اما فقیه بودن و موجه بودن امام جماعت صفاتی است که اگر در کسی باشد باید او را بر کسی که این صفات را ندارد اولویت داد.[۸۶]
بعد ازاشاره به دیدگاه ابن ادریس در باب جماعت، نظرات او را درباره اقامه نماز جمعه در دوران غیبت بیان میکنیم. او میگوید:
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:30:00 ق.ظ ]
|